به گزارش خبرگزاری آنا، فضای مجازی برای چین و ژاپن صرفاً محلی برای ارتباط کاربران یا سرگرمی نیست و به بخشی از اقتصاد، فرهنگ، خدمات عمومی و حکمرانی این دو کشور تبدیل شده است. هر دو کشور طی سالهای گذشته تلاش کردهاند در کنار استفاده از فناوریهای جهانی، ظرفیتهای داخلی خود را برای ساخت و مدیریت پلتفرمها تقویت کنند؛ اما تفاوت در شیوه حکمرانی، میزان مداخله دولت و نحوه مواجهه با پلتفرمهای خارجی، دو الگوی متفاوت در شرق آسیا ایجاد کرده است.
چین در این مسیر به سمت شکلدهی یک زیستبوم عمدتاً داخلی حرکت کرده است؛ ویچت، ویبو، دویین، کیوکیو، شیائوهونگشو و بیلیبیلی نمونههایی از سکوهایی هستند که در بخشهای مختلف ارتباطات، تجارت، سرگرمی و خدمات دیجیتال حضور دارند. ژاپن نیز پلتفرمهایی مانند لاین و یاهو! ژاپن را توسعه داده، اما ارتباط این کشور با سکوهای خارجی همچنان در چارچوب قوانین و سازوکارهای نظارتی دنبال میشود.
اژدها در را میبندد، سامورایی قانون میگذارد
مهمترین تفاوت دو کشور را باید در نحوه مواجهه با اینترنت و پلتفرمهای خارجی جستوجو کرد. چین از ابتدای توسعه اینترنت، سیاست کنترل و مدیریت داخلی شبکه را دنبال کرده و «دیوار بزرگ آتشین» را به عنوان مجموعهای از اقدامات فناورانه و قانونی برای تنظیم اینترنت داخلی به کار گرفته است. بر اساس گزارش مورد استناد، استفاده از برخی شبکههای اجتماعی خارجی مانند فیسبوک، ایکس و تلگرام در چین ممنوع شده و همین شرایط به شرکتهای داخلی فرصت داده است تا بازار بزرگی را در اختیار بگیرند.
ژاپن مسیر متفاوتی را طی کرده است. این کشور به جای ایجاد یک فضای کاملاً جدا از پلتفرمهای خارجی، تلاش کرده فعالیت شرکتهای فناوری را با قانون و الزامهای مشخص مدیریت کند. پارلمان ژاپن در سال ۲۰۲۴ قانونی را اصلاح کرد که پلتفرمهای بزرگ را به ایجاد سازوکار دریافت درخواست حذف محتوا و شفافسازی معیارهای حذف ملزم میکرد.
چنین تفاوتی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: چین بیشتر ابتدا محیط فعالیت پلتفرمها را با تکیه بر حاکمیت داخلی شکل داده و سپس شرکتهای بومی را در آن رشد داده است؛ ژاپن بیشتر تلاش کرده در کنار حضور پلتفرمهای جهانی، قواعد فعالیت آنها را مشخص کند. پژوهشهای جدید نیز مدل چین را ساختاری سهلایه میان «تنظیمگر، پلتفرم و کاربر» توصیف میکنند که در آن بخش قابل توجهی از مسئولیت حکمرانی محتوا به خود پلتفرمها واگذار میشود.
تجربه چین نشان میدهد که توسعه پلتفرم بومی زمانی میتواند به استقلال دیجیتال منجر شود که بازار داخلی، زیرساخت، نیروی انسانی و سیاستگذاری در یک مسیر هماهنگ قرار گیرند. دادههای موجود مرتبط با نحوۀ مدیریت فضای مجازی در چین نیز بر نقش بازار بزرگ داخلی، تناسب پلتفرمها با زبان و فرهنگ کاربران و حمایت دولت از شرکتهای فناوری داخلی تأکید دارد.
ویچت در برابر لاین؛ دو ابرسکوی آسیایی
ویچت یکی از برجستهترین نمونههای موفقیت چین در پلتفرمداری است. این سکو از یک پیامرسان فراتر رفته و خدماتی مانند پرداخت، خرید، مینیبرنامهها، ارتباطات سازمانی، تماس تصویری و خدمات الکترونیکی را در یک محیط واحد ارائه میکند. دادههای موجود مرتبط با نحوۀ مدیریت فضای مجازی در چین ویچت را «ابر اپلیکیشن» این کشور معرفی میکند که بیش از ۱.۳ میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد.
لاین نیز نمونه موفق ژاپن در تبدیل یک پیامرسان به سکویی چندمنظوره است. این پلتفرم که ابتدا با هدف پیامرسانی راهاندازی شد، به خدماتی مانند پرداخت آنلاین، بازی، سفارش غذا، تاکسی اینترنتی، اخبار، خرید و برخی خدمات درمانی گسترش یافته است. لاین در ابتدای سال ۲۰۲۵ حدود ۹۷ میلیون کاربر فعال ماهانه در ژاپن داشت.
