ما پایهگذار جامعه را وجود مقدس امیرالمؤمنین و مولای متقیان سلاماللهعلیه میدانیم؛ کسی که در روز غدیر با او بهعنوان خلافت و امامت بیعت میشود، اما ۷۰ روز پس از غدیر و پس از رحلت رسول گرامی اسلام (ص)، وقتی به هر دلیلی امت اسلامی از مسأله خلافت روی برمیگرداند و دیگری را برمیگزیند، در عین حال، با تمام رشادت و شجاعت، امیرالمؤمنین (ع) به خاطر اتحاد و وحدت جامعه اسلامی از حق مسلم خود چشمپوشی میکنند. پایهگذار وحدت، امیرالمؤمنین (ع) است. پس از امیرالمؤمنین (ع)، فرزندان بزرگوارشان سنت ایشان را ادامه دادند. در این رابطه به چند نکته مهم اشاره میکنم؛ شما شنیدهاید که وجود مقدس امام صادق (ع) ۴۰۰۰ شاگرد داشت. در میان شاگردان ایشان شیعه بودند، ولی اکثریت ۴۰۰۰ شاگرد، اهل سنت هستند. امام صادق (ع) چگونه رفتار میکند؟... اینها نزد ایشان میآیند، درس میگیرند، حدیث میآموزند و یادداشت میکنند و احادیث پیامبر را از امام صادق (ع) میشنوند و همه عاشق امام صادق (ع) میشوند. امام اعظم اهل سنت جناب ابوحنیفه افتخار شاگردی امام را دارد. این سخن خود ابوحنیفه است: «اگر آن دو سال شاگردی امام صادق (ع) نبود، نعمان (ابوحنیفه) هلاک میشد.»
امام اعظم و بسیاری دیگر از ائمه اهل سنت، از جمله امام شافعی، همه به شاگردی امام صادق (ع) افتخار میکنند. خب، این اگر غیر از مسأله وحدت امت اسلامی باشد، امام صادق (ع) میآید برای خودش رقیب درست کند و به قول معروف، مکاتب دیگر را در کنار مکتب جعفری ایجاد کند. این بهخاطر همان دید وسیع و بلند و بالای ایشان است. بقیه ائمه ما هم سیره عملیشان همین بوده و طوری رفتار میکردند که احدی از مسلمین از روش آنان ناراضی نباشد.
علمای شیعه هم در دورانهای مختلف همینگونه عمل کردهاند. مرحوم شیخ مفید و شیخ طوسی ــ از علمای بزرگ شیعه ــ کتاب خلاف را نوشتهاند و در مکتبشان و در درسشان هم برای اهل سنت درس میگفتند و هم برای شیعیان؛ این روش در میان علمای ما بوده است. بزرگانی که از آنان بهعنوان بزرگان تقریب نام میبریم، مانند مرحوم سید جمالالدین اسدآبادی. میبینید که هنوز هم اختلاف است که بالاخره سید اهل کجاست: اهل اسدآباد افغانستان یا همدان. از او سؤال میکردند «سید اهل کجایی؟» میگفت «من مسلمانم.» از مذهب او سؤال میکردند، میگفت «من مسلمانم» و اظهار مذهبش را نمیکرد. اینگونه قدم برداشتند و اینها همه در مسیر وحدت جامعه اسلامی و اتحاد مسلمین است.
ما فکر کنیم دشمن را خوب شناختهایم. نقطه ضربهپذیر جامعه اسلامی در طول تاریخ مسألهای است که انگلیسیها گفتند: «تفرقه بینداز و حکومت کن.» اینها در پرتو تفرقه انداختن بین مسلمانان میتوانستند منافع مسلمانان را غارت کنند؛ بنابراین ملتهای بزرگ اسلامی که دلهایشان با همدیگر نزدیک است و کنار هم هستند، اگر دولتهای کشورهای اسلامی هم پیرو ملتهای خودشان باشند، دست به دست هم بدهند و متحد شوند و با اتحاد عمل کنند، ما امروزه بزرگترین امپراتوری جهان اسلام را خواهیم داشت. با تمام اختلافات که اروپاییها توانستند اتحادیه اروپا را تشکیل دهند و به ویزای واحد و به پول واحد یورو برسند. چرا مسلمانها با این همه جمعیتی که دارند و با این همه نقاط مشترک، نباید این امپراتوری بزرگ را تشکیل دهند و اتحادیه جهان اسلام را به وجود آورند؟ در حقیقت اگر دولتهای اسلامی نبودند ــ که این دولتها خیلی مزدور هستند و مزدور اجانباند ــ امروز ما این همه مشکلات را نداشتیم که تعداد کمی از یهود و صهیونیسم امروزه در عرصه کشورهای اسلامی حکومت کنند و منافع و ثروت اینها را غارت کنند و اینها نتوانند سخن بگویند. این مسأله اهمیت وحدت است. قرآن هم به این نکته اشاره میکند و کتابالله میفرماید:ای امت اسلامی، به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید. شما قبل از اسلام دشمن هم بودید؛ یاد بیاورید که شما دشمن همدیگر بودید، اما خداوند شما را به هم نزدیک کرد، دلهای شما را به هم نزدیک کرد و در پرتو این نزدیکی قلوب، شما به وحدت و اتحاد اسلامی رسیدید و از آن بالاتر، به اخوت اسلامی؛ مسلمانان برادر یکدیگر هستند. برادر نسبی نیستند، ولی برادر دینی هستند. اگر به قرآن و معارف اسلامی عمل کنیم، خیلی از مشکلات جهان اسلام حل میشود.
مسلمانان، برادران دینی یکدیگرند
مسأله وحدت در طول تاریخ موضوع مهمی است که تمام بزرگان دین ما به آن توصیه کردهاند. مسأله وحدت در طول تاریخ موضوع مهمی است که تمام بزرگان دین ما به آن توصیه کردهاند.
صاحبخبر -