اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در آغاز این عملیات اعلام کرد کشورها و شرکتهایی که به تعبیر واشنگتن بهعنوان «شریان مالی» ایران عمل کنند، باید انتظار تحریم و انزوای اقتصادی داشته باشند. در بسته جدید نیز حدود ۶۰ فرد، شرکت و کشتی مرتبط با ایران هدف قرار گرفتهاند و دامنه فشار به شبکههای نفتی، کشتیرانی و مالی کشیده شده است.اما یک واقعیت مهم، محاسبات کاخ سفید را با چالش مواجه کرده است: محاصره زمانی محاصره است که دیگران هم آن را اجرا کنند. آمریکا میتواند فهرست تحریمهای خود را بلندتر کند اما نمیتواند بهسادگی چین، روسیه و دیگر شرکای اقتصادی ایران را مجبور کند که روابط خود را با تهران قطع کنند. در همین نقطه، نخستین نشانههای شکست پروژه جدید واشنگتن آشکار میشود؛ نشانههایی که از پکن آغاز شده و تا مسکو و حتی برخی پایتختهای منطقه امتداد یافته است.
سفر معنادار رئیس سیا به مسکو
درست در روزهایی که آمریکا عملیات اقتصادی جدید خود علیه ایران را کلید زده، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سفری اعلامنشده و کمسابقه به مسکو انجام داد؛ سفری که کاخ سفید و سیا پیشاپیش آن را اعلام نکرده بودند.
اهمیت این سفر فقط به سطح مقام آمریکایی محدود نمیشود. رتکلیف نخستین رئیس سیا است که از زمان سفر ویلیام برنز در سال ۲۰۲۱ به مسکو میرود؛ سفری که آن زمان نیز در شرایطی حساس و در آستانه جنگ اوکراین انجام شده بود. رسانههای آمریکایی در گزارشهای اولیه حتی نتوانستند هدف دقیق سفر یا طرف روسی ملاقاتهای او را مشخص کنند.
اکنون کرملین تأیید کرده است که رئیس سیا با مقامهای اطلاعاتی روسیه دیدار کرده، هرچند ولادیمیر پوتین شخصا با او ملاقات نکرده است. سخنگوی کرملین همچنین گفته پوتین در جریان نتایج گفتوگوهای رتکلیف قرار گرفته است. این تماس در شرایطی انجام شده که هم جنگ اوکراین تشدید شده و هم تلاشهای واشنگتن برای حل پرونده ایران به بنبست خورده است.
بنابراین، اصل سفر قطعی است؛ اما محتوای آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. همین خلأ اطلاعاتی، زمینه را برای گزارشها و گمانهزنیهای مختلف فراهم کرده است.
پیام واشنگتن برای مسکو چه بود؟
در این میان، گزارش منتشرشده از سوی هرمز لتر، ادعای مهمی را مطرح کرده است؛ ادعایی که در صورت تأیید میتواند معنای سفر رتکلیف را تاحد زیادی تغییر دهد.براساس این گزارش، مقامهای روسیه به ایران اطلاع دادهاند که سفر رئیس سیا به مسکو حامل پیامی از سوی واشنگتن بوده است: آمریکا از روسیه خواسته ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز تحت فشار قرار دهد و در مقابل هشدار داده که در صورت همکاری نکردن مسکو، نهادها، شرکتها و مجموعههای اقتصادی روسیه با تحریمهای آمریکا مواجه خواهند شد. طبق همین روایت، پاسخ روسیه نیز روشن بوده است: مسکو این درخواست را نپذیرفته و به تهران اطلاع داده که تهدیدهای اقتصادی واشنگتن علیه روسیه، از نگاه کرملین، پیامد تعیینکنندهای برای این کشور نخواهد داشت.واشنگتن برای پیشبرد فشار علیه ایران، ناچار است رفتار روسیه را نیز در محاسبات خود لحاظ کند. روسیه و ایران روابط نزدیک اقتصادی، سیاسی و امنیتی دارند و مسکو یکی از مسیرهای مهمی است که تهران میتواند از طریق آن فشار ناشی از تحریمهای غرب را کاهش دهد.
