شناسهٔ خبر: 79506712 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: سیتنا | لینک خبر

تغییر پارادایم در صنعت تلکام؛ از اتصال تا خلق ارزش در اقتصاد دیجیتال

صاحب‌خبر -
متن خبر

به گزارش سیتنا، سپیده عابدینی، مدیرکل ارتباطات و توسعه برند مبین‌نت، در نگاه ویژه شماره 129 ماهنامه نسل چهارم آورده است:

در صنعت ارتباطات، تغییر پارادایمی در حال شکل‌گیری است؛ تغییری که نشانه‌های آن را می‌توان در توسعه فیبر نوری، گسترش 5G و رشد خدمات ابری و اینترنت اشیا دید، اما ماهیت آن فراتر از تغییر فناوری است: تغییر جایگاه اپراتورها در زنجیره ارزش اقتصاد دیجیتال.
اپراتورها اکنون به عنوان بازیگران اصلی اکوسیستم تحول دیجیتال شناخته می‌شوند؛ بازیگرانی که با توسعه زیرساخت‌های ارتباطی، زمینه را برای رشد فناوری‌های نوین، افزایش بهره‌وری صنایع، توسعه خدمات هوشمند و شکل‌گیری اقتصاد دیجیتال فراهم می‌کنند.

نسل بعدی ارتباطات تنها به معنای افزایش سرعت اینترنت نیست، بلکه مجموعه‌ای از فناوری‌ها، معماری‌های جدید شبکه و مدل‌های نوین ارائه خدمات را در بر می‌گیرد. توسعه شبکه‌های فیبر نوری، استقرار نسل پنجم ارتباطات سیار، استفاده از رایانش ابری، هوش مصنوعی و اینترنت اشیا از جمله مولفه‌های این تحول هستند. این تحولات نه تنها کیفیت خدمات ارتباطی را افزایش می‌دهند، بلکه زیرساخت لازمبرای تحول دیجیتال در بخش‌های مختلف اقتصاد را نیز فراهم می‌کنند.

در این نقطه، یک سؤال مهم مطرح می‌شود: اپراتور آینده قرار است فقط اتصال بهتری ارائه کند یا می‌تواند بخشی از ارزش ایجادشده در اقتصاد دیجیتال را نیز در اختیار بگیرد؟پاسخ این سؤال را باید با کنار هم قرار دادن چند تحول یافت؛ توسعه فیبر نوری، گسترش 5G، رشد مراکز داده و رایانش ابری، اینترنت اشیا و حرکت اپراتورها به سمت خدمات سازمانی. این فناوری‌ها  از یکدیگر منفک نیستند؛ بلکه اجزای یک زنجیره به ‌هم ‌پیوسته‌اند که در نهایت باید زیرساخت ارتباطی را به ارزش اقتصادی تبدیل کنند.

فیبر نوری؛ ستون فقرات زیرساخت‌های ارتباطی آینده

تحول در زیرساخت‌های ارتباطی ایران بدون توسعه گسترده شبکه فیبر نوری امکان‌پذیر نخواهد بود. رشد چشمگیر مصرف داده، افزایش استفاده از پلتفرم‌های ویدئویی، بازی‌های آنلاین، خدمات ابری، آموزش مجازی، کسب‌وکارهای دیجیتال و نیاز سازمان‌ها به ارتباطات پایدار، نشان می‌دهد شبکه‌های سنتی مبتنی بر کابل مسی دیگر پاسخگوی نیازهای آینده نخواهند بود. در چنین شرایطی، توسعه فیبر نوری دیگر صرفاً یک پروژه برای افزایش سرعت اینترنت خانگی نیست. فیبر نوری بخشی از زیرساخت پایه اقتصاد دیجیتال است؛ زیرساختی که باید بتواند هم مصرف روزمره کاربران و هم نیاز مراکز داده، کسب‌وکارها و خدمات ابری را پاسخ دهد و به یکی از پایه‌های اصلی شبکه ارتباطی آینده تبدیل شود.

