شناسهٔ خبر: 79404784 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

از آمارسازي تا كيفي ‌سازي

بابك كاظمي

صاحب‌خبر -

اجلاس روساي آموزش و پرورش زماني مي‌تواند به يك رويداد اثرگذار در نظام تعليم و تربيت تبديل شود كه از سطح گردهمايي مديران فراتر برود و به عرصه‌اي براي بازانديشي در سياستگذاري آموزشي تبديل شود. آموزش و پرورش نهادي نيست كه بتوان عملكرد آن را تنها با تعداد جلسات، تعداد بخشنامه‌ها، تعداد مدارس، تعداد دانش‌آموزان يا گزارش‌هاي آماري سنجيد. واقعيت آموزش و پرورش در كلاس درس شكل مي‌گيرد و كيفيت آن در ميزان يادگيري دانش‌آموزان، انگيزه معلمان، عدالت آموزشي و اعتماد خانواده‌ها خود را نشان مي‌دهد. امروز يكي از مهم‌ترين مسائل نظام آموزشي، فاصله ميان شاخص‌هاي كمي و واقعيت‌هاي كيفي است. در بسياري از موارد آمارها از موفقيت سخن مي‌گويند، اما مدرسه همچنان با كمبود نيروي انساني، فرسودگي تجهيزات، ضعف انگيزه معلمان و كاهش كيفيت يادگيري مواجه است. مساله اصلي اين نيست كه آمار نداشته باشيم، بلكه مساله آن است كه آمار به جاي ابزار شناخت به هدف مديريت تبديل نشود. رييس آموزش و پرورش در چنين شرايطي بايد بيش از آنكه مدير اجراي بخشنامه‌ها باشد، مدير تحول آموزشي باشد. مديريت آموزشي زماني معنا پيدا مي‌كند كه مدير بتواند مساله را شناسايي كند،اولويت‌ها را تشخيص دهد، منابع محدود را درست تخصيص دهد و ميان سياست‌هاي ستادي و نيازهاي واقعي مدارس پيوند برقرار كند. اگر اجلاس روسا صرفا به ارايه گزارش عملكرد و بيان دستاوردهاي كمي محدود شود، بخش مهمي از فلسفه وجودي چنين نشست‌هايي ناديده گرفته خواهد شد. نظام آموزشي ايران بيش از هر زمان ديگري به مديراني نياز دارد كه مدرسه را بشناسند. مديري كه صداي معلم را بشنود، دغدغه دانش‌آموز را درك كند، مشكلات مديران مدارس را لمس كند و خانواده‌ها را صرفا به عنوان مخاطب بخشنامه‌ها نبيند. مديريت آموزش و پرورش زماني موفق است كه تصميم‌هاي آن از دل واقعيت مدرسه بيرون بيايد و اثر آن نيز در همان مدرسه قابل مشاهده باشد. يكي از آسيب‌هاي جدي در مديريت آموزشي، غلبه نگاه كوتاه‌مدت است. گاهي مديران ناچارند براي پاسخگويي به شاخص‌هاي فوري به دنبال نتيجه‌اي باشند كه در گزارش عملكرد قابل ارايه باشد. در حالي كه كيفيت آموزشي فرآيندي بلندمدت است. افزايش كيفيت يادگيري، ارتقاي مهارت معلم، تقويت تفكر انتقادي دانش‌آموز، كاهش افت تحصيلي و ايجاد عدالت آموزشي نيازمند برنامه‌ريزي مستمر و ارزيابي دقيق است و نمي‌توان آنها را با چند بخشنامه يا برگزاري چند جلسه محقق كرد. اجلاس روساي آموزش و پرورش بايد فرصتي براي شنيدن مسائل واقعي باشد. مسائل نيروي انساني، وضعيت معيشتي و حرفه‌اي معلمان، كيفيت آموزش، عدالت آموزشي، تراكم كلاس‌ها، تجهيزات مدارس، مدارس كم برخوردار، وضعيت مشاوره و آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان و همچنين جايگاه فناوري در فرآيند ياددهي و يادگيري بايد در مركز گفت‌وگوها قرار گيرد. اگر قرار باشد اجلاس تنها محلي براي بيان گزارش‌هاي موفقيت باشد فرصت مهمي براي اصلاح سياست‌ها از دست خواهد رفت. از سوي ديگر بايد جايگاه رييس آموزش و پرورش در ساختار حكمراني آموزشي بازتعريف شود. رييس آموزش و پرورش منطقه يا شهرستان صرفا مجري سياست‌هاي بالادستي نيست، بلكه يكي از مهم‌ترين حلقه‌هاي اتصال سياستگذاري به ميدان اجراست. او بايد بتواند مشكلات منطقه خود را به درستي صورت‌بندي كند، داده‌هاي واقعي ارايه دهد و براي حل مسائل پيشنهادهاي اجرايي داشته باشد. سياستگذاري بدون شناخت ميدان اجرا و بدون شنيدن صداي مديران مدارس و معلمان، محكوم به فاصله گرفتن از واقعيت است.
نكته مهم ديگر مساله ارزيابي عملكرد مديران است. اگر قرار است از كيفيت سخن بگوييم بايد شاخص‌هاي ارزيابي نيز كيفي و واقعي باشند. تعداد جلسات نمي‌تواند معيار اصلي موفقيت يك مدير باشد. تعداد بخشنامه‌هاي صادر شده نيز نبايد شاخص كارآمدي تلقي شود. حتي افزايش برخي آمارهاي ظاهري نيز لزوما به معناي بهبود آموزش نيست. بايد پرسيد دانش‌آموزان چه ميزان يادگيري عميق داشته‌اند، معلمان چه ميزان احساس رضايت و انگيزه دارند، مدارس تا چه اندازه از عدالت آموزشي برخوردارند و تصميم‌هاي مديريتي چه تغييري در زندگي واقعي مدرسه ايجاد كرده است. آموزش و پرورش براي عبور از وضعيت موجود نيازمند شجاعت مديريتي است؛ شجاعت براي پذيرش ضعف‌ها، شجاعت براي شنيدن نقدها و شجاعت براي كنار گذاشتن روش‌هايي كه نتيجه مطلوب نداشته‌اند. مدير موفق كسي نيست كه هميشه گزارش موفقيت ارايه دهد، بلكه مديري است كه بتواند مساله را ببيند، آن را بپذيرد و براي حل آن اقدام كند. اجلاس روساي آموزش و پرورش اگر بتواند از آمارسازي عبور كند و به كيفيت‌سازي برسد، مي‌تواند نقطه آغاز يك تغيير مهم باشد. چنين اجلاسي بايد به جاي رقابت براي ارايه آمارهاي بيشتر به دنبال يافتن پاسخ براي مسائل واقعي مدارس باشد. بايد صداي معلم در آن شنيده شود، دغدغه مدير مدرسه ديده شود و آينده دانش‌آموز محور تصميم‌گيري قرار گيرد. در نهايت آموزش و پرورش با تعداد اجلاس‌ها و حجم گزارش‌ها اصلاح نمي‌شود. آموزش و پرورش زماني متحول خواهد شد كه كيفيت يادگيري به مهم‌ترين شاخص عملكرد تبديل شود و مديران آموزشي خود را نه در برابر آمارهاي اداري، بلكه در برابر آينده نسل جديد مسوول بدانند. اجلاس روساي آموزش و پرورش مي‌تواند يك نشست معمولي ديگر باشد يا فرصتي براي بازتعريف حكمراني آموزشي. انتخاب ميان اين دو مسير به نوع نگاه مديران و سياستگذاران بستگي دارد. امروز بيش از هر چيز به مديريتي نياز داريم كه از پشت ميز فاصله بگيرد، به مدرسه نزديك شود و كيفيت را از يك شعار مديريتي به يك واقعيت آموزشي تبديل كند.
دكتراي سياستگذاري عمومي