به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، براساس اطلاعات ارائهشده از سوی شرکت نفت و گاز پارس، برداشت گاز غنی از میدان مشترک پارس جنوبی در زمستان ۱۴۰۳ در چند مرحله از ۷۱۰ میلیون مترمکعب به ۷۱۶ میلیون مترمکعب در روز افزایش یافت و این روند در سال ۱۴۰۴ با عبور از نصابهای ۷۱۸، ۷۲۲، ۷۲۳، ۷۲۵ و ۷۲۷ میلیون مترمکعب ادامه پیدا کرد تا در روزهای پایانی بهمنماه، تولید روزانه به ۷۳۰ میلیون مترمکعب رسید.
این رقم، از نگاه کارشناسان، تنها یک رکورد آماری نیست، بلکه حاصل مجموعهای از اقدامات همزمان در چاهها، سکوهای فراساحلی، خطوط انتقال، تعمیرات اساسی و مدیریت محدودیتهای فرآیندی است؛ بویژه آنکه پارس جنوبی پس از بیش از دو دهه بهرهبرداری، با افزایش عمر تجهیزات و الزامات طبیعی مخزن در دوره بلوغ مواجه است.

رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب؛ محصول زنجیرهای از اقدامات
کارشناسان صنعت گاز معتقدند در میادین بزرگی مانند پارس جنوبی، افزایش تولید پایدار را نمیتوان تنها با فشار بیشتر بر چاهها دنبال کرد. استمرار تولید نیازمند ترکیبی از مدیریت مخزن، تکمیل چاهها، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات و انجام بهموقع تعمیرات اساسی است.
از این منظر، رسیدن تولید به ۷۳۰ میلیون مترمکعب در روز را باید نتیجه عملکرد یک زنجیره بههمپیوسته دانست؛ زنجیرهای که از چاه و سکوی دریایی آغاز میشود و تا خطوط لوله، پالایشگاه و شبکه توزیع گاز ادامه مییابد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم پارس جنوبی بخش عمده گاز مورد نیاز کشور را تأمین میکند و تغییر در وضعیت عملیاتی این میدان میتواند مستقیم بر تأمین سوخت نیروگاهها، مصرف خانگی و صنایع اثر بگذارد.
به همین دلیل، کارشناسان انرژی بر این باورند که شاخص مهمتر از «بیشینه تولید لحظهای»، توان حفظ ظرفیت تولید در دورههای طولانی و عبور ایمن از شرایط اضطراری است.

جنگ؛ آزمونی متفاوت برای صنعت گاز
چند هفته پس از ثبت رکورد تولید، شرایط عملیاتی پارس جنوبی وارد مرحلهای متفاوت شد. آسیب به بخشی از تأسیسات فرآورشی در نوار پالایشگاهی بوشهر، ظرفیت دریافت گاز برخی سکوهای متناظر را تحت تأثیر قرار داد و ضرورت بازآرایی جریان تولید را به وجود آورد.
بر اساس گزارش شرکت نفت و گاز پارس، در پی این رخداد، همزمان با آغاز عملیات آواربرداری و بازسازی تأسیسات خشکی، تیمهای فنی و عملیاتی، سناریوهای جایگزین برای استفاده از ظرفیت پالایشگاههای دیگر منطقه را بررسی کردند.
نتیجه این اقدام، بازگشت سه سکوی گازی فراساحلی به مدار تولید و انتقال گاز آنها به دیگر ظرفیتهای موجود برای فرآورش عنوان شده است.
از نگاه کارشناسان، این تجربه یک نکته کلیدی درباره امنیت انرژی را برجسته میکند: تابآوری یک میدان بزرگ فقط به مقاومت فیزیکی تجهیزات وابسته نیست، بلکه توان تغییر آرایش تولید و ایجاد مسیرهای جایگزین نیز بخشی از امنیت زیرساخت انرژی محسوب میشود.
این رویکرد در ادبیات جدید امنیت انرژی اهمیت فزایندهای یافته است؛ زیرا اختلال در یک حلقه از زنجیره تولید، در صورت نبود مسیر جایگزین، میتواند به توقف ظرفیتهای سالم در حلقههای دیگر نیز منجر شود.

نیروی انسانی؛ حلقه کمتر دیدهشده تابآوری
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده استمرار تولید در شرایط بحرانی، وضعیت نیروی انسانی سکوهای فراساحلی است.
محدودیت پروازها و توقف پروازهای بالگردی فراساحلی، بر اساس گزارش ارائهشده، چرخه عادی جابهجایی کارکنان را مختل کرد و بخشی از مسیر انتقال نیروها به صورت زمینی و دریایی انجام شد.
کارکنانی که از نقاط مختلف کشور راهی منطقه عملیاتی میشدند، در برخی موارد پس از طی مسیرهای طولانی زمینی، با شناور به سکوهای گازی منتقل میشدند. این شرایط، زمان و دشواری دسترسی به محل کار را افزایش داد؛ اما عملیات بهرهبرداری، پایش چاهها و تجهیزات و الزامات ایمنی فرآیند همچنان باید بدون وقفه ادامه مییافت.
کارشناسان صنعت نفت در تحلیل این وضعیت، نیروی انسانی متخصص را یکی از ارکان اصلی تابآوری زیرساختهای انرژی میدانند؛ زیرا حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز بدون حضور نیروهای آموزشدیده و تیمهای تعمیراتی و عملیاتی قادر به حفظ تولید ایمن و پایدار نیستند.

