سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «اختلافنظر دینی» بهقلم جان پیتارد دانشیار فلسفه دین دانشگاه ییل و هلن دکروز با ترجمه غزاله حجتی و محمدتقی شاکری از تازههای دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی است.

دکروز در بخش نخست کتاب، از چگونگی واکنش به اختلافنظر سخن گفته، در ادامه تأثیرات نامربوط و اختلافنظر دینی، و تغییر کیش و اختلافنظر با خودهای سابق را بررسی میکند. وی در ادامه ضمن طرح این پرسش که از اجماع عام چه استنباط میکنیم و چرا فلسفه برای اختلافنظر دینی اهمیت دارد، به تخصص دینی و اختلافنظر هم میپردازد.
بخش دوم، مقاله «اختلافنظر دینی» بهقلم جان پیتارد در دانشنامه اینترنتی فلسفه است. وی ضمن تبیین معنای مرتبه اول و مرتبه بالاتر اختلافنظر دینی، استدلال مصالحهجویانه برای نقض مرتبه بالاتر باور دینی، نیز پاسخهای نایکتاگرایانه به استدلال مصالحهجویانه، باور دینی و مسئله داوری درباره صلاحیتهای معرفتی، اختلافنظرهای بنیادین در مقابل اختلافنظرهای سطحی، و در نهایت توسل به تجربههای دینی، و ایمان و واکنشهای عملی به چالش اختلافنظر دینی را مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
مقدمه کتاب با تأکید بر «عصر تنوع فرهنگی و پلورالیسم دینی» آغاز نشان میدهد که اختلافنظر دینی امروز تجربهای استثنایی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره انسان مدرن است. بهباور مولفان، مؤمن معاصر، چه پژوهشگر باشد و چه دینداری عادی، ناگزیر با این واقعیت روبهروست که افراد عاقل، تحصیلکرده و اخلاقیِ بسیاری به باورهایی کاملاً متفاوت از او رسیدهاند. پرسش دردناک اینجاست: اگر آنان نیز همان اندازه صادق و خردمندند، چرا به نتیجهای دیگر رسیدهاند؟ و آیا این آگاهی نباید اعتماد من به باور خودم را کاهش دهد؟ همین پرسش ظاهراً ساده، کتاب را بهسمتوسوی معرفتشناسی اختلاف نظر سوق داده و طی آن است که دکروز و پیتارد نشان میدهند که اختلاف دینی صرفاً تعارض عقاید نیست، بلکه آزمونی برای عقلانیت انسان است.
دکروز و پیتارد مسئله را در یک بستر تاریخی گسترده قرار داده، یادآور میشوند که اگرچه صورتبندی مدرن بحث محصول قرن بیستم و بیستویکم است، اما ریشههای آن را میتوان در آثار آگوستین، آکویناس، مونتنی، لاک و هیوم جستوجو کرد. این پیوستگی تاریخی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد پرسش از حقانیت دین خودی در برابر ادیان دیگر، دغدغهای دیرپا در تاریخ اندیشه غرب بوده است. نیز دکروز نشان میدهد که چگونه مسئله از حوزه الهیات به حوزه معرفتشناسی اجتماعی منتقل شده است، چراکه امروز، باور دینی دیگر صرف رابطه فرد با خدا نیست، بلکه در شبکهای از نهادها، سنتها، زبانها و روابط اجتماعی شکل میگیرد. به همین دلیل، ارزیابی یک باور دینی بدون توجه به زمینه اجتماعی آن ممکن نیست.
مطالعه کتاب، خواننده را متوجه دو رویکرد اصلی کتاب که در هسته نظری آن مستتر هستند میکند. نخست، مصالحهگرایی، بدین معنا که اگر با فردی همتراز از نظر عقلانیت و اطلاعات روبهرو شوم که به نتیجهای مخالف رسیده است، باید اطمینان خود را کاهش دهم و دستکم در باورم تجدیدنظر کنم. دیگری ابرامگرایی، با این مضمون که آگاهی از اختلافنظر لزوماً مرا ملزم به عقبنشینی نمیکند، چراکه ممکن است دلایلی داشته باشم که برای خودم موجهاند، هرچند برای دیگری انتقالپذیر نباشند.
دکروز نه به شکاکیت کامل میرسد و نه به تعصب جزماندیشانه. او از نوعی «مصالحهگرایی فروتنانه» دفاع میکند که در آن، مؤمن باید آمادگی بازاندیشی داشته باشد، اما این آمادگی الزاماً به ترک ایمان نمیانجامد. این موضع ظریف شاید مهمترین دستاورد نظری کتاب باشد، چراکه میکوشد هم صداقت معرفتی و هم امکان زیست دینی را حفظ کند.
