شناسهٔ خبر: 79485832 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: گجت نیوز | لینک خبر

۱۰ جاسوس جنگ سرد که هیچ ترسی از خطر نداشتند

صاحب‌خبر - امروز می‌خواهیم به ۱۰ جاسوس افسانه‌ای جنگ سرد بپردازیم که در بخش‌های مهم ساختارهای سیاسی نفوذ کرده بودند و اطلاعات و طرح‌های بزرگی را لو دادند. هرچند که آنها هیچ ترسی از عواقب کار خود نداشتند. جنگ سرد صحنه یک تقابل تمام‌عیار بود. دوره‌ای که در آن نبرد با ارتش‌ها، موشک‌ها و نفوذ سیاسی پیش می‌رفت. گرچه به‌باور کارشناسان تاریخ مهمترین نبردهای جنگ سرد در خفا رخ دادند. سازمان‌های اطلاعاتی در اروپا، آمریکا و بلوک شرق به‌شدت درگیر بودند و تلاش می‌کردند در دولت‌ها، برنامه‌های نظامی و حلقه‌های دیپلماتیک نفوذ کنند. اینجاست که نقش ۱۰ جاسوس افسانه‌ای جنگ سرد برجسته می‌شود. فهرست مطالب روایت‌های هیجان‌انگیز از جاسوس های جنگ سرد ریموند ماوبی؛ نماینده پارلمان بریتانیا میخاو گولنیفسکی؛ پسر تزار روسیه اتو فون بولشویگ؛ جاسوس کینه‌ای جنگ سرد گونور گالتونگ هاویک؛ جاسوس عاشق‌پیشه جنگ سرد اولگ ولادیمیروویچ پنکوفسکی؛ دوربینی در شوروی الیزابت بنتلی؛ جاسوس ویرانگر جنگ سرد آدولف تولکاچف؛ جاسوس میلیارد دلاری هده ماسینگ؛ شاهدی در پرونده‌های بزرگ اولگ گوردیفسکی؛ فراری بزرگ الکساندر دیمیتریویچ اوگورودنیک؛ جاسوس آماده مرگ روایت‌های هیجان‌انگیز از جاسوس های جنگ سرد یک جاسوس ممکن است سال‌ها به فعالیت خود ادامه دهد؛ اما همیشه با ترس لو رفتن ماهیت خود زندگی می‌کند. پس از آن نیز دیگر مسئله به اخراج از محل کار یا زندانی شدن ختم نخواهد شد. فرد تحت شکنجه‌های بسیار وحشتناک قرار خواهد گرفت تا تمام اطلاعات ممکن را آشکار سازد. پس چه چیزی سبب می‌شود که کسی در این مسیر گام بردارد و ترس نداشته باشد؟ به‌باور بسیاری ایدئولوژی، پول، دلایل شخصی‌ (انتقام) و گاهی ترکیبی از این موارد تاثیرگذار هستند. ریموند ماوبی؛ نماینده پارلمان بریتانیا ریموند ماوبی نماینده پارلمان بریتانیا بود و در کارنامه فعالیت‌های سیاسی او معاون خزانه‌داری و وزارت هم دیده می‌شود. پس از انتشار اسناد مربوط به جاسوس های چکسلواکی در دوران جنگ سرد مشخص شد که او از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۱ به کشورش خیانت کرده است. در طول این دوران ماوبی اطلاعات و جزئیات مسائل سیاسی بریتانیا را در اختیار افسران اطلاعاتی کمونیست قرار می‌داد. از جمله آنها می‌توان به نقشه طبقه دفتر نخست‌وزیر در مجلس عوام، جزئیات کمیته‌های پارلمان و همچنین اطلاعات محرمانه مرتبط با تحقیقات پارلمانی پیرامون دیگر سیاستمداران اشاره کرد. ارتباط ماوبی با سرویس اطلاعاتی چکسلواکی در سال ۱۹۶۰ و در یک مهمانی آغاز شد. آنها به او نزدیک شده و پیشنهاد کردند که در ازای دریافت پول در نقش جاسوس عمل کند. آقای نماینده نیز در ازای هر خبر ۱۰۰ پوند دریافت می کرد. این ارتباط تا سال ۱۹۷۱ ادامه داشت و در آن زمان نیز صرفا به‌خاطر احتمال سوختن یک مهره ارزشمند متوقف شد. جالب اینکه ریموند ماوبی تا سال ۱۹۸۳ به‌عنوان نماینده پارلمان