به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، مستند «خلیفه» روایتی از زندگی عثمان پیره، پیرمرد ۸۶ ساله کردستانی است که پس از داغ جانکاه از دست دادن ۱۶ نوزاد، عهدی ماندگار با پروردگار بست و جهانی بر پایه سخاوت ساخت. این اثر به کارگردانی محمد محمدی، امروز چهارشنبه چهارم شهریور در «پاتوق مستند» سالن حقیقت مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی به نمایش درمیآید. «خلیفه» فراتر از آیینی مذهبی، بازتاب ایستادگی روح انسان در برابر رنج و وفاداری به پیمانی تا آخرین نفس است.
محمد محمدی درباره چگونگی مواجهه با سوژه و انگیزه اولیه ساخت این اث به خبرنگار آنا میگوید: «نقطه آغاز این مسیر، عکسی از چهره خاص یک پیرمرد روستایی بود که در یک کانال تلگرامی دیدم. خطوط چهره و عمق نگاه او مرا بر آن داشت تا داستان پشت این تصویر را بیابم. همین کنجکاوی به چندین سفر به روستای محل سکونت ایشان انجامید. فرایند پژوهش و اعتمادسازی زمان زیادی برد؛ باید بارها به خانهاش سر میزدم و در جهانش زیست میکردم تا متقاعد شود داستان زندگیاش پیش دوربین روایت شود.»
مرثیه ۱۶ نوزاد و نذری برای تمام عمر
کارگردان «خلیفه» با اشاره به روایت تکاندهنده زندگی عثمان پیره میافزاید: «ایشان در دوران جوانی چند بار ازدواج کردند و در طول سالیان، ۱۶ فرزند نوزاد خود را یکی پس از دیگری از دست دادند. پس از این فقدانهای پیاپی، با خدای خود عهد بست که اگر صاحب فرزندی شود، تا پایان عمر دست از بخشندگی و سخاوت برندارد. او پس از آن صاحب فرزند شد، اما عهدش را نشکست و تا پایان عمر ۸۶ سالهاش هر هفته نذر خود را ادا کرد.»
محمدی درباره روند تصویربرداری و چالشهای تولید توضیح میدهد: «کل تصویربرداری طی یک هفته به سرانجام رسید. برای حفظ حس و حال طبیعی روستا و پرهیز از ایجاد اخلال در زیست مردم، گروه تولید را به یک تیم سهنفره محدود کردیم. چالش اصلی ما مدیریت هزینهها و تردد روزانه میان شهر و روستا در ساعات ابتدایی صبح بود. متأسفانه عثمان پیره سال گذشته چشم از جهان فروبست، اما همکاری و لطف بیدریغ او در جریان کار همواره در یاد ما خواهد ماند.»
این مستندساز در پایان با تأکید بر لایههای معنایی فیلم تصریح میکند: «نان و تنور در این مستند صرفاً یک عمل روزمره نیست، بلکه نمادی از ساختن معنا پس از فقدان است. انسان در مواجهه با رنجهای بزرگ بر سر دوراهی قرار میگیرد و عثمان پیره جهانی نو بر پایه ایثار خلق کرد. پیام بنیادین فیلم، وفای به عهد و صداقت با درون است؛ گوهری گمشده در روزگار ما که نشان میدهد چگونه میتوان وفادار ماند.»
سینمای مشاهدهگر؛ پاسخی به هیاهوی مدرنیته
از منظر تحلیل سینمایی، «خلیفه» فراتر از یک پرتره مستند، تلاشی برای ثبت زیستجهان در حال زوالی است که سرعت مدرنیته، آن را به حاشیه رانده است. محمد محمدی با پرهیز از روایتهای کلامی اغراقآمیز و دخالتهای ساختاری، به دوربین اجازه میدهد که خود واقعیت باشد. سکوتهای عثمان پیره در لحظات تنهایی، بلندتر از هر دیالوگی، بار گران سالها صبوری و رنج را به دوش میکشد. در واقع، این مستند در زمره سینمای مشاهدهگر قرار میگیرد که در آن، مخاطب نه با یک سوژه برای تماشا، بلکه با یک انسان برای همنشینی روبهرو است.
باید به این نکته توجه داشت که فقدان عثمان پیره، تنها پایان یک زندگی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه زیستی و اخلاقی یک منطقه در غرب ایران است که با او به خاک سپرده شد. ثبت این خاطرات توسط تیم تولید، از این جهت اهمیت دوچندان دارد که ما را با مفهوم «آرشیو انسانی» آشنا میکند. در عصری که روایتهای کلان در هیاهوی شبکههای اجتماعی رنگ میبازند، ثبت آیین ساده عثمان و پیوند عمیق او با خاک و تنور، یادآور این است که ریشههای ما در خاک، عمیقتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
این فیلم، سندی است بر اینکه چگونه یک فرد، با وجود داغ سنگین از دست دادن شانزده فرزند، نهتنها در کام ناامیدی فرو نرفت، بلکه رنج خود را به «امید بخشنده» تبدیل کرد. «خلیفه» بیش از آنکه گزارش یک نذر باشد، مانیفست اخلاقی مردی است که به عهد خود با هستی، وفادار ماند. اکران این اثر در «پاتوق مستند»، فرصتی است تا بار دیگر به اهمیت «اخلاق زیستن» در سینمای مستند ایران بازگردیم؛ سینمایی که نه در پی جنجال، بلکه در جستوجوی حقیقت جاری در زندگیهای معمولی است. این اثر کوچک، با نگاهی بزرگ، در حافظه مخاطبان خود باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/