حلقهای که واشنگتن نمیتواند بشکند
اهمیت روسیه برای ایران فقط در تجارت مستقیم خلاصه نمیشود. دو کشور در سالهای اخیر شبکهای از همکاریهای اقتصادی، ترانزیتی، انرژی و امنیتی ایجاد کردهاند و تهران نیز برای دور زدن محدودیتهای ناشی از فشارهای غرب، توسعه مسیرهای جایگزین از جمله مسیر دریای خزر را دنبال کرده است.
الجزیره در گزارش بررسی شرکای اقتصادی ایران، روسیه را در کنار ترکیه، عراق، پاکستان و چین از جمله شرکای مهم تهران برشمرده و تأکید کرده است که موفقیت تحریمهای آمریکا تا حد زیادی به میزان همراهی قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه بستگی دارد.این همان نقطه ضعف راهبرد جدید آمریکاست. واشنگتن برای تبدیل تحریمهای خود به محاصره واقعی، نیازمند همکاری کشورهای دیگر است که منافع آنها نیز در همکاری با تهران است و اگر این کشورها مقاومت کنند، تحریم آمریکا از یک ابزار فشار جهانی به مجموعهای از محدودیتهای یکجانبه تبدیل خواهد شد.
پکن؛ دیوار دوم مقابل پروژه انزوا
از آنجا که چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و بخش عمده صادرات نفت خام ایران به بازار این کشور میرود، باید گفت پکن مهمترین مانع در مسیر اجرای سیاستهای تحریمی واشنگتن علیه ایران است. شبکه خبری الجزیره در گزارشی درباره تلاش واشنگتن برای فشار بر تهران، به نقش تعیینکننده چین در ناکامی آمریکا اشاره کرده و نوشته است که چین حدود ۹۰ درصد نفت خام صادراتی ایران را خریداری میکند.بنابراین اجرای یک محاصره واقعی علیه ایران بدون برخورد مستقیم با منافع اقتصادی چین تقریبا ناممکن است. اگر واشنگتن بخواهد تمام مسیرهای فروش نفت ایران را ببندد، ناچار باید به سراغ شرکتها، پالایشگاهها، بانکها و شبکه حملونقل مرتبط با چین نیز برود؛ و این یعنی باز کردن یک جبهه اقتصادی جدید با پکن که کاخ سفید توان آن را ندارد.الجزیره نیز دقیقا به همین تناقض پرداخته است. در گزارش خود درباره تحریمهای جدید آمریکا، معتقد است ترامپ نمیتواند با تحریم ایران، جبهه تازهای در برابر چین باز کند.
مشکل بزرگ کاخ سفید
گزارش دیگر الجزیره درباره «شرکای تهران در تیررس تحریمها» نیز تصویر روشنی از این وضعیت ارائه میکند. این گزارش، ترکیه، عراق، روسیه و چین را از جمله شرکای مهم اقتصادی ایران معرفی میکند و تصریح دارد که موفقیت تحریمهای آمریکا به میزان همراهی این کشورها وابسته است.در این میان، وضعیت ترکیه و عراق نیز برای واشنگتن ساده نیست. عراق پیش از جنگ حدود ۱۲ میلیارد دلار صادرات ایران را جذب میکرد و تهران تلاش دارد روابط تجاری با بغداد را حفظ و حتی توسعه دهد. ترکیه نیز بهویژه در حوزه انرژی با ایران پیوند دارد و واردات گاز این کشور از ایران در نیمه نخست سال جاری افزایش قابلتوجهی داشته است. پاکستان نیز در زمره کشورهایی قرار دارد که روابط تجاری خود با ایران را حفظ کرده است.به همین دلیل، مسأله برای آمریکا تنها چین و روسیه نیست. واشنگتن باید با شبکهای از روابط اقتصادی مواجه شود که طی سالها شکل گرفته و اکنون در برابر فشارهای یکجانبه آمریکا قرار دارد.مسأله اصلی برای کشورهای عربی خلیجفارس نیز این است که نمیخواهند هزینه یک جنگ اقتصادی یا امنیتی طولانی را بپردازند. بنابراین کشورهای منطقه، حتی اگر در برخی موارد با فشارهای آمریکا همراه شوند، نمیتوانند پیامدهای یک محاصره تمامعیار یا بسته ماندن طولانیمدت هرمز را نادیده بگیرند.
