شناسهٔ خبر: 79448199 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: ایکنا | لینک خبر

درآمدی بر اهمیت پاسداشت طب ایرانی:

حکمت نیاکان، نسخه‌ای برای فردا

مدیر دارالشفای ریحانه‌النبی گفت: در طب ایرانی، ما فقط با بدن یک انسان سر و کار نداریم؛ ما با تعادل یک موجود زنده سروکار داریم، وظیفه‌ ما درمان یک عضو نیست، ب...

صاحب‌خبر -

در ایران، اول شهریور ماه، همزمان با زادروز بوعلی سینا، به پاس تألیفات و خدمات وی، به علوم پزشکی و فعالیت وی در این رشته، و تجلیل از پزشکان، روز پزشک نام‌گذاری شده‌ است، در کشورهای دیگر، روزهای دیگری، با توجه به رویدادهای محلی برای این مناسبت در نظرگرفته شده‌اند.

در فرهنگ اسلامی، ارزش دانش گرانقدر پزشكی و فعاليت حرفه‌ای طبيب تا بدان اندازه والا و عظيم است كه طبيب مظهر اسم شريف محيی و احياگری معرفی شده است و همچنين در متن فرهنگ و حيات اجتماعی مردمان اين مرز و بوم نيز طبيب و طبابت از جايگاه ويژه و اهميت والايی برخوردار بوده است که از دیرباز قبل از اینکه دانشگاه و دانش پزشکی به شکل کلاسیک پدید آید مردم مشکلات خود را نزد فعالان طب ایرانی که در گذشته به‌عنوان حکیم شناخته می شدند، مطرح می‌کردند.

در این راستا خبرنگار ایکنا از آذربایجان‌غربی با ابراهیم شاه‌ولدی یکی از فعالان طب ایرانی در ارومیه و مدیر دارالشفای ریحانه‌النبی مصاحبه کرده‌ است که در ادامه می‌خوانید:

ایکنا _ برای حفظ و احیای طب ایرانی چه پیشنهادی دارید؟

در این راستا راهکارها و پیشنهادات زیادی را می‌توان ارائه کرد ولی به نظرم می‌رسد بهترین راهکار شناسایی و معرفی افراد حاذق و امتحان‌پس داده در حوزه طب ایرانی است، همچنین در این راستا می‌توان از ظرفیت بسیج به‌ویژه بسیج جامعه پزشکی نیز حداکثر استفاده را کرد.

ایکنا _ لطفا درارتباط با نقش بسیج جامعه پزشکی درباره صیانت از طب ایرانی بیشتر توضیح دهید.

در بحران‌ها و طرح‌های ملی همانند ارائه خدمات به زائران اربعین حسینی به جای اینکه پزشک عمومی و متخصص طب سنتی به صورت جداگانه اقدام کنند می‌توانند به صورت مشترک وارد عمل شوند.

به جای ارائه خدمات جداگانه، یک پروتکل تلفیقی برای شایع‌ترین مشکلات زائران مانند بیماری‌های گوارشی یا خستگی مفرط نوشته شود، بنابراین وقتی یک پزشک عمومی یا متخصص طب سنتی براساس یک پروتکل واحد بیمار را ویزیت می‌کنند، این تلفیق به یک رویه رسمی تبدیل می‌شود.

بسیاری از بیماری‌های مزمن که پزشکان در اردوهای جهادی بسیج با آن مواجه می‌شوند همانند دیابت، فشار خون، با اصلاح سبک زندگی (اصول سته ضروریه) قابل کنترل هستند که می‌توان آن را در جامعه نهادینه کرد.

پس لازم است یک «بسته آموزشیِ استاندارد» با مهر تایید وزارت بهداشت توسط بسیج تهیه شود، در اردوهای جهادی، پزشکان طب ایرانی به جای صرف تجویز دارو، نقش «مربی سبک زندگی» را ایفا کنند، این باعث می‌شود طب ایرانی در ذهن بدنه پزشکی، به عنوان یک ابزار قدرتمند برای پیشگیری دیده شود، نه رقیبی برای درمان.

