شناسهٔ خبر: 79503808 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

واقعا این آمار وزارت آموزش و پرورش جای افتخار دارد؟

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش وپرورش،روزگذشته (۴ شهریور) گفته است:«درسال گذشته درمجموع، ارتقای معدل خوبی داشتیم؛ چراکه ارتقای معدل کل دوره متوسطه به نوعی مطرح شد ومعدل فنی‌وحرفه‌ای، معدل کاردانش ومعدل پایه‌های مرتبط با شاخه نظری دهم، یازدهم و دوازدهم را با هم داشتیم.» اودرعین حال تصریح کرده است:«نیازداریم درامتحانات نهایی نیز دانش‌آموزان بتوانند ارتقای معدل بیشتری داشته باشند.»

صاحب‌خبر -
به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: 
​​​​​این توضیح نشان می‌دهد که میان «معدل کل دوره متوسطه» و«معدل امتحانات نهایی» تفاوت وجود دارد.معدل کل، مجموعه‌ای ازنمرات پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم ونیزشاخه‌های نظری، فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش را دربرمی‌گیرد؛درحالی که امتحانات نهایی،به‌ویژه درپایه دوازدهم، با سازوکاری یکسان‌تر ودرمقیاس گسترده‌تربرگزارمی‌شود. بنابراین، رشد معدل کل لزوماً به معنای ارتقای هم‌زمان کیفیت یادگیری درآزمون‌های نهایی نیست.
۶ دهم درصد نه۶درصد
براساس اطلاعات مطرح‌شده، میانگین معدل دوره دوم متوسطه درسال گذشته حدود۶ دهم درصد نمره افزایش یافته است. این رشد را باید مثبت تلقی کرد، اما نباید درباره اندازه آن اغراق کرد. نخست اینکه این افزایش، فقط۶دهم درصد نمره است، نه۶درصد. دوم اینکه وقتی نقطه شروع در محدوده نمرات پایین قراردارد، افزایش شش‌دهم نمره، هرچند ارزشمند، برای عبوراز وضعیت نگران‌کننده کفایت نمی‌کند. اگر میانگین نمرات دانش‌آموزان همچنان عمدتاً میان ۱۰ تا ۱۲ باقی بماند، نمی‌توان ازیک جهش کیفی سخن گفت؛ بلکه باید آن را بهبود محدود درسطحی دانست که هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد.
معدل سه پایه فقط ۱۰.۶۹
آمار اعلام‌شده برای سال ۱۴۰۴ نیز این نگرانی را تقویت می‌کند. میانگین نمرات پایه دهم ۱۱٫۱۲، پایه یازدهم ۱۰٫۳۶ و پایه دوازدهم ۱۰٫۶۰ بوده است. میانگین ساده این سه رقم به ۱۰٫۶۹ می‌رسد. حتی با درنظرگرفتن تفاوت رشته‌ها، مناطق، مدارس و شیوه‌های ارزشیابی، عدد ۱۰٫۶۹ بر مبنای مقیاس ۲۰ نمره‌ای، تصویرامیدوارکننده‌ای ازسطح عمومی یادگیری ارائه نمی‌دهد. فاصله این میانگین با نمره ۱۲، که در بسیاری از برداشت‌های عمومی مرزحداقلِ قابل‌قبول تلقی می‌شود، اندک است؛ چه رسد به سطحی که بتوان آن را نشان‌دهنده تسلط دانش‌آموز بر محتوای درسی دانست.
فاجعه امتحانات نهایی
اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که به سخنان وزیر آموزش و پرورش درآبان۱۴۰۴توجه کنیم. وزیرگفته است: «معدل آزمون نهایی پایه دوازدهم از ۱۰٫۶۰ به ۱۰٫۱۵ کاهش پیدا کرده است.» افت ۰٫۴۵ نمره‌ای درمیانگین آزمون نهایی،درظاهر شاید کوچک به نظر برسد، اما درآزمونی که نتایج آن برسوابق تحصیلی و فرصت‌های بعدی دانش‌آموزان اثرگذاراست، رقم مهمی محسوب می‌شود. میانگین ۱۰٫۱۵، یعنی نمره کلی دانش‌آموزان تنها اندکی ازمرز قبولی فاصله گرفته است. این وضعیت، به‌ویژه وقتی با ادعای ارتقای معدل کل کنار هم قرار می‌گیرد، نیازمند توضیح شفاف‌تر است.البته این دو عدد را نباید بدون دقت آماری با یکدیگر مقایسه کرد.معدل کل متوسطه، ترکیبی از پایه‌ها و شاخه‌های گوناگون است؛ اما معدل نهایی دوازدهم، شاخصی محدودتر واستانداردتر محسوب می‌شود. افزون براین، سهم هرپایه ورشته درمعدل کل، تعداد دانش‌آموزان هرگروه، نمرات دروس مهارتی هنرستان‌ها و تفاوت شیوه ارزشیابی مدرسه‌ای و نهایی، درنتیجه نهایی اثردارد. از این رو، نتیجه‌گیری درست این نیست که یکی ازاین آمارها الزاماً نادرست است؛ نتیجه درست آن است که وزارت آموزش و پرورش باید روش محاسبه، اجزای تشکیل‌دهنده و روند چندساله هر شاخص را به‌صورت روشن منتشرکند.
