یایویی کوساما، هنرمند ژاپنی که به یک سوپراستار جهانی تبدیل شد، در سن ۹۷ سالگی درگذشت.
او از دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۲۰۲۰، کوساما نقاشیهای زنده، مجسمهها و چیدمانهای عظیمی خلق کرد که اغلب از تجربه توهمات او الهام گرفته بودند.
شرکت یایویی کوساما روز پنجشنبه در بیانیهای اعلام کرد که کوساما در ۱۴ آگوست در بیمارستانی در توکیو درگذشت.
در این بیانیه آمده است: «کوساما در طول یک عمر خارقالعاده که کاملاً به آفرینش هنری اختصاص داشت، به عنوان یک هنرمند آوانگارد پیشگام که فعالیتهای خلاقانهاش شامل هنرهای تجسمی، اجرا، داستان و شعر میشد، حرفه تحسینشده بینالمللی را دنبال کرد. او تا روزهای پایانی عمرش به نقاشی ادامه داد، هرگز قلممو را کنار نگذاشت و به کاوش در عشق ابدی و روح جاودانه ادامه داد.»
کوساما که فوراً با کلاه گیس قرمز روشن و کوتاهش قابل تشخیص بود، به خاطر طرحهای رنگی روانگردان و چیدمانهای «اتاق آینهای بینهایت» خود شناخته شد، که به او کمک کرد تا در عصر سلفیهای رسانههای اجتماعی مخاطبان زیادی پیدا کند: نمایشگاه او در سال ۲۰۲۴ در استرالیا محبوبترین نمایشگاه در تاریخ این کشور بود. با این حال، او به عنوان یک هنرمند جوان در دهه ۱۹۶۰، پیش از آنکه در گمنامی موقت فرو رود، پیشگام بسیاری از مضامین ماندگار خود بود.
اثر کوساما با عنوان «امید نقطههای پولکا مدفون در بینهایت، تا ابد جهان را در بر خواهد گرفت» در موزه لودویگ در کلن، آلمان در سال ۲۰۲۶. عکس: اینا فاسبندر/خبرگزاری فرانسه/گتی ایمیجز
کوساما علاوه بر مجسمهساز و نقاش بودن، در دوران هیپیها اجراهای نمایشی متعددی اجرا کرد که نامش را با رسوایی گره زد. او «جشنوارههای بدن» را با اجراکنندگان برهنه که با نقاشیهای خالخالی نقاشی شده بودند، برگزار میکرد و یک بار به ریچارد نیکسون، رئیس جمهور آمریکا، نامه نوشت و پیشنهاد داد که در ازای پایان جنگ ویتنام با او بخوابد. اخبار چنین رویدادهایی، خانواده محافظهکار او را در کشورش وحشتزده کرد.
کوساما در سال ۱۹۲۹ در ماتسوموتو، ژاپن متولد شد و دوران کودکی ناخوشایندی را در خانوادهای بدرفتار و پدری زنباره گذراند. خانواده ثروتمند او گلخانههایی را اداره میکردند و کوساما با وجود تلاشهای مکرر مادرش برای متوقف کردن او، مینشست و گلها را نقاشی میکرد. کوساما در کودکی دچار توهماتی شد که در آنها گلها دور او جمع میشدند و با او صحبت میکردند. مکانیسم مقابله او این بود که آنچه را که میدید، نقاشی میکرد.
در طول جنگ جهانی دوم، کوسامای ۱۳ ساله برای تولید پارچه برای چتر نجات ارتش ژاپن به خدمت اجباری درآمد. او بعدها در کیوتو به تحصیل در رشته نیهونگا ، یک سبک سنتی نقاشی ژاپنی، پرداخت، اما از محدودیتهای آن ناامید شد. کوساما با رد آینده برنامهریزیشده خود که ازدواج از پیش تعیینشده و فرزند بود، در سال ۱۹۵۸ ژاپن را به مقصد نیویورک ترک کرد. در آنجا، او با هنرمند و نظریهپرداز دونالد جاد آشنا شد و با نقاشیهای «شبکه بینهایت» خود - زمینههای وسیعی از نقاط پولکای برجسته که در سراسر بوم امتداد یافته بودند - به موفقیت بزرگی دست یافت. در سال ۱۹۶۲، او اولین اثر خود را به هنرمندان فرانک استلا و جاد به قیمت ۷۵ دلار فروخت. در سال ۲۰۱۴، تابلوی سفید شماره ۲۸ او در یک حراجی به قیمت ۷.۱ میلیون دلار (۵.۷ میلیون پوند) فروخته شد که در آن زمان رکوردی برای یک هنرمند زن زنده بود.
در سال ۱۹۶۳، کوساما شروع به ساختن «مجسمههای نرم» کرد - قطعاتی از مبلمان و اشیاء دیگر، مانند نردبان، که با اشکال آلت تناسلی مردانه سفید و پر شده با پارچه پوشانده شده بودند. به گفته او، این آثار تلاشی برای التیام انزجارش از رابطه جنسی بود، رابطهای که با این باور بزرگ شده بود که کثیف و شرمآور است.
کوساما با وجود فعالیت آزادانه در حوزههای پاپ آرت و مینیمالیسم، مورد استقبال دنیای هنر قرار نگرفت. او همیشه معتقد بود که بسیاری از ایدههایش در این دوره توسط هنرمندان مرد سفیدپوست، از جمله اندی وارهول، تصاحب شده است، در حالی که او از تاریخ هنر کنار گذاشته شده است.
