شفقنا – بهمحض آنکه وزیر خزانهداری، اسکات بسنت، از جدیدترین ابزار برای تحقق آنچه به گفته خودش «خفهکردن اقتصادی» ایران خواهد بود خبر داد، دلیل تردیدش برای استفاده از آن را نیز آشکار کرد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، بسنت در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد تحریمهای ثانویه—مجازاتهایی علیه کشورها، افراد یا نهادهایی که با ایران تجارت میکنند—آماده اجرا هستند. اما او عمداً از نام بردن از اصلیترین کشورهایی که به تهران کمک میکنند، چین و روسیه، خودداری کرد. بنابراین از بسنت پرسیده شد که چرا به جای اجرای این تحریمها صرفاً تهدید به اعمال آنها میکند، بهویژه پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هفته گذشته هشدار داده بود اگر ایران در برابر خواستههای آمریکا تسلیم نشود، با «جنگ اقتصادی در مقیاسی بیسابقه» روبهرو خواهد شد؟
بسنت در پاسخ گفت: چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟
او توضیح داد که دولت پیش از آنکه چکش خود را فرود بیاورد، یک مهلت در اختیار کشورها قرار میدهد. وی اصرار داشت که تحریمهای ثانویه «ابزاری بسیار قدرتمند» هستند. این حرف درست است. اما دولت آمریکا بارها توضیحات بسیار صریح و روشنی درباره تواناییهای سلاحهای قدرتمند خود، چه نظامی و چه مالی، ارائه کرده و سپس از استفاده از آنها خودداری کرده است. یادتان هست زمانی که ترامپ تهدید کرد ایران را بهعنوان یک تمدن «محو» خواهد کرد؟ این هشدارها ممکن است با هدف ایجاد ترس و ارعاب مطرح شوند، اما عمل نکردن به آنها در عوض نشان میدهد که گزینههای دولت آمریکا در قبال ایران تا چه اندازه محدود شده است.
امکان و فرصتهای پایان دادن به جنگ بهتدریج یکی پس از دیگری از بین رفتهاند. فهرست اهداف نظامی مفید رو به کاهش است و ذخایر مهمات به شکلی خطرناک تحلیل رفتهاند؛ در همین حال، ابزارهایی که قرار بود کاری را انجام دهند که موشکها نتوانسته بودند—تحریمها، محاصرهها و فشار مالی—نتوانستهاند تسلیمشدن ایران را که واشنگتن وعده داده بود، رقم بزنند. ایران با وجود متحمل شدن خساراتی، چه نظامی و چه اقتصادی، همچنان توانایی خود برای جنگیدن را حفظ کرده است. کشورهایی که بیشترین اهمیت را برای کارزار فشار مالی دارند، از جمله چین و روسیه، نیز تمایل چندانی برای کمک به واشنگتن در به پایان رساندن این کار از خود نشان ندادهاند.
مدت کوتاهی پس از آنکه ترامپ در سال گذشته وارد کاخ سفید شد، اعلام کرد که در حال «احیای فشار حداکثری» بر ایران است و به دولت خود دستور داد تحریمها را تشدید کند و صادرات نفت ایران را کاهش دهد. ۱۸ ماه بعد، بسنت وعده چیزی را میدهد که خودش آن را «سختترین تحریمها در تاریخ» توصیف میکند. به نظر میرسد فشار حداکثری دنبالهای هم دارد؛ دقیقاً همانگونه که ادعای ترامپ در ژوئن گذشته مبنی بر اینکه تأسیسات هستهای ایران «بهطور کامل نابود شدهاند»، در ماه فوریه با جنگی برای از بین بردن توانمندیهای هستهای ایران دنبال شد.
ترامپ هفته گذشته در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، اشارهای کرد که دنباله فشار حداکثری چه شکلی خواهد داشت.
او نوشت: هر کشوری که به مؤسسات مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع راه نجاتی در اختیار ایران قرار دهند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیم مواجه خواهد شد. وی سپس فروش نفت، خطوط مبادله مالی، انتقال پول نقد، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی را فهرست کرد و گفت «همه» این موارد باید «همین حالا» متوقف شوند.