فعالیت کرد و در سال ۱۹۹۰ درگذشت. تا ۲۲ سال پس از مرگ او نیز کسی از واقعیت ماجرا خبر نداشت. میخاو گولنیفسکی؛ پسر تزار روسیه شاید داستان هیچ‌کدام از جاسوس های جنگ سرد به‌اندازه میخاو گولنیفسکی عجیب نباشد. پس از پایان جنگ جهانی دوم گولنیفسکی در ساختار اطلاعاتی لهستان پیشرفت کرد و به یکی از مقامات بلندپایه تبدیل شد. او همچنین همکاری نزدیکی با سازمان اطلاعاتی شوروی داشت. هرچند در اواخر دهه ۱۹۵۰ گولنیفسکی از بلوک شرق سرخورده شد و تصمیم گرفت با آمریکایی‌ها همکاری کند. در طول سه‌ سال او حجمی باورنکردنی از اطلاعات سری نظامی و سیاسی را در اختیار سازمان‌های اطلاعاتی غربی قرار داد. اطلاعاتی که در نتیجه آنها ۱۵۰۰ نفر از جاسوسان بلوک شرق در آمریکا و اروپا لو رفتند و بسیاری از عملیات‌های اطلاعاتی شکست خوردند. پس از آن بود که این جاسوس افسانه‌ای جنگ سرد به آمریکا پناهنده شد. گولنیفسکی سپس به آمریکایی‌ها کمک کرد تا رخنه‌های اطلاعاتی موجود در سیستم‌های خود را شناسایی و برطرف کنند. غربی‌ها به او به چشم یک گنج اطلاعاتی نگاه می‌کردند و لهستانی‌ها نیز ماجرا را به‌عنوان یک فاجعه تمام‌عیار می‌دیدند. بخش عجیب ماجرا اینجاست که گولنیفسکی پس از چند سال تعادل روانی خود را از دست داد و ادعا کرد که پسر نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه است. کسی که طبق روایت رسمی در سال ۱۹۱۸ همراه سایر اعضای خانواده رومانوف کشته شده بود. کمی بعد هم ادعا کرد که سیا می‌خواهد او را مسموم کند تا کسی از هویت واقعی خبردار نشود. هرچند تا سال ۱۹۹۳ در نیویورک زندگی کرد. اتو فون بولشویگ؛ جاسوس کینه‌ای جنگ سرد اتو فون بولشویگ در سال ۱۹۳۲ به حزب نازی آلمان پیوست و بعدتر وارد ساختار اطلاعاتی اس‌اس شد. او با آدولف آیشمن ارتباط نزدیکی داشت و روی مسئله سلب مالکیت یهودیان و مجبور کردن آنها به مهاجرت از آلمان کار می‌کرد. در سال ۱۹۴۰ نیز به بخارست اعزام شد تا عملیات‌های اطلاعاتی اس‌اس را در رومانی پیش ببرد. در سال ۱۹۴۲ و پس از سامان‌ دادن یک شورش در رومانی به اتریش رفت. پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز با نیروهای مقاومت اتریش ارتباط پیدا کرد و به فعالیت ضد کمونیستی رو آورد. درست است که نقشه هیتلر برای شوروی محقق نشد، اما او می‌خواست تا جای ممکن به این کشور ضربه بزند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ بود که سازمان سیا بولشویگ را به‌ خدمت گرفت. او شبکه بزرگی از ارتباطات در اروپای مرکزی و شرقی داشت و بارها موفق شده بود فعالیت‌های کمونیستی را شناسایی کند. سازمان سیا به‌شدت تلاش کرد گذشته بولشویگ از چشم کشورهای اروپایی پنهان شود و در سال ۱۹۵۹ نیز او را به‌عنوان شهروند رسمی وارد آمریکا کرد. عجیب اینکه در سال ۱۹۸۱ دادگستری آمریکا علیه او اقدام کرد و گفت که جزئیات مربوط به حضور خود در حزب نازی را پنهان کرده است. آنها می‌خواستند او را از آمریکا اخراج کنند؛ اما شدت گرفتن بیماری عصبی مانع شد. در نهایت نیز چند ماه بعد در کالیفرنیا درگذشت. گونور گالتونگ هاویک؛ جاسوس عاشق‌پیشه جنگ سرد در روایت‌های رسمی کمتر به جزئیات مربوط به زندگی افراد در طول جنگ‌های بزرگ پرداخته می‌شود. هرچند پس از خواندن داستان به این نتیجه می‌رسید که سرنوشت این جاسوس جنگ سرد نیز می‌تواند در میان نکات عجیب جنگ جهانی دوم باشد. هاویک در طول جنگ به‌عنوان یک پرستار در نروژ حضور داشت. او هنگام مداوا به یکی از اسرای ارتش شوروی علاقه‌مند شد. رابطه کم‌کم ادامه یافت و هاویک زبان روسی را یاد گرفت. هاویک در نهایت به اسیر روسی کمک کرد تا فرار کند و به شوروی برگردد. خودش نیز بعدها به وزارت خارجه پیوست و در سال ۱۹۴۷ به‌عنوان کارمند سفارت نروژ به مسکو رفت. با وجود اینکه عشق سابق او ازدواج کرده بود و فرزند داشت رابطه آنها ادامه پیدا کرد. اینجا بود که کا‌گ‌ب متوجه ماجرا شد و تصمیم گرفت هاویک را تحت فشار قرار دهد. به او گفته شد که اگر با آنها همکاری نکند، عشق او مرگی دردناک را تجربه خواهد کرد. همین هم باعث شد که هاویک بیش از ۲۷ سال به جاسوسی برای شوروی بپردازد. سرانجام هاویک در سال ۱۹۷۷ هنگام ملاقات با یکی از ماموران کا‌گ‌ب دستگیر شد. نروژی‌ها زمانی به او شک کردند که دیدند دیپلمات‌های شوروی از مواضع محرمانه این کشور در مورد موضوعات مهم اطلاع دارند. اولگ ولادیمیروویچ پنکوفسکی؛ دوربینی در شوروی اولگ ولادیمیروویچ پنکوفسکی را باید یکی از ارزشمندترین جاسوس های غرب در طول جنگ سرد دانست. او در سال ۱۹۳۷ وارد ارتش شوروی شد و از سال ۱۹۴۹ در اداره اطلاعات ارتش خدمت خود را آغاز کرد. تا سال ۱۹۶۰ و رسیدن به درجه سرهنگی هیچ اتفاق خاصی رخ نداد. هرچند از سال ۱۹۶۱ پنکوفسکی از رژیم کمونیستی حاکم بیزار شد. اینجا بود که از طریق یک تاجر بریتانیایی پیشنهاد همکاری خود را به غربی‌ها ارائه کرد. در طول یک‌ سال و نیم بعد پنکوفسکی هزاران عکس از اسناد محرمانه نظامی، سیاسی و اقتصادی شوروی را برای سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا ارسال کرد. او همچون یک دوربین برای غربی‌ها بود و عملا بخش قابل توجهی از ماشین اطلاعاتی شوروی را از درون قابل مشاهده کرد. مهم‌ترین اقدام او نیز ارسال جزئیات کامل مربوط به توان موشکی شوروی بود. جزئیاتی که ظاهرا با تبلیغات روس‌ها فاصله زیادی داشت. غربی‌ها نیز از اطلاعات او برای مواجهه با بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ استفاده کردند. آنها دقیقا از نقاط قوت و ضعف ارتش شوروی اطلاعات داشتند و می‌دانستند باید چگونه رفتار کنند. همین هم باعث شد که یک شکست تاریخی برای شوروی در بحران کوبا رقم بخورد. در نهایت یکی از جاسوسان شوروی در آمریکا اسناد ارسالی پنکوفسکی را مشاهده کرد و متوجه شد یک جاسوس عالی‌رتبه در سازمان اطلاعات ارتش شوروی وجود دارد. یک سال بعد نیز کا‌گ‌ب او را دستگیر و اعدام کرد. الیزابت بنتلی؛ جاسوس ویرانگر جنگ سرد الیزابت بنتلی در آمریکا به دنیا آمد و در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد. او از طریق همکارش ژولیت استوارت جذب شبکه‌های اطلاعاتی شوروی شد. در ابتدا به‌عنوان پیک و رابط عملیاتی فعالیت می‌کرد و وظیفه انتقال اطلاعات