مهدي بيكاوغلي
صبح روز چهارشنبه براي ايرانياني كه عادت كرده بودند روز خود را با نوسانات ارز و سكه و طلا آغاز كنند، همراه با يك خبر تازه بود. دستيابي تهران و مسقط به يك درك مشترك براي آيند و روند كشتيها. به اعتقاد بسياري از تحليلگران شاهكليدي است كه ميتواند زمينه احياي تفاهم ايران و امريكا را فراهم سازد. در اين ميان، بروز همزمان نشانههاي سياسي و امنيتي تازه از تهران، مسقط و واشنگتن، بار ديگر احتمال بازگشت طرفها به يك چارچوب تفاهم را در كانون توجه قرار داده است. تفاهم موقت ايران و عمان بر سر بازطراحي مسيرهاي كشتيراني در تنگه هرمز، تاكيد رييسجمهور پزشكيان بر حل مسائل از مسير تعامل و مذاكره، اظهارات سخنگوي سپاه درباره امكان بازگشايي تنگه در صورت بازگشت امريكا به تفاهمنامه و واكنش سريع بازار نفت به اميدهاي ايجاد شده، مجموعهاي از پالسها را شكل داده كه از تغيير در فضاي پرتنش ماههاي گذشته حكايت ميكند. با اين حال، شروط اعلام شده از سوي تهران و نبود تاييد رسمي درباره برخي گزارشهاي رسانهاي، نشان ميدهد مسير تفاهم همچنان با برخي موانع جدي روبروست. موانعي كه دو طرف براي دستيابي به توافق بايد از آنها عبور كنند. اما پس از دورهاي از نوسان در بازارهاي داخلي، خبر تفاهم ايران و عمان درباره ترتيبات تازه كشتيراني در تنگه هرمز بازتاب گستردهاي در فضاي سياسي و اقتصادي پيدا كرد. اهميت اين خبر تنها به ابعاد فني مسيرهاي عبور دريايي محدود نيست، چرا كه تنگه هرمز در ماههاي اخير به يكي از كانونهاي اصلي تنش ميان ايران و امريكا و نيز دغدغه مهم بازار جهاني انرژي تبديل شده است. از همين رو، هر نشانهاي از تغيير در وضعيت اين آبراه راهبردي، بلافاصله در محاسبات بازيگران منطقهاي، بازارهاي نفت و گاز و ارزيابيها از آينده مناسبات تهران و واشنگتن اثر ميگذارد. كاظم غريبآبادي، معاون حقوقي و بينالملل وزارت امور خارجه، در تشريح تفاهم تهران و مسقط اعلام كرد بر اساس ترتيبات موقت، مسير ورودي به خليجفارس از آبهاي ايران و مسير خروجي از آبهاي سرزميني عمان تعريف خواهد شد، هرچند كشتيها در هر دو مسير از آبهاي ايران عبور ميكنند. او تصريح كرد اين الگو دائمي نيست و ايران و عمان بايد در فاصله ۳۰ تا ۶۰ روز درباره ساز و كار پايدار و مسير نهايي جديد مذاكره كنند.
يك توافق فني يا پيامي سياسي؟
تفاهم ايران با عمان كه غريبآبادي معاون وزير خارجه ابعاد مختلف آن را شرح داده از چند جهت اهميت دارد. نخست آنكه ايران و عمان تنها دو كشور ساحلي تنگه هرمز هستند و هر ترتيبات عملياتي براي مديريت رفت وآمد دريايي در اين آبراه، بدون همكاري دو طرف قابل اجرا نخواهد بود. دوم آنكه عمان در سالهاي گذشته، در كنار نقش خود در حوزه دريايي و امنيت منطقه، يكي از كانالهاي مهم ارتباطي و ميانجي گرانه ميان ايران و غرب بوده است. بنابراين، توافق تهران و مسقط را نميتوان تنها تغييري در خطوط كشتيراني دانست، اين تفاهم ميتواند بستري براي كاهش تدريجي تنش و گشودن مسير گفتوگوهاي گستردهتر باشد. غريبآبادي با تأكيد بر موقت بودن مسير جديد، آن را به «اتوبان رفت و برگشت» تشبيه كرده و گفته است عرض كلي اين مسير حدود هفت مايل خواهد بود. به گفته او، طي دهههاي گذشته كشتيها عمدتا از مسير آبهاي عمان عبور ميكردند و تهران اكنون به دنبال تغيير در اين الگو و لحاظ كردن ملاحظات جديد امنيت ملي است. او همچنين تأكيد كرده است كه مسير جنوبي تنگه بسته خواهد شد و موضوع به سازمان بينالمللي دريانوردي اطلاع داده ميشود. اين موضع نشان ميدهد تهران ميان «تفاهم با عمان درباره مديريت تردد دريايي» و «بازگشايي كامل تنگه هرمز» تفكيك قائل است. معاون وزير خارجه تصريح كرده كه توافق با مسقط به معناي بازگشايي فوري تنگه نيست و بازگشايي به تحقق الزاماتي وابسته است كه ايران مطرح ميكند. در همين چارچوب، او رفع كامل محاصره اقتصادي و پايان جنگ در همه جبههها را از شروط ايران براي بازگشايي تنگه عنوان كرده است.
