شناسهٔ خبر: 79447996 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

فارن پالسی بررسی کرد؛

جنگ در پنتاگون، بی کفایتی راهبردی در واشنگتن

تهران- ایرنا- فارن پالسی در گزارشی با بررسی عملکرد آمریکا در جنگ با ایران، ریشه ناکامی واشنگتن را نه در ضعف‌های تاکتیکی و کمبود تجهیزات، بلکه در بی کفایتی راهبردی و محاسبات نادرست دولت دونالد ترامپ دانست.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا به نقل از فارن پالسی، در حالی که درگیری میان ایران و آمریکا و بحران تنگه هرمز همچنان ادامه دارد، تحلیلگران آمریکایی در تلاشند تا درس‌های این جنگ را مشخص کنند. بخش زیادی از این تحلیل‌ها بر ضعف‌های لجستیکی و تاکتیکی عملیات آمریکا تمرکز دارد؛ از جمله آمادگی ناکافی برای اختلال در انتقال نفت و کود، کمبود مهمات هدایت‌شونده و موشک‌های رهگیر، ناتوانی در مقابله موثر با پهپادهای ارزان‌قیمت یک‌طرفه و کمبود شناورهای مین‌روب.

به گزارش فارن پالیسی این کاستی‌ها، هرچند برای جنگ‌های آینده اهمیت دارند، علت اصلی ناکامی آمریکا در تحقق اهداف خود نیستند. به نوشته این نشریه، حتی رفع این مشکلات نیز بعید بود بتواند اهداف اولیه دولت ترامپ، از جمله تغییر حکومت در ایران، نابودی توان حملات دوربرد ایران و ایجاد تغییرات اساسی در سیاست‌های تهران درباره برنامه هسته‌ای و نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای را محقق کند.

این نشریه تاکید کرد افزایش ذخایر مهمات یا آمادگی بیشتر برای مقابله با کمبود نفت، شاید امکان ادامه بمباران یا اعمال فشار اقتصادی را فراهم می‌کرد، اما دلیلی وجود ندارد که نشان دهد ادامه جنگ و محاصره برای چند ماه دیگر، نتیجه‌ای متفاوت از ماه‌های گذشته به همراه داشت.

برتری تاکتیکی در برابر شکست راهبردی

فارن پالسی در عین حال توانمندی نظامی آمریکا را قابل توجه ارزیابی کرد و نوشت ارتش این کشور حتی در جنگی که از نگاه نویسنده با طراحی ضعیف آغاز شد، توانایی‌هایی را به نمایش گذاشت که در حال حاضر هیچ نیروی نظامی دیگری از آن برخوردار نیست؛ از جمله توانایی اعمال قدرت در فاصله بیش از ۷ هزار مایل از خاک آمریکا و دستیابی به برتری هوایی.

بر اساس این گزارش، دست‌کم ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۶۰۰ نفر زخمی شدند.

با وجود این برتری، این نشریه تاکید می‌کند هیچ میزان از توان فنی و تاکتیکی نمی‌تواند جایگزین راهبرد درست شود. به باور نویسنده، دولت ترامپ سه ماموریت بسیار دشوار را به ارتش آمریکا واگذار کرد و پس از ناکامی در تحقق آنها، با واکنش تند روبه‌رو شد.

نخستین هدف، تغییر حکومت در ایران بدون استفاده از نیروی زمینی بود. فارن پالسی با اشاره به تجربه جنگ‌های قرن گذشته نوشت این تصور که می‌توان تنها با قدرت هوایی یک حکومت را سرنگون کرد، بارها آزموده شده و موفقیت قاطعی به همراه نداشته است.

این گزارش به بمباران لندن در جریان جنگ جهانی دوم، حملات گسترده متفقین به آلمان، جنگ ویتنام و عملیات ناتو علیه صربستان اشاره کرد و یادآور شد حتی در مواردی که بمباران خسارت گسترده‌ای وارد کرده، به طور مستقیم به فروپاشی حکومت هدف منجر نشده است.

