شناسهٔ خبر: 79389385 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

درس‌هاي كودتا براي ايران امروز

حسين مسعودنيا

صاحب‌خبر -

پس ‌از اشغال ايران در شهريور ۱۳۲۰ و سقوط رژيم استبدادي رضاشاه، ناسيوناليزم نهفته ايراني بيدار شد و به ‌تدريج نوك پيكان آن شركت نفت ايران و انگليس به عنوان نماد استعماري دولت بريتانيا و ابزار اين دولت براي دخالت در امور داخلي ايران را نشانه رفت. رهبري اين جنبش با دكتر محمد مصدق و آيت‌الله كاشاني بود. سازماني كه دكتر مصدق براي نيل به اهداف خود تشكيل داد، جبهه ملي نام داشت كه طيف مختلفي از نيروهاي سياسي در آن دور هم جمع شده بودند و از حمايت‌هاي معنوي آيت‌الله كاشاني در سطح جامعه برخوردار بود. هدف دكتر مصدق به عنوان رهبر سياسي جنبش از ملي كردن نفت در حوزه داخل اجراي قانون اساسي و از نظر خارجي تغيير الگوي سياست خارجي ايران، پايان دادن به مداخله يك دولت خارجي در امور داخلي ايران و كسب استقلال سياسي ايران بود . در ماه‌ها و روزهاي كنوني دولت و جامعه ايران شاهد تحميل دو جنگ و تحريم گسترده از سوي امريكا و رژيم صهيونيستي و مجامع بين‌المللي عليه خود بوده است، تجاوزي كه به بهانه مقابله با تلاش ايرانيان براي دستيابي به سلاح هسته‌اي صورت گرفته، اما در واقع هدف ناكام گذاشتن ايرانيان براي نيل به دانش هسته‌اي و تغيير الگوي سياست خارجي ايران از يك كشور وابسته به يك كشور مستقل در سطح بين‌المللي است: هدفي كه دكتر مصدق نيز در ملي شدن نفت آن را دنبال مي‌كرد.از همين‌رو در بسياري از مواقع از سوي سياستگذاران و تحليلگران تلاش ايرانيان براي دستيابي به دانش هسته‌اي به نهضت ملي شدن نفت ايران تشبيه مي‌شود، چراكه استدلال در هر دو جنبش يكسان است .در جريان ملي شدن نفت مهم‌ترين استدلال دكتر مصدق اين بود كه ملي كردن نفت حق ايران است و اكنون نيز استدلال اصلي مسوولان نظام اين است كه دستيابي به دانش هسته‌اي در چارچوب موازين بين‌المللي جزو حقوق مسلم ايران است. 
جنبش ملي شدن نفت ناكام ماند و دولت ملي دكتر مصدق پس ‌از ۲۷ ماه بر اثر كودتاي امريكايي- انگليسي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سقوط كرد، حادثه‌اي كه مسوول اصلي آن دولت امريكاست، چراكه دولت بريتانيا تمام راه‌ها را براي سرنگوني دولت مصدق رفته و ناكام مانده بود؛ واقعيتي كه وزير خارجه اسبق امريكا به آن اذعان كرد. اكنون كه تقابل ايران با امريكا و اسراييل به ‌ظاهر بر سر مساله هسته‌اي به رويارويي نظامي و تجاوز به ايران منتهي شده و در شرايط فعلي در مرحله آتش‌بس شكننده و ديپلماسي براي خاتمه آن قرار دارد و حتي تفاهمنامه براي خاتمه امضا شده، بازكاوي نهضت ملي شدن نفت و كودتاي ۲۸ مرداد مي‌تواند براي كارگزاران سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نكات قابل تاملي داشته باشد كه ذيلا به آن اشاره خواهد شد: ۱-دولت بريتانيا زماني موفق به سرنگوني دولت مصدق شد كه توانست دولت امريكا را از يك كشور حامي و واسطه به يك كشور برانداز عليه ايران تبديل كند، لذا در شرايط كنوني مسوولان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بايد با اتخاذ راهكارهاي مختلف مانع از به نتيجه رسيدن تلاش‌هاي امريكا براي تشكيل يك اجماع بين‌المللي عليه ايران شوند. ۲-بدون ترديد يكي از مهم‌ترين دلايل سقوط دولت مصدق علاوه ‌بر مداخله خارجي؛ شكاف