بین ماموران شوروی و رابط‌های آنها در کل آمریکا را بر عهده داشت. در سال ۱۹۴۳ رابط اصلی او به‌شکل مشکوکی کشته شد. این اتفاق باعث شد بنتلی نسبت به دستگاه اطلاعاتی شوروی دلسرد شده و در سال ۱۹۴۵ با اف‌بی‌آی تماس بگیرد. اطلاعات او باعث شد شبکه‌های متعدد جاسوسی شوروی در آمریکا آشکار گردد و افراد زیادی دستگیر شوند. بیشتر بخوانید 20 وسیله جالب “کا گ ب” که جاسوسان شوروی همراه داشتند چرا سازمان سیا یک فاحشه خانه را به آزمایشگاه سری خود تبدیل کرد؟ رازهای پنهان سازمان سیا: تلاش برای دستیابی به قدرت‌های ماورایی گزارش سازمان سیا از تبدیل سربازان شوروی به مجسمه‌های سنگی توسط موجودات فضایی حضور به‌عنوان پیک و رابط و سال‌ها ارتباط با ماموران مختلف باعث شده بود که بنتلی یک جاسوس ارزشمند باشد. در واقع او صرفا نام چند جاسوس را به سازمان‌های اطلاعاتی غربی نداد، بلکه عملا نقشه‌ای از شبکه جاسوسی شوروی در آمریکا را ارائه کرد. آدولف تولکاچف؛ جاسوس میلیارد دلاری آدولف تولکاچف یکی از مهندسان ارتش شوروی بود. خانواده او در دوران استالین به‌شدت ضربه خورده و تحت آزار شدید بودند. به همین خاطر نسبت به شوروی کینه داشت و می‌خواست انتقام بگیرد. سرانجام نیز در سال ۱۹۷۸ سیا به تماس‌های او پاسخ داد و قبول کرد اطلاعات را دریافت کند. تولکاچف در طول دوران فعالیت خود به‌عنوان یک جاسوس جنگ سرد اطلاعات بسیار مهمی را در مورد فناوری راداری شوروی، سامانه‌های اویونیک و موشک‌های کروز در اختیار غربی‌ها قرار داد. این اطلاعات هم باعث شد آمریکایی‌ها درک بیشتری از سامانه‌های تسلیحاتی دشمن خود پیدا کنند و هم کارایی سامانه‌های خود را افزایش دهند. این جاسوس عجیب آنقدر شجاع بود که در قلب مسکو اسناد را از آزمایشگاه‌‌های نظامی خارج می‌کرد. آن هم در حالی که کوچک‌ترین اشتباه می‌توانست به قیمت جان او تمام شود. آمریکایی‌ها تخمین می‌زنند که اطلاعات او باعث شد حدود ۲ میلیارد دلار از هزینه‌های تحقیق و توسعه نظامی این کشور کاهش یابد. به همین خاطر نیز تولکاچف به‌عنوان جاسوس میلیارد دلاری معروف شد. در نهایت یک کارمند اخراجی سازمان سیا به‌ نام هاوارد او را لو داد. هاوارد به مسکو پناهنده شد و برای انتقام از روسای پیشین خود یکی از مهم‌ترین جاسوس‌های آمریکا را به روس‌ها فروخت. هده ماسینگ؛ شاهدی در پرونده‌های بزرگ هده ماسینگ پدری لهستانی و مادری اتریشی داشت. او در سال ۱۹۲۰ به حزب کمونیست پیوست و حتی بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷ به‌عنوان جاسوس شوروی در آمریکا فعالیت کرد. هرچند جنبش‌های کمونیستی تحت رهبری استالین باعث شدند که او نسبت به شوروی بدبین شود. در نهایت نیز تصمیم گرفت از محافل اطلاعاتی شوروی خارج شده و به سازمان سیا کمک کند. ماسینگ در شبکه‌های مختلف جاسوسی حضور داشت. به همین خاطر از او برای تایید اطلاعات و شناسایی هویت جاسوسان استفاده می‌شد. در واقع هر وقت اطلاعات دو فرد متناقض بودند و منبع دیگری وجود نداشت، هده ماسینگ وارد می‌شد تا با بررسی گذشته خود فرد درست را شناسایی کند. او در دادگاه الجر