از پيام مذاكره تا تأكيد بر بازدارندگي
همزمان با انتشار خبر تفاهم تهران و مسقط، مقامات ايراني نيز مواضعي بيان كردند كه در مجموع ميتوان آنها را حامل دو پيام دانست: آمادگي ايران براي تعامل و مذاكره، در كنار تأكيد بر حفظ اهرمهاي بازدارنده و شروط امنيتي ايران. ديروز رييسجمهور پزشكيان با بيان اينكه «بناي ما تفاهم و حل مسائل از طريق تعامل و مذاكره است» بر رويكرد دولت براي حل وفصل مسائل از مسير ديپلماسي تاكيد كرد. او در عين حال گفت ايران در برابر فشارهاي اقتصادي ايستادگي خواهد كرد و سياست فشار نميتواند اهداف مورد نظر امريكا را محقق كند. اين اظهارات، در فضاي تشديد فشارهاي تحريمي واشنگتن، واجد اهميت است، چرا كه تهران از يك سو بر امكان گفتوگو تأكيد ميكند و از سوي ديگر ميكوشد پيام بدهد مذاكره از منظر ايران نميتواند به معناي پذيرش فشار يا عدول از مطالبات اصلي باشد. محمدباقر قاليباف، رييس مجلس دوازدهم نيز اعلام كرده است تعامل با جهان با وابستگي و تسليم تفاوتي بنيادين دارد و مذاكره هر زمان كه ضرورت داشته باشد، بايد پيگيري شود. اين مواضع در كنار يكديگر، از شكلگيري ادبياتي حكايت دارد كه راه تفاهم را مسدود نميداند، اما آن را مشروط به تغيير رفتار طرف مقابل و رعايت منافع ايران ميبيند. صحبتهاي رسمي سردار محبي، سخنگوي سپاه اما بازخوردهاي بسياري در فضاي رسانهاي داخلي و بينالمللي پيدا كرد. كه اگر امريكا به تفاهمنامه بازگردد، ايران ميتواند در چارچوب تفاهم صورت گرفته، تنگه هرمز را باز كند. اين عبارت، اگرچه جزييات تفاهم مورد اشاره را روشن نميكند، اما از منظر سياسي حائز اهميت است، چرا كه براي نخستين بار مقامي در اين سطح به طور شفاف و صريح ميان بازگشايي تنگه و بازگشت امريكا به يك چارچوب توافقي پيوند برقرار ميكند. بنابراين، تنگه هرمز در اين مقطع صرفا يك مساله جغرافيايي يا امنيتي نيست، بلكه به بخشي از معادله بزرگتر فشار، بازدارندگي و مذاكره تبديل شده است.
ادعاي آتشبس و ضرورت احتياط خبري
در ميانه اين تحولات، خبرگزاري ريانووستي به نقل از منابعي در ايران و پاكستان ادعا كرد كه تهران و واشنگتن بر سر آتشبسي توافق كردهاند كه آزادي كشتيراني در تنگه هرمز نيز بخشي از آن خواهد بود. اين رسانه روسي مدعي شد اعلام رسمي آتشبس ممكن است در روزهاي آينده انجام شود و پس از آن، مذاكرات و نشستهاي فني ادامه يابد. با وجود اهميت اين ادعا، تا زمان تنظيم اين گزارش، تأييد رسمي و مستقلي از سوي مقامهاي ايراني يا امريكايي درباره چنين توافقي منتشر نشده است. از اين رو، نميتوان اين خبر را فراتر از يك گزارش رسانهاي ارزيابي كرد. با اين حال، طرح چنين ادعايي در كنار تفاهم ايران و عمان و مواضع اعلام شده از سوي تهران، بر گمانهزنيها درباره فعال شدن كانالهاي گفتوگو افزوده است. از سوي ديگر گزارش اكسيوس درباره سفر مورد انتظار استيو ويتكاف و جرد كوشنر، نمايندگان كاخ سفيد در مذاكرات با ايران، به فرماندهي مركزي امريكا نيز از ديگر نشانههايي است كه مورد توجه قرار گرفته است. اين رسانه امريكايي به نقل از يك منبع مطلع نوشت اين دو مقام براي دريافت ارزيابي از وضعيت ميداني منطقه به سنتكام ميروند. چنين تحركي ميتواند نشان بدهد واشنگتن نيز در حال ارزيابي پيوند ميان تحولات ميداني، وضعيت تنگه هرمز و مسيرهاي احتمالي ديپلماسي است.