در ایران نیز طی سال‌های اخیر، اجرای پروژه ملی توسعه فیبر نوری منازل و کسب‌وکارها در شهرهای مختلف کشور شتاب گرفته و اپراتورها و شرکت‌های ارتباطی در حال توسعه این زیرساخت هستند. آخرین گزارش منتشر شده از سوی رگولاتوری در زمستان ۱۴۰۴، از ایجاد پوشش بیش از نه میلیون خانوار و اتصال بیش از یک میلیون خانوار در قالب پروژه فیبر نوری منازل و کسب‌وکارها حکایت می‌کند؛ رقمی که گویای سهم 9 درصدی فناوری FTTX (فیبر نوری) در بازار اینترنت ثابت کشور می‌باشد.

با این حال، سرعت پیشرفت این پروژه تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گرفته است. هزینه بالای سرمایه‌گذاری، افزایش قیمت تجهیزات، وابستگی بخشی از تجهیزات به واردات، فرآیندهای طولانی دریافت مجوز حفاری، هماهنگی با شهرداری‌ها و دستگاه‌های خدمات‌رسان و همچنین چالش تبدیل پوشش ایجادشده به اتصال واقعی مشترکان، از جمله موانعی هستند که توسعه فیبر نوری را با کندی مواجه کرده‌اند. علاوه بر این، عوامل سیاسی و شرایط اقتصادی نیز بر روند سرمایه‌گذاری و اجرای پروژه‌ها اثرگذار بوده است.

توسعه فیبر نوری در کشورمان علاوه بر افزایش کیفیت دسترسی کاربران، آثار گسترده‌تری بر اکوسیستم دیجیتال کشور نیز خواهد داشت. این فناوری می‌تواند با کاهش فشار بر شبکه‌های موبایل، زمینه استفاده متوازن‌تر از شبکه ثابت و سیار را فراهم کند. در شرایطی که بخش قابل توجهی از مصرف اینترنت کشور بر بستر شبکه همراه انجام می‌شود، توسعه اینترنت ثابت مبتنی بر فیبر نوری می‌تواند موجب افزایش کیفیت تجربه کاربران و آزاد شدن بخشی از ظرفیت شبکه‌های موبایل برای خدمات تخصصی‌تر شود.

از سوی دیگر، فیبر نوری زیرساخت اصلی توسعه بسیاری از فناوری‌های نسل آینده محسوب می‌شود. خدماتی مانند رایانش ابری، مراکز داده، شهر هوشمند، پزشکی از راه دور، آموزش تعاملی، سامانه‌های هوشمند سازمانی و بسیاری از کاربردهای مبتنی بر داده، نیازمند شبکه‌ای با ظرفیت بالا و تأخیر پایین هستند که فیبر نوری این امکان را فراهم می‌کند. همچنین توسعه گسترده فیبر نوری، یکی از پیش‌نیازهای مهم برای بهره‌برداری کامل از شبکه‌های5G است؛ زیرا سایت‌های نسل پنجم برای ارائه ظرفیت واقعی خود نیازمند شبکه انتقال پرظرفیت در بخش پشتیبان خود هستند. در معماری 5G، ایجاد ظرفیت رادیویی بدون توسعه متناسب شبکه انتقال نمی‌تواند تمام ارزش سرمایه‌گذاری انجام‌شده را آزاد کند. فیبر نوری در این بخش یکی از مهم‌ترین گزینه‌های فنی است.

به همین دلیل، توسعه فیبر نوری را باید بخشی از یک زنجیره بزرگ‌تر دید؛ زنجیره‌ای که از دسترسی کاربر آغاز می‌شود و به شبکه انتقال، مراکز داده، خدمات ابری و در نهایت سرویس‌های دیجیتال می‌رسد.

