شناسهٔ خبر: 79488665 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

ترفند نتانیاهو برای مهندسی انتخابات رژیم صهیونی

با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات سرنوشت‌ساز پارلمانی در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو می‌کوشد تا با معرفی ترکیه به عنوان یک خطر وجودی، صحنه رقابت‌ها را به نفع خود مهندسی کند؛ امری که از وخامت اوضاع در ستاد انتخاباتی این جنایتکار جنگی حکایت دارد.

صاحب‌خبر -

گروه بین الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ منطقه غرب آسیا در چند ماه اخیر همواره تحولات گوناگونی را تجربه کرده و در شرایط کنونی نیز این موضوع با درگیری‌های لفظی ترکیه و اسرائیل قابل مشاهده است. مشاهدات رسانه‌ای و تحولات میدانی اخیر نشان می‌دهد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس در آستانه انتخابات پارلمانی پیش رو، به طور فزاینده‌ای در حال تغییر کانون دشمن‌پنداری خود در منطقه غرب آسیا است. بر اساس گزارش شبکه سی‌ان‌ان، رژیم اسرائیل به دنبال آن است تا جمهوری ترکیه را به عنوان «دشمن جدید» و تهدیدی نوظهور برای امنیت خود معرفی کند. این تغییر گفتمان، که از فضای تبلیغات انتخاباتی آغاز شده و به سرعت به اقدامات نظامی مستقیم در خاک سوریه کشیده شده است، پرسش‌های جدی را در مورد انگیزه‌های واقعی تل‌آویو برانگیخته است. 

تابلو

آیا این دشمن‌تراشی جدید، پاسخی به یک تهدید استراتژیک واقعی و فوری است، یا تاکتیکی حساب‌شده برای انحراف افکار عمومی، بسیج پایگاه رأی‌دهندگان راست‌گرا و نجات دولت نتانیاهو از شکست در انتخابات اکتبر پیش رو؟ این گزارش با بررسی ابعاد مختلف این پدیده، از کمپین‌های تبلیغاتی و حملات هوایی تا واکنش‌های بین‌المللی و داخلی می‌پردازد تا نشان دهد اسرائیل تا چه حد به دنبال این دشمن‌تراشی است.

تبلیغات انتخاباتی و مهندسی ادراک در سرزمین‌های اشغالی 

ریشه‌های این تغییر جهت استراتژیک را می‌توان به وضوح در کمپین تبلیغاتی حزب «لیکود» به ریاست نتانیاهو مشاهده کرد. در یکی از شاخص‌ترین و بی‌سابقه‌ترین اقدامات تبلیغاتی اخیر، یک بیلبورد غول‌پیکر در بزرگراه اصلی تل‌آویو نصب شد. این تصویر به طور عمدی رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، را در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامی، شیخ نعیم قاسم و شهردار نیویورک به عنوان چهره‌های دشمن با اسرائیل در یک قاب قرار داده است. پیام درج شده بر روی این بیلبورد با شعار «آن‌ها می‌خواهند نتانیاهو ببازد، نگذارید آن‌ها پیروز شوند»؛ به وضوح تلاش می‌کند تا هرگونه انتقاد داخلی یا فشار خارجی را در قالب یک توطئه خارجی علیه شخص نتانیاهو و در نتیجه علیه امنیت کل اسرائیل بازتعریف کند.

نتانیاهو در طول دهه‌ها فعالیت سیاسی خود، همواره کوشیده است تا خود را به عنوان «آقای امنیت (Mr. Security)» معرفی کند. با توجه به اینکه نتانیاهو و بلوک سیاسی متحد او در حال حاضر در نظرسنجی‌های انتخاباتی از رقبای خود عقب هستند، ایجاد یا بزرگ‌نمایی یک بحران امنیتی جدید می‌تواند، به عنوان یک «گزینه ضعیف» عمل کند. 

این استراتژی به دنبال آن است که کارت‌های بازی سیاسی را دوباره بر بزند، دستور کار رسانه‌ها را تغییر دهد و توجه افکار عمومی را از مسائل داخلی، چالش‌های مدیریتی یا ناکامی‌های سیاسی به سمت یک تهدید خارجی متمرکز کند. معرفی ترکیه که تا پیش از این در برخی دوره‌ها به عنوان یک شریک تجاری یا حداقل یک همسایه با روابط پیچیده، اما قابل مدیریت شناخته می‌شد، به عنوان یک دشمن وجودی، نشان‌دهنده عمق نیاز نتانیاهو به یک سوژه جدید نظامی- سیاسی برای بسیج احساسات ملی‌گرایانه و ترس از بیرون است.

