نورنیوز- گروه بین الملل: عبدالله دوم، شاه اردن در چارچوب سفر دولتی خود به چین هفته گذشته وارد پکن شد. این سفر از ۱۸ تا ۲۴ اوت (۲۷ مرداد تا دوم شهریور) ادامه داشت و طی آن، پادشاه اردن با شماری از مقامهای ارشد سیاسی و اقتصادی چین دیدار و درباره چشمانداز روابط دو کشور گفتوگو کرد.
عبدالله دوم پیش از دیدار با رئیسجمهور چین، با لی چیانگ، نخستوزیر این کشور، دیدار کرده بود. دو طرف در این دیدار درباره راههای پیشبرد روابط اردن و چین و توسعه همکاری در حوزههای مهم و راهبردی گفتوگو کردند.
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین روز دوشنبه از عبدالله دوم در پکن استقبال کرد. پادشاه اردن در نهایت روز سهشنبه پس از پایان سفر دولتی خود به چین به کشورش بازگشت.
عبدالله دوم در پایان سفر خود به چین اعلام کرد دیدارها و نشستهایی که در پکن، شانگهای و شنژن برگزار کرده، فرصتهای مهمی برای تقویت شراکت راهبردی میان اردن و چین و گسترش همکاری در بخشهای حیاتی اقتصادی فراهم کرده است.
در همین راستا، وبگاه اردنی «هلا اخبار» در یادداشتی نوشت که سفر «عبدالله دوم» شاه اردن به چین را نمیتوان صرفاً یک سفر تشریفاتی یا دیداری دوجانبه در سطح سران دانست. بر اساس مجموعه اطلاعات و گزارشهای ارائهشده توسط رسانههای اردن، این سفر در مقطعی انجام میشود که روابط اَمان و پکن، در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته است؛ مرحلهای که در آن، همکاری اقتصادی، جذب سرمایهگذاری، انتقال فناوری، توسعه زیرساختها، گردشگری و انرژی در کنار رایزنیهای سیاسی و منطقهای، جایگاه برجستهای پیدا کردهاند.
این سفر همچنین در آستانه پنجاهمین سال برقراری روابط دیپلماتیک اردن و چین در سال ۲۰۲۷ انجام میشود و از این منظر، فرصتی برای ارزیابی دستاوردهای نزدیک به پنج دهه روابط دو کشور و ترسیم مسیر همکاریهای آینده به شمار میرود.
عبدالله دوم در این سفر علاوه بر پکن، از مراکز مهم اقتصادی و فناوری چین از جمله شانگهای و شنژن نیز بازدید کرده و با مقامهای ارشد سیاسی و اقتصادی و مدیران شرکتهای بزرگ چینی دیدار داشته است.
در همین راستا، عونی الداود، خبرنگار و تحلیلگر اردنی معتقد است که مجموعه این برنامهها نشان میدهد که هدف اصلی سفر، فراتر از گفتوگوهای سیاسی و دیپلماتیک، معطوف به تبدیل شراکت راهبردی دو کشور به همکاریهای اقتصادی و فناورانه ملموس است.
روزنامه آنلاین الشعب اردن نیز گزارش داد که روابط دیپلماتیک اردن و چین از سال ۱۹۷۷ آغاز شده و طی نزدیک به پنج دهه، در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و فنی گسترش یافته است. نقطه عطف مهم در این روابط، سفر عبدالله دوم به چین در سال ۲۰۱۵ بود که طی آن دو کشور بر ایجاد «شراکت راهبردی» توافق کردند.
طبق گزارش الشعب، اکنون با گذشت یک دهه از این توافق و نزدیک شدن پنجاهمین سالگرد روابط دیپلماتیک، سفر کنونی پادشاه اردن را میتوان تلاشی برای بازتعریف این شراکت و انتقال آن از سطح همکاری سیاسی و تجاری به سطحی گستردهتر از مشارکت اقتصادی، صنعتی و فناورانه ارزیابی کرد.