تفاوت اصلی در اینجا بیشتر از تعداد خدمات، به محیطی مربوط میشود که این دو سکو در آن رشد کردهاند. ویچت در بازاری شکل گرفته که پلتفرمهای خارجی مهمی از آن کنار گذاشته شدهاند و شرکتهای داخلی میدان گستردهای برای توسعه پیدا کردهاند. لاین در ژاپن در کنار پلتفرمهای جهانی و در محیطی رقابتیتر فعالیت میکند.
تطبیق خدمات با فرهنگ و نیازهای کاربران نیز در هر دو تجربه اهمیت داشته است. دادههای موجود مرتبط با نحوۀ مدیریت فضای مجازی در چین تأکید میکند که پلتفرمهای داخلی این کشور متناسب با زبان، ترجیحات فرهنگی و هنجارهای اجتماعی کاربران طراحی شدهاند. در ژاپن نیز لاین با شناخت فرهنگ عمومی و علاقه کاربران شرق آسیا به انیمه، شخصیتهای کارتونی و استیکرهای اختصاصی خود را به بخشی از برندش تبدیل کرده است.
چین مسئولیت را به سکو میسپارد، ژاپن بر نظارت و پاسخگویی تکیه میکند
کنترل محتوا در چین بخش مهمی از مدل حکمرانی فضای مجازی این کشور است. براساس گزارش مورد استناد، ارائهدهندگان خدمات اینترنتی باید مجوزهای لازم را دریافت کنند و پلتفرمها مسئولیت نظارت بر محتوای منتشرشده را بر عهده دارند. شرکتها موظفاند برای پایش محتوا تیمهای نظارتی داشته باشند و در صورت مشاهده محتوای غیرقانونی یا حساس، اقدامات لازم را انجام دهند.
قانون امنیت فضای مجازی و سایر مقررات چین نیز مسئولیتهایی برای پلتفرمها در زمینه تعدیل محتوا و امنیت آنلاین تعیین کردهاند. ثبتنام با نام واقعی، گزارش فعالیتهای غیرقانونی به دولت و استفاده همزمان از ابزارهای هوش مصنوعی و نیروی انسانی برای تعدیل محتوا، از دیگر اجزای این مدل هستند.
اداره فضای مجازی چین یا CAC نیز نهاد اصلی تنظیم اینترنت و اجرای مقررات مرتبط با شبکههای اجتماعی معرفی شده است و پلتفرمها و کاربران متخلف میتوانند با مجازاتهایی از جریمه تا تعلیق حساب و اقدامات قانونی مواجه شوند. مقررات حمایت از افراد زیر سن قانونی در فضای سایبری نیز از سال ۲۰۲۴ اجرا شده و موضوعاتی مانند سواد سایبری، حفاظت از اطلاعات شخصی و پیشگیری از اعتیاد به اینترنت را دربر میگیرد.
ژاپن در نقطه مقابل، نمونه متفاوتی از مواجهه با اطلاعات نادرست ارائه میکند. تیم رصد اجتماعی NHK از سال ۲۰۱۳ شبکههای اجتماعی را به صورت مستمر پایش میکند و در زمان انتشار اخبار گمراهکننده، به بررسی و رد آنها میپردازد.
اهمیت این سازوکار در جریان زلزله نوتو در سال ۲۰۲۴ بیشتر نمایان شد؛ پس از این حادثه، حجم زیادی از مطالب نادرست در شبکههای اجتماعی منتشر شد و تیم رصد NHK به بررسی این ادعاها پرداخت. براساس دادههای موجود دربارۀ نحوۀ مدیریت فضای مجازی در ژاپن، تا پایان روز دوم حدود ۲۵۰ هزار پست درباره ادعای ساختگی بودن زلزله مشاهده شده بود.
تفاوت این دو رویکرد نشان میدهد چین بیشتر مسئولیت کنترل و پالایش محتوای کاربران را در ساختار حقوقی خود به پلتفرمها منتقل کرده و ژاپن نمونهای از استفاده همزمان از قانون، رسانه و سازوکارهای رصد اطلاعات برای مقابله با محتوای گمراهکننده ارائه میکند. پژوهشهای جدید نیز تأکید میکنند که در مدل چین، پلتفرمها عملاً نقش واسطهای میان تنظیمگر و کاربر پیدا کردهاند و مسئولیتهای قانونی قابل توجهی برای حکمرانی رفتار کاربران بر عهده دارند.