تمام این تحولات یک واقعیت بزرگتر را آشکار میکند: تحریم دیگر آن سلاح مطلقی نیست که آمریکا در دهههای گذشته تصور میکرد.تفاوت امروز با گذشته این است که اقتصاد جهانی دیگر کاملا در مدار آمریکا نمیچرخد. به این ترتیب، آنچه واشنگتن بهعنوان «عملیات خشم اقتصادی» معرفی کرده، پیش از آنکه به یک اجماع جهانی علیه ایران تبدیل شود، با یک واقعیت سخت مواجه شده است: بازیگران بزرگ جهان منافع خود را دارند و قرار نیست هزینه سیاست فشار حداکثری آمریکا را بپردازند.
جنگ اقتصادی نیز مانند جنگ نظامی نیازمند ائتلاف است. آمریکا در میدان نظامی شاید بتواند ائتلاف بسازد اما در اقتصاد جهانی امروز، اجرای محاصره کامل ایران بدون همراهی چین، روسیه و شبکهای از شرکای منطقهای بسیار دشوار است.
سناریوی جدید واشنگتن از همینجا با شکست مواجه میشود؛ نه لزوما به این معنا که تحریمها بیاثرند بلکه به این معنا که تحریمها نمیتوانند به محاصرهای کامل و جهانی تبدیل شوند و نتیجه دلخواه کاخ سفید را رقم بزنند.شاید مهمترین پیام تحولات روزهای اخیر همین باشد: آمریکا هنوز توان تحریم دارد اما دیگر توان تضمین اجرای جهانی تحریمهای خود را ندارد. در چنین شرایطی، هرچه واشنگتن بر طبل محاصره بیشتر بکوبد، بیشتر با این واقعیت مواجه خواهد شد که جهان، برخلاف گذشته، آماده ایستادن در صف تحریمهای آمریکا نیست.
دیدار روسای جمهوری ایران و روسیه؛ به زودی
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با بیان اینکه تماسهای خوبی میان رهبران دو کشور برقرار است، گفت: آقایان پزشکیان و پوتین تاکنون پنج دیدار حضوری داشتهاند که شمار این دیدارها هفته آینده با ملاقات آنها در حاشیه اجلاس آتی سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک پایتخت قرقیزستان به ۶ دیدار افزایش خواهد یافت؛ رؤسای جمهور دو کشور در دو سال اخیر همچنین تاکنون ۶ گفتوگوی تلفنی داشتهاند.جلالی در پاسخ به پرسشی درباره برخی تصورات درباره چشمانداز تهران و مسکو در آغاز دولت چهاردهم اظهار داشت: برخی تلاش میکنند مناسبات ایران و روسیه را به نوع ملاحظات و نوع روابط ایران و غرب نسبت دهند که از نگاه من، رویکردی نادرست است.
وی یادآور شد: ما همواره علاقهمند بودیم روابط مناسبی با غرب داشته باشیم اما آنچه این روابط را به هم زد، نیرنگها و حیلههای غرب بود.
