شناسهٔ خبر: 79424188 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه دنیای‌اقتصاد | لینک خبر

چگونه هوش مصنوعی را وارد برنامه‌های روزمره کلاسی کنیم؟

تبدیل ابزار تقلب به دستیار آموزش

دنیای اقتصاد : با طرح ملی آموزش رایگان هوش مصنوعی،‌ قرار است میلیون‌ها محصل آموزش ببینند. در برخی کشورها دو سناریو برای آموزش در نظر گرفته شده: طرح غیر متمرکز با هدایت معلم‌ها و طرح متمرکز با تدوین سیاست‌های از بالا به پایین. کدام روش برای ایران مناسب است؟

صاحب‌خبر -

حامد اناری:  مدتی نه‌چندان دور استفاده از هوش مصنوعی در کلاس درس برابر با تقلب تلقی می‌شد. با توسعه ابزارآلات هوش مصنوعی تلقی ما از کاربردهای این ابزار در حال تغییر است. این دگرگونی در نگاه، از نهادهای صنعتی و سازمان‌های خصوصی و دولتی و دانشگاه‌ها تا مقطع ابتدایی تحصیلی در حال وقوع است. ابزار تقلب در کلاس‌های درس، رفته‌رفته در برنامه‌های آموزشی گنجانده می‌شود. برخی از معلمان پاسخ‌های اشتباه هوش مصنوعی را به‌تعمد در اختیار دانش‌آموزان خود قرار می‌دهند تا به آنها آموزش دهند الزامی در صحت پاسخ‌های دستیارهای هوشمند وجود ندارد.

نهادینه شدن استفاده از هوش مصنوعی در آموزش به چند مدرسه محدود نمی‌شود. با گسترش هوش مصنوعی مولد، نظام‌های آموزشی در کشورهای مختلف ناچار شده‌اند میان دو نگرانی تعادل برقرار کنند. از یک سو، نسلی که بدون مهارت کار با هوش مصنوعی وارد بازار کار خواهد شد، با یک خلأ مهارتی روبه‌رو می‌شود و از سوی دیگر، دانش‌آموزی که همه فرآیند فکر کردن، تحقیق کردن و حل مساله را به ماشین واگذار کند، ممکن است بخشی از همان مهارت‌هایی را که مدرسه برای پرورش آنها طراحی شده است، از دست بدهد. به همین دلیل، ما با مفهومی مواجه می‌‌شویم که به‌تازگی صورت پذیرفته است؛ سواد هوش مصنوعی. دانشی که روش استفاده و حدود استفاده را تعیین می‌کند و به کاربر اجازه می‌‌دهد قوه داوری خود را مرتفع سازد.

مساله ما برای ایران نیز از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. برنامه‌هایی مانند «ایران دیجیتال» ‌میلیون‌ها دانش‌آموز را به آموزش دیجیتال و هوش مصنوعی وارد می‌کنند، فراتر از شمار و میزان دسترسی، صورت‌مساله دیگری هم مطرح است. مفهوم سواد هوش مصنوعی در ایران چگونه در حال پیوند دادن‌ میلیون‌ها دانش‌آموز به ابزار انقلابی زمانه است؟

مثالی از سواد هوش مصنوعی

به گزارش آسوشیتدپرس، در شهر نورث چارلستون کارولینای جنوبی، گروهی از معلمان و مدیران مدارس برای آماده‌شدن برای سال تحصیلی جدید در سالنی جمع شدند تا درباره راه‌دادن هوش مصنوعی به کلاس درس گفت‌وگو کنند. در همین نشست بود که مدرس دوره از یک ابزار هوش مصنوعی خواست نقشه جهان را ترسیم کند و پاسخ، نقشه‌ای پر از خطاهای عجیب بود. آماندا بیکراستاف، بنیان‌گذار و مدیرعامل سازمان هوش مصنوعی برای آموزش «AI For Education»، که به مدارس در تدوین سیاست‌های هوش مصنوعی و آموزش معلمان و دانش‌آموزان کمک می‌کند، درباره اثر این آزمایش بر دانش‌آموزان گفت: «اگر می‌خواهید دانش‌آموزان بیش‌ازحد به این ابزارها اعتماد نکنند، آزمایش نقشه را امتحان کنید.»

