شناسهٔ خبر: 79404595 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

جايزه عباس عبدي

قادر باستاني تبريزي

صاحب‌خبر -

اين هفته در چهارمين جشنواره روزنامه‌نگاري «چراغ حقيقت» روزنامه «اعتماد» جايزه نخست بخش يادداشت‌نويسي را از آن خود كرد. اين انتخاب به گمان من كاملا شايسته بود. «اعتماد» در طول سال‌هاي فعاليت رسانه‌اي خود، همواره حساب ويژه‌اي براي يادداشت و تحليل باز كرده و آن را يكي از اركان اصلي روزنامه‌نگاري خود دانسته است. كافي است به ستون نخست صفحه اول آن نگاه كنيم كه هر روز از بالا تا پايين، چهره و قلم تحليلگران، نويسندگان و صاحب‌نظران حوزه‌هاي مختلف را پيش چشم مخاطب مي‌گذارد. باتوجه به اهميت روزافزون يادداشت‌نويسي، در چهارمين دوره جشنواره براي نخستين‌بار اين بخش نيز به رقابت‌هاي جشنواره افزوده شد؛ پيشنهادي كه عباس عبدي مطرح كرد و با استقبال برگزاركنندگان روبه‌رو شد. عباس عبدي سال‌ها در «اعتماد» نيز قلم زد. تصوير او چندبار در هفته در «اعتماد» در صدر ستون نخست صفحه اول مي‌نشست و يادداشت اول روزنامه اغلب از او بود. يادداشت‌هايش بسيار خوانده مي‌شد و درباره‌شان بحث درمي‌گرفت. شوربختانه چندي است قلم را بر زمين گذاشته، اما اثر قلمش همچنان در فضاي فكري و رسانه‌اي كشور باقي است. امروز ارزش روزنامه‌نگار بيش از آنكه در توانايي بازگويي يك رويداد باشد، در قدرت او براي توضيح چرايي، پيامدها و معناي آن رويداد است. از اين رو، مهم‌ترين ميدان رقابت روزنامه‌نگاري، بي‌ترديد يادداشت‌نويسي و تحليل است‌ كه داده، تجربه، دانش و استقلال فكري به هم مي‌رسند و قلم مي‌تواند به جاي افزودن بر هياهو، به فهم جامعه كمك كند. از همين منظر، جايزه ويژه يادداشت‌نويسي جشنواره به نام «جايزه عباس عبدي» نام‌گذاري شد. عباس ‌عبدي روزنامه‌نگاري است كه قلم نجيب، جدي، پيگير و منصفانه‌اش، در كنار صراحت و استقلال راي، او را به چهره‌اي متمايز در روزنامه‌نگاري تحليلي ايران تبديل‌ كرده‌ است.  در ميان روزنامه‌نگاران معاصر ايران، عباس عبدي جايگاهي متمايز دارد. از نخستين سال‌هاي فعاليتش، به‌ ويژه با يادداشت‌ها و سرمقاله‌هاي اثرگذار در روزنامه «سلام»، قلمي جريان‌ساز داشت و با پيوند مستمر ميان روزنامه‌نگاري، پژوهش اجتماعي و تحليل سياسي، به ارتقاي تراز روزنامه‌نگاري تحليلي ايران كمك‌ كرد. سير تحول او، از كنشگر سياسي جوان به پژوهشگري صاحب‌نظر و روزنامه‌نگاري پژوهش‌محور، روايتي معنادار از پختگي يك روشنفكر و روزنامه‌نگار ايراني است. پيشينه مهندسي، تسلط بر مفاهيم و منطق و روش‌هاي آماري و تجربه فعاليت در نهادهاي پژوهشي و سياسي، به تحليل‌هاي او ساختار، دقت و نگاهي داده‌محور بخشيده است. 