سفیر ایران در روسیه خاطرنشان کرد: این موضوع پارسال اثبات شد. ما در دو مرحله و در هر مرحله، در چند نوبت با آمریکاییها مذاکره و گفتوگو کردیم که کار به جنگ منجر نشود اما آمریکاییها در وسط هر مذاکرهای خدعه کردند.وی تأکید کرد: ما روابط با روسیه به عنوان یک کشور بزرگ و همسایه را مستقل از روابط خود با غرب میبینیم؛ سخن قائد شهید ما نیز همواره این بود:«روسیه مقتدر و ایران مستقل.»
جلالی ادامه داد: ما همواره در مناسبات خود چه با دنیای غرب و چه با روسیه و چین، بر حفظ استقلال خود و رعایت چارچوب عزت، حکمت و مصلحت تأکید کردهایم.
سفر معنادار رئیس سیا به مسکو
درست در روزهایی که آمریکا عملیات اقتصادی جدید خود علیه ایران را کلید زده، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سفری اعلامنشده و کمسابقه به مسکو انجام داد؛ سفری که کاخ سفید و سیا پیشاپیش آن را اعلام نکرده بودند.
اهمیت این سفر فقط به سطح مقام آمریکایی محدود نمیشود. رتکلیف نخستین رئیس سیا است که از زمان سفر ویلیام برنز در سال ۲۰۲۱ به مسکو میرود؛ سفری که آن زمان نیز در شرایطی حساس و در آستانه جنگ اوکراین انجام شده بود. رسانههای آمریکایی در گزارشهای اولیه حتی نتوانستند هدف دقیق سفر یا طرف روسی ملاقاتهای او را مشخص کنند.
اکنون کرملین تأیید کرده است که رئیس سیا با مقامهای اطلاعاتی روسیه دیدار کرده، هرچند ولادیمیر پوتین شخصا با او ملاقات نکرده است. سخنگوی کرملین همچنین گفته پوتین در جریان نتایج گفتوگوهای رتکلیف قرار گرفته است. این تماس در شرایطی انجام شده که هم جنگ اوکراین تشدید شده و هم تلاشهای واشنگتن برای حل پرونده ایران به بنبست خورده است.
بنابراین، اصل سفر قطعی است؛ اما محتوای آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. همین خلأ اطلاعاتی، زمینه را برای گزارشها و گمانهزنیهای مختلف فراهم کرده است.
پیام واشنگتن برای مسکو چه بود؟
در این میان، گزارش منتشرشده از سوی هرمز لتر، ادعای مهمی را مطرح کرده است؛ ادعایی که در صورت تأیید میتواند معنای سفر رتکلیف را تاحد زیادی تغییر دهد.براساس این گزارش، مقامهای روسیه به ایران اطلاع دادهاند که سفر رئیس سیا به مسکو حامل پیامی از سوی واشنگتن بوده است: آمریکا از روسیه خواسته ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز تحت فشار قرار دهد و در مقابل هشدار داده که در صورت همکاری نکردن مسکو، نهادها، شرکتها و مجموعههای اقتصادی روسیه با تحریمهای آمریکا مواجه خواهند شد. طبق همین روایت، پاسخ روسیه نیز روشن بوده است: مسکو این درخواست را نپذیرفته و به تهران اطلاع داده که تهدیدهای اقتصادی واشنگتن علیه روسیه، از نگاه کرملین، پیامد تعیینکنندهای برای این کشور نخواهد داشت.واشنگتن برای پیشبرد فشار علیه ایران، ناچار است رفتار روسیه را نیز در محاسبات خود لحاظ کند. روسیه و ایران روابط نزدیک اقتصادی، سیاسی و امنیتی دارند و مسکو یکی از مسیرهای مهمی است که تهران میتواند از طریق آن فشار ناشی از تحریمهای غرب را کاهش دهد.
حلقهای که واشنگتن نمیتواند بشکند
اهمیت روسیه برای ایران فقط در تجارت مستقیم خلاصه نمیشود. دو کشور در سالهای اخیر شبکهای از همکاریهای اقتصادی، ترانزیتی، انرژی و امنیتی ایجاد کردهاند و تهران نیز برای دور زدن محدودیتهای ناشی از فشارهای غرب، توسعه مسیرهای جایگزین از جمله مسیر دریای خزر را دنبال کرده است.
