شناسهٔ خبر: 79443352 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شفقنا | لینک خبر

ایران آینده پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس را با تردید جدی مواجه ساخته است/گزارش فایننشال تایمز

صاحب‌خبر -

شفقنا – تقریباً چهار دهه است که حضور آمریکا در خاورمیانه با زنجیره‌ای از پایگاه‌های گسترده در سراسر خلیج فارس تثبیت شده است. اما در شش ماه جنگ، ایران آینده این پایگاه‌ها را با تردید جدی مواجه کرده است. تهران که با موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها به تأسیسات آمریکا حمله کرد، خیلی زود نشان داد که این تأسیسات عظیم، هنگامی که در فاصله‌ای چنین نزدیک به سواحل ایران قرار دارند، تا چه اندازه آسیب‌پذیر شده‌اند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، تهران، واشنگتن را وادار کرد نیروها و هواپیماهای خود را به مناطقی خارج از برد تسلیحات ایران منتقل کند. ایالات متحده بیش از سه دهه است که به پایگاه‌هایی در تمامی کشورهای اصلی حاشیه خلیج فارس دسترسی داشته است. اکنون آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا اینکه برای ورود به دوره‌ای جدید، در مورد گستره و نحوه استقرار نظامی خود در خاورمیانه تجدیدنظر کند.

هال برندز، پژوهشگر دانشگاه جانز هاپکینز، گفت: این تأسیسات، به‌ویژه پایگاه‌های بزرگ، بسیار آسیب‌پذیر هستند. شاهد تغییر وزن و آرایش نظامی آمریکا به دور از خلیج فارس خواهیم بود. این آرایش به سمت دور شدن از پایگاه‌هایی خواهد رفت که در برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها قرار دارند.

همزمان با اینکه برنامه‌ریزان پنتاگون در حال بازنگری در شیوه جنگ با دشمنان پیشرفته هستند، پایگاه‌های بزرگ و ثابت نیز به‌عنوان مراکز استقرار، پشتیبانی و تأمین عملیات نظامی، محبوبیت خود را از دست داده‌اند. رویکرد مورد ترجیح در واشنگتن حرکت به سوی الگویی از استقرار پراکنده‌تر نیروهاست؛ الگویی که هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را دشوارتر می‌سازد.

این روند، درخواست‌های دیرینه برای کاهش ابعاد حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را سرعت بخشیده است؛ حضوری که برای مدت طولانی نمود نظامی توافقی بوده که در آغاز بر مبنای مبادله «نفت در برابر امنیت» میان واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن شکل گرفته بود.

در سال‌های اخیر، فرماندهی مرکزی آمریکا، موسوم به سنتکام، که بر عملیات آمریکا در خاورمیانه نظارت دارد، استقرار نیروها در پاسگاه‌های کوچک‌تر و پراکنده‌تر و همچنین جابه‌جایی سریع هواپیماهای جنگنده میان باندهای موقت فرود و برخاست را آزمایش کرده است.

دانا استرول، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه، گفت: ما می‌توانیم کاری پرجنب‌وجوش‌تر و انعطاف‌پذیرتر انجام دهیم.

او خاطرنشان کرد که طراحی پایگاه‌های خلیج فارس به شکلی که آسیب‌پذیر باشند، میراثی از گذشته است که برای درگیری‌های مدرن مناسب نیست و افزود: کسانی که تلاش می‌کردند ما را از این پایگاه‌ها خارج کنند، احساس خواهند کرد که موضع‌شان تأیید شده است.

یکی از نگرانی‌های اصلی درباره پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس این است که چه میزان از زیرساخت‌های آنها همچنان در فضای باز و در معرض حمله قرار دارد. ایران در جریان درگیری‌ها آشیانه‌های هواپیما، زیرساخت‌های تدارکات و راداری و همچنین مراکز فرماندهی و کنترل را هدف قرار داد.

این حملات ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا را وادار کرده است از جزیره دورافتاده دیه‌گو گارسیا به‌عنوان یک مرکز موقت تأمین و پشتیبانی، به جای مقر آسیب‌دیده خود در بحرین، استفاده کند.

