صاحبخبر - مدیرعامل شهر فرودگاهی امام خمینی(ره) از ضرورت عبور از رویکردهای سنتی و واکنشی و حرکت به سمت «معماری امنیتی هوشمند، یکپارچه و مبتنی بر مدیریت ریسک» سخن گفته است. اصل توجه به امنیت در چنین مجموعهای کاملا قابل دفاع است؛ اما یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا در شرایط فعلی، مهمترین مسئله مدیریتی شهر فرودگاهی، طراحی یک معماری ششلایه امنیتی است یا حل موانعی که سالها اجازه نداده این مجموعه به جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشور برسد؟
شهر فرودگاهی فقط یک زیرساخت هوانوردی نیست و پهنههای لجستیکی، مناطق آزاد، پارکهای نوآوری و مراکز گردشگری را نیز دربرمیگیرد. اما دقیقا به همین دلیل، توسعه آن را نمیتوان صرفا از دریچه امنیت دید. یک اکوسیستم اقتصادی زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار، شرکت لجستیکی، گردشگر، شرکت هواپیمایی و فعال اقتصادی، انگیزه واقعی برای حضور داشته باشند.
پرسش اینجاست که چرا با وجود این ظرفیتها، شهر فرودگاهی هنوز نتوانسته در مقیاس مورد انتظار به یک قطب بزرگ اقتصادی و لجستیکی تبدیل شود؟ مسئله فقط امنیت نیست؛ مدل کسبوکار، هزینهها، قوانین، مجوزها، دسترسی به بازار، حملونقل ریلی و جادهای، مشوقهای سرمایهگذاری و رقابتپذیری نیز تعیینکنندهاند.
بدیهی است با افزایش فعالیتهای اقتصادی، بازیگران، داراییها و نقاط دسترسی بیشتر میشوند و ریسکهای جدیدی نیز شکل میگیرد. اما نباید از این گزاره به این نتیجه رسید که هر فعالیت اقتصادی باید از فیلترهای امنیتی متعدد عبور کند.
امنیت اگر درست طراحی نشود، خودش به «هزینه مبادله» تبدیل میشود. افزایش بازرسی، مجوز، کنترل، زمان انتظار و تعدد نهادهای تصمیمگیر میتواند دقیقا همان سرمایهگذاری را که قرار است جذب شود، فراری دهد. بنابراین باید میان امنیت و امنیتزدگی تفاوت گذاشت.
گسترش مفهوم امنیت از هواپیما و ترمینال به داراییهای فیزیکی، دیجیتال و انسانی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این سؤال همچنان باقی است که این معماری جدید با چه ساختار، هزینه و خروجی قابل سنجشی اجرا خواهد شد؟
امنیت یکپارچه لزوما به معنای ایجاد واحدها، سامانهها و فرآیندهای بیشتر نیست. اگر این کار به تعدد متولیان، موازیکاری و پیچیدهتر شدن فرآیندها منجر شود، ممکن است خود به مانعی برای فعالیت اقتصادی تبدیل شود. امنیت یکپارچه باید بیش از هر چیز به معنای یکپارچگی اطلاعات، تصمیمگیری و پاسخگویی باشد.
از سوی دیگر، تأکید بر اینکه امنیت باید در کنار فعالیتهای تجاری نقش تسهیلگر داشته باشد، نکته مهمی است؛ اما «تسهیلگری» باید قابل اندازهگیری باشد.
آیا زمان ورود و خروج کالا کاهش مییابد؟ آیا ترخیص سریعتر میشود؟ آیا فرآیند صدور مجوزها کوتاهتر خواهد شد؟ آیا سرمایهگذار با یک پنجره واحد مواجه خواهد بود؟ آیا هزینه خدمات کاهش پیدا میکند؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، «امنیت تسهیلگر» صرفا یک عبارت مدیریتی باقی میماند.