با استناد به گزارش مرجع، شمار فزاینده‌ای از مدارس دولتی آمریکا پس از تجربه ناکام سیاست ممنوعیت، اکنون آزمایش‌گری در کلاس را ترجیح می‌دهند؛ رویکردی که بخشی از هدفش این است که دانش‌آموزان با چشم خود کاستی‌های این تکنولوژی، از جمله گرایش شناخته‌شده آن به توهم‌زایی یا جعل اطلاعات را ببینند. در این میان، ربکا وینتروپ، مدیر مرکز آموزش جهانی در موسسه بروکینگز، درباره معنای واقعی سواد هوش مصنوعی گفت: «سواد خوب هوش مصنوعی شامل دانستن این است که چه زمانی نباید از آن استفاده کرد.»

نمونه چارلستون این چرخش را به‌روشنی نشان می‌دهد. سی‌وهفت ایالت آمریکا تاکنون رهنمود رسمی برای استفاده مدارس از هوش مصنوعی منتشر کرده‌اند، اما کارولینای جنوبی جزو آنها نیست؛ به همین دلیل، ناحیه مدارس کانتی چارلستون با پنجاه‌هزار دانش‌آموز تصمیم گرفت مسیر خود را به‌تنهایی طی کند. لوکاس کلمپ، معاون سرپرست آموزشی این ناحیه، روند یک‌ساله تدوین سیاست هوش مصنوعی را تلاشی بسیار بزرگ توصیف کرد. این ناحیه با برگزاری گروه‌های کانونی دانش‌آموزی دریافت که استفاده از هوش مصنوعی در میان آنان فراگیر شده، اما بدون هیچ راهنمایی رسمی صورت می‌گیرد؛ دانش‌آموزان و معلمان هر دو خواستار قواعد و آموزش روشن بودند.

حفظ تعادل در آموزش هوش مصنوعی

دوره آموزشی دانش‌آموزان چارلستون با سناریوهای آشنا آغاز می‌شود؛ مثلا درخواست کمک از یک روبات گفت‌وگو برای نگارش مقاله تحقیقاتی، تا نشان دهد هوش مصنوعی ممکن است اطلاعاتی کاملا نادرست، از جمله مطالعات ساختگی، را با لحنی مطمئن ارائه دهد. بخشی از این دوره نیز به حریم خصوصی داده‌ها اختصاص دارد و دانش‌آموزان را از اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی با ابزارهای هوش مصنوعی بر حذر می‌دارد، چرا که گفت‌وگوها ممکن است ذخیره و برای آموزش مدل استفاده شوند. ری کناور، دبیر دبیرستانی که در دوره تابستانی این آموزش شرکت کرده، درباره ضرورت حفظ تعادل در آموزش گفت: «همه ما داریم تلاش می‌کنیم بفهمیم تعادل درست چیست؛ نه دانش‌آموزان را از هوش مصنوعی بترسانیم و نه آنها را به‌سویش بدوانیم.»

این رویکرد در ایالت یوتا شکل رسمی‌تری به خود گرفته است. هیات آموزش این ایالت در سال ۲۰۲۴ مت وینترز را به‌عنوان نخستین مسوول تمام‌وقت هوش مصنوعی در آموزش، در سطح ایالتی آمریکا منصوب کرد؛ کسی که در یک سال گذشته بیش از هفت‌هزار معلم، یعنی نزدیک به یک‌سوم معلمان مدارس دولتی یوتا، را آموزش داده است. طبق قانون این ایالت، همه نواحی آموزشی یوتا باید تا ژوئیه ۲۰۲۷ سیاست رسمی خود درباره هوش مصنوعی را تدوین کرده باشند. کریس اگنیو، مدیر مرکز هوش مصنوعی برای آموزش در دانشگاه استنفورد، درباره مزیت این رویکرد «بالا به پایین» گفت: «وقتی با تغییری بزرگ روبه‌رو هستید، اگر همه از یک کتاب سرود بخوانند، رسیدن به هماهنگی آسان‌تر است.»