حمله به پایگاه هوایی ابو الظهور و گسترش جبهه‌ها

تنها چند روز پس از انتشار این پیام‌های تبلیغاتی، ترکیه به طور ناگهانی به کانون جدیدترین رویارویی نظامی اسرائیل تبدیل شد. جنگنده‌های اسرائیلی پایگاه هوایی «ابو الظهور» در شمال سوریه را هدف حملات هوایی قرار دادند. مقامات اسرائیلی اعلام کردند که این حمله در پاسخ به یک «تجمع نظامی نوظهور» ترکیه در این منطقه انجام شده است که تل‌آویو آن را یک تهدید قابل توجه ارزیابی می‌کند.

بر اساس اظهارات یک منبع نظامی اسرائیلی به شبکه سی‌ان‌ان، نیروی دفاعی اسرائیل (IDF) اطلاعاتی را جمع‌آوری کرده است که نشان می‌دهد ترکیه قصد دارد نیرو‌های نظامی، پهپاد‌ها و سیستم‌های پدافند هوایی پیشرفته را در این پایگاه مستقر کند. از دیدگاه اسرائیل، چنین استقرار نظامی می‌تواند آزادی عمل این رژیم را در حریم هوایی سوریه به شدت محدود کرده و توازن استراتژیک قدرت در این منطقه حساس را به ضرر اسرائیل تغییر دهد. 

مقامات اسرائیلی، از جمله نتانیاهو و وزیر دفاع او «اسرائیل کاتز»، تأکید کرده‌اند که این حمله یک «ضرورت عملیاتی خالص» بوده و اطلاعات مربوط به این تحرکات پیش از حمله با دولت «دونالد ترامپ» در آمریکا و همچنین با «احمد الشرع» رئیس‌جمهور سوریه، به اشتراک گذاشته شده است. اسرائیل و سوریه در طول سال گذشته مذاکراتی را در زمینه «عدم درگیری» برگزار کرده‌اند و نتانیاهو از رسیدن به یک «وضعیت موجود در امور امنیتی» با دمشق خبر داده است.

با این حال، همزمانی این حمله نظامی با پیام‌های تبلیغاتی حزب «لیکود»، شک و تردید‌هایی را در مورد زمان‌بندی و انگیزه‌های واقعی آن دامن زده است. جالب توجه است که پس از این حمله، «رم گوفمن» رئیس سازمان اطلاعاتی موساد، برای کاهش تنش‌های ایجاد شده، در اردن با «اسعد الشیبانی»، وزیر خارجه سوریه، دیدار کرد. این دیپلماسی پنهان و فوری پس از یک اقدام نظامی پرسروصدا، خود نشان‌دهنده این است که «تل‌آویو» به دنبال مدیریت پیامد‌های این اقدام بوده و احتمالاً از عمق واکنش‌های آن آگاه بوده است.

واکنش‌های بین‌المللی و داخلی 

واکنش‌ها به این حمله و گفتمان ضد ترکیه‌ای نتانیاهو، هم در عرصه بین‌المللی و هم در داخل اسرائیل، به شدت انتقادی بوده و انگشت اتهام را به سمت انگیزه‌های سیاسی نشانه رفته است. «تام باراک» فرستاده دونالد ترامپ به سوریه و سفیر آمریکا در ترکیه، در یک اقدام نادر، به طور علنی اسرائیل را به خاطر این حمله مورد سرزنش قرار داد.

 او در مصاحبه با یک پادکست، این اقدام را یک «تشنگی غیرضروری» خواند و نظریه‌ای را مطرح کرد که بر اساس آن، اسرائیل «به سادگی سعی کرده است ترکیه را به دام بیندازد». باراک تصریح کرد که این یک اقدام بسیار تهاجمی است، اما ممکن است برای انتخابات پیش رو خوب جلوه کند. این اظهارات از سوی یک مقام عالی‌رتبه آمریکایی، ضربه‌ای جدی به روایت رسمی اسرائیل مبنی بر «ضرورت امنیتی محض» وارد کرد و شائبه‌های سیاسی را تقویت نمود.

از سوی دیگر، دولت ترکیه روایت اسرائیل را «غیرقابل دفاع» خواند و آن را به شدت رد کرد. آنکارا نتانیاهو را به دنبال کردن «سیاست‌های توسعه‌طلبانه و بی‌ثبات‌کننده در منطقه» پیش از انتخابات اکتبر متهم کرد. دولت ترکیه همچنین تأکید کرد که به همکاری با دولت سوریه «بر اساس پایه‌ای مشروع برای برقراری صلح، ثبات و رفاه» ادامه خواهد داد و اجازه نخواهد داد اسرائیل با ایجاد بحران‌های مصنوعی، معادلات منطقه‌ای را به نفع خود تغییر دهد.