جالب آنکه فیلسوفان تحلیلی معمولاً بحث را با مثالهای سادهای چون اختلاف در جمعزدن صورتحساب رستوران آغاز میکنند. اما دکروز نشان میدهد که انتقال مستقیم این الگو به دین گمراهکننده است. باورهای دینی با تجربههای شخصی، خاطرات، تربیت خانوادگی، مناسک، احساس معنا و هویت جمعی درهمتنیدهاند. بنابراین اختلاف دینی صرفاً اختلاف بر سر یک گزاره نیست؛ اختلاف بر سر شیوه زیستن است. دکروز از مجرای همین آموزه که کتاب را از بسیاری از آثار خشک معرفتشناسی متمایز میکند، درمییابد که ایمان تنها مجموعهای از استدلالها نیست و به همین دلیل تحلیل او ابعاد وجودی و روانشناختی باور را نیز دربرمیگیرد.
نویسندگان در ادامه، از اختلاف میان افراد به اختلاف میان «خود کنونی» و «خود گذشته» نیز پرداخته، این پرسش را مطرح میکنند که وقتی کسی دینش را تغییر میدهد، چگونه میتواند مطمئن باشد که اکنون عاقلتر از گذشته است؟ این پرسش نه فقط فلسفی، بلکه عمیقاً انسانی است. دکروز با بهرهگیری از مفهوم «تجربه تحولآفرین» نشان میدهد که برخی دگرگونیهای دینی چنان عمیقاند که فرد پیش از وقوع آنها نمیتواند بهطور کامل ارزش معرفتیشان را درک کند. این تحلیل، محتوای بحث را به مباحث فلسفه ذهن، هویت شخصی و روانشناسی دین پیوند میدهد و آن را از سطح یک مناقشه صرفاً منطقی فراتر میبرد.
دکروز از این پرسش کهن نیز غافل نشده است که آیا گستردگی باور به خدا در فرهنگهای مختلف میتواند شاهدی به سود حقانیت آن باشد؟ وی تاریخ این استدلال را از افلاطون تا آگوستین و لاک مرور میکند و با نگاهی انتقادی نتیجه میگیرد که اجماع عمومی بهتنهایی اثباتکننده حقیقت نیست، اما بیاهمیت هم نیست. چنین توافقهایی میتوانند اعتماد معرفتی اولیه را تقویت کنند و انگیزه تأمل بیشتر فراهم آورند.
تأملات دینی نیز از جمله مباحث مطرح در کتاب است. دکروز ضمن طرح این پرسش که وقتی متخصصان دینی با یکدیگر اختلاف دارند، فرد غیرمتخصص چه باید بکند، با بررسی مفهوم «تخصص» در سنتهای مختلف، از جمله اندیشه ابنمیمون استدلال میکند که مرجعیت دینی تنها به دانش فنی محدود نیست؛ مسئولیت اخلاقی، توانایی تبیین و صداقت فکری نیز بخشی از آن است. به نظر میرسد این مبحث از آنجا برای جامعه امروز ایران اهمیتی ویژه دارد که مسئله اعتماد به مرجعیت دینی یکی از کانونهای اصلی منازعات فکری معاصر است.
دفاع از فلسفه نیز جایگاهی ویژه در کتاب دارد. دکروز برخلاف تصور رایج، فلسفه را ویرانگر ایمان نمیداند، بلکه آن را ابزاری برای پالایش باورها، پرورش تواضع معرفتی و گشودن امکان گفتوگو معرفی میکند. این نوع نگاه در در جهان قطبیشده امروز از آن جنبه اهمیتی حیاتی دارد که نشان میدهد فلسفه قرار نیست ایمان را نابود کند، بلکه میتواند آن را از تعصب و خودبسندگی برهاند.
آنچه که مترجمان در کتاب بهدرستی نشان میدهند، آوردن نمونههایی است در باب این مدعا که این مباحث صرفاً غربی و وارداتی نیستند. پرسش از منشأ باور دینی، نقش تربیت و فرهنگ، امکان هدایت در ادیان دیگر و نسبت عقل و وحی در سنت اسلامی نیز سابقهای غنی دارد. اشاره به «المنقذ من الضلال» غزالی، تمایز علم و ظن در کلام شیعی و جایگاه تجربه شهودی در عرفان اسلامی، کتاب را برای خواننده ایرانی آشناتر میکند.
میتوان چنین ادعا کرد که کتاب، پاسخی نظری به یکی از نیازهای اساسی فضای فکری ایران است. این مدعا از آن روی صورت میگیرد که در دانشگاههای ایران، مباحث کلاسیک فلسفه دین نسبتاً شناخته شدهاند، اما حوزههایی مانند معرفتشناسی اجتماعی دین، اخلاق باور و فلسفه اختلاف نظر هنوز کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند و این کتاب میتواند دروازه ورود به این مباحث باشد. بهعلاوه، نباید از اهمیت غیردانشگاهی آن نیز غافل شد. جامعه امروز ایران با تکثر فکری و دینی گستردهای روبهروست و بسیاری از افراد در زندگی روزمره با دوستان، اعضای خانواده یا حتی «خود گذشته» خویش اختلاف دینی را تجربه میکنند. کتاب ابزار مفهومی لازم برای فهم این تجربه را فراهم میآورد.
«اختلافنظر دینی» در 227 صفحه بههمت انتشارات دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی منتشر شده است.