ناتوانی در نابودی توان موشکی از هوا

دومین هدف دولت ترامپ، از کار انداختن توان موشکی بالستیک و پهپادی ایران تنها از طریق حملات هوایی بود. به نوشته فارن پالسی، تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد نابودی کامل سامانه‌های پرتاب متحرک بدون حضور گسترده نیروهای زمینی بسیار دشوار است.

این گزارش به تلاش‌های آمریکا و انگلیس برای متوقف کردن موشک‌های وی-۱ و وی-۲ آلمان در جنگ جهانی دوم، ناکامی آمریکا در شکار موشک‌های اسکاد عراق در جنگ خلیج فارس و عملیات‌های طولانی‌مدت اسرائیل برای جلوگیری از شلیک موشک از غزه و جنوب لبنان اشاره کرد.

به باور نویسنده، ظهور سامانه‌های پرتاب متحرک، مزیت مهمات دقیق را تا اندازه زیادی کاهش داده است؛ زیرا این سامانه‌ها می‌توانند از محل‌های پنهان شلیک کنند و به سرعت جابه‌جا شوند. تلاش ائتلاف‌های مختلف برای متوقف کردن حملات موشکی و پهپادی نیروهای انصارالله یمن نیز، به نوشته گزارش، نمونه دیگری از دشواری دستیابی به این هدف از طریق حملات هوایی است.

دفاع موشکی؛ سومین ماموریت دشوار

فارن پالسی نوشت دولت ترامپ در ادامه تلاش کرده است با ایجاد پوشش گسترده دفاع موشکی در منطقه خلیج فارس، از آسیب رسیدن به زیرساخت‌های کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس جلوگیری کند؛ کشورهایی که حضور نظامی آمریکا در منطقه تا اندازه زیادی به همکاری آنها وابسته است.

به نوشته این نشریه، سرمایه‌گذاری بیشتر در سامانه‌های ارزان‌تر رهگیری و افزایش توان پدافند هوایی کوتاه‌برد می‌توانست میزان بیشتری از حملات ایران را خنثی کند، اما تفاوت هزینه و سرعت تولید میان پهپادها و موشک‌ها با سامانه‌های رهگیر، در نهایت می‌توانست توان دفاعی منطقه را با فشار و اشباع مواجه کند.

شکست در کاخ سفید رقم خورد

نویسنده گزارش در جمع‌بندی تاکید کرد اگر جنگ ایران برای ارتش آمریکا هشداری درباره نقش پهپادها و مشکلات قدیمی در تامین ناوچه، شناور مین‌روب و زیرساخت‌های مستحکم هوایی بوده است، علت اصلی شکست را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد.

این جنگ در اتاق‌های پنتاگون شکست نخورد، بلکه شکست اصلی در کاخ سفید شکل گرفت؛ جایی که اهدافی برای ارتش تعیین شد که با ابزار نظامی در اختیار آن قابل تحقق نبود.

این گزارش در ادامه عملکرد پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، را نیز مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد فضای ایجادشده در پنتاگون، امکان طرح دیدگاه‌های مخالف و هشدار درباره دشواری اهداف جنگ را محدود کرده است.

به نوشته گزارش، برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، تلاش محدودی برای بیان دشواری‌های عملیات انجام داده بود، اما این هشدارها در فضای حاکم بر دولت ترامپ شنیده نشد.

پیامدهای راهبردی جنگ، از افزایش قیمت نفت تا کاهش منابع و ذخایر آمریکا، همچنان ادامه دارد و پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن و افکار عمومی آمریکا، درس واقعی این جنگ را خواهند آموخت یا بار دیگر با تمرکز بر اصلاح ضعف‌های فنی و تاکتیکی، از بازنگری در محاسبات و اهداف راهبردی خود غافل خواهند ماند.