يكي از ويژگي‌هاي برجسته عبدي، توانايي او در ترجمه مفاهيم پيچيده جامعه‌شناسي و علوم سياسي به زباني روشن و قابل فهم براي عموم است. از تحليل تغيير الگوي نامگذاري نوزادان و يادداشت‌هاي پيگيرانه‌اش درباره فرزندآوري و سياست‌هاي تحديد جمعيت گرفته و جرم و مجازات و‌ مواردي چون كرونا تا بررسي همبستگي اجتماعي و رفتار سياسي، او از دل داده‌هايي‌ كه بسياري به‌سادگي از كنارشان مي‌گذرند، نشانه‌هايي معنادار براي فهم تحولات جامعه استخراج مي‌كند. خواننده در خواندن يادداشت‌هاي عبدي، علاوه بر دريافت تحليل، لذت دانستن و فهميدن را تجربه مي‌كند. لذت ‌كشف معنايي تازه در موضوعاتي‌ كه شايد هر روز از كنارشان مي‌گذريم. او با نگاهي دقيق، از دل مسائل ظاهرا معمولي، نكته‌هايي بيرون مي‌كشد كه ذهن خواننده را درگير مي‌كند و پس از پايان متن نيز رهايش نمي‌كند. فراز و نشيب‌هاي زندگي، از فعاليت‌هاي سياسي و مسووليت‌هاي مختلف تا بازداشت و زندان، عبدي را به روزنامه‌نگاري محتاط، واقع‌بين و پخته و در عين حال جسور و پيگير تبديل كرد. او هزينه‌هاي بزرگي براي قلم و باورهايش پرداخت، اما صبور و اميدوار ايستاد. در سال‌هاي فعاليت مطبوعاتي‌اش، بسياري از مقامات عالي سياسي، خواننده ثابت يادداشت‌هاي او بودند.
در اوايل دهه ۸۰، قاضي مرتضوي او را به اتهام فروش اطلاعات به بيگانگان به زندان انداخت. او از اين اتهام واهي تبرئه شد. گناه عبدي اين بود كه به همراه چند جامعه‌شناس شناخته‌ شده، موسسه‌اي علمي براي افكارسنجي راه انداخته بودند تا تصويري واقعي از جامعه و افكار عمومي در برابر نظام حكمراني قرار دهند و مشتريانش نهادهاي حاكميتي بودند. آينه‌اي براي نشان دادن واقعيت، اما تصوير خوشايند نبود و به جاي اصلاح آن، آينه را شكستند.
عبدي هزينه داد و زندان كشيد، اما ايستاد و به نوشتن و پژوهش ادامه داد. مي‌توانست برود. توانايي‌اش در بحث، مناظره و جريان‌سازي چنان بود كه رسانه‌هاي فارسي‌زبان براي جذب او سر و دست مي‌شكستند. اما ماند، ناملايمتي‌ها را تحمل كرد و در چارچوب حرفه‌اي خود اثر گذاشت. اگرچه امروز قلم را بر زمين نهاده است، همچنان اثرگذار است. آري، او در بحث و مناظره ده مرد جنگي را حريف است. ذهني آماده، استدلالي منسجم و قدرتي كم‌نظير در دفاع از ديدگاه خود دارد، اما شايد ارزشمندتر از قدرت استدلالش، استقلال او است. قلمش را به كسي نفروخت، استقلال فكري‌اش را حفظ كرد و وسوسه قدرت مسيرش را تغيير نداد. در روزگاري كه براي بسياري، نزديك ‌شدن به قدرت از نوشتن مهم‌تر شده است، عبدي ترجيح داد نويسنده بماند، نه صاحب‌منصب؛ منتقد بماند، نه وابسته.
از اين جهت، نامگذاري جايزه يادداشت‌نويسي جشنواره «چراغ حقيقت» به نام عباس عبدي، فقط اداي احترام به يك روزنامه‌نگار نيست. تقدير از يك منش حرفه‌اي و يك سنت فكري در روزنامه‌نگاري ايران مبتني بر پژوهش، صراحت، انصاف، عقلانيت و مسووليت اجتماعي است. انتخاب اين نام، در واقع دعوتي است به نسل جوان ‌كه قلم را ابزاري براي فهم جامعه، نقد مسوولانه و دفاع از حقيقت بدانند. آرزو دارم فضاي رسانه‌اي و سياسي ايران، به جاي زمينه‌سازي براي خاموش‌ كردن اين چراغ‌ها، مجال رشد و درخشش عبدي‌هاي بيشتري را فراهم كند. روزنامه‌نگاراني كه مستقل بمانند، هزينه حقيقت‌گويي را بپردازند و با قلم خود، جامعه را يك گام به فهم بهتر خويش نزديك‌تر كنند.


دبير چهارمين جشنواره روزنامه‌نگاري  چراغ حقيقت