فشار اقتصادي امريكا و محاسبه چين
در طرف مقابل، واشنگتن همزمان با تحولات هرمز، مسير تشديد فشار اقتصادي عليه ايران را دنبال كرده است. الجزيره به نقل از اسكات بسنت، وزير خزانهداري امريكا، نوشت عمليات «منزويسازي اقتصادي» كه از روز دوشنبه آغاز شده، كارزاري براي قطع شريانهاي حياتي اقتصاد ايران است. بر اساس اين گزارش، تحريمهاي جديد شامل اقدامات مستقيم عليه حدود ۶۰ فرد و نهاد و نيز تحريمهاي ثانويه عليه شركتها و موسساتي ميشود كه با تهران تعامل دارند. با اين حال، مساله مهم در اثربخشي اين فشارها، موضع چين است؛ كشوري كه يكي از مهمترين شركاي تجاري ايران محسوب ميشود. فايننشالتايمز گزارش داد چين هشدار داده است در صورت گسترش فشار امريكا بر شركتهاي چيني فعال در تجارت با ايران «تمام اقدامات لازم» را براي حفاظت از حقوق و منافع خود انجام خواهد داد. سخنگوي وزارت خارجه چين نيز با انتقاد از تحريمهاي يكجانبهاي كه بر پايه حقوق بينالملل يا مجوز شوراي امنيت سازمان ملل نيستند، مخالفت پكن با اين رويكرد را تكرار كرده است. اين موضع چين، دامنه تفاهم احتمالي را پيچيدهتر ميكند. امريكا در تلاش است هزينه تعامل اقتصادي با ايران را افزايش بدهد، اما هرگونه فشار گسترده بر شركتهاي چيني ميتواند به تنش مستقيمتر ميان واشنگتن و پكن منجر شود. از اين منظر، حل و فصل مساله ايران و امنيت تنگه هرمز فقط به مناسبات دوجانبه تهران و واشنگتن محدود نميماند، بلكه با رقابتهاي بزرگتر اقتصادي و ژئوپليتيكي نيز گره خورده است.
تنگه هرمز اهرم فشار يا دروازه تفاهم؟
مجموعه تحولات اخير نشان ميدهد تنگه هرمز ميتواند همزمان دو كاركرد داشته باشد: اهرمي براي اعمال فشار و بستري براي رسيدن به تفاهم. ايران از طريق طرح شروط مشخص براي بازگشايي، تلاش دارد امنيت كشتيراني را به مسائل گستردهتري همچون رفع محاصره اقتصادي و پايان درگيريها پيوند بزند. امريكا و متحدانش نيز به دليل هزينههاي بالاي اختلال در بازار انرژي و آسيب كشورهاي منطقه، ناگزيرند راهي براي كاهش تنش پيدا كنند. در اين ميان، عمان جايگاهي فراتر از يك همسايه ساحلي پيدا كرده است. تفاهم تهران و مسقط ميتواند نخستين گام عملي براي تنظيم دوباره ترتيبات تردد در آبراه باشد و در صورت تداوم، زمينه را براي فعال شدن مجدد نقش ميانجيگرانه اين كشور فراهم كند. اينكه مذاكرات دو كشور براي رسيدن به ترتيبات دائمي ۳۰ تا ۶۰ روز زمان خواهد برد، خود نشان ميدهد پرونده هرمز وارد مرحلهاي تازه شده است؛ مرحلهاي كه نتايج آن تنها به خطوط كشتيراني محدود نخواهد ماند. هنوز نميتوان با قطعيت از حصول آتشبس يا توافق جامع سخن گفت، اما نشانهها نسبت به هفتههاي گذشته تغيير كردهاند. تأكيد بر مذاكره در تهران، تفاهم دريايي با عمان، حساسيت فوري بازار نفت، فشار فزاينده بازيگران منطقهاي براي بازگشت تردد انرژي و گمانهزنيها درباره فعال شدن كانالهاي گفتوگو، همگي از افزايش پالسهاي بازگشت به تفاهم حكايت دارند. آزمون اصلي اما در روزهاي آينده روشن خواهد شد: اينكه آيا اين پالسها به يك مسير ديپلماتيك قابل اتكا تبديل ميشوند يا بار ديگر زير فشار تحريم، منازعه و بياعتمادي فرو مينشينند.