سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فریبا حیدرپور: حادثه آتشسوزی سینما رکس آبادان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است که همواره در غبار ابهام و روایتهای ضد و نقیض باقی مانده است. یکی از مهمترین حوادث سال ۱۳۵۷ که باعث خشمگین کردن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شد، فاجعه به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بود.
سینما رکس آبادان در شب هنگام ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ دچار آتشسوزی شد و قریب به اتفاق حاضران در سینما زنده در آتش سوختند. تحقیقات حاکی از عمدی بودن حریق بود؛ گروهی آن را کار عمال دولت پهلوی دانستند و گروهی هم انجام آن را کار مخالفان حکومت طاغوت میدانند. همزمانی این رویداد با اعتراضات و آشوبهای انقلاب ۱۳۵۷ و طولانی شدن رسیدگی به آن در سالهای بعد از انقلاب، گمانهای مختلفی را درباره عاملان این حادثه ایجاد کرد.
درباره حادثه سینما رکس آبادان در کتابهای تاریخی ایران کمتر نوشته شده است؛ اما در این میان علیرضا بختیاری، متولد آبادان، رزمنده و جانباز دفاع مقدس، پس از ۴۸ سال سکوتِ تحقیق محور، در اثر جدید خود با نگاهی جرمشناسانه به سراغ ناگفتههای این فاجعه رفته است.
گفتوگوی ایبنا با این نویسنده درباره انگیزهها، چالشها و اهمیت روایتهای بومی درباره این حادثه را بخوانید.

چه عاملی موجب شد پس از ۴۸ سال به سراغ سوژه «سینما رکس» آبادان بروید؟
به عنوان یک شهروند آبادانی این واقعه بسیار تلخ، جزئی از حافظه تاریخی من و یک بخش از تاریخ شهرم است. شهری که از ابتدای شکلگیری تاکنون، صحنه اتفاقات بسیار مهم سیاسی و اجتماعی بوده و در تاریخ کشور تأثیر زیادی داشته است. انگیزهام بعد از سالها که سراغ این موضوع رفتم به سه عامل برمیگردد.
اول؛ پاسخ به تحریفات: در سالهای اخیر شاهد بودم که رسانههای ضد انقلاب بدون ارائه هیچ سند و مدرکی و تنها با بزرگنمایی، این جنایت را متوجه انقلابیون مسلمان و امام خمینی (ره) میکردند. این اتهامات در جامعه نیز تکرار میشد؛ بر خود لازم دانستم با تحقیق علمی، حقیقت را روشن کنم. چون وقوع این فاجعه، اثر خاصی در شهر برجا گذاشت.
دوم؛ خلأ پژوهشی: از سوی دیگر، کمکاری یا پرداختن کماثر و گذری به این فاجعه هولناک تاریخ کشور و انقلاب نیز، از سوی رسانههای فراگیر کشور بیشتر حالت شعاری و سطحی داشت. تلاش کردم با تحقیق و پژوهشی منصفانه، دریچهای بهسوی روشن شدن کلیت وقایعی که منجر بهوقوع این فاجعه شد باز کنم و شواهد و مدارکی از قبل، حین و بعد از فاجعه که اصلا دیده نشد یا در اثر مرور زمان بهدست فراموشی سپرده شد را احیاء کنم.
سوم؛ کشف حقیقت از دل تجربه: جرقه اصلی تحقیق با مشاهده یک آتشسوزی در محل کارم زده شد. فرایند گسترش آتش در آن حادثه، تردیدهای جدی در ذهن من نسبت به اظهارات حسین تکبعلیزاده (عامل جنایت) ایجاد کرد که مسیر تحقیق را از مقاله به کتاب پژوهشی تغییر دهم.
به نظر شما تا چه اندازه جای پژوهشهایی با موضوع بومیگرایی در استان خوزستان خالی است؟
بسیار زیاد. خوزستان بستر حوادث بیشماری در تاریخ معاصر است؛ از نهضت ملی شدن صنعت نفت و جنگهای جهانی تا دفاع مقدس. هر یک از این موضوعات هزاران ماجرای ناگفته دارد که حق مطلب درباره آنها ادا نشده است. برای مثال، نقش عشایر خوزستان در تحولات سیاسی و حفاظت از حریم کشور هنوز در لایههای پنهان تاریخ مانده و نیازمند روایت دقیق و بومی است.
چه موانعی از پژوهش تا انتشار کتاب بر سر راه شما بود؟
خوشبختانه مانع ساختاری خاصی وجود نداشت، اما دسترسی به منابع دشوار بود. چالش بزرگتر، تامین هزینههای تحقیقات و چاپ بود که بدون هیچگونه حامی دولتی یا ارگانی انجام شد. امیدوارم مسئولان استان با توجه به اهمیت این کتاب که مبتنی بر اسناد دوران رژیم گذشته است، از آن حمایت کنند تا این اثر در دسترس علاقهمندان قرار گیرد.

آیا در این کتاب مخاطب به ابعاد گسترده حادثه آتشسوزی و فاجعه انسانی پی میبرد؟
بله. تلاش کردم با رعایت انصاف و با تکیه بر اسناد موجود، این فاجعه را از چند دیدگاه بررسی کنم. در این کتاب، مخاطب با زوایایی روبهرو خواهد شد که تاکنون از وجود «جرمشناسی» آنها آگاهی نداشته است.
به نظر میرسد حادثه سینما رکس در روند سرعت بخشیدن به انقلاب نقش مهمی ایفا کرده است؟
این فاجعه باعث شد نفرت مردم از خفقان حاکم سرباز کند. بهویژه در آبادان، مردم بیپرواتر از گذشته به میدان آمدند و ماهیت رژیم طاغوت برای آنان بیش از پیش افشا شد. به مصداق عدو شود سبب خیر، برخلاف خواست عاملان جنایت که امیدوار بودند باعث ایجاد تنفر از جبهه انقلاب شود.
چگونه انتشار چنین کتابهایی میتواند در آگاهیبخشی به مردم موثر باشد؟
در دورانی که فضای مجازی با بمباران اطلاعات کذب، مخاطب را به سمت سطحینگری سوق میدهد، انتشار چنین کتابهایی که بر پایه اسناد غیرقابل خدشه بنا شده، یک ضرورت است. این اسناد به مخاطب کمک میکند تا با نگاهی دقیقتر و فراتر از القائات رسانهای، واقعیت را بازخوانی کند. حمایت نهادهای فرهنگی از خرید و توزیع این کتابها، میتواند به دسترسی آسانتر مردم به این منابع کمک کند.