5G؛ مسئله‌ای فراتر از سرعت 

نسل پنجم ارتباطات سیار یا 5G، برای کاربران نهایی بیشتر با یک وعده شناخته می‌شود: اینترنت سریع‌تر. اما برای صنعت ارتباطات، داستان اصلی جای دیگری است.

ظرفیت بالاتر، تأخیر کمتر، امکان اتصال تعداد بیشتری از تجهیزات و قابلیت پشتیبانی از کاربردهای تخصصی، ویژگی‌هایی هستند که5G  را از یک ارتقای ساده در سرعت اینترنت موبایل جدا می‌کند.

توسعه 5G در ایران نیز از مرحله آزمایش و پروژه‌های محدود عبور کرده و توسعه آن در دستور کار اپراتورها قرار گرفته است، اما این فناوری همچنان در مراحل ابتدایی گسترش قرار دارد. بر اساس گزارش‌های مبتنی بر آخرین آمار رگولاتوری تا دی‌ماه ۱۴۰۴، اینترنت نسل چهارم یا 4G، سهم بازار ۹۲.۰۲ درصدی و اینترنت نسل پنجم یا 5G، سهم بازار ۴.۵۹ درصدی ( ۵,۷۳۳,۵۹۱ مشترک) را به خود اختصاص داده‌اند. آمارها گویای این است که 4G همچنان سهم غالب بازار اینترنت همراه کشور را در اختیار دارد. 

این اعداد یک پیام روشن برای اپراتورها دارند: در توسعه5G ، مسئله فقط پوشش نیست؛ کاربرد و مدل کسب‌وکار است.
برای کاربر عادی، افزایش سرعت همیشه به اندازه‌ای ارزش اقتصادی ایجاد نمی‌کند که بتواند به‌تنهایی سرمایه‌گذاری سنگین موردنیاز برای توسعه یک نسل جدید شبکه را توجیه کند. ارزش واقعی5G  زمانی بیشتر می‌شود که وارد بازار سازمانی و صنعتی شویم؛ جایی که کاهش تأخیر، قابلیت اطمینان، اتصال تعداد زیاد تجهیزات و مدیریت شبکه می‌تواند مستقیماً روی بهره‌وری اثر بگذارد.

کارخانه هوشمند، معدن متصل، پایش تجهیزات، حمل‌ونقل هوشمند، رباتیک صنعتی و برخی کاربردهای واقعیت افزوده و مجازی، نمونه‌هایی از این بازار هستند. اما حتی در اینجا هم یک نکته را نباید نادیده گرفت: تکنولوژی 5G به‌تنهایی تحول دیجیتال ایجاد نمی‌کند. یک کارخانه با داشتن شبکه 5G خودکار نمی‌شود؛ بلکه ارزش واقعی زمانی ایجاد می‌شود که شبکه با حسگر، نرم‌افزار، پلتفرم داده، رایانش ابری و یک مسئله واقعی کسب‌وکار ترکیب شود.

با وجود ظرفیت‌های بالای 5G، توسعه این فناوری در ایران با چالش‌هایی مانند هزینه بالای تجهیزات، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، نیاز به تخصیص و مدیریت فرکانس، تأمین تجهیزات شبکه و ایجاد مدل اقتصادی مناسب برای بازگشت سرمایه مواجه است. همچنین تا زمانی که کاربردهای صنعتی و سازمانی 5G به‌صورت گسترده شکل نگیرد، توجیه اقتصادی توسعه سریع آن برای اپراتورها با دشواری‌هایی همراه خواهد بود.
 
