شناسهٔ خبر: 79523759 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

آیا حفاظت از تار و هویر دماوند کافی است؟

دماوند ـ ایرنا ـ یک هفته از ثبت تصویر یک سیاه‌گوش همراه توله‌اش در ارتفاعات مشرف به دریاچه تار در دماوند می‌گذرد؛ تصویری که فراتر از یک قاب حیات‌وحش، نشانه‌ای از تداوم حیات این گونه در زیستگاه منطقه و بهانه‌ای برای طرح این پرسش است که آیا سطح حفاظت از تار و هویر کافی است؟

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، ثبت تصاویر گونه‌های شاخص در دماوند از جمله داده‌های مهم برای محیط‌زیست به شمار می‌رود؛ نه فقط به دلیل کمیاب بودن یک قاب حیات‌وحش، بلکه از این جهت که حضور یک گونه شاخص همراه با توله می‌تواند نشانه‌ای از تداوم چرخه طبیعی در بخشی از زیستگاه باشد؛ داده‌ای که در کنار مشاهده گونه‌هایی مانند پلنگ، خرس، کاراکال و گربه پالاس، این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا سطح حفاظت فعلی منطقه تار و هویر با ارزش‌های زیستی، منابع طبیعی و نقش آن در حوزه‌های آبریز تناسب دارد یا باید گام دیگری برای حفاظت از آن برداشت؟

شبح طبیعت در دریاچه تار؛ آیا حفاظت از تار و هویر کافی است؟

این فقط تصویر نیست

محیط‌بانان پاسگاه محیط‌بانی دریاچه تار اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دماوند، حدود یک هفته پیش در جریان گشت و پایش ارتفاعات مشرف به دریاچه، یک سیاه‌گوش را به همراه توله‌اش مشاهده و از آن تصویربرداری کردند.

این مشاهده البته نخستین مورد حضور سیاه‌گوش در دماوند نیست و پیش از این نیز مواردی از مشاهده این گربه‌سان در ارتفاعات شهرستان ثبت شده است.

اما تفاوت این مشاهده در یک نکته است این بار یک گونه بالغ در کنار توله دیده شده است؛ اتفاقی که به گفته محیط‌زیست می‌تواند احتمال تداوم چرخه طبیعی و زادآوری این گونه در زیستگاه‌های دماوند را مطرح کند با این حال، ارزش اصلی این تصویر نه در خود قاب، بلکه در سؤالی است که پشت آن قرار دارد.

اگر یک زیستگاه هنوز امکان حضور و زادآوری گونه‌ای مانند سیاه‌گوش که بخاطر ویژگی فوق العاده اش در پنهان کاری به شبح طبیعت معروف است را فراهم می‌کند، اگر در همان محدوده یا زیستگاه‌های پیرامونی، حضور خرس و دیگر گوشتخواران ثبت می‌شود و اگر این منطقه همزمان با منابع آب و سرشاخه‌های حوزه‌های آبریز ارتباط دارد، آیا حفاظت از آن باید همچنان در همان سطح فعلی باقی بماند؟

این همان نقطه‌ای است که مشاهده یک سیاه‌گوش از یک اتفاق موردی فاصله می‌گیرد و به دستمایه‌ای برای بررسی وضعیت حفاظتی منطقه تار و هویر تبدیل می‌شود.

شبح طبیعت در دریاچه تار؛ آیا حفاظت از تار و هویر کافی است؟

شاخص‌های کارنامه سلامت زیستگاه چیست؟

نقی میرزا کریمی»، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دماوند، در گفت‌وگو با ایرنا می‌گوید حضور سیاه‌گوش در دماوند پیش از این نیز مشاهده و ثبت شده است، اما تصویری که این بار از یک سیاه‌گوش بالغ در کنار توله در زیستگاه طبیعی ثبت شده، از منظر مستندسازی حیات‌وحش اهمیت بیشتری دارد.

