شناسهٔ خبر: 79389354 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

چرا ائتلاف‌های کاغذی سعودی بی‌نتیجه است؟

برتـری میـدانی انصــــارالله

صاحب‌خبر -



در پی اعمال معادلات یمن علیه عربستان سعودی تحت عنوان «محاصره در برابر محاصره و تشدید در برابر تشدید» انصارالله توانسته دست برتر در میدان داشته باشد. یمنی‌ها در پاسخ به محاصره‌ای که عربستان علیه یمن اعمال کرده است، معادله محاصره در برابر محاصره را اجرا کردند که طبق آن عبور کشتی‌های عربستان یا هر کشتی مرتبط با این کشور از دریای سرخ ممنوع شده‌اند، از آن زمان نیروهای مسلح یمن حملات مداومی علیه مواضع عربستان انجام داده‌اند. در نتیجه این تشدید، صادرات مستقیم به بازارهای آسیایی، به‌ویژه از طریق کشتی‌های متعلق به عربستان سعودی، تحت‌تأثیر قرار گرفته است و این آبراه حیاتی را به منطقه‌ای پرخطر با حق بیمه‌های سرسام‌آور تبدیل کرده است.

محاصره برعکس شد

با شروع محاصره دریایی یمن علیه خطوط تأمین عربستان سعودی در دریای سرخ، از هفته‌های گذشته فشار بر اقتصاد این کشور به‌شکلی قابل‌توجه تشدید شده است و پیامدهای بیشتری را به‌همراه دارد که در طول زمان آشکار خواهد شد، در واقع محاصره یمن علیه عربستان، استراتژی رسمی این کشور برای دور زدن تنگه هرمز با استفاده از مسیر زمینی شرق به غرب را مختل کرد.
با کاهش تعداد کشتی‌های عبوری از باب‌المندب به تقریباً 24 کشتی در روز، در مقایسه با 34 کشتی قبل از تشدید درگیری‌ها، این محدودیت‌های جغرافیایی و فنی، محدودیت‌های تعیین‌کننده‌ای را بر اثربخشی خط لوله به‌عنوان یک جایگزین کامل برای تنگه هرمز، طبق همان تخمین، اعمال می‌کند، در این میان سایر گزینه‌های صادراتی موجود برای دور زدن باب‌المندب با چالش‌های بیشتری روبه‌رو هستند. گزینه تغییر مسیر تانکرهای نفتی به‌سمت شمال به‌سمت کانال سوئز و خط لوله SUMED مصر شامل پیچیدگی‌های لجستیکی و هزینه‌های مالی بالایی است.

آزادسازی مأرب؟

عملیات‌های اخیر نیروهای مسلح یمن از نظر جغرافیایی نیز قابل توجه است. این حملات تنها به یک جبهه محدود نمانده و اهدافی را در بخش‌های مختلف یمن شامل شده است. در شرق، به ویژه شهر مأرب، شاهد افزایش حملات بوده‌ایم؛ در ساحل غربی نیز بندر مخاء و مناطق مرتبط با آن هدف قرار گرفته‌اند و در جنوب، تجمعات نیروهای وابسته به سعودی در استان لحج مورد حمله قرار گرفته است. این پراکندگی نشان می‌دهد که واکنش انصارالله به تحرکات نیروهای وابسته به سعودی، محدود به یک محور مشخص نیست و همزمان چند نقطه از استقرار این نیروها را تحت فشار قرار داده است.
نکته مهم در این میان، میزان موفقیت این حملات است. تفوق امنیتی انصارالله در شرایط فعلی موجب شده است نیروهای صنعا از توانایی بالایی برای شناسایی تجمعات نیرو و تجهیزات نیروهای وابسته به سعودی برخوردار باشند و همین مسئله ضریب موفقیت حملات موشکی و پهپادی را افزایش داده است. در واقع، تجمع نیروهایی که قرار است در عملیات زمینی مورد استفاده قرار گیرند، زمانی می‌تواند به یک مزیت تبدیل شود که امکان حفظ و پشتیبانی از آنها وجود داشته باشد. در شرایط فعلی اما بخش مهمی از این تجمعات پیش از آنکه به عملیات زمینی تبدیل شود، در معرض حملات نیروهای صنعا قرار گرفته است.