آثار کوساما اغلب حول بینهایت و ایده «خود-محو» متمرکز بود، مفهومی که از توهماتی که او را در خود فرو میبرد، الهام گرفته شده بود. او یک بار در مورد نقاشی خود با عنوان «گل» (DSPS) در سال ۱۹۵۴ گفت: «داشتم به طرحهای گل قرمز رومیزی روی میز نگاه میکردم و وقتی سرم را بالا آوردم، همان طرح را دیدم که سقف، پنجرهها و دیوارها و در نهایت تمام اتاق، بدنم و جهان را پوشانده بود. احساس کردم که شروع به خود-محو کردن کردهام، در بینهایت زمان بیپایان و مطلقیت فضا میچرخم و به نیستی تقلیل مییابم.»
در دوسالانه ونیز ۱۹۶۶، او این مطالعات را ادامه داد و اثر بدنام خود، باغ نرگس، را ارائه داد؛ «دریاچهای» از ۱۵۰۰ گوی بازتابنده که برای القای حس بینهایت آینهای تلاش میکردند. وقتی کوساما شروع به فروش گویها به قیمت هر کدام ۲ دلار با شعار «خودشیفتگی شما برای فروش است»، کرد، دوسالانه تصمیم به تعطیلی این فعالیت گرفت.
کوساما استعدادی در جنجالآفرینی پیدا کرد. «رویدادهای هنری» او اغلب به دلیل صرفاً تکاندهنده بودن مورد انتقاد قرار میگرفتند، با این حال، اظهارات سیاسی آنها اکنون جلوتر از زمان خود به نظر میرسند. در سال ۱۹۶۸، او اولین «عروسی همجنسگرایان» نیویورک را در ترایبکا به نمایش گذاشت و در اعتراض به حمله به چکسلواکی، پرچم «کثیف» شوروی را در بیرون ساختمان سازمان ملل شست.
در این زمان، کوساما درگیر یک رابطه افلاطونی اما وسواسگونه با هنرمندی بیگانه به نام جوزف کورنل بود که حتی پس از ترک آمریکا و بازگشت به ژاپن نیز ادامه یافت. او در طول اقامتش در نیویورک مرتباً در بیمارستان بستری میشد و هنگامی که کورنل در سال ۱۹۷۲ درگذشت، سلامت روانش با توهم، حملات پانیک و اقدام به خودکشی، رو به وخامت گذاشت. در سال ۱۹۷۷، او خود را در یک بیمارستان روانی در توکیو بستری کرد که دورههای هنردرمانی ارائه میداد و ثبات لازم را برای کوساما فراهم میکرد تا پروژههایش را بدون حواسپرتی دنبال کند. او تصمیم گرفت که به طور دائم در آنجا زندگی کند و هر روز از صبح تا شب در استودیوی نزدیک خود کار کند.
اگرچه او در دهه ۱۹۸۰ چندین رمان منتشر کرد، اما به نظر میرسید که علاقه به کوساما تقریباً با آغاز دهه ۱۹۹۰ به طور کامل کاهش یافته است. اما آن توجهی که در اوایل دوران هنریاش از او دریغ شده بود، سرانجام در اواخر عمرش به او رسید. در سال ۱۹۹۳، او یک اتاق آینهای پر از مجسمههای کوچک کدو تنبل برای غرفه ژاپنی دوسالانه ونیز ساخت و برای این کار تحسین همگان را برانگیخت. او اولین بار در ۱۱ سالگی با پدربزرگش کدو تنبلی را دیده بود. وقتی سعی کرد آن را بچیند، به نظر میرسید که کدو تنبل با او صحبت میکند و اکنون به یک مضمون تکرارشونده در آثاری مانند «تمام عشق ابدی که به کدو تنبلها دارم» از سال ۲۰۱۶ تبدیل شده است.
تمرکز کوساما به سمت چیدمانهایی تغییر یافت که بر اساس اثر او در سال ۱۹۶۵ با عنوان «اتاق آینهای بینهایت: مزرعه فالی» ساخته شده بودند. در آن اثر، صدها شکل نرم و صورتی آلت تناسلی مردانه در یک اتاق آینهای چیده شده بودند. نیم قرن بعد، چنین تجربیات غوطهوری با مخاطبان در مقیاس جهانی ارتباط برقرار کرد، به طوری که نورهای رنگی و کدو تنبلهای رنگآمیزی شده با رنگهای روشن، محتوای اینستاگرامی بینظیری را ارائه میدادند. طنز ماجرا اینجاست که نمایشگاهی از آثار او در موزه هیرشورن در واشنگتن دی سی در سال ۲۰۱۷ پس از آنکه شخصی هنگام تلاش برای گرفتن سلفی به یک اثر هنری آسیب رساند، موقتاً تعطیل شد.
آثار کوساما در سال ۱۹۹۸ در موزه هنر مدرن نیویورک، در سال ۲۰۱۲ در موزه تیت مدرن لندن و در سال ۲۰۱۷ در موزه هیرشورن واشنگتن دی سی به نمایش گذاشته شد. بلیتهای نمایشهای او به سرعت در سراسر جهان به فروش رسید و طرفداران ساعتها در صف میایستادند تا فقط ۳۰ ثانیه از چیدمانهای او دیدن کنند.
با وجود اینکه برخی منتقدان از خود میپرسیدند که آیا او به محبوبترین هنرمند جهان تبدیل شده است ، کوساما همیشه معتقد بود که جایگاه او در تاریخ توسط نهادهای هنری تعیین نخواهد شد.
او یک بار گفت: «نمیتوانم تصور کنم که پس از مرگم در چه طبقهبندی قرار خواهم گرفت. حس خوبی دارد که یک غریبه باشم.»