بر اساس گزارش رسانههای اردن، قرار است در چارچوب این سفر، مجموعهای از توافقها و یادداشتهای تفاهم جدید به امضا برسد. بیانیه مشترک دو کشور نیز شامل ۱۵ بند است که نشاندهنده گستردگی موضوعات مورد توافق اَمان و پکن در حوزههای اقتصادی، سیاسی و منطقهای است.
طبق گزارش الشعب، بنابراین، یکی از اهداف اصلی سفر، ایجاد یک چارچوب بلندمدت برای مرحله جدید روابط است؛ چارچوبی که در آن چین به عنوان یک شریک مهم اقتصادی و فناورانه اردن و اردن نیز به عنوان یک شریک منطقهای مهم برای چین در غرب آسیا ایفای نقش کنند.
طبق گفته عونی الداود، تحلیلگر اردنی یکی از مهمترین اهداف سفر، افزایش سرمایهگذاری چین در اردن است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، حجم سرمایهگذاریهای چین در اردن تاکنون از سه میلیارد دلار فراتر رفته و بخش مهمی از این سرمایهگذاریها در حوزههای انرژی، آب و بخشهای زیربنایی متمرکز بوده است.
اَمان اکنون تلاش میکند سرمایهگذاریهای جدید چین را به سمت پروژههای بزرگتری در حوزههای زیرساخت، حملونقل، راهآهن، انرژی، آب، شهرسازی و صنعت هدایت کند.
در این زمینه، تجربه و ظرفیت شرکتهای چینی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا این شرکتها علاوه بر برخورداری از توان فنی و صنعتی، از ظرفیت مالی و اجرایی گستردهای برای اجرای پروژههای بزرگ برخوردارند.
از نگاه اردن، مسئله صرفاً افزایش حجم سرمایهگذاری خارجی نیست، بلکه جذب سرمایهگذاریهایی است که بتوانند به ایجاد ظرفیت تولیدی، انتقال فناوری، اشتغالزایی و افزایش توان صادراتی این کشور منجر شوند.
الداود معتقد است که یکی از مشکلات ساختاری در روابط اقتصادی دو کشور، تداوم عدم توازن تجاری به نفع چین است. اردن بخش قابل توجهی از نیازهای خود را از چین وارد میکند، در حالی که صادرات اردن به بازار چین در سطح پایینتری قرار دارد.
از این رو، یکی از اهداف مهم سفر عبدالله دوم، تغییر ماهیت روابط اقتصادی از یک رابطه عمدتاً مبتنی بر واردات کالاهای چینی به رابطهای مبتنی بر سرمایهگذاری، تولید مشترک، صادرات و انتقال فناوری است.
اَمان درصدد است از ظرفیت بازار بزرگ چین برای افزایش صادرات محصولات اردنی استفاده کند و همزمان شرکتهای چینی را به ایجاد واحدهای تولیدی در اردن ترغیب کند. این رویکرد میتواند به اردن امکان دهد از موقعیت جغرافیایی خود و شبکه توافقهای تجاری با کشورهای منطقه و سایر بازارها برای تبدیل شدن به یک مرکز تولید و صادرات استفاده کند.
بنابراین، یکی از شاخصهای اصلی موفقیت این سفر، نه صرفاً افزایش حجم تجارت، بلکه «تغییر کیفیت تجارت و افزایش سهم صادرات اردن به چین» خواهد بود.
روزنامه عمون نیز در این باره گزارش داده است که یکی از برجستهترین ابعاد این سفر، توجه ویژه به فناوریهای نوین است. برنامه سفر به شانگهای و شنژن، دو مرکز مهم اقتصادی و فناوری چین، نشان میدهد که اَمان علاقهمند است از تجربه چین در حوزههای فناوری پیشرفته، هوش مصنوعی، رباتیک، خودکارسازی صنعتی، حملونقل هوشمند، رایانش و سلامت دیجیتال بهره بگیرد.
طبق گزارش این رسانه، عبدالله دوم در شانگهای از فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی و رباتهای انساننما بازدید کرده و با روند تبدیل دستاوردهای پژوهشی چین به کاربردهای صنعتی و تجاری آشنا شده است.
همچنین هیات اردنی همراه شاه این کشور با نمایندگان شرکتهای چینی فعال در حوزههای هوش مصنوعی، رباتیک، خودکارسازی، حملونقل هوشمند، رایانش و سلامت دیجیتال مذاکره کرده است.