اینترنت اشیا و رایانش ابری؛ افق جدید اپراتورها

یکی از مهم‌ترین تغییرات مدل کسب‌وکار اپراتورها در سال‌های اخیر، حرکت از «ارائه اتصال» به سمت «ارائه راهکار» است.
این تغییر را می‌توان در اینترنت اشیا به‌خوبی مشاهده کرد. اینترنت اشیا به مفهوم اتصال میلیاردها دستگاه به شبکه است؛ تجهیزاتی که به‌طور مداوم اطلاعات را جمع‌آوری، ارسال و دریافت می‌کنند. از کنتورهای هوشمند آب، برق و گاز گرفته تا تجهیزات پزشکی، سامانه‌های حمل‌ونقل، دوربین‌های نظارتی، ماشین‌آلات صنعتی، تجهیزات کشاورزی و سامانه‌های پایش محیطی، همگی بخشی از اکوسیستم اینترنت اشیا هستند. اپراتورها با توسعه شبکه‌های اختصاصی IoT، بستری فراهم می‌کنند که این تجهیزات بتوانند با مصرف انرژی پایین، امنیت بالا و هزینه مناسب به شبکه متصل شوند و داده‌های خود را به‌صورت مستمر تبادل کنند. 

در یک پروژه IoT، اتصال دستگاه فقط نقطه شروع است؛ داده باید از دستگاه دریافت شود، در شبکه جابه‌جا شود، در زیرساخت مناسب ذخیره یا پردازش شود و در نهایت به اطلاعاتی تبدیل شود که برای یک سازمان ارزش داشته باشد.

به همین دلیل، اپراتوری که فقط سیم‌کارت یا اتصال شبکه ارائه می‌کند، بخش محدودی از زنجیره ارزش IoT را در اختیار دارد. ارزش بالاتر در لایه‌های مدیریت تجهیزات، پلتفرم، ذخیره‌سازی، پردازش، تحلیل داده و ارائه راهکار شکل می‌گیرد. اینجا همان نقطه‌ای است که توسعه رایانش ابری (Cloud Computing) و خدمات مبتنی بر آن اهمیت ویژه‌ای پیدا  می‌کند. 

اپراتورها با سرمایه‌گذاری در مراکز داده مدرن، زیرساخت‌های ابری، فضای ذخیره‌سازی، ماشین‌های مجازی و خدمات پردازشی، این امکان را برای سازمان‌ها، کسب‌وکارها و استارتاپ‌ها فراهم می‌کنند که بدون نیاز به خرید و نگهداری تجهیزات گران‌قیمت، از منابع پردازشی و ذخیره‌سازی موردنیاز خود به‌صورت منعطف و بر اساس میزان مصرف استفاده کنند. این خدمات علاوه بر کاهش هزینه‌های فناوری اطلاعات، امکان توسعه سریع‌تر سرویس‌های دیجیتال، افزایش امنیت اطلاعات،

مقیاس‌پذیری بیشتر و دسترسی آسان‌تر به منابع پردازشی را فراهم می‌کنند و به بخشی از زیرساخت تحول دیجیتال تبدیل شده‌اند.
ما نیز در مبین‌نت طی سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در توسعه خدمات زیرساختی و راهکارهای سازمانی مانند مرکز داده، رایانش ابری و اینترنت اشیا انجام داده‌ایم. در حوزه IoT، با ارائه راهکارهای هوشمندسازی برای صنایع و سازمان‌ها، از جمله سامانه پایش هوشمند اعلام حریق با نام تجاری «الرت»، در تلاشیم تا با تکیه بر زیرساخت‌های قوی و دانش فنی خود به «اپراتور تخصصیIoT» تبدیل شویم و با ارائه راهکارهای هوشمند در سطوح مختلف، تحول چشمگیری در کیفیت زندگی شهروندان ایجاد کنیم.

اپراتور الرت با هدف پایش لحظه‌ای و مدیریت هوشمند حوادث، به‌عنوان یکی از بزرگترین پروژه‌های اینترنت اشیا در کشور با همکاری سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی و سازمان فاوای شهرداری تهران راه‌اندازی و موفق به دریافت تأییدیه دانش‌بنیانی شده است.
اهمیت چنین پروژه‌ای صرفاً در خود فناوری نیست؛ مسئله مهم‌تر، تبدیل زیرساخت ارتباطی به راهکاری برای حل یک نیاز واقعی است. در این مدل، مشتری دیگر صرفاً «پهنای باند» نمی‌خرد؛ یک راهکار دریافت می‌کند. از این رو، سرمایه‌گذاری اپراتورها در حوزه رایانش ابری و اینترنت اشیا، یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای توسعه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی صنایع مختلف محسوب می‌شود.

