به قلم الههسادات بدیعزادگان
کرمیت روزولت که نامش در تاریخ معاصر ایران با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گره خورده است، در سال ۱۹۱۶ میلادی در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین چشم به جهان گشود. او که نوه تئودور روزولت، بیستوششمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا بود، دوران تحصیلات عالی خود را در دانشگاه هاروارد به پایان رساند و موفق به اخذ درجه دکترا شد. سپس به مقام دانشیاری در رشته تاریخ رسید و به تدریس در این حوزه پرداخت.
روزولت در خاطراتش آورده که رساله پایاننامه تحصیلیاش درباره «فنون تبلیغات در جنگ داخلی انگلیس» بوده و به همین دلیل، با روشهای مقابله با بحرانهای داخلی کشورها آشنایی عمیقی داشته است.
با آغاز جنگ جهانی دوم و با دستور فرانکلین روزولت، سیاستمدار و سیودومین رئیسجمهور آمریکا برای تأسیس نخستین سازمان اطلاعاتی این کشور، کرمیت که در آن هنگام ۲۵ سال داشت، از نخستین افرادی بود که به این سازمان اطلاعاتی ویژه رئیسجمهور پیوست. چنانکه در خاطراتش نگاشته است، نخستین مأموریت او تحقیق و پژوهش درباره ایران و بهویژه مطالعه زندگی ایل قشقایی بود. همین تحقیق، سرآغاز پیوند کرمیت روزولت با تاریخ معاصر ایران شد.
با تأسیس اداره خدمات استراتژیک (O.S.S) که سازمانی پیشگام در شکلگیری سازمان سیا بود، کرمیت روزولت در سال ۱۹۴۲ به این نهاد پیوست و با توجه به تحصیلات عالی، علاقه شخصی و نیز سوابق فعالیتش در دفتر اطلاعات رئیسجمهور، مسئولیت اداره خاورمیانه را برعهده گرفت. در همین سمت، روزولت در آوریل ۱۹۴۴، یعنی چهار ماه پس از کنفرانس تهران، نخستین سفر خود را به ایران انجام داد.
کرمیت روزولت در تابستان ۱۹۴۶ میلادی، یعنی در اوج بحران و حوادث مربوط به آذربایجان، بار دیگر وارد تهران شد و پس از ملاقات با محمدرضاشاه پهلوی، بلافاصله به جنوب رفت و با رؤسای ایل قشقایی دیدار و گفتوگو کرد. در بازگشت از همین سفر بود که برای نخستین بار، گزارشهای متعددی درباره ایل قشقایی، همراه تصاویری از سران این ایل در مطبوعات آمریکا منتشر و توجه افکار عمومی غرب به این منطقه از ایران و مردم آن جلب شد.
مدت کوتاهی پس از این سفر، در پاییز سال ۱۳۲۵ هجری شمسی، «نهضت جنوب» در ایران شکل گرفت و برادران قشقایی خواستار خودمختاری فارس شدند. این رویداد در تاریخ ایران، چون توطئهای از سوی دولت قوامالسلطنه و سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای مقابله با اشغال آذربایجان و کردستان از سوی ارتش سرخ شوروی به وقوع پیوست.
در ماه مه ۱۹۴۷ میلادی، آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) تأسیس شد و کرمیت روزولت به فعالیت خود در این سازمان تازهتأسیس ادامه داد. در ژوئن ۱۹۴۸ میلادی، سیا بهطور رسمی مجوز انجام عملیات شبهنظامی و توطئهگرانه را دریافت کرد و در پی آن، معاونت عملیاتی سیا شکل گرفت. کرمیت روزولت از جمله مسئولان اولیه این معاونت بود و ریاست اداره خاورمیانه را در آن برعهده داشت. او از سال ۱۹۵۲ میلادی به بعد، تحت نظارت مستقیم ریچارد هلمز، سفیر ایالات متحده در ایران قرار گرفت.
پوشش فرهنگی برای فعالیتهای اطلاعاتی
در این سالها، کرمیت روزولت در ایستگاه منطقهای سیا در بیروت مستقر بود و همزمان، با حضور در دانشگاه آمریکایی بیروت در مقام استاد تاریخ و نیز ریاست انجمن آمریکایی دوستداران خاور نزدیک، از یک پوشش فرهنگی مناسب برای فعالیتهای اطلاعاتی خود بهره میگرفت.