این بخش از برنامه سفر از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد همکاری فناوری دیگر یک موضوع فرعی در روابط اَمان و پکن نیست، بلکه به یکی از پایههای اصلی شراکت آینده تبدیل شده است.
اردن در چارچوب برنامه نوسازی اقتصادی خود به دنبال افزایش بهرهوری، توسعه صنایع دانشبنیان و افزایش توان رقابتی اقتصاد است و چین میتواند از طریق سرمایهگذاری، انتقال دانش و آموزش نیروی انسانی، نقش مهمی در این مسیر ایفا کند.
گردشگری نیز یکی دیگر از محورهای مهم سفر است. اردن بازار گردشگران چینی را یک بازار بزرگ و دارای ظرفیت رشد میداند و تلاش دارد با استفاده از ظرفیت شرکتهای چینی، بهویژه شرکتهای فعال در حوزه گردشگری دیجیتال، حضور خود را در بازار چین افزایش دهد.
شبکه اردنی المملکه در این باره گزارش داد که در همین چارچوب، عبدالله دوم در شانگهای با مسئولان شرکتهای مختلف درباره استفاده از فناوریهای دیجیتال برای توسعه گردشگری و بهبود تجربه گردشگران گفتوگو کرده است.
افزایش گردشگران چینی میتواند تنها به صنعت گردشگری محدود نماند و بخشهای دیگری همچون حملونقل، هتلداری، رستورانها، خدمات، تجارت و اشتغال را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، گردشگری برای اردن یکی از سریعترین مسیرهای ممکن برای ایجاد بازده اقتصادی از روابط با چین محسوب میشود.
طبق گزارش رسانههای اردن، توسعه ارتباطات هوایی نیز بخشی از برنامه اقتصادی و گردشگری سفر است.
در جریان این سفر، یادداشت تفاهمی میان شرکت هواپیمایی سلطنتی اردن و شرکت هواپیمایی چین برای توسعه همکاریهای تجاری و عملیاتی و بررسی راهاندازی مسیرهای هوایی جدید و توافقهای اشتراک پرواز مطرح شده است.
تقویت ارتباط هوایی میتواند زمینه را برای افزایش رفتوآمد گردشگران، دانشجویان، بازرگانان و سرمایهگذاران فراهم کند و در کنار آن، هزینه و زمان مبادلات اقتصادی میان دو کشور را کاهش دهد.
از این رو، توسعه حملونقل هوایی را باید بخشی از راهبرد بزرگتر اردن برای ایجاد پیوند مستقیمتر با بازار چین دانست.
همکاری در زمینه انرژی و آب همچنان از محورهای مهم روابط دو کشور است. اردن به دلیل محدودیت منابع آب و نیاز روزافزون به انرژی، به فناوری و سرمایهگذاری خارجی در این حوزهها نیاز دارد. چین نیز در زمینه ساخت زیرساختهای آبی، انرژیهای تجدیدپذیر، نیروگاهها و پروژههای بزرگ عمرانی تجربه گستردهای دارد. در توافقهای پیشین دو کشور نیز پروژههایی در زمینه انرژی خورشیدی و بادی، نفت شیل، آب و زیرساخت مطرح شده بود.
از این رو، سفر کنونی میتواند فرصتی برای فعال کردن پروژههای پیشین و تعریف پروژههای جدید باشد؛ بهویژه پروژههایی که با برنامه نوسازی اقتصادی اردن همخوانی داشته باشند.
در سال ۲۰۱۵ یادداشت تفاهمی برای اجرای پروژه راهآهن ملی اردن با ارزش برآوردی ۲.۳ میلیارد دلار امضا شده بود. همچنین پروژههای مربوط به توسعه زیرساختهای حملونقل و شهری در برنامههای همکاری دو کشور قرار داشتهاند.