این نوعی هشدار بود که برای به خط کردن و به هوش آوردن کل نظام مالی جهان طراحی شده بود. سپس بسنت وارد شد و تهدیدهایی به همان اندازه صریح مطرح کرد، اما بعد به یکی از دلایل مهمی اشاره کرد که چرا نباید تهدید خود را عملی کند؛ البته اگر کشورها بهطور داوطلبانه همکاری نکنند.
این وضعیت، دولت آمریکا را در موقعیتی ناخوشایند قرار میدهد. جنگ بسیار طولانیتر از آن چیزی شده که ترامپ اعلام کرده بود و پیامدهای اقتصادی آن اکنون به یکی از مسائل اصلی انتخابات میاندورهای تبدیل شده است. تحریمها سالها به ایران فشار اقتصادی وارد کردهاند، بدون آنکه نتیجهای را که واشنگتن میخواهد به همراه داشته باشند. با این حال، چین همچنان نفت ایران را خریداری میکند، در حالی که روسیه و دیگر کشورهای تولیدکننده نفت از طولانی شدن عملیات نظامی آمریکا در ایران و اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس منتفع خواهند شد.
بسنت در پاسخ به پرسشی مشخص درباره چین گفت: هیچکس از دسترس تحریمهای آمریکا خارج نیست.
اما پکن و مسکو ممکن است از خواستههای بسنت تبعیت نکنند. روسیه تاکنون واکنشی نشان نداده است. اما سخنگوی سفارت چین در واشنگتن گفت که «تحریمها و تاکتیکهای فشار کمکی به حلوفصل مسائل نمیکنند» و از همه طرفها خواست «عاقلانه عمل کنند» و از انجام هر اقدامی «که ممکن است تنشها را بیش از پیش تشدید کند یا به رشد اقتصاد جهانی و ثبات مالی ضربه بزند»، خودداری کنند. وی افزود که چین تحولات را زیر نظر خواهد داشت و «برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود، هر اقدام لازم را انجام خواهد داد».
تهدیدهای دولت آمریکا البته به نتایجی هم منجر شده است. امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد که تمام تجارت و تراکنشهای مالی با تهران را متوقف میکند. وقتی از بسنت درباره اعلامیه امارات سؤال شد، او تلویحاً گفت که زمانبندی این اقدام تصادفی نبوده است. او افزود که ترامپ با رهبران کشورهای جهان در حال گفتوگوست تا اولتیماتوم خود را شخصاً به آنها ابلاغ کند.
اما اگرچه آمریکا قطعاً میتواند روابط ایران با دیگر کشورها را پرهزینهتر کند، اما نمیتواند صرفاً با اراده خود این روابط را از میان ببرد. هنوز مشخص نیست مقامهای کشورهای مختلف جهان تا چه اندازه از این تهدیدها درباره نابودی اقتصادهایی که از دستورات آمریکا تبعیت نکنند، نگران هستند. یک مقام عربی گفت امیدوار است «آن کشورها» ــ این فرد نیز حاضر نشد نام چین یا روسیه را بر زبان بیاورد ــ «این موضوع را جدی بگیرند». یک مقام اروپایی چندان تحت تأثیر قرار نگرفته بود. این فرد گفت که «خواهیم دید» و سپس خیلی سریع موضوع را به جنگهای تجاری ترامپ با متحدان آمریکا تغییر داد؛ موضوعی که به نظر میرسد توجه بسیاری را در اروپا به خود جلب کرده است.
ممکن است بسنت صرفاً با اعتمادبهنفس و لفاظی سخن گفته باشد. اما احتیاط او نیز کاملاً موجه است. اجرای کامل مجموعه تحریمهای ثانویه، واقعاً میتواند برای اقتصاد جهانی ویرانگر باشد.
جیسون پرینس، وکیل حوزه تحریمها در شرکت حقوقی «آکین گامپ» در واشنگتن که پیشتر نیز بهعنوان وکیل در وزارت خزانهداری آمریکا فعالیت کرده است، گفت: این ابزارها آنقدر قدرتمند هستند.