اقتصاد دیجیتال؛ از زیرساخت تا ارزش‌آفرینی

اقتصاد دیجیتال امروزه به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه‌یافتگی کشورها تبدیل شده است و میزان بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره‌وری، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، توسعه نوآوری و رشد اقتصادی محسوب می‌شود. تحقق اقتصاد دیجیتال بدون وجود زیرساخت‌های ارتباطی قدرتمند امکان‌پذیر نیست و در این میان، اپراتورهای ارتباطی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان این زیرساخت‌ها، نقش محوری در شکل‌گیری و توسعه این اقتصاد ایفا می‌کنند.

فروشگاه‌های اینترنتی، پلتفرم‌ها، شرکت‌های نرم‌افزاری، خدمات مالی دیجیتال، سامانه‌های سازمانی و بسیاری از کسب‌وکارهای جدید، به شبکه‌ای پایدار و قابل اتکا وابسته‌اند. اما نقش اپراتورها در این اقتصاد نباید به تأمین اتصال محدود شود. شبکه در واقع نخستین لایه زنجیره ارزش است. پس از آن، مرکز داده، رایانش ابری، امنیت، IoT، ارتباطات سازمانی، پردازش داده و راهکارهای دیجیتال قرار می‌گیرند.
برای مثال، یک فروشگاه زنجیره‌ای ممکن است به‌جای یک لینک ارتباطی ساده، مجموعه‌ای از خدمات شامل ارتباط امن میان شعب، اتصال تجهیزات، فضای ابری، پشتیبان‌گیری، امنیت، مانیتورینگ و پردازش داده نیاز داشته باشد.

اگر اپراتور بتواند این مجموعه را به‌صورت یکپارچه ارائه کند، دیگر رقابت فقط بر سر قیمت پهنای باند نخواهد بود؛ بلکه رقابت به کیفیت راهکار، پشتیبانی، امنیت، SLA و توانایی حل مسئله مشتری منتقل می‌شود.

این تغییر البته ساده نیست. اپراتوری که می‌خواهد وارد بازار خدمات دیجیتال شود، به چیزی بیشتر از زیرساخت نیاز دارد: نیروی متخصص، توسعه محصول، فروش سازمانی، شناخت صنعت و توانایی ایجاد همکاری با شرکت‌های نرم‌افزاری، دانش‌بنیان و فناورانه.

آینده اپراتورها؛ گذار از Telco به TechCo

سال‌هاست در صنعت ارتباطات از حرکت اپراتورها از Telco به TechCo صحبت می‌شود. اما  این تغییر را نباید صرفاً یک تغییر برندینگی یا اضافه شدن چند محصول جدید به سبد خدمات دانست.

مسئله اصلی، تغییر مدل اقتصادی اپراتورهاست. در مدل سنتی، رشد درآمد تا حد زیادی به رشد مشترک، مصرف و خدمات ارتباطی وابسته بود. اما با افزایش ترافیک و محدودیت رشد درآمد از خدمات پایه، طبیعی است که اپراتورها به دنبال بخش‌های جدیدی از زنجیره ارزش بروند.

رایانش ابری، مرکز داده، امنیت سایبری، اینترنت اشیا، خدمات سازمانی، تحلیل داده و راهکارهای هوشمندسازی از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند بخشی از این ارزش را ایجاد کنند؛ البته نه به این معنا که هر اپراتوری باید وارد تمام این بازارها شود. اتفاقاً یکی از اشتباهات رایج همین است که تحول دیجیتال را با تعدد سرویس‌ها  اشتباه بگیریم.