الجزیره در گزارش بررسی شرکای اقتصادی ایران، روسیه را در کنار ترکیه، عراق، پاکستان و چین از جمله شرکای مهم تهران برشمرده و تأکید کرده است که موفقیت تحریمهای آمریکا تا حد زیادی به میزان همراهی قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه بستگی دارد.این همان نقطه ضعف راهبرد جدید آمریکاست. واشنگتن برای تبدیل تحریمهای خود به محاصره واقعی، نیازمند همکاری کشورهای دیگر است که منافع آنها نیز در همکاری با تهران است و اگر این کشورها مقاومت کنند، تحریم آمریکا از یک ابزار فشار جهانی به مجموعهای از محدودیتهای یکجانبه تبدیل خواهد شد.
پکن؛ دیوار دوم مقابل پروژه انزوا
از آنجا که چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و بخش عمده صادرات نفت خام ایران به بازار این کشور میرود، باید گفت پکن مهمترین مانع در مسیر اجرای سیاستهای تحریمی واشنگتن علیه ایران است. شبکه خبری الجزیره در گزارشی درباره تلاش واشنگتن برای فشار بر تهران، به نقش تعیینکننده چین در ناکامی آمریکا اشاره کرده و نوشته است که چین حدود ۹۰ درصد نفت خام صادراتی ایران را خریداری میکند.بنابراین اجرای یک محاصره واقعی علیه ایران بدون برخورد مستقیم با منافع اقتصادی چین تقریبا ناممکن است. اگر واشنگتن بخواهد تمام مسیرهای فروش نفت ایران را ببندد، ناچار باید به سراغ شرکتها، پالایشگاهها، بانکها و شبکه حملونقل مرتبط با چین نیز برود؛ و این یعنی باز کردن یک جبهه اقتصادی جدید با پکن که کاخ سفید توان آن را ندارد.الجزیره نیز دقیقا به همین تناقض پرداخته است. در گزارش خود درباره تحریمهای جدید آمریکا، معتقد است ترامپ نمیتواند با تحریم ایران، جبهه تازهای در برابر چین باز کند.
مشکل بزرگ کاخ سفید
گزارش دیگر الجزیره درباره «شرکای تهران در تیررس تحریمها» نیز تصویر روشنی از این وضعیت ارائه میکند. این گزارش، ترکیه، عراق، روسیه و چین را از جمله شرکای مهم اقتصادی ایران معرفی میکند و تصریح دارد که موفقیت تحریمهای آمریکا به میزان همراهی این کشورها وابسته است.در این میان، وضعیت ترکیه و عراق نیز برای واشنگتن ساده نیست. عراق پیش از جنگ حدود ۱۲ میلیارد دلار صادرات ایران را جذب میکرد و تهران تلاش دارد روابط تجاری با بغداد را حفظ و حتی توسعه دهد. ترکیه نیز بهویژه در حوزه انرژی با ایران پیوند دارد و واردات گاز این کشور از ایران در نیمه نخست سال جاری افزایش قابلتوجهی داشته است. پاکستان نیز در زمره کشورهایی قرار دارد که روابط تجاری خود با ایران را حفظ کرده است.به همین دلیل، مسأله برای آمریکا تنها چین و روسیه نیست. واشنگتن باید با شبکهای از روابط اقتصادی مواجه شود که طی سالها شکل گرفته و اکنون در برابر فشارهای یکجانبه آمریکا قرار دارد.مسأله اصلی برای کشورهای عربی خلیجفارس نیز این است که نمیخواهند هزینه یک جنگ اقتصادی یا امنیتی طولانی را بپردازند. بنابراین کشورهای منطقه، حتی اگر در برخی موارد با فشارهای آمریکا همراه شوند، نمیتوانند پیامدهای یک محاصره تمامعیار یا بسته ماندن طولانیمدت هرمز را نادیده بگیرند.