وی افزود که اعلام تحریمهای ثانویه، حتی صرفاً در حد تهدید، یک قمار اقتصادی است و «اثر بازدارندهای ایجاد میکند که پیامدهای آن بسیار فراتر از ایران طنینانداز خواهد شد».
بسنت همچنین تحریمهای فوری علیه نزدیک به ۶۰ نهاد، فرد و کشتی مرتبط با ایران اعلام کرد و آنها را متهم کرد که با برنامههای هستهای و موشکی ایران، فعالیتهای سایبری و محمولههای نفتی این کشور ارتباط دارند. او افزود که نخستین تحریمهای عمده ثانویه علیه «یک مؤسسه مالی» احتمالاً «تا پایان این هفته» اعمال خواهد شد.
پرینس گفت تهدید اخیر برای اعتبار دولت آمریکا اهمیت اساسی خواهد داشت.
«آنها باید نوعی اقدام انجام دهند، وگرنه ریسکزدایی و عقبنشینی از اهداف واقعی اتفاق نخواهد افتاد.»
وی افزود اقدامات مشابهی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ علیه بانکهای روسیه اتخاذ شد. اما «اسبربانک»، غول نظام بانکی روسیه، در ابتدا در فهرست تحریمهای کمشدتتر قرار گرفت؛ تصمیمی که تا حدی بازتابدهنده تأثیر جهانی تحریم این بانک بود. (در نهایت، با ادامه حملات روسیه به اوکراین، تحریمهای شدیدتری علیه این بانک اعمال شد.)
پرینس افزود که مشکل در اینجا این است که تحریمهای ثانویه، در شرایطی که اقتصاد خود آمریکا نیز از پیش تحت فشار قرار دارد، این کشور را آسیبپذیرتر میکنند و احتمالاً بخشهای فناوری، تولید و مالی بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد. قیمت نفت و بنزین همین حالا افزایش یافته، تورم همچنان یک مشکل است و رأیدهندگان از درگیریای که به آنها گفته شده بود کشورشان را امنتر خواهد کرد، ناراضیاند. بر اساس نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس، میزان حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگ با ایران به پایینترین سطح خود از نخستین روزهای درگیری رسیده است؛ بهطوریکه تنها ۳۱ درصد از مردم از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران حمایت میکنند. محبوبیت ترامپ نیز در پایینترین سطح خود قرار دارد. با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای، جمهوریخواهان دلیل چندانی ندارند که از دور تازهای از فشار اقتصادی استقبال کنند؛ چه رسد به بحران مالی جهانی احتمالی که ممکن است آمریکا آن را ایجاد کند و بسنت درباره آن هشدار داده است.
کارشناسان منطقهای تهدیدهایی از این دست درباره تحریمها را نه چندان بهعنوان راهبردی برای تشدید تنش، بلکه بیشتر بهعنوان تازهترین گام دولت آمریکا در جستوجوی مداوم برای یافتن راهی جهت خروج از جنگ میبینند. دولت آمریکا همچنان به تهدیدی بزرگتر متوسل میشود، زیرا تهدید قبلی نتوانست یک پیروزی قاطع، یا حتی راهی آبرومندانه برای خروج از بحران فراهم کند. مهلتها جابهجا میشوند. تهدیدها شامل دورههای تنفس میشوند. «فشار حداکثری» با فشار حداکثریِ بیشتر دنبال میشود. پرسش دیگر صرفاً این نیست که واشنگتن چگونه قصد دارد ایران را وادار به مذاکره کند؛ مسئله این است که آمریکا چگونه میتواند از جنگی خارج شود که به نظر میرسد گزینههایش در آن مدام محدودتر میشوند.