به گفته وی، حدود ۲ سال پیش نیز یک سیاه‌گوش در ارتفاعات سربندان در حاشیه دریاچه مشاهده شده بود که به دلیل ورود به محدوده روستا، توسط محیط‌بانان زنده‌گیری و از منطقه خارج شد، پیش از آن نیز موارد دیگری از حضور این گونه در شهرستان گزارش شده بود. این سابقه نشان می‌دهد موضوع تنها یک مشاهده اتفاقی نیست؛ اما از سوی دیگر، نباید از یک تصویر نتیجه‌ای بزرگ‌تر از داده موجود گرفت.

میرزاکریمی تأکید می‌کند که مشاهده یک سیاه‌گوش بالغ همراه توله می‌تواند احتمال تداوم چرخه طبیعی و زادآوری این گونه را مطرح کند، اما برای قضاوت درباره وضعیت کامل یک زیستگاه، یک مشاهده کافی نیست. پوشش گیاهی، وضعیت گونه‌های طعمه، امنیت منطقه، تنوع زیستی و میزان فشار فعالیت‌های انسانی، مجموعه عواملی هستند که باید در کنار هم بررسی شوند و به بیان دیگر، سیاه‌گوش می‌تواند یک نشانه باشد، اما به‌تنهایی کارنامه سلامت زیستگاه نیست.

ارزش یک زیستگاه را نمی‌توان با یک گونه سنجید

ارتفاعات دماوند در دامنه‌های البرز، تنها محل عبور یا حضور یک گونه جانوری نیست؛ مجموعه‌ای از زیستگاه‌ها را در خود جای داده که گونه‌های مختلف در آن، بخشی از زنجیره طبیعی اکوسیستم را تشکیل می‌دهند.

به گفته رییس اداره حفاظت محیط زیست دماوند، گونه‌هایی از جمله پلنگ، خرس، سیاه‌گوش، کاراکال، گربه پالاس، قوچ و میش، گربه وحشی، کفتار، شغال و روباه در زیستگاه‌های شهرستان مشاهده شده یا حضور آنها به ثبت رسیده است.

حتی یک روز پیش از ثبت تصویر سیاه‌گوش، محیط‌بانان یک قلاده خرس را در فاصله‌ای دور مشاهده کردند؛ هرچند فاصله زیاد و شرایط منطقه اجازه تصویربرداری از آن را نداد بود.

اهمیت این مشاهدات در کنار هم بیشتر از اهمیت هرکدام به صورت جداگانه است و حضور گونه‌های مختلف، به‌ویژه گوشتخواران، می‌تواند اطلاعاتی درباره ساختار زیستگاه، دسترسی به منابع غذایی و میزان پیوستگی اکولوژیک منطقه در اختیار محیط‌زیست قرار دهد.

اما نکته مهم این بوده که ثبت گونه، مساوی با حفاظت از زیستگاه نیست چراکه ممکن است یک منطقه همچنان میزبان گونه‌های ارزشمند باشد، اما همزمان با افزایش فشار انسانی، تخریب پوشش گیاهی، دخل و تصرف، فعالیتهای معدنی یا توسعه‌های ناسازگار، بخشی از ظرفیت زیستگاهی آن در حال کاهش باشد.

بنابراین مسئله اصلی، فقط این نیست که چه گونه‌ای در تار و هویر دیده می‌شود؛ مسئله این است که این زیستگاه تا چه اندازه می‌تواند همین تنوع را در سال‌های آینده نیز حفظ کند.

افزایش دوربین‌ها

پاسخ به این سؤال بدون داده مستمر ممکن نیست، مشاهدات محیط‌بانان ارزش بالایی دارد، اما طبیعت منطقه‌ای مانند تار و هویر آن‌قدر گسترده است که نمی‌توان همه رفت‌وآمدهای حیات‌وحش را با حضور انسانی ثبت کرد و از همین رو، اداره حفاظت محیط زیست دماوند توسعه ابزارهای پایش را در دستور کار قرار داده است.

میرزاکریمی از افزایش تعداد دوربین‌های تله‌ای در شهرستان خبر می‌دهد و می‌گوید هدف‌گذاری شده تعداد این تجهیزات به بیشتر از سه دستگاه برسد.