دولت

در داخل اسرائیل نیز، رقبای سیاسی نتانیاهو به سرعت به این تحولات واکنش نشان دادند. «یائر لاپید» رهبر اپوزیسیون، اگرچه خود عملیات نظامی را موجه دانست، اما بیانیه‌های پیروزمندانه و پرسروصدای پس از حمله را به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت: در خاورمیانه، ضربه زدن در زمان لازم اهمیت دارد. اما اگر ضربه زدید، ساکت بمانید.

«یائر گولان» رهبر حزب چپ‌گرای دموکرات‌ها، این عملیات را «تحریک‌آمیز و خطرناک» توصیف کرد. «ایهود باراک» نخست‌وزیر سابق اسرائیل، با لحنی تندتر در شبکه‌های اجتماعی نوشت که این تشدید تنش‌ها «به شدت بوی نیت سیاسی برای ورود به انتخابات در میان مجموعه‌ای از تنش‌های امنیتی طراحی‌شده برای وحشت‌زدن از عموم مردم را می‌دهد. این همصدایی منتقدان داخلی نشان می‌دهد که بسیاری از ناظران اسرائیلی نیز الگوی همیشگی نتانیاهو در استفاده از ابزار امنیت برای بقای سیاسی را به خوبی تشخیص داده‌اند و می‌دانند که هدف نهایی نتانیاهو کسب کرسی قدرت در آینده در سرزمین‌های اشغالی است. 

اردوغان در تیررس تبلیغات جنگی 

همزمان با این تحولات میدانی، نتانیاهو و وزیر دفاعش، اسرائیل کاتز، لحن خود را علیه رهبری ترکیه به شدت تیزتر کرده‌اند. آنها روایت‌های مبنی بر انگیزه‌های سیاسی را رد کرده و در عوض نسبت به «پیامد‌های فاجعه‌بار» استقرار پایگاه نظامی ترکیه در سوریه هشدار داده‌اند. نتانیاهو به صراحت اعلام کرد: ما تحمل نخواهیم کرد که یک حضور نظامی ترکیه در سوریه ریشه دوانده و اسرائیل را تهدید کند.

اوج این جنگ کلامی زمانی رخ داد که دفتر نخست‌وزیری اسرائیل در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس، رجب طیب اردوغان را به عنوان یک «دیکتاتور یهودی‌ستیز که مردم خود را سرکوب می‌کند» توصیف کرد. این ادبیات، ادامه‌دهنده یک دشمنی دیرینه و علنی بین نتانیاهو و اردوغان است که در طول جنگ‌های اخیر در غزه، لبنان و درگیری‌ها با ایران، به شدت تشدید شده است. اردوغان بار‌ها نتانیاهو را «جنایتکار جنگی» خوانده و اسرائیل را به ارتکاب جنایات جنگی در غزه متهم کرده است؛ در مقابل، نتانیاهو نیز اردوغان را به حمایت از حماس متهم می‌کند. 

اخیراً، نتانیاهو حتی علناً با فروش جنگنده‌های پیشرفته اف ۳۵ آمریکا به آنکارا مخالفت کرده و نسبت به «جاه‌طلبی‌های تهاجمی» اردوغان در منطقه هشدار داده است؛ همچنین این سطح از دشمنی کلامی، فراتر از یک اختلاف دیپلماتیک معمولی است و نشان‌دهنده تلاش آگاهانه و سیستماتیک برای ساختن یک چهره جدی از رئیس جمهور ترکیه در ذهن رأی‌دهندگان اسرائیلی است. 

تلفیق تهدید واقعی و مهندسی سیاسی

تحلیلگران امنیتی و سیاسی معتقدند که واقعیت این ماجرا در جایی بین این دو قطب (تهدید خالص یا توطئه خالص) قرار دارد. «عاموس هارل» تحلیلگر ارشد امنیتی روزنامه چپ‌گرای هاآرتص، در این زمینه می‌گوید: هر دو توضیح امنیتی و سیاسی در این ماجرا مرتبط و قابل اعتنا هستند. از یک سو، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد رویکرد اردوغان نسبت به اسرائیل بسیار خصمانه است و ترکیه در حال انجام تحرکات نظامی مختلفی در سوریه است که برخی از آنها برای نیروی دفاعی اسرائیل نگران‌کننده است، از جمله در همان فرودگاه خاص. «هارل» به اطلاعاتی اشاره می‌کند که حاکی از برنامه‌های ترکیه برای استقرار مستشاران، پهپاد‌ها و سیستم‌های پدافندی در این منطقه است.