حفاظت از داده؛ حساسیت مشترک با دو نسخه متفاوت
حفاظت از دادههای کاربران در هر دو کشور مورد توجه قرار گرفته، اما شیوه برخورد آنها یکسان نیست. ژاپن حتی نسبت به پلتفرم بومی خود حساسیت امنیتی نشان داده است؛ دولت این کشور در سال ۲۰۲۱ پس از گزارشهایی درباره دسترسی مهندسان چینی یک شرکت وابسته به لاین به دادههای کاربران ژاپنی، موضوع را بررسی کرد و در ادامه استفاده از لاین برای انتقال برخی اطلاعات حساس را موقتاً متوقف کرد.
این اتفاق نشان میدهد که از نگاه ژاپن، بومی بودن یا محبوبیت یک سکو به معنای معافیت آن از الزامات امنیتی نیست. شرکتها باید درباره انتقال دادههای شخصی به خارج از کشور شفاف باشند و رعایت مقررات داخلی برای آنها اهمیت دارد.
چین نیز مجموعهای از قوانین و مقررات را برای مسئولیت پلتفرمها، ثبت هویت کاربران و حفاظت از اطلاعات در نظر گرفته است. قانونگذاری چین علاوه بر تعیین مسئولیت برای شرکتها، آنها را به ایجاد سازوکارهای داخلی برای مدیریت رفتار کاربران و محتوای منتشرشده ملزم میکند. پژوهشهای حقوقی جدید نیز این ساختار را نوعی حکمرانی مشترک میان دولت و پلتفرمها توصیف کردهاند، هرچند در آن نقش تنظیمگر دولتی غالب است.
تفاوت مهم اینجاست که در چین، حفاظت از داده بخشی از یک ساختار گستردهتر حکمرانی دیجیتال قرار گرفته که در آن هویت کاربران، مسئولیت پلتفرم و نظارت دولتی به یکدیگر متصل هستند؛ در ژاپن، نمونه لاین نشان میدهد که حفاظت از داده بیشتر از زاویه حریم خصوصی و امنیت اطلاعات کاربران مورد پیگیری قرار گرفته است.
دو تجربه آسیایی برای ساختن استقلال دیجیتال
مقایسه چین و ژاپن نشان میدهد که استقلال دیجیتال یک نسخه واحد ندارد. چین با ایجاد بازار داخلی قدرتمند برای سکوهای بومی و محدود کردن فعالیت برخی پلتفرمهای خارجی، شرایطی ایجاد کرده که شرکتهایی مانند ویچت، ویبو و دویین بتوانند به بخشهای اصلی زندگی دیجیتال مردم تبدیل شوند.
ژاپن نیز با وجود حضور پلتفرمهای جهانی، از توسعه سکوهای داخلی غافل نشده است. لاین، یاهو! ژاپن، GREE و Mixi نمونههایی از تلاش این کشور برای حفظ ظرفیت داخلی در حوزه خدمات دیجیتال و شبکههای اجتماعی هستند.
تجربه چین یک نکته مهم برای سیاستگذاری فضای مجازی دارد: پلتفرم بومی زمانی به یک بازیگر اثرگذار تبدیل میشود که پشتوانه بازار، زیرساخت، سرمایه، نیروی انسانی و سیاستگذاری داشته باشد. دادههای موجود مرتبط با نحوۀ مدیریت فضای مجازی در چین نشان میدهد که شرکتهای داخلی این کشور از بازار عظیم کاربران چینی، نوآوری در تجارت دیجیتال و پخش زنده و حمایت دولت از فناوری داخلی بهره گرفتهاند.
تجربه ژاپن نیز بر اهمیت اعتماد کاربران تأکید دارد. لاین توانسته است با ارائه خدمات متعدد و انطباق با فرهنگ کاربران، جایگاه قابل توجهی در زندگی دیجیتال ژاپنیها پیدا کند؛ همزمان دولت این کشور حتی در برابر همین سکوی محبوب نیز در صورت بروز نگرانی درباره دادهها و امنیت، واکنش نظارتی نشان داده است.
برای ایران، تجربه این دو کشور نشان میدهد که جهت گسترش حکمرانی مجازی توسعه سکوهای بومی، ایجاد خدمات متنوع روی آنها، تقویت اقتصاد دیجیتال، حفاظت از داده، ارتقای سواد فضای مجازی و تعیین مسئولیت روشن برای پلتفرمها باید در یک منظومه هماهنگ دنبال شود.
چین مسیر «ساخت اکوسیستم داخلی و حکمرانی متمرکز» را با قدرت بیشتری دنبال کرده و ژاپن مسیر «توسعه پلتفرم بومی در کنار تنظیمگری و نظارت قانونی» را پررنگتر کرده است. هر دو تجربه نشان میدهند که داشتن توان داخلی در پلتفرمداری، تنها یک مزیت اقتصادی نیست و میتواند بخشی از ظرفیت کشور برای مدیریت داده، فرهنگ، اقتصاد دیجیتال و امنیت فضای مجازی باشد.
انتهای پیام/