دوربین‌های تله‌ای می‌توانند در نقاط مختلف زیستگاه، بدون حضور مستقیم انسان، رفت‌وآمد گونه‌ها را ثبت کنند؛ داده‌هایی که در صورت تداوم می‌توانند تصویر دقیق‌تری از پراکنش گونه‌ها، مسیرهای تردد و وضعیت حضور حیات‌وحش ارائه دهند.

این موضوع برای منطقه‌ای که قرار است درباره سطح حفاظت آن تصمیم‌گیری شود، اهمیت دوچندان دارد زیرا ارتقای سطح حفاظتی، صرفاً با چند تصویر جذاب از حیات‌وحش قابل دفاع نیست؛ نیازمند مجموعه‌ای از شواهد است که نشان دهد منطقه چه ارزشی دارد و در برابر چه تهدیدهایی قرار گرفته است.

تار و هویر؛ از منطقه شکارممنوع تا یک مرحله بالاتر

مسئله اصلی اکنون به همین نقطه می‌رسد که به گفته رییس اداره حفاظت محیط زیست دماوند، منطقه تار و هویر سال گذشته به عنوان منطقه شکارممنوع تعیین شده و اکنون ظرفیت ارتقای سطح حفاظتی آن به پناهگاه حیات‌وحش وجود دارد. این پیشنهاد در واقع یک تغییر در شیوه نگاه به منطقه است؛ اینکه تار و هویر صرفاً محدوده‌ای برای جلوگیری از شکار نباشد، بلکه به عنوان یک زیستگاه با ارزش‌های اکولوژیک گسترده‌تر، تحت چارچوب حفاظتی قوی‌تری قرار گیرد.

میرزاکریمی معتقد است ارتقای سطح حفاظتی می‌تواند چارچوب مؤثرتری برای حفاظت از منطقه ایجاد کند و از فعالیت‌هایی که به تخریب زیستگاه یا برهم خوردن تعادل اکولوژیک منجر می‌شود، جلوگیری کند. در این نگاه، موضوع فقط شکار حیات‌وحش نیست و معادن، دخل و تصرف، تخریب‌های بی‌رویه و طرح‌هایی که می‌توانند به ساختار طبیعی منطقه آسیب بزنند، بخشی از دغدغه‌های حفاظتی هستند.

در نتیجه، اگر قرار باشد درباره ارتقای سطح حفاظت تصمیم‌گیری شود، نقطه اتکای آن باید مجموعه‌ای از داده‌های میدانی، ارزش‌های زیستگاهی و میزان آسیب‌پذیری منطقه باشد؛ نه صرفاً یک مشاهده موردی.

از آب غافل نشویم

اهمیت تار و هویر را نمی‌توان فقط در فهرست گونه‌های جانوری آن خلاصه کرد چراکه این منطقه در ساختار طبیعی حوزه‌های آبریز نیز نقش دارد و حفاظت از پوشش گیاهی، خاک و زیست‌بوم کوهستانی آن، با حفظ کارکردهای طبیعی منابع آب ارتباط پیدا می‌کند.

میرزاکریمی با اشاره به اهمیت منابع آبی منطقه می‌گوید سرشاخه‌های آبی بخش‌هایی از این محدوده با حوزه‌های پایین‌دست ارتباط دارند و از این منظر، حفاظت از زیست‌بوم کوهستانی می‌تواند در حفظ کارکردهای طبیعی حوزه آبریز نیز مؤثر باشد.

بخشی از این حوزه‌ها به سمت شهرستان گرمسار امتداد پیدا می‌کند و بخش‌هایی از حوزه‌های غربی نیز به سمت محدوده سد ماملو کشیده می‌شود و این پیوند باعث می‌شود ارزش حفاظتی منطقه فقط در محدوده‌ای که یک سیاه‌گوش یا خرس در آن دیده شده تعریف نشود.

کوهستان، پوشش گیاهی، خاک، آب و حیات‌وحش در اینجا یک زنجیره هستند و آسیب به یکی از این حلقه‌ها الزاماً همان روز خودش را نشان نمی‌دهد؛ ممکن است اثر آن در پایین‌دست، در منابع آب، فرسایش خاک یا کاهش ظرفیت زیستگاه آشکار شود.

