شب تاریک هوای سحرش را می خواست
شهر انگار خسوف قمرش را می خواست
گوشه حجره کسی چشم به راه افتاده
حسن دوم زهرا پسرش را می خواست
حضرت عسکری از درد به خود می پیچد
زهر از سینه آقا جگرش را می خواست
آسمانی ست امامی که زمین گیر شده
آسمان جلوه ای از بال و پرش را می خواست
شعله زهر که بدجور زمین گیرش کرد
به خدا که نفس مختصرش را می خواست
لحظه آخر خود، روضه عاشورا خواند
منبر خاک غم چشم ترش را می خواست
ته گودال کسی روی زمین افتاده
خنجر شمر گمانم که سرش را می خواست
دختری دید که بالای سرش نامردی
آمده بود و نگین پدرش را می خواست
جان به تن داشت که پیراهن او را بردند
شب غربت به گمانم سحرش را می خواست
امام حَسَنِ عَسْکَری (ع):
خدا به موسی (ع)فرمود:
اگر می خواهی ثواب صدسال روزه ی
همه ی ایام در نامه ی عملت ثبت شود؛
مردم را با امام زمانشان آشناکن.
مصیبت شهادت امام حسن عسکری را به محضر نورانی فرزند ایشان، مولانا حجة ابن الحسن ارواحنا فداه و شیعیان و محبان اهلبیت تسلیت عرض مینمائیم.