اما اگنیو خود هشدار می‌دهد که در بسیاری از ایالت‌های دیگر، به‌جای یک سیاست یکپارچه، آمیزه‌ای ناهمگون از رویکردها میان نواحی مختلف شکل گرفته و آموزش گسترده سواد هوش مصنوعی نیازمند سرمایه‌گذاری سنگینی است که این نگرانی را ایجاد می‌کند که دانش‌آموزان نواحی کم‌برخوردار از همان توجه بهره‌مند نشوند. اما موس، مسوول هوش مصنوعی در ناحیه مدارس کنیانز یوتا که با تیمی هشت‌نفره در سراسر ایالت بیش از ۱۵۰ دوره آموزش سواد هوش مصنوعی برگزار کرده، درباره اهمیت دسترسی برابر گفت: «باید راهی پیدا کنید که آموزش برای همه در دسترس باشد.» این دوره‌های آموزشی با کمک مالی ۵۰۰هزاردلاری یک ارائه‌دهنده خدمات درمانی محلی برای سواد هوش مصنوعی تامین شده است.

ایران در مرحله گسترش دسترسی

در ایران نیز آموزش دیجیتال در مقیاسی ملی در حال گسترش است، هرچند تمرکز اصلی هنوز بیشتر بر گستردگی دسترسی است تا آموزش نحوه مواجهه انتقادی با هوش مصنوعی. به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در رویدادی که روز دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵با حضور رئیس‌جمهوری در سالن اجلاس سران برگزار شد، شمار اعضای طرح «ایران دیجیتال» به چهار‌میلیون نفر رسید. محمدحافظ حکمی، معاون فناوری، نوآوری و امور بین‌الملل وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره تداوم این برنامه در دوران جنگ گفت: «از میان چهار‌میلیون عضو ایران دیجیتال، ۶۵۰هزار دانش‌آموز در طول دوره جنگ آموزش‌های خود را دنبال کردند.»

حکمی در تشریح ماهیت این طرح، آن را از حفظ‌محوری فاصله گرفته توصیف کرد و گفت دانش‌آموزان در این برنامه به‌جای حفظ مطالب، حل مساله و یافتن راهکار برای مسائل مختلف را تمرین می‌کنند. به گفته معاون وزیر، این طرح با مشارکت سه سکوی بخش خصوصی در کنار وزارت ارتباطات، وزارت آموزش و پرورش و معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری اجرا شده است. در نهایت با همان پرسش ابتدایی مواجه هستیم. اینکه آیا دانش‌آموزان ایرانی، در کنار دسترسی به ابزار، آموزشی مشابه آنچه در چارلستون یا یوتا درباره خطای اطلاعاتی، سوگیری الگوریتمی یا راستی‌آزمایی خروجی‌ها ارائه می‌شود نیز دریافت می‌کنند یا نه، در گزارش‌های رسمی مسکوت مانده است.

دیالکتیک رشد

آنچه از کنار هم قرار گرفتن دو تجربه به دست می‌آید، تضاد نیست؛ دو مرحله از یک مسیر است یا حداقل دو سطح مختلف از یک مساله. در بخشی از نظام‌های آموزشی که استفاده از ابزارهای مولد هوش مصنوعی در میان دانش‌آموزان به واقعیتی فراگیر تبدیل شده، پرسش یا تمرکز سیاستگذار از دسترسی به ابزار، به نحوه استفاده، ارزیابی خروجی و تعیین حدود استفاده از آن کشیده شده است. در ایران، با توجه به شرایط مخصوص اتصال و دسترسی به اینترنت، عدالت آموزشی یکی از مهم‌ترین مسائل روی میز است.

فارغ از آن باید به این نکته توجه بسیار داشت که در رقابت پرشتاب هوش مصنوعی کسی نمی‌پرسد که چه تعدادی به هوش مصنوعی دسترسی دارند. اینکه افراد و متخصصان یک اکوسیستم با این ابزار دست به انجام چه کاری زده‌اند وزن و عیار واقعی را مشخص می‌کند. البته که سیاستگذاران ایرانی در راستای مهارت‌سازی هم قدم‌هایی برداشته‌اند. آموزش عمومی هوش مصنوعی شامل استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و در نهایت تولید ابزارهای بومی توسط دانش‌آموزان می‌شود. اما این مساله با درک جهانی از مفهوم سواد، نکته‌ای انکارناپذیر درباره ظرفیت‌ها و پتانسیل قابل‌توجه ایرانیان در این حوزه است.