از همین منظر، بحث ارتقای سطح حفاظت تار و هویر، از یک مطالبه صرفاً محیط‌زیستی فراتر می‌رود و به بخشی از مسئله مدیریت منابع طبیعی و آب منطقه تبدیل می‌شود.

اگر سطح حفاظتی منطقه ارتقا یابد

با وجود همه این ارزش‌ها، یک سؤال دیگر نیز باقی می‌ماند اگر سطح حفاظتی منطقه ارتقا یابد، چه چیزی در میدان تغییر خواهد کرد؟ این پرسش مهمی است؛ زیرا تغییر عنوان حفاظتی به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن حفاظت باشد.حفاظت مؤثر نیازمند نیروی انسانی، تجهیزات پایش، دسترسی مناسب محیط‌بانان، کنترل فعالیت‌های مخرب، پایش مستمر گونه‌ها و مهم‌تر از همه، سازوکار مشخص برای جلوگیری از تخریب زیستگاه است.

از این منظر، افزایش دوربین‌های تله‌ای، ثبت دقیق مشاهدات و مستندسازی حضور گونه‌های شاخص باید بخشی از یک نظام پایش مستمر باشد؛ نظامی که بتواند در طول زمان نشان دهد وضعیت زیستگاه بهتر شده، ثابت مانده یا در حال پسرفت است.

اگر قرار است منطقه تار و هویر به سطح حفاظتی بالاتری برسد، همین داده‌ها می‌توانند پایه علمی این تصمیم باشند و در واقع، ارتقای حفاظت باید از «ثبت ارزش» به «حفاظت از ارزش» برسد.

یک قاب کوچک، یک تصمیم بزرگ

سیاه‌گوش و توله‌اش اکنون دیگر یک خبر یک‌روزه نیستند و تصویر ثبت‌شده در ارتفاعات مشرف به دریاچه تار، بخشی از داده‌هایی است که نشان می‌دهد زیستگاه‌های دماوند هنوز ظرفیت میزبانی از گونه‌های شاخص حیات‌وحش را دارند و در کنار آن، مشاهده خرس و سابقه ثبت گونه‌هایی مانند پلنگ، کاراکال و گربه پالاس، تصویری گسترده‌تر از تنوع زیستی منطقه ارائه می‌کند.

اما ارزش واقعی این تصاویر زمانی مشخص می‌شود که به تصمیم‌های حفاظتی منجر شوند به طوری که مسئله امروز تار و هویر فقط این نیست که سیاه‌گوش در این ارتفاعات دیده شده است؛ بلکه این است که آیا این زیستگاه برای ادامه حضور سیاه‌گوش و سایر گونه‌ها، امنیت و ظرفیت لازم را خواهد داشت؟

پاسخ به این سؤال به میزان پایش، کنترل فشارهای انسانی، حفاظت از پوشش گیاهی و منابع آب و البته سطح حفاظتی منطقه وابسته است.

تار و هویر سال گذشته وارد چارچوب منطقه شکارممنوع شده و اکنون موضوع ارتقای سطح حفاظتی آن به پناهگاه حیات‌وحش مطرح است که اگر قرار باشد این پیشنهاد جدی گرفته شود، داده‌های میدانی باید بیش از گذشته جمع‌آوری و مستند شوند و ارزش‌های زیستی و آبی منطقه در کنار هم دیده شوند.

در نهایت، توله سیاه‏گوش فقط چند لحظه در قاب دوربین محیط‌بانان قرار گرفت؛ اما همان قاب می‌تواند یک یادآوری مهم برای مدیریت منطقه باشد آنچه امروز هنوز در طبیعت دیده می‌شود، الزاماً برای همیشه باقی نمی‌ماند.

حفاظت از تار و هویر، اگر قرار است مؤثر باشد، باید پیش از آنکه نشانه‌های کاهش تنوع زیستی و تخریب زیستگاه آشکار شود، برای حفظ همین ظرفیت موجود اقدام کند زیرا موضوع فقط حفاظت از یک سیاه‌گوش نیست؛ حفاظت از زیست‌بومی است که حیات‌وحش، پوشش گیاهی، خاک و آب در آن به یکدیگر متصل‌اند.