نخبگاني در ميان رهبران خود نهضت بود به‌گونه‌اي كه ‌هنگام كودتا اختلاف‌نظر ميان رهبران نهضت به اوج خود رسيده بود. اين بيانگر نكته كليدي است كه در شرايط حاضر نيز ضروري‌ترين مهم اتفاق نظر در ميان مسوولان نظام و پرهيز از چندصدايي براي مقابله با تجاوزات امريكا و راهكارهاي مقابله با آن است. ۳-دولت بريتانيا براي مقابله با مصدق اقدام به تحريم بين‌المللي نفت ايران كرد و امريكا نيز در شرايط كنوني علاوه ‌بر تحريم‌هاي قبلي اقدام به محاصره دريايي ايران و تهديد به تشديد اين محاصره و تحريم‌ها كرده است. تجربه دولت مصدق و ناكامي او مي‌تواند مسوولان را به اتخاذ راهكارهاي جديد براي مقابله با اين وضعيت ترغيب و تشويق كند. ۴- تحريم بين‌المللي نفت در دوران مصدق و اقتصاد بدون نفت سبب بروز تورم شد، موضوعي كه در كاهش پايگاه مردمي دولت مصدق نقش داشت. تجاوز امريكا و اسراييل به ايران به ‌همراه تحريم‌ها در موقعيت كنوني سبب تشديد تورم در جامعه ايران شده است، موضوعي كه مي‌تواند در درازمدت بر رفتار سياسي مردم و پايگاه جنبش مردمي حاضر تاثير گذارد، لذا بر عهده دولت و مجلس است كه درصدد اتخاذ راهكارهاي جديد جز كالابرگ براي مقابله با تورم برآيند.۵- تامل در تحولات ميداني جنبش ملي شدن نفت بيانگر اين مهم است كه طولاني شدن جنبش و وخامت اوضاع اقتصادي همراه با شكاف نخبگاني سبب شد تا به‌ تدريج پايگاه مردمي جنبش به تحليل رود. در شرايط كنوني نيز بدون ترديد يكي از مهم‌ترين عوامل قدرت نظام براي ايستادگي حضور و حمايت گسترده خياباني مردم از ايران و تماميت آن است، لذا با توجه به تجربه دوران ملي شدن نفت بايد اين نكته مدنظر قرار گيرد كه طولاني شدن موضوع همراه با وخامت اوضاع اقتصادي مي‌تواند سبب دل‌زدگي از سياست و كاهش پايگاه مردمي شود. لذا بايد از كوچك‌ترين فرصت‌ها بهترين استفاده را كرد و از سلاح ژئوپليتيك ايران يعني تنگه هرمز در كوتاه‌ترين زمان بهترين استفاده را برد.۶- دولت مصدق در جريان ملي شدن نفت اصرار به اجراي تمام‌وكمال قانون ۹ ماده‌اي و نيل به هدف كامل داشت، موضوعي كه در به نتيجه نرسيدن مذاكرات ديپلماتيك نقش داشت و اين ابزاري در دست دولت بريتانيا براي اجماع‌سازي بين‌المللي عليه ايران شد .اكنون ديپلمات‌هاي ايراني بايد با عبرت‌آموزي از اين مهم مانع از اين شوند كه دولت امريكا بتواند ايران را در عرصه جهاني دولتي لجوج و سازش‌ناپذير جلوه داده و درصدد تشكيل اجماع بين المللي عليه ايران برآيد. ۷-دولت مصدق براي مقابله با تحريم‌ها اقدام به اتخاذ برخي راهكارها مانند اقتصاد بدون نفت يا انعقاد قرارداد تهاتري با برخي دولت‌ها كرد، اما بعدا مشخص شد كه بسياري از دولت‌ها در آن مقطع استقلال در تصميم‌گيري را ندارند. 
در شرايط كنوني نيز جمهوري اسلامي ايران بايد سعي در حفظ روابط دوستانه با كشورها به‌ خصوص كشورهاي همسايه و استفاده از ظرفيت‌هاي سياسي و اقتصادي آنها را داشته باشد، اما در ضمن اين نكته كليدي را مدنظر قرار دهد كه دولت‌هاي همسايه اكثرا در سياست خارجي استقلال چنداني ندارند و به ‌لحاظ ماهوي به دولت امريكا وابسته‌اند. به اميد آنكه مسوولان نظام باتجربه از نهضت ملي شدن نفت با اتخاذ راهكارهاي مناسب در داخل و خارج بتوانند با حفظ پايگاه مردمي از كوچك‌ترين فرصت‌ها بيشترين استفاده را برده و در اتخاذ هر تصميمي هدف تامين حداكثري منافع ملي ايران باشد.