به گزارش روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ حمیده یعقوبی، رئیس گروه امور هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان و دبیر جایزه فیروزه در این استان، معتقد است که اگر حمایت مالی در کنار آموزش، شبکهسازی و ایجاد مسیر فروش قرار نگیرد، استعدادهای فرهنگی همچنان پراکنده و بالفعلنشده باقی میمانند؛ در حالی که فناوری و بازارهای جدید میتوانند این ظرفیتهای محلی را به فرصتهای اقتصادی ملی و حتی جهانی تبدیل کنند.
یعقوبی در گفتوگو با دبیرخانه جایزه فیروزه با تاکید بر ضرورت توجه همزمان به حمایت، توانمندسازی و ایجاد بازار گفت: توسعه صنایع فرهنگی در این مناطق زمانی پایدار خواهد بود که در کنار حفظ اصالت فرهنگی، مسیر تولید تا عرضه نیز تکمیل شود و فعالان بومی بتوانند از ظرفیت فناوریهای دیجیتال برای دسترسی به بازارهای ملی و بینالمللی استفاده کنند.
دبیر استانی دهمین دوره جایزه فیروزه در سیستان و بلوچستان در توضیح این نکته که در توسعه صنایع فرهنگی استانهای کمتر برخوردار، کدام نوع حمایت مؤثرتر است، گفت: نمیتوان تنها یک نوع حمایت را مؤثر دانست و در این استانها به ترکیبی متوازن از حمایت مالی، آموزش و ایجاد بازار نیاز داریم.
او با این حال ایجاد بازار و شبکه توزیع را دارای اهمیت ویژه دانست و افزود: بسیاری از هنرمندان و فعالان فرهنگی این استانها توانایی و ظرفیت تولید دارند؛ اما مشکل اصلی آنها این است که محصولاتشان به بازار مناسب دسترسی پیدا نمیکند. بنابراین، در کنار حمایتهای مالی باید به هنرمند کمک کرد تا محصول خود را بهتر معرفی کند، بستهبندی و عرضه مناسبی داشته باشد و بتواند به بازارهای ملی و حتی بینالمللی دسترسی پیدا کند.
به گفته یعقوبی، آموزش و توانمندسازی نیز در این مسیر ضروری است تا حمایتهای انجامشده بتواند در نهایت به یک فعالیت پایدار اقتصادی تبدیل شود.
دبیر استانی دهمین دوره جایزه فیروزه در سیستان و بلوچستان درباره نقش دولت در حمایت از صنایع فرهنگی نیز اظهار کرد: دولت باید بیشتر نقش حامی، تسهیلگر و زیرساختساز داشته باشد و کمتر وارد فعالیتهای اجرایی و اقتصادی شود. دولت باید زمینه فعالیت هنرمندان، بخش خصوصی و مجموعههای محلی را فراهم کند؛ به این معنا که زیرساخت ایجاد کند، آموزش بدهد، موانع اداری را کاهش دهد، از ایدههای خلاق حمایت کند و مسیر دسترسی به بازار و سرمایه را هموار سازد.
او ادامه داد: در این مناطق حضور دولت در مراحل اولیه ضروری است، زیرا بخش خصوصی ممکن است به دلیل ریسک بالاتر، بهتنهایی وارد این حوزه نشود. با این حال، هدف باید این باشد که در ادامه، بخش خصوصی و فعالان بومی میداندار اصلی باشند.
حفظ اصالت در مسیر اقتصادیشدن فرهنگ
یعقوبی درباره چگونگی ایجاد تعادل میان حفظ اصالت فرهنگی و تبدیل ظرفیتهای فرهنگی به محصول اقتصادی نیز گفت: ما نباید برای اقتصادی کردن فرهنگ، هویت و اصالت آن را از بین ببریم. حفظ فرهنگ به این معنا نیست که محصولات فرهنگی همیشه با همان شکل گذشته عرضه شوند؛ بلکه میتوان محتوا و هویت اصیل را حفظ کرد، اما در طراحی، بستهبندی، شیوه عرضه و کاربرد محصول نوآوری داشت.