با این حال، هارل می‌افزاید: کاملاً واضح است که نتانیاهو در حال پیگیری یک خط مشی جدید و تهاجمی است؛ در حقیقت این خط مشی که نتانیاهو آن را درسی از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل می‌داند، بر این اصل استوار است که اسرائیل باید در هر جبهه‌ای پیش‌دستانه حمله و در عین حال، مناطق حائل امنیتی را در امتداد مرز‌های خود در غزه، لبنان و سوریه ایجاد کند. گزارش‌ها حاکی از آن است که ارتش اسرائیل پس از فروپاشی دولت «بشار اسد» در سال ۲۰۲۴، یک منطقه حائل به وسعت ۴۰۰ کیلومتر مربع در داخل خاک سوریه را تصرف کرده و از آن زمان تاکنون آن را اشغال نگه داشته است. بنابراین، حرکت ترکیه در این منطقه، هرچند ممکن است تهدیدآمیز باشد، در بستری رخ می‌دهد که اسرائیل خود را به عنوان یک قدرت اشغالگر و فعال در خاک سوریه تثبیت کرده است.

هارل هشدار می‌دهد که با توجه به اینکه دونالد ترامپ محدودیت‌هایی را بر جنگ اسرائیل با ایران اعمال کرده و اقدامات نظامی آن را در غزه و لبنان محدود ساخته است، جبهه ترکیه-سوریه به یک جبهه جایگزین و بالقوه تبدیل می‌شود. این وضعیت، حداقل یک سوءظن قوی را برمی‌انگیزد که ملاحظات سیاسی نیز در این میان دخیل هستند. به عبارت دیگر، وقتی گزینه‌های نظامی دیگر در جبهه‌های اصلی به دلیل فشار‌های بین‌المللی محدود می‌شوند، نتانیاهو به دنبال یک جبهه جدید می‌گردد تا بتواند همچنان نقش «محافظ امنیت» را بازی و توجه‌ها را از محدودیت‌های تحمیل‌شده پرت کند و همچنین آرای کافی را برای انتخابات آتی جمع آوری کند. 

دشمن‌تراشی به عنوان استراتژی بقای سیاسی

گزارش سی‌ان‌ان تصویری روشن از یک الگوی تکراری، اما خطرناک در سیاست اسرائیل را ترسیم می‌کند؛ استفاده ابزاری از تهدیدات امنیتی برای کسب مزیت انتخاباتی. معرفی ترکیه به عنوان دشمن جدید منطقه‌ای، اگرچه ممکن است ریشه‌هایی در تحرکات واقعی نظامی آنکارا در سوریه داشته باشد، اما زمان‌بندی، لحن و نحوه ارائه آن به افکار عمومی، به وضوح نشان‌دهنده مهندسی سیاسی است. نتانیاهو با ترسیم تصویری از اسرائیل در محاصره‌ی دشمنانی جدید و قدیم، تلاش می‌کند تا شکاف‌های داخلی را بپوشاند، شکست‌های سیاسی را توجیه کند و بقای خود را در قدرت تضمین کند.

با این حال، این استراتژی دشمن‌تراشی مصنوعی یا بزرگ‌نمایی‌شده، پیامد‌های بلندمدت و خطرناکی برای ثبات منطقه دارد. تحریک یک قدرت منطقه‌ای مانند ترکیه، نه تنها می‌تواند منجر به یک چرخه خشونت‌آمیز و غیرقابل کنترل در سوریه شود، بلکه ممکن است ائتلاف‌های منطقه‌ای را علیه اسرائیل بازتعریف کند. وقتی دشمن‌تراشی به جای مدیریت حرفه‌ای تهدیدات، به ابزاری برای کمپین‌های انتخاباتی تبدیل شود، مرز بین ضرورت امنیتی واقعی و تخیل سیاسی از بین می‌رود. این امر، هم برای آینده سیاسی و امنیتی اسرائیل و هم برای کل منطقه غرب آسیا، هزینه‌های گزاف و جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت؛ همچنین رخداد‌های اخیر نشان می‌دهد که رهبران کشور‌های اسلامی بیش از آنکه به کورس اختلاف بر یکدیگر بکوبند، باید با همدلی و همزبانی و اتحاد منطقه در مقابل اقدامات توسعه طلبانه رژیم اسرائیل بایستند؛ چرا که ادامه این تحرکات در آینده نزدیک همه کشور‌های منطقه را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

انتهای پیام/281