حرف این است؛ کیفیت پایین آموزش
با وجود این احتیاط روش‌شناختی، یک واقعیت قابل انکار نیست؛ میانگین‌هایی در بازه ۱۰ تا ۱۲، آن هم دردوره‌ای که دانش‌آموز باید برای ورود به دانشگاه، آموزش عالی، بازارکار و زندگی اجتماعی آماده شود، ازضعف کیفیت یادگیری حکایت دارد. نمره پایین الزاماً به معنای ضعف همه دانش‌آموزان یا همه مدارس نیست؛ اما وقتی میانگین جمعی دراین محدوده قرارمی‌گیرد، باید عوامل ساختاری را بررسی کرد:
۱- نابرابری آموزشی
نخستین عامل، نابرابری آموزشی است. امکانات مدرسه، دسترسی به معلم باتجربه، تراکم کلاس، وضعیت اینترنت و ابزارهای آموزشی، توان مالی خانواده برای تهیه منابع کمک‌آموزشی وامکان شرکت درکلاس‌های تقویتی،درکیفیت یادگیری اثرمستقیم دارد. دانش‌آموزی که درمدرسه‌ای با کلاس پرجمعیت یا کمبود معلم تحصیل می‌کند، با دانش‌آموزی که ازآموزش تکمیلی و محیط آرام مطالعه برخوردار است، عملاً ازنقطه شروع مشترکی وارد امتحان نهایی نمی‌شود.
۲-آموزش پس ازکرونا
عامل دوم، مسئله آموزش پس ازکروناست. آموزش غیرحضوری درسال‌های همه‌گیری، برای بخشی از دانش‌آموزان موجب گسست دریادگیری پایه‌ای شد. ضعف درمفاهیم پایه ریاضی، خواندن، نوشتن و علوم، معمولاً درسال‌های بالاتر خود را به شکل افت نمره نشان می‌دهد. برنامه‌های جبرانی اگرمحدود، مقطعی یا نابرابراجرا شوند، نمی‌توانند فاصله ایجادشده را به‌طورکامل پرکنند.
۳- وضعیت معلمان و مدرسه
عامل سوم، وضعیت معلمان و مدرسه است. کیفیت یادگیری با تعداد ساعات تدریس یا فشار برای افزایش نمره بالا نمی‌رود. معلم نیازمند آموزش حرفه‌ای به‌روز، رفاه شغلی، فرصت کافی برای توجه به دانش‌آموزان ضعیف‌تر و دسترسی به محتوای آموزشی کارآمد است. ازسوی دیگر، مدرسه باید بتواند افت تحصیلی را زود تشخیص دهد، نه اینکه تنها درآستانه امتحان نهایی به فکرکلاس جبرانی بیفتد.
 یک آمار بین المللی
 نشانه‌های ضعف کیفیت یادگیری فقط درمعدل‌های داخلی دیده نمی‌شود. نتایج آخرین دوره آزمون بین‌المللی تیمز در سال ۲۰۲۳ نیز تصویر نگران‌کننده‌ای از عملکرد دانش‌آموزان ایرانی در بین ۵۸ کشور ارائه می‌دهد. میانگین نمره دانش‌آموزان ایرانی درریاضی پایه چهارم ۴۲۰ و درعلوم ۴۳۲ از مقیاس ۵۰۰ نمره‌ای بود؛ در پایه هشتم نیز میانگین ریاضی به ۴۲۳ رسید. این نمرات نه‌تنها پایین‌تر از نقطه مرجع ۵۰۰ درمقیاس تیمز است، بلکه نسبت به دوره ۲۰۱۹ نیز کاهش داشته است؛ ایران در ریاضی چهارم از ۴۴۳ به ۴۲۰ و درعلوم چهارم از ۴۴۱ به ۴۳۲ رسیده است. بنابراین معدل‌های حدود ۱۰ تا ۱۲ در متوسطه را نمی‌توان صرفاً مسئله امتحان یا شیوه نمره‌دهی دانست؛ این ارقام درکنار نتایج تیمز، از یک چالش عمیق‌تر در کیفیت یادگیری پایه‌ای دانش‌آموزان حکایت دارد. درنهایت، افزایش ۶ دهم درصدی نمره‌ای معدل کل را باید ثبت و بررسی کرد، اما نباید آن را پایان مسئله دانست. هنگامی که میانگین‌های اصلی درمحدوده ۱۰ تا ۱۲ قرار دارند و معدل نهایی دوازدهم نیز به ۱۰٫۱۵ کاهش یافته، پیام روشن است: کیفیت آموزشی درمتوسطه یا درهمه مقاطع پایه، به مداخله جدی، داده‌محور و پایدارنیازدارد. انتشارشفاف آمار، تقویت آموزش پایه، حمایت از مدارس کم‌برخوردار، توانمندسازی معلمان و برنامه جبرانی واقعی برای دانش‌آموزان، می‌تواند این اعداد را ازیک هشدارتکراری به نقطه آغاز اصلاح تبدیل کند.
17302