هر چند از عملیات توطئهگرانه او در این سالها اطلاع دقیقی در دست نیست، اما طبیعی است که در هر اقدامی که سیا در خاورمیانه انجام داده، باید ردپای پنهان کرمیت روزولت را در جایگاه مسئول مستقیم اداره خاور نزدیک در سیا جستوجو کرد. از مهمترین این حوادث که به کرمیت روزولت منسوب است، ماجرای براندازی ملک فاروق و کودتای نجیب ناصر در ژوئیه ۱۹۵۲ میلادی بهشمار میرود.
کرمیت روزولت در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۳۲ هجری شمسی، با گذرنامه جعلی و نام مستعار جیمز ف. لاکریج، از مرز عراق وارد ایران شد تا توطئه آمریکایی انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را رهبری کند. او در آن زمان، ۱۲ سال تجربه پژوهش و کار در زمینه مسائل ایران را در کارنامه خود داشت و در طول این سالها، فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا را در خاورمیانه هدایت کرده بود.
کرمیت روزولت با نقشی که در عملیات ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایفا کرد، محمدرضا پهلوی را برای همیشه مدیون خود ساخت. او نخستین دیدارش را با شاه، که در تاریخ اول شهریور ۱۳۳۲ روی داد، چنین شرح میدهد: «راننده مستقیماً مرا کنار پلهها برد. آنجا مردی با لباس فراک از من استقبال کرد. تعظیم کوتاهی کرد و مرا به طبقه دوم فرستاد. شاه در اتاق پذیرایی منتظر من بود... موقعی که با یکدیگر دست میدادیم، مرد دیگری با لباس فراک با گیلاسهای کوچک ودکا و خاویار وارد شد... اولین کلمات شاه بسیار موقر و سنگین ادا شد: من تاج و تختم را از برکت خداوند، ملتم، ارتشم و شما دارم. گیلاسش را برداشت و به سلامتی من دستش را بلند کرد و من هم همین کار را کردم. هر دو آن را نوشیدیم. سپس شاه خندید و گفت خیلی خوشحالم از اینکه شما را اینجا میبینم، خیلی بهتر از داخل ماشین و خیابان و باغ است... .»
پس از وقوع کودتا، پیوند کرمیت روزولت با ایران قطع نشد، بلکه ابعادی دیگر یافت. او در سال ۱۹۵۸ میلادی، پس از ۱۷ سال فعالیت اطلاعاتی، از سیا کناره گرفت و ترجیح داد به کسبوکار خصوصی روی آورد. روزولت به استخدام کمپانی گلف، یکی از پنج شرکت قدرتمند نفتی جهان درآمد و به مقام معاونت این کمپانی در امور روابط با دولت آمریکا منصوب شد.
کمپانی گلف با هفت درصد سهم، یکی از اعضای کنسرسیومی بود که بر منابع نفتی ایران چنگ انداخته بود. با تثبیت رژیم شاه در ایران، کرمیت روزولت ترجیح داد از سابقه دوستیاش با محمدرضاشاه پهلوی بهره ببرد و فعالیتهای خود را در ایران متمرکز کند. او در سال ۱۹۶۴ میلادی از کمپانی گلف خارج شد و به تأسیس شرکتی دلالی در واشنگتن اقدام کرد که رژیم شاه، مشتری اصلی آن بود.
به این ترتیب، کرمیت روزولت پاداش خود را از محمدرضاشاه پهلوی دریافت کرد. او در سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹ میلادی، دلال معتبر معاملات اسلحه آمریکا با ایران بود. کرمیت روزولت در معامله یک میلیارد دلاری خرید هواپیماهای F5 با کمپانی گرومن نیز نقشی تعیینکننده داشت. شاه هیچگاه دین خود را نسبت به روزولت فراموش نکرد و حتی پس از سقوط نیز در مصاحبههای خود از او با عنوان «دوست من آقای روزولت» یاد میکرد. کرمیت روزولت سرانجام در تاریخ ۲۸ خردادماه ۱۳۷۹ هجری شمسی درگذشت.
انتهای پیام