اپراتور موفق آینده لزوماً اپراتوری نیست که بیشترین تعداد سرویس را ارائه می‌کند؛ اپراتوری است که بتواند بین دارایی‌های اصلی خود (شبکه، زیرساخت، طیف فرکانسی، پایگاه مشتری، داده و...) و یک نیاز واقعی بازار، ارتباط برقرار کند.

از این منظر، آینده صنعت تلکام در ایران را نمی‌توان صرفاً با تعداد سایت‌ها، تعداد مشترکان یا سرعت اینترنت سنجید. این شاخص‌ها همچنان مهم‌اند، اما شاخص‌های دیگری نیز در حال اهمیت یافتن هستند؛ مانند نرخ اتصال فیبر نوری، میزان استفاده از ظرفیت شبکه، سهم خدمات سازمانی، درآمد حاصل از خدمات دیجیتال و میزان ارزشی که اپراتورها برای صنایع  ایجاد  می‌کنند.پ

این تغییر نگاه، برای اقتصاد دیجیتال ایران نیز مهم است. اگر قرار است اقتصاد دیجیتال از یک شعار صرف به یک بخش واقعی و مولد از اقتصاد تبدیل شود، زیرساخت ارتباطی باید بتواند از مرحله «دسترسی» عبور کند و به مرحله «خلق ارزش» برسد. در این مسیر، اپراتورها یکی از معدود بازیگرانی هستند که امکان حضور هم‌زمان در چند لایه زیرساخت را دارند؛ از دسترسی و انتقال گرفته تا مرکز داده، ابر و اتصال تجهیزات.

اپراتور آینده؛ فراتر از اتصال

اپراتور آینده، سازمانی نیست که صرفا  اینترنت سریع‌تری بفروشد. اتصال همچنان هسته اصلی کسب‌وکار باقی خواهد ماند؛ اما  ارزش اقتصادی اپراتور بیش از گذشته به توانایی آن در تبدیل این اتصال به سرویس و راهکار وابسته خواهد بود.
فیبر نوری، 5G، رایانش ابری، اینترنت اشیا و مراکز داده، هرکدام به‌تنهایی یک پروژه فناوری هستند؛ اما وقتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، می‌توانند به زیرساختی برای تحول در صنعت، خدمات و کسب‌وکارها تبدیل شوند.

برای شرایط امروز کشورمان، این موضوع یک فرصت و در عین حال یک آزمون است. فرصت از این جهت که توسعه زیرساخت ارتباطی می‌تواند به افزایش بهره‌وری صنایع و رشد کسب‌وکارهای دیجیتال کمک کند؛ و آزمون از این جهت که سرمایه‌گذاری در زیرساخت، بدون شکل‌گیری مدل اقتصادی مناسب و کاربرد واقعی، به‌تنهایی کافی نیست.

در نهایت، موفقیت اپراتورهای آینده را باید با یک سؤال ساده سنجید: این شبکه، علاوه بر جابه‌جایی داده، چه ارزشی خلق می‌کند؟
اگر پاسخ این سؤال فقط «اینترنت سریع‌تر» باشد، اپراتور همچنان در همان مدل سنتی باقی مانده است. اما اگر شبکه بتواند به کاهش هزینه یک کارخانه، افزایش بهره‌وری یک سازمان، هوشمندسازی یک شهر، توسعه یک کسب‌وکار یا ایجاد یک سرویس جدید کمک کند، آن‌وقت اپراتور از یک ارائه‌دهنده ارتباطات به یک شریک واقعی و بازوی پیشران در اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.

در نهایت، من باور دارم آینده صنعت تلکام ایران را نه صرفاً گستردگی شبکه، بلکه میزان ارزشی تعیین می‌کند که این شبکه برای کسب‌وکارها، صنایع و توسعه اقتصاد دیجیتال کشور خلق می‌کند.

انتهای پیام