شناسهٔ خبر: 79404781 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

آنچه ترامپ در مورد ديپلماسي نمي‌فهمد

حميد روشنايي

صاحب‌خبر -

ترامپ بيش از آنكه خود را يك سياستمدار بداند يك تاجر موفق مي‌شناسد كه با ابزارهاي مختلف سعي دارد طرف مقابل را بخرد يا بفروشد! او به عنوان رييس‌جمهور امريكا بسياري از ظرايف سياست را درك يا عمل نمي‌كند، اما آنچه براي ما در اين مقوله مهم است، مشكلاتي است كه به صورت جنگ و مذاكره، با وي و حكومت امريكا داريم.
در دنياي امروز، ديپلماسي هم علم است و هم فن و هنر. به اين معنا كه يك ديپلمات هم بايد مطالعات و تحصيلات عميقي درخصوص روابط سياسي با كشورها، تاريخ، جغرافيا، روانشناسي و... داشته باشد و هم به فنون و هنر مذاكره و گفت‌وگو آشنا باشد. آنچه مربوط به ترامپ مي‌شود وي اين نكات را در مورد ديپلماسي نمي‌داند: 
1- سياست خارجي يك امر بلندمدت و دورانديشانه است. سياستمداران غالبا افرادي دورانديش هستند و برنامه‌هايشان بلندمدت است. براي يك حاكم، داشتن ديدگاهي كوتاه‌مدت و كوته‌بينانه، موجب تصميمات مقطعي و ناقص مي‌شود و درنهايت به بن‌بست مي‌رسد. خواسته‌هاي ترامپ از حكومتش در حد دوشيدن ديگر كشورها و دريافت پول و سرمايه است.
2- ديپلماسي يك امر تخصصي است. سياست خارجي مانند هر علم و اقدامي نياز به متخصص و افراد متبحر دارد. اعزام يك تاجر و داماد سوداگر به مذاكرات مهمي مانند بحث هسته‌اي ايران، از ابتدا هم نمي‌توانست نتايج خوبي داشته باشد.
3- ديپلماسي ابزار مي‌خواهد. بنا به گفته مطبوعات امريكايي، وزارت امور خارجه و حتي سازمان‌هاي اطلاعاتي امريكا در دوران ترامپ به نوعي بيكار شده و تجربه و تخصص آنها در مذاكرات و بيان نظرات واشنگتن مورد بهره‌برداري قرار نمي‌گيرد. اشتباهات افرادي همچون ويتكاف و كوشنر بيانگر عدم استفاده از كارشناسان و كار حرفه‌اي است. 
4- تهديد كردن، صرفا يكي از ابزارهاي ديپلماسي است. تكيه بر يك ابزار در مذاكره مانند داشتن تنها يك ورق در بازي پوكر است و نتيجه‌اي جز باخت ندارد. ترامپ در طول تنش با ايران فقط از تهديدات نظامي و تحريم بهره برده و فكر مي‌كند مي‌تواند همه مسائل را با آن حل و فصل كند. در ديپلماسي ابزارهاي ديگري همچون اجماع، همسوسازي، انزواي طرف مقابل و... نيز وجود دارد كه يك سياستمدار ‌بايدبه آن مسلط باشد.
5- ديپلماسي، صفر و صد نيست. اگر فكر مي‌كنيم مي‌توان در پشت ميز مذاكره همه امتيازات را از طرف مقابل بگيريم، سخت در اشتباه هستيم، زيرا مذاكره به معناي بازي برد-برد است و كسي كه انتظار دارد همه جام‌ها را به عنوان پيروزي بالاي سر ببرد، مسير را اشتباهي آمده است.
6- مجري روابط خارجي يك كشور، به دانستن تاريخ و دنيايي از تجربه نياز دارد. روابط هر كشوري با جهان پيرامون، مملو از حوادث و پيامدهايي است كه يك ديپلمات ‌بايد به آن آشنا باشد. ورود به مذاكره بدون دانستن اين تاريخ، مانند درگير شدن يك فرد نابينا با يك لشكر از حريفان بينا و هوشيار است.
7- دانستن جغرافيا و شرايط اجتماعي كشور مقابل در يك مذاكره واجب است. صرف دانستن برخي اطلاعات پراكنده در مورد طرف مذاكره، بدون آنكه بداني از كجا آمده و در چه شرايطي زندگي كرده است، عاقلانه نيست و ممكن است مذاكره‌كننده را به اشتباه اندازد.
8- استفاده از شيوه‌هاي روانشناختي طرف مقابل يك امر لازم است. اعترافات ترامپ از سرسختي و حرفه‌اي بودن مذاكره‌كنندگان ايراني نشان مي‌دهد كه او و همكارانش نه تنها ملت ايران را نمي‌شناخته‌اند، بلكه تيم مذاكره‌كننده ايراني را كه سال‌ها با ديپلمات‌هاي كشورهاي ديگر (حداقل در مذاكرات برجام)، هماورد بوده‌اند را نيز نمي‌شناسد.
9- زياده‌گويي و به خصوص دروغگويي شايسته يك سياستمدار و ديپلمات نيست. گزارش دادن به مردم در دنياي امروز، يك امر رايج و بخشي از ديپلماسي عمومي است، اما زياده‌گويي مي‌تواند اين موضوع را با نتيجه عكس مواجه و كار كارگزاران را خراب كند. همان‌گونه كه آقاي ترامپ با توييت‌ها و سخنانش، بارها موجب برهم زدن مذاكرات شده است. 
10- به كارگيري زبان بدن براي متقاعد كردن يا منصرف كردن مذاكره‌كننده مقابل يك راهكار مرسوم است. اشتباه يك سياستمدار در حركات بدن و در بيان يك نكته، مي‌تواند پيام ديگري را به مقامات خارجي بدهد و براي همين رفتارهاي ناشايست موجب جدي گرفته نشدن و بي‌اعتباري خواهد شد. 
درنهايت مي‌توان گفت؛ ترامپ در حال هزينه كردن اعتبار ايالات‌متحده و از دست دادن موقعيت آن در سطح جهان است و برخلاف برخي كه او را در حال تجارت با جهان مي‌بينند، او مانند يك قمار‌باز در حال باختن آخرين اندوخته‌هاي امريكاست.