نیت سوانسون، مدیر پیشین امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، گفت: بازسازی برخی از این سایت‌ها چندان مثمرثمر نیست و خاطرنشان کرد که نیاز به تأمین بودجه برای بازسازی تأسیساتی که در حالت عادی نیز دیگر مورد استقبال نیستند، می‌تواند روندهای موجود را تسریع بخشد.

«اگر این جابه‌جایی به سمت غرب رخ ندهد، بسیار متعجب خواهم شد.»

مؤسسه امریکن اینترپرایز، اندیشکده‌ای مستقر در واشنگتن، در ماه آوریل برآورد کرد که هزینه تعمیر خسارت واردشده به ۱۱ پایگاه آمریکایی در هفت کشور خاورمیانه، حدود ۵ میلیارد دلار است. پنتاگون هزینه‌های چنین بازسازی‌ای را در برآوردهای خود از هزینه‌های جنگ با ایران لحاظ نکرده است.

آمریکا طی شش ماه گذشته جنگ، نیروهای خود را به سرزمین‌های اشغالی و اردن منتقل کرده است. همچنین هواپیماها و پهپادهای خود را از پایگاه‌هایی در اروپا به پرواز درآورده است. تمامی این نقاط خارج از برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای ایرانی هستند که در سراسر منطقه شلیک شده‌اند.

اما ایران که اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کرده و تقابل بلندمدت با واشنگتن را بیش از پیش اجتناب‌ناپذیر می‌داند، خود را با تحرکات آمریکا نیز وفق خواهد داد.

دنی سیترینوویچ، تحلیلگر پیشین امور ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، گفت انتظار دارد تهران سرمایه‌گذاری بیشتری روی موشک‌های میان‌برد انجام دهد؛ موشک‌هایی که قادر باشند اردن و اسرائیل را هدف قرار دهند.

«آنها نحوه تقویت و توسعه نیروهای خود را تغییر خواهند داد. آنها به شکار خود ادامه خواهند داد.»

از آنجا که آمریکا در سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را از خاورمیانه دور کند و تمرکز خود را دوباره بر منطقه اقیانوس آرام بگذارد، نیاز به حفظ مجموعه‌ای از پایگاه‌ها در سراسر خلیج فارس برای استقرار و پشتیبانی از نیروهای نظامی کاهش یافته است. واشنگتن در آوریل ۲۰۲۶ از سوریه خارج شد و در حال کاهش تدریجی حضور خود در عراق در چارچوب مبارزه با داعش است.

استرول گفت: ما دیگر به این پایگاه‌ها به همان شکلی که در گذشته نیاز داشتیم، احتیاج نداریم.

بسیاری از عملیات‌هایی که در کویت انجام می‌شد ــ جایی که حضور پایگاه‌های آمریکا در آن بازتاب‌دهنده نگرانی‌های امنیتی این کشور از زمان نخستین جنگ خلیج فارس بوده است ــ در حمایت از عملیات در سوریه و عراق انجام می‌شد.

هرگونه بازنگری در این وضعیت، بر شمار نیروهای نظامی مستقر در خلیج فارس نیز تأثیر خواهد گذاشت. در حالت عادی، حدود ۳۵ هزار نیروی نظامی آمریکا در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و کویت در حال جابه‌جایی و انجام مأموریت هستند. سه استراتژیست پیشین دفاعی آمریکا گفتند که این تعداد احتمالاً به سطوحی کاهش خواهد یافت که از زمان پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون دیده نشده است.

اما چنین رویکردی واشنگتن را با یک معضل راهبردی روبه‌رو خواهد کرد: چگونه می‌توان حضور و ردپای نظامی آمریکا در خلیج فارس را کاهش داد، بدون آنکه ایران را جسورتر کرد یا متحدان عربِ واشنگتن را نگران ساخت؟

توافق «نفت در برابر امنیت» با متحدان منطقه‌ای طی چند دهه تکامل یافته و در سال‌های اخیر، برخی کشورهای حوزه خلیج فارس تلاش فزاینده‌ای برای متنوع‌سازی روابط امنیتی خود و گسترش آن فراتر از واشنگتن داشته‌اند. با این حال، جنگ با ایران همه متحدان را وادار کرده است درباره این موضوع تأمل کنند که تعهد آمریکا به دفاع از آنها دقیقاً چه معنایی دارد.

