شناسهٔ خبر: 79408826 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

به‌‌رغم کاهش همکاری‎های نظامی با کره‌جنوبی رهبران پیونگ‌یانگ اعتمادی به وعده‌های دیپلماتیک واشنگتن ندارند

پشت ‎پای ترامپ به ‎سئول

واشنگتن حجم رزمایش‌های سالانه «اولچی فریدام شیلد» باهمتایان سئولی را با حضور ده‌ها هزار نیروی نظامی، به نصف کاهش داده است. این تصمیم پس از موضع‌گیری آخر هفته گذشته ترامپ اتخاذ شد. او تاکید داشت برگزاری این تمرینات، افزون بر تحمیل هزینه‌های سنگین به آمریکا، موجب خشم دوستش، کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی می‌شود.  واشنگتن حجم رزمایش‌های سالانه «اولچی فریدام شیلد» باهمتایان سئولی را با حضور ده‌ها هزار نیروی نظامی، به نصف کاهش داده است. این تصمیم پس از موضع‌گیری آخر هفته...

صاحب‌خبر -
 
ترامپ روز یکشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «این رزمایش‌ها سیگنالی کاملا نامناسب و متخاصمانه ارسال می‌کنند.» به نظر می‌رسد این اقدام با هدف دلجویی از رهبر گوشه‌گیر کره‌شمالی صورت گرفته است‌؛ شخصیتی که رئیس‌جمهور آمریکا اشتیاق فراوانی برای دیدار دوباره با او دارد. 
روابط شخصی پرطمطراق ترامپ با رهبر کره‌شمالی، شراکت دیرینه واشنگتن و سئول را به چالش کشیده است. کیم جونگ اون از زمان نخستین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، توانمندی‌های نظامی کشورش را به شکل چشمگیری گسترش داده و براساس برآوردها، اکنون ده‌ها کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد. کره‌شمالی نیز در مقابل، پاسخ مثبتی به این پیشنهاد صلح‌آمیز جدید ترامپ نشان نداده است. 
ورود ناگهانی ترامپ به این موضوع، بازنگری گسترده‌تری را فراتر از مسأله رزمایش‌ها رقم زده است. فرماندهان ارشد نظامی کره‌جنوبی دیروز اعلام کردند دو کشور اکنون باید درباره «وضعیت دفاع مشترک در آینده» با یکدیگر گفت‌وگو کنند. 
   
ابعاد راهبردی مانور اولچی
تحلیلگران سی‎ان‎ان اشاره می‌کنند این رزمایش‌های نظامی آمریکا و کره‌جنوبی شامل تمریناتی است تا اختیاری را به سئول بازگرداند که از زمان آغاز جنگ کره در سال ۱۹۵۰ از آن محروم بوده است. این اختیار همان «فرماندهی عملیاتی نیروهای مشترک آمریکا و کره‌جنوبی در زمان جنگ در شبه‌جزیره» محسوب می‌شود. طی چند سال گذشته، کره‌جنوبی به قدرتی نظامی در تراز جهانی تبدیل شده است. گرچه این کشور هنوز هم‌سطح آمریکا یا چین نیست. 
دستیابی به این هدف، یکی از خواسته‌های کلیدی هر دو کشور به‌شمار می‌رود. هنگامی که سئول توانایی خود را در دوش‌کشیدن این مسئولیت اثبات کند، واشنگتن می‌تواند در درگیری‌های احتمالی آینده نقشی پشتیبان داشته باشد‌؛ در این صورت، ایالات متحده بخشی از قدرت آتش را تأمین کرده و مسئولیت اصلی و هزینه‌های دفاعی را بر‌عهده کره‌جنوبی خواهد گذاشت. ساختار فعلی فرماندهی اندکی پس از آغاز جنگ کره شکل گرفت. در آن زمان، سئول اختیارات نیروهای خود را به واشنگتن واگذار کرد، چراکه دولت آمریکا تجهیزات بسیار برتر و تجربه بیشتری داشت و برای مقابله با تهدید کمونیسم در خط مرزی مناسب‌تر بود. در ابتدا «ستاد فرماندهی سازمان ملل متحد» هدایت نیروهای کره‌جنوبی را بر‌عهده گرفت و سپس در سال ۱۹۷۸، این مسئولیت به «ستاد فرماندهی نیروهای مشترک» واگذار شد‌؛ نهادی که ریاست آن را همواره یک ژنرال آمریکایی بر‌عهده داشته است. 
   
