فاطمه ترکاشوند
تنها اگر به اندازه کافی به عقب برگردیم میتوانیم نقطه شروع روایت یک جدال تاریخی را درست نقطهگذاری کنیم. این چیزی است که الجزیره امسال، پس از تجربه دو جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برای اثبات تمایز خودش با رسانههای جریان اصلی جهان، از همیشه جدیتر گرفته است. الجزیره اول این ماه مستندی به نام «Iran: The Making of a War» پخش کرد که پس از تیتراژ، صراحتاً با تصاویر و روایتی از دو جنگ اخیر ایران آغاز میشود، اما بلافاصله تا نقش مصدق و کودتای ۲۸ مرداد فلاشبک میزند؛ روایتی که اگر به دست آمریکاییها بود، باز هم دوست داشتند آن را از گروگانگیری در سفارت آمریکا آغاز کنند؛ روایتی که هرچند خودش پاسخی به سالها مداخلهگری و فشار بود، اما برای افکار عمومی آمریکا، ایران را به اندازه کافی مقصر جلوه میداد.
مسئله مستند الجزیره دقیقاً همینجا آغاز میشود: چه کسی تعیین میکند داستان خصومت ایران و آمریکا از کجا شروع شده است؟ انتخاب نقطه آغاز در روایتهای تاریخی، انتخابی خنثی نیست. اگر داستان را از ۴ نوامبر ۱۹۷۹ آغاز کنیم، مخاطب آمریکایی ابتدا با تصاویر دیپلماتهای گروگانگرفتهشده، دانشجویان معترض و سفارت اشغالشده مواجه میشود و ایران در جایگاه طرفی قرار میگیرد که نظم موجود را شکسته است. اما اگر دوربین را ۲۶ سال عقبتر ببریم، پیش از آنکه سفارت به «لانه جاسوسی» تبدیل شود، آمریکا و بریتانیا در داستان کودتایی قرار گرفتهاند که دولت محمد مصدق را سرنگون کرد. خود الجزیره نیز مستند را صریحاً با «کودتای تحت رهبری CIA در سال ۱۹۵۳» آغاز میکند و سپس مسیر را تا انقلاب، بحران گروگانگیری و جنگ امروز دنبال میکند.
این تفاوت فقط تفاوت دو تاریخ نیست؛ تفاوت دو روایت از مسئولیت است. در روایت اول، گروگانگیری نقطهای است که رابطه ایران و آمریکا از همکاری به دشمنی تبدیل میشود. در روایت دوم، گروگانگیری دیگر آغاز داستان نیست؛ یک واکنش در میانه داستان است. اتفاقی که البته میتواند درباره آن قضاوتهای مختلفی وجود داشته باشد، اما معنایش بدون فهم آنچه پیش از آن رخ داده، کامل نمیشود. حتی منابع تاریخی مستقل نیز یادآوری میکنند که دانشجویان گروگانگیر در سال ۱۹۷۹ به تجربه کودتای ۱۹۵۳ و بازگشت شاه به قدرت توجه داشتند.
الجزیره البته ادعا نمیکند که تمام تاریخ هفتاد ساله ایران و آمریکا را میتوان با یک علت توضیح داد. اتفاقاً در معرفی رسمی مستند تأکید میکند که فیلم با استفاده از آرشیو، تحلیل کارشناسان و روایتهای مختلف، میخواهد «استراتژیها و ترسهای رقیب» را بررسی کند و نه اینکه صرفاً تقصیر را به یک طرف نسبت دهد. اما همین ادعای بیطرفی نیز در کنار انتخاب نقطه آغاز، معنای مهمی پیدا میکند: فیلم به جای آنکه بحران امروز را یکباره از برنامه هستهای ایران یا حملات منطقهای شروع کند، یک رابطه را از لحظهای دنبال میکند که همکاری میان ایران و غرب هنوز ممکن بود و سپس میپرسد چگونه این رابطه به دشمنی رسید.
این انتخاب در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری معنادار است. وقتی دو جنگ مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل تجربه شده، دیگر روایت روزمره رسانهها از موشک، سایت هستهای، بازدارندگی و عملیات نظامی برای توضیح چرایی این وضعیت کافی نیست. مخاطب میخواهد بداند چرا اصلاً این کشورها به این نقطه رسیدند. مستند الجزیره پاسخ را در یک زنجیره هفتادساله جستوجو میکند: کودتا، تثبیت حکومت پهلوی، انقلاب، قطع رابطه با آمریکا، بحران گروگانگیری، شکلگیری رقابت ایران و اسرائیل، جنگهای نیابتی، عملیات مخفی و مناقشه هستهای؛ زنجیرهای که در نهایت به رویارویی مستقیم میرسد.
از این زاویه، عنوان مستند نیز معنادار است: Iran: The Making of a War. الجزیره نمیپرسد «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» بلکه از «ساختهشدن جنگ» حرف میزند. تفاوت میان این دو تعبیر مهم است. «آغاز جنگ» معمولاً مخاطب را به دنبال یک تصمیم، یک حمله یا یک دولت مقصر میفرستد؛ اما «ساختهشدن جنگ» یعنی مجموعهای از تصمیمها، مداخلات، ترسها، محاسبات اشتباه و واکنشهای متقابل که طی چند دهه روی هم انباشته شدهاند.
اینجاست که رقابت رسانهای برای تعیین «نقطه صفر» اهمیت پیدا میکند. رسانههای جریان اصلی آمریکا، در بسیاری از روایتهای عمومی خود از رابطه ایران و آمریکا، برای مخاطب آمریکایی نقطه عطف ۱۹۷۹ و بحران گروگانگیری را بسیار برجسته کردهاند؛ چراکه این حادثه در حافظه عمومی آمریکا به یکی از نمادهای اصلی دشمنی ایران با آمریکا تبدیل شده است.
آخرین مستند الجزیره، «ایران: ساخته شدن یک جنگ» دو جنگ اخیر علیه ایران را از دریچه تاریخ بازخوانی میکند
جدال بر سر نقطه صفر روایت
صاحبخبر -
∎