ایکنا _ نظرتان را درباره ضرورت حفظ جایگاه اساتید و فعالان طب ایرانی بفرمایید؟ 

ارزش نهادن و محافظت از اساتید طب ایرانی یک ضرورت فرهنگی، علمی و میراث‌داری است، این اساتید تنها معلم نیستند، بلکه «حافظان دانش تجربی و فلسفی» هستند که دانش را از طریق تجربه و انتقال شفاهی یا متون قدیمی حفظ کرده‌اند.

ایکنا _ آیا راهکار ساختاری و قانونی درراستای حمایت از جایگاه اساتید طب سنتی می‌توان در نظر گرفت؟

تدوین نظام‌نامه‌های تخصصی می‌تواند کارگشا باشد، ایجاد نهادهای رسمی برای شناسایی و رتبه‌بندی اساتید بر اساس سوابق، تجربه و میزان انتقال دانش یکی از این راهکارهاست، این اقدام باعث می‌شود استاد یک عنوان علمی معتبر باشد، نه صرفاً یک کلمه عمومی.

شفاف‌سازی در نظام مجوزها نیز می‌تواند یک راهکار موثر باشد، ایجاد مسیرهای قانونی برای اساتید سنتی که دارای دانش عمیق هستند اما ممکن است مسیر دانشگاهی مدرن را طی نکرده باشند، تا بتوانند در قالب‌های آموزشی رسمی(مانند دوره‌های ضمن خدمت یا کارگاه‌های تخصصی) فعالیت کنند.

حمایت از حقوق مالکیت معنوی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، محافظت از نسخه‌ها، دستورالعمل‌ها و تجربیات منحصر‌به‌فرد اساتید از طریق ثبت اثر و جلوگیری از سوءاستفاده شرکت‌های بزرگ داروسازی از دانش آن‌ها بدون ذکر نام یا پرداخت حق امتیاز.

ایکنا _ لطفا به راهکارهای اقتصادی همچنین تضمین معیشت فعالان حوزه طب ایرانی اشاره کنید.

بنیادهای حمایت از میراث‌داران دانش را می‌توان ایجاد کرد، اساتید سالخورده تمام عمر خود را وقف انتقال این دانش کرده‌اند، بنابراین حق طبیعی آنها است دوران بازنشستگی یا سال‌های آخر عمر را با عزت و آرامش سپری کنند.

مدل‌های درآمدزایی از طریق آموزش نیز باید شکل بگیرد به عنوان مثال ایجاد پلتفرم‌های آنلاین معتبر که اساتید بتوانند دانش خود را در قالب دوره‌های ویدئویی یا کلاس‌های زنده به مخاطبان سراسر جهان ارائه دهند و درآمدهای مستقیم از این طریق داشته باشند، باید مورد توجه قرار گیرد.

همچنین ایجاد پل ارتباطی بین اساتید و صنایع تولید محصولات گیاهی و دارویی نیز می‌تواند یک نوع حمایت از فعالان عرصه طب سنتی محسوب شود، به گونه‌ای که اساتید به عنوان «مشاور ارشد» یا «توسعه‌دهنده فرمولاسیون» در پروژه‌های صنعتی حضور داشته باشند.

ایکنا _ لطفا به راهکارهای علمی و آموزشی در راستای تثبیت دانش فعالان طب ایرانی با رویکرد حمایت از این قشر اشاره کنید.

اعزام تیم‌های متخصص(دانشجو، نویسنده، فیلم‌بردار) برای مصاحبه با اساتید و ثبت شفاهی تجربیات، روش‌های تشخیص و فلسفه‌های درمانی آن‌ها قبل از آنکه با رفتن آن‌ها، این دانش از دست برود، ضروری است.

ایجاد دوره‌های مشترک که در آن دانش استاد سنتی با متدهای تحقیق علمی تلاقی می‌کند، نیز بسیار ضروری و اثربخش است، چون این کار باعث می‌شود دانش اساتید در قالب زبان علمی امروز قابل پذیرش و اعتباربخشی باشد.

حمایت از پژوهش‌های پیرامون نظریات اساتید نیز باید مورد توجه قرار گیرد، بنابراین دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی می‌توانند به پایان‌نامه‌هایی بپردازند که زیربنای نظریات اساتید برجسته طب سنتی باشد.