تمام این تحولات یک واقعیت بزرگتر را آشکار میکند: تحریم دیگر آن سلاح مطلقی نیست که آمریکا در دهههای گذشته تصور میکرد.تفاوت امروز با گذشته این است که اقتصاد جهانی دیگر کاملا در مدار آمریکا نمیچرخد. به این ترتیب، آنچه واشنگتن بهعنوان «عملیات خشم اقتصادی» معرفی کرده، پیش از آنکه به یک اجماع جهانی علیه ایران تبدیل شود، با یک واقعیت سخت مواجه شده است: بازیگران بزرگ جهان منافع خود را دارند و قرار نیست هزینه سیاست فشار حداکثری آمریکا را بپردازند.
جنگ اقتصادی نیز مانند جنگ نظامی نیازمند ائتلاف است. آمریکا در میدان نظامی شاید بتواند ائتلاف بسازد اما در اقتصاد جهانی امروز، اجرای محاصره کامل ایران بدون همراهی چین، روسیه و شبکهای از شرکای منطقهای بسیار دشوار است.
سناریوی جدید واشنگتن از همینجا با شکست مواجه میشود؛ نه لزوما به این معنا که تحریمها بیاثرند بلکه به این معنا که تحریمها نمیتوانند به محاصرهای کامل و جهانی تبدیل شوند و نتیجه دلخواه کاخ سفید را رقم بزنند.شاید مهمترین پیام تحولات روزهای اخیر همین باشد: آمریکا هنوز توان تحریم دارد اما دیگر توان تضمین اجرای جهانی تحریمهای خود را ندارد. در چنین شرایطی، هرچه واشنگتن بر طبل محاصره بیشتر بکوبد، بیشتر با این واقعیت مواجه خواهد شد که جهان، برخلاف گذشته، آماده ایستادن در صف تحریمهای آمریکا نیست.
دیدار روسای جمهوری ایران و روسیه؛ به زودی
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با بیان اینکه تماسهای خوبی میان رهبران دو کشور برقرار است، گفت: آقایان پزشکیان و پوتین تاکنون پنج دیدار حضوری داشتهاند که شمار این دیدارها هفته آینده با ملاقات آنها در حاشیه اجلاس آتی سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک پایتخت قرقیزستان به ۶ دیدار افزایش خواهد یافت؛ رؤسای جمهور دو کشور در دو سال اخیر همچنین تاکنون ۶ گفتوگوی تلفنی داشتهاند.جلالی در پاسخ به پرسشی درباره برخی تصورات درباره چشمانداز تهران و مسکو در آغاز دولت چهاردهم اظهار داشت: برخی تلاش میکنند مناسبات ایران و روسیه را به نوع ملاحظات و نوع روابط ایران و غرب نسبت دهند که از نگاه من، رویکردی نادرست است.
وی یادآور شد: ما همواره علاقهمند بودیم روابط مناسبی با غرب داشته باشیم اما آنچه این روابط را به هم زد، نیرنگها و حیلههای غرب بود.
سفیر ایران در روسیه خاطرنشان کرد: این موضوع پارسال اثبات شد. ما در دو مرحله و در هر مرحله، در چند نوبت با آمریکاییها مذاکره و گفتوگو کردیم که کار به جنگ منجر نشود اما آمریکاییها در وسط هر مذاکرهای خدعه کردند.وی تأکید کرد: ما روابط با روسیه به عنوان یک کشور بزرگ و همسایه را مستقل از روابط خود با غرب میبینیم؛ سخن قائد شهید ما نیز همواره این بود:«روسیه مقتدر و ایران مستقل.»
جلالی ادامه داد: ما همواره در مناسبات خود چه با دنیای غرب و چه با روسیه و چین، بر حفظ استقلال خود و رعایت چارچوب عزت، حکمت و مصلحت تأکید کردهایم.