برای اردن، توسعه شبکه حملونقل صرفاً یک پروژه داخلی نیست؛ بلکه میتواند موقعیت این کشور را به عنوان یک مسیر ترانزیتی میان کشورهای منطقه تقویت کند. در صورت بهبود شرایط سیاسی و امنیتی منطقه، اردن میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای اتصال مسیرهای تجاری شرق و غرب و شمال و جنوب منطقه بهره ببرد.
طبق گزارش روزنامه الشعب، یکی از ابعاد راهبردی مطرحشده در گزارش رسانههای اردن، امکان استفاده از موقعیت این کشور برای مشارکت در روند بازسازی سوریه است.
بر اساس این گزارشها، اگر شرایط سیاسی و امنیتی اجازه دهد، شرکتهای چینی میتوانند در پروژههای بازسازی سوریه حضور پیدا کنند و اردن به دلیل موقعیت جغرافیایی، زیرساختها و روابط منطقهای خود، میتواند به یکی از مسیرهای لجستیکی و اقتصادی این روند تبدیل شود.
در چنین سناریویی، همکاری چین و اردن از سطح روابط دوجانبه فراتر میرود و به یک همکاری منطقهای تبدیل میشود.
اردن میتواند از طریق توسعه حملونقل، خدمات لجستیکی، تجارت، صنایع و زیرساختها از فرصت بازسازی سوریه بهره ببرد و چین نیز میتواند از ظرفیت اردن به عنوان یکی از دروازههای ورود به بازارهای منطقه استفاده کند.
با وجود تمرکز قابل توجه سفر بر مسائل اقتصادی و فناوری، موضوعات سیاسی و منطقهای نیز جایگاه مهمی در مذاکرات دارند. مواضع اردن و چین درباره مسئله فلسطین در بسیاری از زمینهها به یکدیگر نزدیک است. هر دو کشور بر ضرورت دستیابی به راهحل سیاسی، حمایت از راهکار دو دولتی و پایان دادن به بحران انسانی در غزه تأکید دارند.
وزیر خارجه چین نیز در دیدار با ایمن الصفدی، وزیر خارجه اردن بر اهمیت نقش اردن در خاورمیانه تأکید کرده و بر ضرورت تلاش برای برقراری آتشبس در غزه و کاهش وضعیت انسانی این منطقه تأکید داشته است.
از سوی دیگر، اردن نیز از نقش چین در مسائل منطقه و حمایت آن کشور از راهکار دو دولتی استقبال کرده است.
بنابراین، سفر شاه اردن به چین فرصتی برای هماهنگی دیدگاههای دو کشور درباره تحولات منطقه، جنگ غزه، مسئله فلسطین و نقش قدرتهای بینالمللی در حل بحرانهای غرب آسیا فراهم کرده است.
چین در سالهای اخیر حضور سیاسی و دیپلماتیک خود را در خاورمیانه افزایش داده است. اردن نیز تلاش دارد از ظرفیت سیاسی و بینالمللی پکن برای حمایت از ثبات منطقه و پیشبرد راهحلهای سیاسی استفاده کند.
از دید اَمان، چین به دلیل عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد و روابط گسترده اقتصادی با کشورهای منطقه، یکی از بازیگران مهم بینالمللی است که میتواند در پروندههای منطقهای نقشآفرینی کند.
در مقابل، چین نیز اردن را به دلیل ثبات نسبی، موقعیت جغرافیایی و روابط آن با طیف گستردهای از کشورهای منطقه، شریک مهمی در غرب آسیا میداند.
بنابراین، رابطه دو کشور دارای یک منطق متقابل است: «چین به یک شریک منطقهای قابل اعتماد نیاز دارد و اردن نیز به یک شریک اقتصادی و سیاسی قدرتمند در سطح بینالمللی نیازمند است».
یکی دیگر از موضوعات سیاسی مورد تأکید در روابط دو کشور، حمایت اردن از اصل «چین واحد» است. این موضع نشان میدهد که روابط اَمان و پکن صرفاً اقتصادی نیست و در حوزه مسائل سیاسی و بینالمللی نیز نوعی تفاهم وجود دارد.
اردن همچنین بر احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی آنها، اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد تأکید کرده است. این مواضع میتواند زمینه سیاسی مناسبی برای توسعه بیشتر روابط دوجانبه فراهم کند.