ائتلاف کاغذی
از سوی دیگر، به‌رغم تشکیل ائتلاف دریایی جدید عربستان علیه یمن، آمریکا به‌دلیل ملاحظات ویژه از عضویت در آن سر باز زده است. سعودی‌ها از پیوستن 15 کشور به این سازوکار سخن گفته‌ و تلاش کرده‌اند تصویری از یک ائتلاف گسترده برای مقابله با تهدیدات انصارالله در باب‌المندب ارائه دهند، اما در عمل آمریکا هنوز به‌صورت رسمی و مستقیم حمایت خود را از این ائتلاف و حضور نظامی در آن اعلام نکرده است، این غیبت، اهمیت بیشتری از یک عدم‌همراهی سیاسی ساده دارد؛ چون در محاسبات عربستان، ورود مستقیم آمریکا می‌توانست پشتوانه اصلی برای تشدید فشار نظامی بر انصارالله باشد، درنتیجه تا زمانی که چنین حمایتی وجود نداشته باشد، ریاض و مزدورانش نیز برای حرکت به‌سمت تشدید درگیری با صنعا با احتیاط بیشتری عمل خواهند کرد.
اما تجربه آمریکا در مواجهه نظامی با یمن باعث شده امریکا جبهه جدیدی مجددا با یمن باز نکند. عملیات «سوارکار خشمگین» در سال 2024، تجربه‌ای نزدیک و تأثیرگذار برای واشنگتن محسوب می‌شود. آمریکا در جریان این عملیات با به‌کارگیری حداکثری توان نظامی و تجهیزاتی خود تلاش کرد اهداف موردنظرش در یمن را محقق کند، اما در نهایت نتوانست به اهداف خود دست یابد، این تجربه نشان داد که برخورداری از برتری نظامی به‌تنهایی تضمین‌کننده دستیابی به نتیجه مطلوب در برابر انصارالله نیست.
البته امکان دور زدن باب‌المندب از مسیرهای جایگزین نیز موجب شده این تنگه به اندازه هرمز برای آمریکا اهمیت نداشته باشد. به‌خلاف تنگه هرمز که اختلال در آن می‌تواند فشار بسیار گسترده‌تری بر بازار انرژی وارد کند، در مورد باب‌المندب امکان استفاده از مسیرهای جایگزین و انتقال بخشی از ترددها از مسیر کانال سوئز وجود دارد، همین امکان موجب می‌شود فشار ناشی از تحولات باب‌المندب برای آمریکا قابل مدیریت‌تر باشد و واشنگتن برای مقابله با آن ناچار به ورود فوری و مستقیم به میدان یمن نباشد،
این وضعیت برای انصارالله یک فرصت طلایی ایجاد کرده است. تا زمانی که آمریکا از ورود مستقیم به بحران باب‌المندب خودداری می‌کند، عربستان ناچار است هزینه تشدید درگیری را با احتیاط بیشتری محاسبه کند و همین محدودیت می‌تواند قدرت مانور صنعا را افزایش دهد.بنابراین تنگه باب‌المندب به یک اهرم فشار مهم در دست یمن علیه عربستان به‌ویژه در شرایط حساس کنونی تبدیل شده است و اگر یمنی‌ها اختلال کامل یا جزئی در خط لوله نفت شرق ـ غرب ایجاد کنند، هزینه این رویارویی برای عربستان بیشتر هم می‌شود. عربستان باید منطقی و واقع‌بین باشد و به یک استراتژی برای کاهش تنش‌ها با یمن متوسل شود؛ زیرا ادامه وضعیت کنونی و پیامدهای آن اصلاً به‌نفع عربستان نیست. بهترین راه برای عربستان کنارآمدن با یمن و پاسخ به خواسته‌های این کشور است تا به این ترتیب ریاض بتواند منافع راهبردی و اقتصادی خود را حفظ کند و از پیامدهای امنیتی و سیاسی ادامه تنش‌ها با یمن در امان بماند.