کارشکنی در اتحاد نظامی 
دونالد ترامپ اجرای روند واگذاری بیشتر مسئولیت‌های امنیتی به سئول را با چالش و اختلال مواجه کرده است. یو جی‌هون، پژوهشگر مؤسسه تحلیل‌های دفاعی کره، در یادداشتی برای نشریه دیپلمات نوشت هدف از برگزاری رزمایش‌های «سپر‌دفاعی اولچی» ارزیابی سامانه‌ها بود تا سئول بتواند مسئولیت فرماندهی عملیاتی در زمان جنگ را بر‌عهده بگیرد. 
این پژوهشگر در ادامه آورد: «بنابراین، یک تغییر بزرگ در لحظات آخر می‌تواند پایداری آمادگی رزمی را فراتر ببرد و پروژه‌ای ائتلافی را پیچیده سازد که واشنگتن خود سال‌ها مشوق آن بوده است.» نکته حائز اهمیت آن است که چهل‎وهفتمین رئیس‌جمهور آمریکا با مدارا و کرنش در برابر کیم جونگ اون مسلح به سلاح هسته‌ای را بر هم‌پیمان واشنگتن ترجیح داده است‌؛ متحدی که اتفاقا خواهان اجرای همان مطالبات ترامپ است. 
صرف‌نظر از چرب‌زبانی‌های سکاندار کاخ‌سفید، کیم جونگ اون از نخستین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، توانمندی‌های نظامی کشورش را به میزان چشمگیری گسترش داده و برآورد می‌شود اکنون ده‌ها کلاهک هسته‌ای در اختیار داشته باشد. کره‌شمالی نیز به پیشنهاد صلح و چراغ سبز جدید ترامپ پاسخ مثبتی نداده است.
   
سایه بازدارندگی هسته‌ای بر محاسبات
هدف دقیق ترامپ از دیدار دوباره با رهبر کره‌شمالی همچنان مبهم است. او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود نتوانست کیم جونگ اون را مجبور به عقب‌نشینی از برنامه‎ هسته‌ای کند‌؛ جاه‌طلبی‌هایی که از آن زمان برای پیونگ‌یانگ،‌ بازدارندگی کاملی ایجاد کرده است. جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا سال ۲۰۱۷ ضمن اعتراف به اقتدار موشکی کره‌شمالی افزود: «جنگ با کره‌شمالی در صورت وقوع، فاجعه‌بارترین جنگ در طول زندگی اکثر مردم خواهد بود‌؛ به همین دلیل هدف ما جلوگری از جنگ و دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک است.»
همچنین در همان دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، دن‌کوتس، مدیر اطلاعات ملی وقت آمریکا نیز طی جلسه‌ای امنیتی اعتراف کرد: «کیم جونگ اون دیوانه نیست. او درس‌هایی را از سرنوشت کشورهایی مثل لیبی آموخته است‌؛ او دیده که داشتن کارت هسته‌ای در جیب، قدرت بازدارندگی فوق‌‌العاده‌ای ایجاد می‌کند.» 
استیو بنن، رئیس استراتژیست ارشد سابق کاخ سفید نیز در مصاحبه‌ای جنجالی صراحتا گفت: «هیچ راه‌حل نظامی در قبال [قدرت هسته‌ای] کره‌شمالی وجود ندارد، فراموشش کنید. تا زمانی که کسی معادلات را طوری حل نکند که به من نشان دهد ۱۰ میلیون نفر در سئول در ۳۰ دقیقه اول به وسیله تسلیحات متعارف کشته نمی‌شوند، هیچ گزینه نظامی وجود ندارد‌؛ آنها ما را‌ گیر انداخته‌اند.»
   
دکترین ضربه دوم در جهان چندقطبی
درواقع، راهبرد کلان پیونگ‌یانگ بر پایه ایجاد دکترین «موازنه ناهمگون» و دست‌نیافتنی کردن ساختار امنیت ملی بنا شده است. کره‌شمالی با تبدیل تسلیحات هسته‌ای به رکن غیرقابل ‌معامله، گزینه مداخله پیش‌دستانه را از محاسبات واشنگتن حذف کرد. 
این رویکرد با تحلیل دقیق سرنوشت لیبی و عراق، بقای نظام سیاسی را به قابلیت عملیاتی بازدارندگی ضربه دوم گره می‌زند. هدف غایی این مرحله، مهار ابزار موازنه قوا توسط آمریکا و تثبیت رسمی کشور به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای حقیقی است. 
در بعد عملیاتی، پیونگ‌یانگ از الگوی «تسلط بر پلکان تنش» برای تحمیل اراده سیاسی خود به حریف بهره می‌گیرد. آزمایش‌های دقیق موشکی ابزاری فعال برای وادارسازی واشنگتن به پذیرش شرایط جدید و ورود به دیپلماسی اجباری است. این تاکتیک با ایجاد شکاف محاسباتی میان آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش، ارزش چتر حمایتی واشنگتن را زیر سؤال می‌برد. به این ترتیب، تهدید کنترل‌شده نظامی به یک دارایی نقدشونده دیپلماتیک برای شکستن تحریم‌ها و اخذ امتیازات تبدیل می‌شود. در بعد ژئوپلیتیک، کره‌شمالی راهبرد خود را بر بستر آرایش نوظهور «جهان چندقطبی» به‌روزرسانی کرده است. 
این کشور با تعمیق مشارکت راهبردی با مسکو و پکن، تأثیرگذاری سیستم تحریم‌های بین‌المللی غرب را خنثی می‌سازد. پیونگ‌یانگ همزمان دکترین «توسعه موازی» (بیونگ‌جین) را پیش می‌برد تا پایداری اقتصادی را با نوسازی تسلیحاتی پیوند بزند. در نتیجه، راهبرد نهایی کره‌شمالی نه انزواگرایی منفعلانه، بلکه تثبیت موقعیت به‌عنوان بازیگری مستقل و بازی‌ساز است.