اگر قرار است این معماری ششلایه اجرا شود، برای هر یک از لایههای آن باید مشخص شود چه تهدیدی قرار است کنترل شود، چه نهادی مسئول است، چه بودجهای نیاز دارد و مهمتر از همه، چه شاخصی برای ارزیابی عملکرد آن وجود دارد.
مدیریت ریسک نیز باید از سطح شعار به سطح مدیریت واقعی منتقل شود. مدیریت ریسک یعنی منابع محدود ابتدا به تهدیدهایی اختصاص یابد که احتمال و پیامد بیشتری دارند. اگر بخش قابل توجهی از توان مدیریتی صرف ایجاد ساختارهای جدید امنیتی شود، اما مشکلاتی مانند ضعف زیرساخت، اختلالات عملیاتی، هزینه بالای خدمات، ضعف خدمات تجاری، محدودیتهای لجستیکی یا نبود دسترسی مناسب به شبکه حملونقل حل نشود، نمیتوان انتظار داشت صرفا با توسعه معماری امنیتی، موتور اقتصادی شهر فرودگاهی روشن شود.
دیجیتالیشدن نیز به خودی خود تحول نیست. اگر فرآیندهای ناکارآمد فعلی فقط به سامانههای الکترونیکی منتقل شوند، در واقع مشکل را دیجیتالی کردهایم، نه اینکه آن را حل کرده باشیم.
تحول واقعی زمانی رخ میدهد که دادهها میان فرودگاه، گمرک، شرکتهای هواپیمایی، لجستیک، انبارها و سایر دستگاههای ذیربط به شکل امن و استاندارد به اشتراک گذاشته شوند و فعال اقتصادی مجبور نباشد یک اطلاعات را چندین بار در سامانههای مختلف وارد کند.
راهکار چیست؟
شهر فرودگاهی امام خمینی(ره) به جای تمرکز صرف بر «افزایش لایههای امنیتی»، باید به سمت امنیت مبتنی بر ریسک و توسعهمحور حرکت کند.برای هر یک از لایههای امنیتی باید شاخص کمی و قابل اندازهگیری تعریف شود. یک پنجره واحد امنیت و کسبوکار ایجاد شود تا سرمایهگذار و فعال اقتصادی به جای مراجعه به چندین واحد و دستگاه، یک مسیر مشخص و شفاف داشته باشد.
هر تصمیم امنیتی نیز باید از نظر تأثیر بر زمان، هزینه و جذابیت سرمایهگذاری ارزیابی شود. استفاده از تحلیل داده، هوش مصنوعی، کنترل هوشمند دسترسی و پایش لحظهای میتواند به جای افزایش کنترلهای دستی، اصطکاک امنیتی را کاهش دهد.
همچنین باید برنامه جامع تداوم کسبوکار برای سناریوهای مختلف تدوین و به صورت دورهای آزمایش شود.
و از همه مهمتر، عملکرد شهر فرودگاهی نباید با تعداد گیتها، سامانهها یا لایههای امنیتی سنجیده شود؛ بلکه باید با شاخصهایی مانند میزان جذب سرمایهگذاری، حجم ترانزیت کالا، زمان ترخیص، تعداد پرواز، درآمدهای غیرهوانوردی، رضایت فعالان اقتصادی و میزان تابآوری عملیات ارزیابی شود.
شهر فرودگاهی با اضافهکردن لایههای مدیریتی و امنیتی بیشتر توسعه پیدا نمیکند؛ با افزایش پرواز، جذب سرمایه، رونق لجستیک، کاهش هزینهها، تسهیل فعالیت بخش خصوصی و تبدیل شدن به یک هاب واقعی منطقهای توسعه پیدا میکند.
امنیت برای چنین توسعهای ضروری است، اما نمیتواند جایگزین خودِ توسعه شود.
مسئله این نیست که شهر فرودگاهی به امنیت نیاز ندارد؛ مسئله این است که آیا مهمترین مسئله مدیریتی امروز، طراحی معماری ششلایه امنیتی است یا ساختن همان شهر فرودگاهی قدرتمندی که سالهاست درباره ظرفیتهای آن سخن گفته میشود؟
∎