هیس، کارمند بلندپایه وزارت خارجه آمریکا و از افراد تاثیرگذار در شکل‌گیری سازمان ملل متحد نیز حضور داشت و نقشی مهم ایفا کرد. اولگ گوردیفسکی؛ فراری بزرگ اگر داستان اولگ گوردیفسکی به فیلم تبدیل می‌شد، می‌توانست در میان بهترین فیلم های جاسوسی جهان قرار ببگیرد. او در ابتدا به‌عنوان یک افسر متعهد در سرویس اطلاعاتی شوروی فعالیت می‌کرد. هرچند کم‌کم و پس از رخدادهایی مثل ساخت دیوار برلین و سرکوب وحشیانه جنبش‌های اعتراضی در اروپای شرقی از کمونیسم بیزار شد. گوردیفسکی در دهه ۱۹۷۰ با سازمان اطلاعات بریتانیا همکاری کرد. او اطلاعات مهمی در رابطه با عملیات کا‌گ‌ب، وضعیت فکری رهبران شوروی و برداشت مسکو از ناتو را در اختیار انگلیسی‌ها قرار می‌داد. او همچنین به غربی‌ها اطلاع داد که رهبران شوروی به‌شدت نگران یک حمله غافلگیرانه هسته‌ای هستند. اطلاعات گوردیفسکی باعث می‌شد مقامات غربی بتوانند تعادلی منطقی بین فشار به شوروی و عدم شروع جنگ برقرار کنند. هرچند در سال ۱۹۸۵ یکی از جاسوسان شوروی در آمریکا گوردیفسکی را لو داد. مقامات شوروی به او گفتند که خودش را به مسکو برساند. گوردیفسکی که احتمال می‌داد لو رفته باشد، فورا با انگلیسی‌ها تماس گرفت تا پنهان شود. ماموران بریتانیایی ابتدا او را به یک خانه امن بردند و سپس در یک محفظه بسیار کوچک در کف یک خودرو دیپلماتیک بریتانیایی پنهان کردند. گوردیفسکی به‌سختی نفس می‌کشید و خودروهای کا‌گ‌ب نیز آنها را تعقیب می‌کردند. حتی از چند ایست بازرسی نیز رد شدند. در نهایت تنها لحظاتی پیش از رسیدن ماموران کا‌گ‌ب خودروها از مرز فنلاند رد شدند و این جاسوس معروف جنگ سرد نجات پیدا کرد. الکساندر دیمیتریویچ اوگورودنیک؛ جاسوس آماده مرگ الکساندر دیمیتریویچ اوگورودنیک از دیپلمات‌های شوروی بود و دسترسی بالایی به تلگراف‌ها و مکاتبات محرمانه در وزارت خارجه شوروی داشت. او از اسناد وزارت خارجه عکس می‌گرفت و سپس آنها را در اختیار سازمان سیا قرار می‌داد. هنوز مشخص نیست انگیزه اصلی او برای جاسوسی از شوروی چه بوده است. برخی مشکلات مالی و برخی دیگر انگیزه‌های شخصی را مطرح می‌کنند. او می‌دانست که در صورت دستگیر شدن باید شکنجه‌های سختی را تحمل کند و احتمالا دوام نخواهد آورد. به همین خاطر در همان ابتدا از سازمان سیا خواست که یک قرص خودکشی یا همان قرص ال را به او بدهند. اوگورودنیک در ماموریت‌های مختلف به‌شدت ریسک می‌کرد و قرص خودکشی را به‌عنوان آخرین راهکار خود می‌دید. در دهه ۱۹۷۰ یک مامور سازمان اطلاعات چکسلواکی به‌نام کارل کوخر اطلاعاتی از او به دست آورد. اطلاعات به کا‌گ‌ب منتقل شد و آنها نیز اوگورودنیک را تحت نظر گرفتند. در نهایت نیز به خانه یورش برده و او را دستگیر کردند. پس از دستگیری او یک کاغذ و قلم درخواست کرد تا تمام جزئیات را یادداشت کند. ماموران کا‌گ‌ب نیز موافقت کردند. هرچند آنها نمی‌دانستند که قرص خودکشی درون خودکار قرار دارد. اوگورودنیک فورا خودکار را در دهان خود شکست و پس از مدت کوتاهی جان داد. به همین‌خاطر به‌عنوان یکی از شجاع‌ترین جاسوس های دوران جنگ سرد شناخته می‌شود.