او افزود: یک هنر یا صنایعدستی بومی میتواند با حفظ ویژگیهای اصلی خود، در قالب محصولی امروزی و متناسب با سلیقه نسل جدید عرضه شود. هدف باید این باشد که فرهنگ محلی هم حفظ شود و هم بتواند برای نسل جدید و بازار امروز جذابیت اقتصادی ایجاد کند.
دبیر استانی دهمین دوره جایزه فیروزه در استان سیستان و بلوچستان در ادامه فاصله میان استعداد و بازار را یکی از مهمترین مشکلاتی دانست که باعث میشوند ظرفیتهای فرهنگی به فرصت اقتصادی تبدیل نشوند و در این باره گفت: در بسیاری از استانها هنرمندان بسیار توانمندی داری؛ اما با مشکلاتی مانند نبود بازار مناسب، ضعف تبلیغات و معرفی، کمبود آموزشهای کسبوکار، مشکلات توزیع و گاهی نبود سرمایه اولیه مواجه هستند.
او همچنین به پراکنده بودن فعالیتهای فرهنگی در برخی مناطق اشاره کرد و گفت: در برخی موارد فعالیتهای فرهنگی به صورت فردی و پراکنده انجام میشود و ارتباط کافی میان هنرمندان، دستگاههای دولتی، بخش خصوصی و بازار وجود ندارد. اگر این ظرفیتهای پراکنده به یکدیگر متصل شوند و مسیر تولید تا عرضه کامل شود، بخش مهمی از ظرفیتهای بالفعلنشده استانها میتواند فعال شود.
فناوری؛ فرصتی برای عبور از محدودیت جغرافیا
یعقوبی فناوریهای دیجیتال را نیز فرصتی مهم برای ایجاد عدالت فرهنگی و اقتصادی دانست و اظهار کرد:
امروز یک هنرمند در یک شهر کوچک میتواند از طریق فضای مجازی محصول خود را به مخاطب در تهران، سایر استانها یا حتی خارج از کشور معرفی کند و به این ترتیب محدودیت جغرافیایی تا حد زیادی کاهش پیدا میکند.
او ادامه داد: باید به فعالان فرهنگی آموزش داد که چگونه از شبکههای اجتماعی، فروشگاههای اینترنتی، تولید محتوای دیجیتال و ابزارهای جدید برای معرفی و فروش محصولات خود استفاده کنند. به شخصه معتقدم که فناوری میتواند زمینهای فراهم کند تا استعداد محلی، بازار ملی و حتی بازار جهانی پیدا کند.
ضرورت شبکهسازی واقعی
این فعال فرهنگی درباره نوع شبکهسازی مورد نیاز میان فعالان فرهنگی و نهادهای محلی نیز گفت: ما نیازمند ایجاد یک شبکه واقعی میان هنرمندان، فعالان فرهنگی، بخش خصوصی، دانشگاهها، نهادهای محلی و دستگاههای دولتی هستیم. هدف از چنین شبکهای نباید صرفا برگزاری جلسه و نشست باشد، بلکه این شبکه باید به حل مسائل واقعی هنرمندان کمک کند.
او افزود: هنرمند باید بتواند از طریق این شبکه آموزش بگیرد، محصولش را معرفی کند، به سرمایه دسترسی پیدا کند، با خریدار و بازار ارتباط بگیرد و حتی برای صادرات اقدام کند. اگر چنین ارتباطی در سطح استانها ایجاد شود، بسیاری از مشکلات موجود به شکل طبیعی کاهش پیدا خواهد کرد.
دبیر استانی دهمین دوره جایزه فیروزه در استان سیستان و بلوچستان درباره توسعه صنایع فرهنگی در استانهای کمتر برخوردار نیز گفت: این استانها، استانهای کمظرفیتی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد ظرفیتهای فرهنگی آنها هنوز بهدرستی شناسایی، حمایت و به بازار متصل نشده است. از این رو، رویکرد باید این باشد که هویت فرهنگی حفظ شود، هنرمندان توانمند شوند، بازار ایجاد شود و از فناوری برای معرفی ظرفیتهای بومی استفاده شود.
او در پایان صحبتهایش گفت: هدف این نیست که فرهنگ صرفا به یک فعالیت اقتصادی تبدیل شود؛ بلکه باید فرهنگ و هنر به ایجاد اشتغال، رونق اقتصادی، امید اجتماعی و توسعه متوازن مناطق مختلف کشور کمک کند.