تعمیرات اساسی؛ سرمایهگذاری برای جلوگیری از توقف
در کنار رکوردهای تولید و مدیریت شرایط اضطراری، تعمیرات اساسی سکوها یکی دیگر از محورهای مهم عملکرد دو سال اخیر بودهاست.
بر اساس گزارش شرکت نفت و گاز پارس، در سال ۱۴۰۴ تعمیرات اساسی ۳۵ سکوی فراساحلی طی یک دوره ششماهه انجام شد، این عملیات شامل تعمیر و تعویض تجهیزات فرآیندی، برق و ابزار دقیق و سامانههای ایمنی بود.
در سال ۱۴۰۵ نیز با وجود شرایط عملیاتی پس از جنگ، برنامه تعمیرات ادامه یافت و تا مردادماه تعمیرات اساسی ۱۸ سکوی گازی تکمیل شده است و طبق همین گزارش، پیشرفت کل برنامه سال به ۹۰ درصد رسیده و بیش از ۶۷ هزار نفرساعت کار بدون حادثه و بیش از ۱۱ هزار و ۲۰۰ دستورکار تعمیراتی اجرا شدهاست.
اهمیت این ارقام از آن جهت است که تعمیرات اساسی در صنعت گاز، برخلاف افزایش تولید که نتیجه آن بلافاصله در آمار روزانه دیده میشود، بیشتر نقش «پیشگیری از توقف» را ایفا میکند.
به بیان دیگر، بخشی از تولید پایدار امروز، محصول اقداماتی است که ماهها پیش برای جلوگیری از خرابی تجهیزات و کاهش ریسک توقف انجام شدهاست.

پارس جنوبی؛ فراتر از یک میدان گازی
پارس جنوبی در ساختار انرژی ایران تنها یک میدان تولیدی نیست. این میدان در زنجیرهای قرار دارد که تولید گاز، تأمین سوخت نیروگاهها، خوراک صنایع پتروشیمی و بخشی از فرآوردههای انرژی کشور را به یکدیگر متصل میکند.
از این رو، هرگونه کاهش پایدار در ظرفیت تولید یا فرآورش میتواند اثر خود را در بخشهای مختلف اقتصاد نشان دهد. تجربه سالهای اخیر نیز نشان دادهاست که امنیت انرژی نیازمند نگاه زنجیرهای به تولید، فرآورش، انتقال و مصرف است.
در این چارچوب، ثبت رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب و سپس حفظ آمادگی تولید در شرایط جنگی، دو روی یک مساله واحد هستند که چگونه میتوان ظرفیت تولید یک زیرساخت حیاتی را افزایش داد و همزمان آن را در برابر شوکهای داخلی و خارجی مقاوم کرد؟

ضرورت عبور از مدیریت روزمره به مدیریت تابآوری
کارشناسان انرژی بر این باورند که تجربه پارس جنوبی میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای توسعه میادین گازی کشور باشد؛ بویژه در شرایطی که افزایش تقاضای گاز، محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تدریجی برخی تجهیزات و مخاطرات ژئوپلیتیکی همزمان بر صنعت انرژی فشار وارد میکنند.
از این منظر، اولویت آینده فقط دستیابی به رکوردهای جدید تولید نیست؛ بلکه حفظ ظرفیت تولید، کاهش زمان بازگشت تأسیسات آسیبدیده به مدار، توسعه مسیرهای جایگزین فرآورش و انتقال، افزایش ذخیره قطعات راهبردی و تقویت زیرساختهای پشتیبانی و نیروی انسانی باید همزمان دنبال شود.
پارس جنوبی در دو سال گذشته در عمل دو آزمون متفاوت را پشت سر گذاشته است؛ نخست آزمون افزایش تولید در اوج مصرف و سپس آزمون حفظ ظرفیت و بازآرایی تولید در شرایط بحرانی.
اگر رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب نماد توان افزایش ظرفیت تولید باشد، بازگرداندن سه سکو به مدار، استمرار تعمیرات اساسی و حفظ نیروی انسانی در شرایط دشوار را میتوان نماد دیگری از ظرفیت تابآوری صنعت گاز دانست.
در نهایت، درس اصلی این تجربه آن است که امنیت انرژی با یک عدد سنجیده نمیشود؛ تولید حداکثری زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که در کنار قابلیت اطمینان تجهیزات، انعطافپذیری شبکه، مسیرهای جایگزین و آمادگی نیروی انسانی قرار گیرد.