اهرم فشار فقط به داشتن قدرت برای مجازات و تنبیه وابسته نیست، بلکه به آمادگی برای استفاده از آن قدرت نیز بستگی دارد. اگر واشنگتن بارها مهلتی را اعلام کند و سپس آن را به تعویق بیندازد، پیامدی را تهدید کند و بعد اجرای آن را عقب بیندازد، یا ابزاری را معرفی کند و بلافاصله توضیح دهد که چرا نمیتواند از آن بهطور کامل استفاده کند، رقبای آمریکا دیگر قدرت ژئوپلیتیکی آن را نمیبینند؛ در عوض، آنها درباره محدودیتهای قدرت واشنگتن چیزهایی یاد میگیرند.
بسنت تهدید به اعمال یک نظام تحریمی کرد که آنقدر شدید خواهد بود که کشورهای سراسر جهان مجبور شوند بین تجارت با ایران و دسترسی به نظام دلار آمریکا یکی را انتخاب کنند. بسنت و ترامپ این اعلامیه را «روز دی اقتصادی» توصیف کردند، اما این مقایسه چندان مناسب نیست. روز دی واقعی، در ۶ ژوئن ۱۹۴۴، یک تهاجم نظامی واقعی بود. آن عملیات بدون اولتیماتوم عمومی یا هشدار به دشمن درباره آنچه در راه بود، آغاز شد. اما این عملیات که رسماً «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفته است، هم به کشورها هشدار داده که در معرض اقدام آمریکا قرار دارند و هم این پیام را منتقل کرده که ایالات متحده فقط تا حد مشخصی پیش خواهد رفت.
بسنت به خبرنگاران گفت: ما معتقدیم مهم است که شرایط را برای همه روشن کنیم و به مردم یک دوره فرصت برای اصلاح وضعیت بدهیم. اما آنها باید بدانند که این روند خیلی سریع پیش خواهد رفت و ما جدی هستیم. اگر مردم نخواهند انتظارات ما را برآورده کنند، در آن صورت انتظار داریم ــ و آنها نیز باید انتظار داشته باشند ــ که از نظام دلار خارج شوند.
حتی در اینجا نیز به نظر میرسد دولت آمریکا دریافته است که اعلام «فشار حداکثری» بسیار آسانتر از اعمال آن است. بالاخره ایران دهههاست که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد. این تحریمها بدون تردید به اقتصاد ایران آسیب زدهاند، اما هیچ کاری برای نزدیکتر کردن تهران به میز مذاکره با هدف دستیابی به صلحی پایدار با واشنگتن انجام ندادهاند. هنگامی که ایران در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما وارد توافق هستهای موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) شد، امتیاز کاهش تحریمهایی که در ازای آن دریافت کرد، از طریق لغو تحریمهای ثانویه آمریکا حاصل شد.
پرینس گفت که تحریمهای ثانویه میتوانند بار دیگر همان اهرم فشار را ایجاد کنند و «دستکم یک سابقه تاریخی برای این موضوع وجود دارد؛ هرچه فشار تحریمهای ثانویه بیشتری اعمال شود، دولت آمریکا معتقد است اهرم فشار بیشتری در قبال ایرانیها در اختیار خواهد داشت».
اما استیو اچ. هانکه، استاد اقتصاد کاربردی در دانشگاه جانز هاپکینز، تاکید کرد که واقعیت اقتصادی تا امروز این است که تحریمهای ایران «تقریباً کارنامهای کامل از شکست» داشتهاند.
هانکه که در شورای مشاوران اقتصادی رئیسجمهور رونالد ریگان نیز عضویت داشت، گفت: فقط کافی است به انبوه تحریمهایی نگاه کنید که از سال ۱۹۷۹ علیه ایران اعمال شدهاند؛ همه آنها در دستیابی به اهداف اعلامشده خود شکست خوردهاند. تحریمهای روز دی نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد.»
کارزار نظامی نتوانسته است به حلوفصل سریع و قاطعی منجر شود که ترامپ زمانی وعده داده بود. اکنون این خطر وجود دارد که کارزار اقتصادی نیز به همین سرنوشت دچار شود؛ در حالی که همزمان بر هزینههای داخلی جنگ نیز میافزاید.
این خبر را اینجا ببینید.