برندز گفت: این وضعیتی است که در آن الزامات نظامی و دیپلماتیک در دو جهت مخالف یکدیگر قرار گرفته‌اند. شما باید با این تصور مقابله کنید که آمریکا در حال قطع تعهدات خود و فرار کردن است.

استرول گفت برای ایجاد تعادل میان الزامات عملیاتی آمریکا و تعهدات واشنگتن در قبال شرکای خود، رویکردی ظریف و حساب‌شده لازم خواهد بود. او بر ضرورت ارزیابی تجهیزات، توانمندی‌ها و حضور نیروهای نظامی برای تضمین و پشتیبانی از امنیت کشورهای حوزه خلیج فارس تأکید کرد.

«مهم خواهد بود که از ایجاد این تصور که ما آنها را رها می‌کنیم، جلوگیری شود.»

اما در پس آینده نامعلوم تأسیسات و پایگاه‌های آمریکا، احساس فزاینده‌ای از یک بی‌قراری راهبردی بسیار عمیق‌تر وجود دارد که بن‌بست با تهران آن را ایجاد کرده است.

ردپای نظامی آمریکا در خلیج فارس در سال‌های پس از حمله شوروی به افغانستان و سرنگونی شاه ایران در سال ۱۹۷۹ آغاز به شکل‌گیری کرد. جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در ژانویه ۱۹۸۰ آنچه را که از آن زمان به «دکترین کارتر» معروف شده است، تشریح کرد: اینکه واشنگتن اجازه نخواهد داد یک کشور متخاصم کنترل خلیج فارس را به دست بگیرد و در صورت وقوع چنین اتفاقی، با استفاده از زور آن را عقب خواهد راند.

پس از شکست عراق در نخستین جنگ خلیج فارس، توسعه عظیمی در پایگاه‌های دائمی آمریکا در منطقه صورت گرفت.

گرگوری برو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا، گفت: به نظر می‌رسد دکترین کارتر فروپاشیده است و این احساس وجود دارد که واشنگتن در واقع یک دور کامل را طی کرده و به نقطه آغاز بازگشته است.

«انقلاب اسلامی دکترین کارتر را به وجود آورد و جنگ اخیر با ایران باعث فروپاشی آن شد.»

به نظر می‌رسد هنوز هیچ نشانه روشنی از شکل‌گیری یک مفهوم راهبردی جدید برای خاورمیانه وجود ندارد؛ مفهومی که بتواند به مقام‌های آمریکایی در اجرای یک مسیر منسجم و پایدار در آینده، که از کاخ سفید سرچشمه می‌گیرد، کمک کند.

برندز گفت: پنتاگون برنامه‌ها و آمادگی‌های خود را برای اینکه آمریکا چگونه باید وزن و آرایش حضور نظامی خود را تغییر دهد، تنظیم خواهد کرد. اما حرکت منسجم در اجرای این برنامه‌ها دشوار خواهد بود، زیرا در مقطعی این برنامه‌ها با رئیس‌جمهور ترامپ برخورد خواهند کرد.

ترامپ بارها گفته است که نمی‌خواهد مانند کارتر از او یاد شود؛ رئیس‌جمهوری که ریاست‌جمهوری‌اش در پی انقلاب ایران و گروگان‌گیری در سفارت آمریکا در تهران از مسیر خود خارج شد.

سیترینوویچ گفت: این یک طنز تلخ تاریخی است که شکست راهبردی در ایران، گریبان ترامپ را نیز خواهد گرفت. او هرگز نمی‌خواست به کارتر تبدیل شود و حالا دارد به خودِ او تبدیل می‌شود.

این خبر را اینجا ببینید.