ایکنا _ لطفا درباره راهکارهای اجتماعی و فرهنگی که به احیای اعتبار فعالان طب سنتی منجر می‌شود، اشاره کنید.

برگزاری مراسم‌ سالانه ملی برای تجلیل از اساتید برجسته طب ایرانی، مشابه مراسم‌های تکریم پزشکان شاخص یا دانشمندان بزرگ باعث می‌شود درراستای حفظ این میراث معنوی یک گام بلند برداشته شود.

تولید مستندها، پادکست‌ها و برنامه‌های تلویزیونی با کیفیت بالا که در آن اساتید نه به‌عنوان عامل درمان‌های سنتی، بلکه به عنوان دانشمندان نظام‌های معرفتی معرفی شوند نیز از جمله راه هایی است که می‌توان طب سنتی را در جامعه حفظ و احیا کرد.

ارتقای سطح آگاهی جامعه از تفاوت میان طب سنتی علمی و اصیل و طب سنتی عامیانه و بی‌اساس نیز مهم است چون این کار باعث می‌شود جامعه بااحترام و شناخت بیشتری به اساتید واقعی مراجعه کند.

ایکنا _ برای محافظت از اساتید طب ایرانی چه باید کرد؟

نباید آن‌ها را در حصار گذشته نگه داشت، بلکه باید دانش سنتی را با ابزارهای مدرن(مانند مستندسازی دیجیتال، حقوق مالکیت معنوی و پلتفرم‌های آموزشی) پیوند زد تا هم جایگاه علمی آن‌ها حفظ شود و هم از نظر اقتصادی از آن‌ها حمایت گردد.

ایکنا _ چنانچه از دوره فعالیت خود در زمینه طب ایرانی خاطره‌ای دارید، بفرمایید.

دراوایل شروع کارم، هوای شهر سنگین و گرم بود؛ از آن گرمای خسته‌کننده‌ای که آدم را بی‌رمق می‌کند، در مطب کوچک خود، میان بوی تند گیاهان خشک و تارهای نور خورشیدی که از پنجره به داخل می‌تابید، منتظر اولین مراجعه‌کننده بودم.

ناگهان پیرمردی وارد شد، چهره‌اش از شدت خستگی و گرما، رنگ پریده و مایل به زرد بود. با صدای لرزان گفت: «دکتر، انگار تمام توانم را در این گرما از دست داده‌ام، سرگیجه دارم و دل‌آشوب هستم.»

من طبق سنت، ابتدا به نبض او توجه کردم. نبضش سریع و ضعیف بود؛ نشانه‌ای از گرمای مفرط و شاید نوعی اختلال در تعادل مزاجی به دلیل گرما را متوجه شدم او دچار نوعی از سوداوی یا صفراوی شده بود که با گرما تشدید می‌شد.

به جای تجویز داروهای پیچیده، ابتدا سعی کردم محیط را با کمی عطرِ گلاب و نعنای تازه مطهر کنم تا کمی آرام شود. سپس با دقت به زبان و چشمانش نگاه کردم. وقتی اوصحبت می‌کرد، متوجه شدم که جگر و معده‌اش تحت فشار این گرمای شدید هستند.

نسخه‌ من ساده اما دقیق بود یک شربت سرد از عصاره‌ گل‌سرخ و نعناع با کمی عسل، و توصیه‌ای به او برای دوری از غذاهای تند و سنگین که حرارت بدن را بیشتر می‌کرد.

لحظه‌ای که او اولین جرعه از آن شربت خنک را نوشید، چشمانش کمی برق زد، انگار که بخشی از آن سنگینی از روی شانه‌هایش برداشته شده بود. او با قدردانی گفت: «عجیب است، انگار روحم دوباره به تنم برگشته است.»

آن لحظه بود که دوباره به این حقیقت پی بردم: در طب ایرانی، ما فقط با بدن یک انسان سر و کار نداریم؛ ما با تعادل یک موجود زنده سروکار داریم، وظیفه‌ ما درمان یک عضو نیست، بلکه بازگرداندن آرامش و نظم به کل وجود اوست.

انتهای پیام