جمال الضمور، رئیس انجمن دوستی اردن و چین نیز به شبکه المملکه گفت که آموزش نیز یکی از حوزههایی است که در روابط دو کشور رشد کرده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده در رسانهها، حدود ۳۸۰ دانشجوی اردنی در چین تحصیل میکنند و مجموع جمعیت اردنیهای مقیم چین حدود یک هزار و ۹۰۰ نفر اعلام شده است. در مقابل، حدود یک هزار شهروند چینی در اردن زندگی میکنند.
از نگاه چین، تربیت نیروهای اردنی آشنا با زبان و فرهنگ چینی میتواند در بلندمدت به تقویت روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور کمک کند؛ زیرا این افراد میتوانند در آینده نقش واسط میان شرکتها، دانشگاهها و نهادهای دو کشور را ایفا کنند.
این سفر از نظر سیاسی برای دو طرف اهمیت نمادین نیز دارد. عبدالله دوم نهمین سفر خود به چین از زمان آغاز سلطنتش را انجام داده و طرف چینی نیز برای او جایگاه یک رهبر با تجربه در مسائل خاورمیانه قائل است.
از نگاه اردن، حفظ روابط نزدیک با چین در شرایطی که ساختار قدرت جهانی در حال تغییر است، اهمیت فزایندهای دارد. اَمان تلاش میکند روابط خود را با قدرتهای مختلف جهان متنوع نگه دارد و صرفاً به یک محور سیاسی یا اقتصادی وابسته نباشد.
علاوه بر این، روابط دو کشور طی سالهای گذشته شاهد امضای توافقهای متعددی در حوزههای اقتصادی، انرژی، حملونقل، فناوری، فرهنگ و آموزش بوده است.
از جمله مهمترین آنها میتوان به توافقهای مربوط به اجرای طرح «کمربند و جاده»، پروژه راهآهن ملی اردن، ایجاد شهر صنعتی چین در عقبه، تولید انرژی خورشیدی و بادی، توسعه نفت شیل، آموزش نیروی انسانی در حوزه فناوری اطلاعات، همکاریهای فرهنگی و آموزشی و توسعه مناطق آزاد اشاره کرد.
بنابراین، سفر کنونی صرفاً برای آغاز همکاریهای جدید انجام نمیشود؛ بلکه یکی از اهداف آن میتواند فعال کردن توافقهای قبلی و تبدیل آنها به پروژههای اجرایی باشد.
عونی الداود معتقد است که با وجود گستردگی موضوعات مطرحشده، مهمترین چالش پیش روی روابط اردن و چین، فاصله میان امضای توافقها و اجرای واقعی آنها است.
به گفته این تحلیلگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که امضای تفاهمنامه به تنهایی نمیتواند دستاورد اقتصادی ایجاد کند. برای تبدیل توافقها به پروژههای واقعی، اردن به یک برنامه اجرایی مشخص، تعیین دستگاههای مسئول، جدول زمانی و شاخصهای ارزیابی نیاز دارد.
در مجموع، سفر عبدالله دوم به چین را میتوان تلاشی چندلایه برای بازتعریف شراکت راهبردی اَمان و پکن دانست. این سفر همزمان سه هدف عمده را دنبال میکند: تقویت روابط سیاسی، جذب سرمایه و توسعه همکاری اقتصادی، و انتقال فناوری و دانش چینی به اردن.
در نهایت، میتوان گفت که اهمیت واقعی سفر عبدالله دوم نه در تعداد توافقها و یادداشتهای تفاهم، بلکه در میزان اجرای آنها طی ماهها و سالهای آینده مشخص خواهد شد. اگر اردن بتواند سرمایهگذاریهای چینی را به پروژههای تولیدی، انتقال فناوری، ایجاد اشتغال و افزایش صادرات تبدیل کند، سفر کنونی میتواند نقطه آغاز مرحلهای تازه در روابط دو کشور باشد؛ مرحلهای که در آن شراکت اردن و چین از یک رابطه عمدتاً سیاسی و تجاری به یک مشارکت اقتصادی، فناورانه و منطقهای بلندمدت تبدیل خواهد شد.
∎