شناسهٔ خبر: 79471275 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

اتحاد مقدس از نگاه بنيان‌گذار(۷)

احمد مازني

صاحب‌خبر -

تفرقه‌افكنان ريشه در سرويس‌هاي بيگانه دارند 
در يادداشت قبلي به وجوب وحدت برمبناي مصالح اهم اشاره و تاكيد شد كه از ديدگاه بنيان‌گذار حفظ وحدت واجب و دامن زدن به اختلاف، كفر است. نگارنده در مقام تعيين اولويت‌هاي كشور در شرايط كنوني نيست، چراكه هر صاحب خردي قادر به درك شرايط و موقعيت خطير كشور هست. اما مساله اين است كه گاهي مصالح اهم در گفتار و نوشتار برخي فعالان سياسي و اجتماعي رعايت نمي‌شود و چه بسا يك جمله كوتاه كه در زماني مي‌تواند موجب رشد و تعالي كشور شود در زمان ديگر موجب بروز اختلاف و مجادله و گاهي منجر به درگيري و خون‌ريزي مي‌شود! حال چرا؟ بستگي به درك موقعيت دارد؛ ازجمله مسائلي كه اين روزها موضوع بحث برخي محافل شده ديدگاه‌هاي مربوط به مرحوم دكتر علي شريعتي است. اين موضوع نه از باب اهميت طرح يا عدم طرح آن در اين روزها و نه از باب طرح موضع امام خميني درباره آن مرحوم، بلكه به عنوان نمونه‌اي از موضوعاتي كه در سال‌هاي قبل و سال‌هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي موضوع اختلافي بود و ديدگاه‌هاي مربوط به ايشان و آثار ايشان در دو نقطه كفر مطلق تا ايمان كامل و بدون نقص، طيف وسيعي را تشكيل مي‌داد، مطرح مي‌شود. در يكي از اين موارد كه ظاهرا در مرداد سال ۱۳۵۶ ضمن نامه‌اي به امام از ايشان خواسته شد تا درباره كتاب‌هاي دكتر شريعتي اظهارنظر كند، امام در پاسخ نوشتند «ان‌شاء‌الله تعالي موفق و مويد باشيد. من صلاح نمي‌دانم در چيزهايي كه موجب اختلاف مي‌شود دخالت كنم.» (صحيفه امام , ج۳, ص ۲۰۶) در يك مورد ديگر گروهي از كارگران در ۲۰ تير ۱۳۵۸ خدمت امام مي‌رسند و از ايشان مي‌خواهند موضعگيري روشن و مناسب درباره شخصيت اسلامي مرحوم شريعتي داشته باشد. امام مي‌فرمايند: «من جواب از اين نمي‌دهم، همين مساله، مساله ايجاد اختلاف است، يعني مساله اسباب اين مي‌شود كه شما يك دسته بشويد، آنها يك دسته بشوند، مشغول يك كار و شما مشغول كار ديگر بشويد و آنها مشغول اصل قضيه بشوند. (صحيفه امام , ج ۹, ص ۴۳-۴۴)  

پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز چند نفر از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب نزد امام رفتند تا نظر ايشان را درباره صدور اطلاعيه درباره شريعتي را پرس و جو كنند، امام بدون آنكه جواب مثبت دهند، طرح مسائل اختلافي را حرام دانسته و فرمودند كه «من در اين قبيل امور مداخله نمي‌كنم.» اين زماني بود كه در ميان دو جناح از اعضاي مجاهدين انقلاب در سال ۱۳۵۸ درباره شريعتي اختلاف‌نظر پيش آمده بود. (رسول جعفريان، جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران، پيشين، ص ۵۰۱). مراد امام اين است كه بسياري از اين اختلاف‌افكني‌ها ريشه در جريان نفوذ دارد، سرويس‌هاي بيگانه شما را درگير دو‌قطبي موافق و مخالف اين و آن مي‌كنند و آنها كار خودشان را مي‌كنند. كما اينكه در منازعات درون نيروهاي سياسي و مذهبي قبل از انقلاب ساواك به دخالت خود اعتراف كرد.