شناسهٔ خبر: 79426361 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: باشگاه خبرنگاران جوان | لینک خبر

فودبلاگرها با اشتها و پول شما چه می‌کنند؟/ بازاریابی فریب

فروپاشی پادشاهی فودبلاگرها از جایی شروع شد که مخاطب متوجه شد در این بازی، نقش «اسپانسر اجباری» را ایفا می‌کند.

صاحب‌خبر -

باشگاه خبرنگاران جوان - باور کنید هدفمان آجر کردن نان بعضی از «فودبلاگر»‌هایی نیست که اینستاگرام را پر کرده و هر روز با نمایش برگر‌های چرب و چیلی، پیتزا‌هایی که پنیرهایشان تا هرکجا دلتان بخواهد کِش می‌آید و سینی‌های اغواکننده‌ای با تپه و کُپه‌هایی از گوشت، سعی دارند شما را اغوا کنند. قرار هم نیست در این مطلب فقط هشدار‌های بهداشتی بدهیم و از نقش غذا‌های چرب و چیلی در کلسترول بالا و میزان مرگ‌ومیر سالانه پرخور‌ها بگوییم؛ حتی بحثی درباره مضرات فضای مجازی و دلبستگی به اینستاگرام و… نداریم. اگر یکی دو بار فریب تبلیغات و بازاریابی‌های چرب و غلوآمیز «فودبلاگر»‌ها را خورده‌اید، این‌بار قرار است بعد خواندن این مطلب، چرتکه بیندازید و ببینید واقعیت و کیفیت غذا‌هایی که بابتش پول داده‌اید، چقدر با تبلیغاتی که دیده‌اید تفاوت داشته‌اند؟

صفحه اینستاگرامی «چرتکه» در مطلبی با عنوان «فروپاشی پادشاهی فودبلاگرها»، برای این چرتکه انداختن و حساب و کتاب کردن، کمکتان کرده است تا مصداق واقعی ضرب‌المثل «مردم عقلشان به چشمشان است» را به چشم خودتان ببینید.

اسپانسر اجباری

فروپاشی پادشاهی فودبلاگر‌ها از جایی شروع شد که مخاطب متوجه شد در این بازی، نقش «اسپانسر اجباری» را ایفا می‌کند. در دنیای مارکتینگ، یک قانون نانوشته، اما بی‌رحم وجود دارد: وقتی با دیدن یک ویدئو به آن فست‌فود می‌روید، درواقع پول کیفیت غذا را نمی‌دهید؛ بلکه در حال پرداخت «مالیات تبلیغاتی» (Advertising Tax) هستید که رستوران‌دار برای آوردن آن بلاگر از جیب شما هزینه کرده است. در این چرخه باج‌گیری تبلیغاتی، هزینه تمام‌شده یک ساندویچ معمولی با ارقام نجومی به شما فروخته می‌شود تا هزینه بیلبورد‌های متحرک اینستاگرامی جبران شود؛ اقتصادی که در آن ارزش واقعی کالا زیر سایه شوآف‌های بی‌کیفیت دفن شده است. ابزار اصلی این اقتصاد (Attention Economy)، دستکاری واقعیت و ایجاد هیجان کاذب است. در این رستوران‌گردیِ فیک، شما قربانی یک فریب بصریِ مهندسی‌شده می‌شوید؛ سینی گوشت خالصی که جلو دوربین می‌بینید، یک طعمه مارکتینگی است. چیزی که فردا روی میز شما به عنوان مشتری قرار می‌گیرد، خمیری از سیب‌زمینی و بی‌کیفیت‌ترین فراورده‌های گوشتی است. علم اقتصاد به این ترفند کثیف، «استراتژی طعمه و تعویض» (Bait and Switch) می‌گوید؛ جایی که مارکتینگ، فریبِ ذهن شما را با یک تصویر ایده‌آل قلاب می‌کند، اما درنهایت محصولی بنجل و بی‌ارزش را در قالب یک فاکتور گران‌قیمت به خوردتان می‌دهد.

سندرم کوه پنیر

اما خطرناک‌ترین بخش این نمایش، قربانی کردن سلامت جامعه به پای لایک‌ها و بازدیدهاست؛ پدیده‌ای که می‌توان نامش را «سندرم کوه پنیر» گذاشت. آن کوه پنیری که در ویدئو‌ها تا نیم‌متر کِش می‌آید، درواقع یک پنیر اصیل نیست! در این پنیر‌های فله‌ای، چربی طبیعی و گران‌قیمت شیر حذف شده و جای خود را به ترکیبی از روغن‌های ارزان‌قیمت صنعتی مثل پالم و نمک‌های شیمیایی داده است. این بافت لاستیکی که صرفاً برای فریب چشم شما کِش می‌آید، درواقع یک بمب خاموش برای سلامت قلب و عروق است. استفاده از این روغن‌های ترانسِ فله‌ای به رستوران‌دار اجازه می‌دهد با کمترین هزینه، بیشترین کشسانی و هیجان بصری را بسازد؛ غافل از اینکه تاوان این نمایش ارزان را کبد و قلب مشتری پس می‌دهد. در نقطه مقابل این نمایش‌های توخالی، کسب‌وکار‌های ریشه‌دار قرار دارند که مسیر بقا را در ارائه ارزش واقعی پیدا کرده‌اند. یک رستوران اصیل و درجه‌یک، تمام بودجه‌اش را روی کیفیت متریال و برندینگ پایدار خودش سرمایه‌گذاری می‌کند و هیچ‌گاه برای دیده شدن، به فودبلاگر‌های اینچنینی پول نمی‌دهد. این مجموعه‌ها می‌دانند که مشتری وفادار، تفاوت گوشت خالص را با خمیر‌های طعم‌دارشده می‌فهمد و برندسازی یک رستوران اصیل، نه بر پایه هیاهوی یک‌شبه تبلیغاتی، بلکه دقیقاً روی فونداسیون «تجربه مشتری» و حفظ بی‌نقص کیفیت در بلندمدت بنا می‌شود. این راهبرد هوشمندانه شاید در کوتاه‌مدت صف‌های کاذب نسازد، اما با خلق وفاداری عمیق، یک «حصار امن اقتصادی» برای کسب‌وکار می‌سازد که هیچ رقیب پرزرق و برق و هیچ بحران مالی‌ای نمی‌تواند پایه‌های آن را در هم بشکند.

منبع: روزنامه قدس