فاطمه ترکاشوند
پشت ترافیک اخبار را چک میکنم. واشنگتنپست در مطلبی نوشته است: «پنتاگون در حال بررسی خروج گسترده نیروهای آمریکایی از خلیج فارس است.»
از رادیو صدای موسیقی «باید برخاست» میآید؛ قطعهای که بر اساس ملودی نوحه مشهور و دوستداشتنی این شبها ساخته شده و در پایان به صدای رهبر شهید ختم میشود که میگوید: «خدانگهدار آقایان و خانمها.»
فکر میکنم دیگر این صدای گرم و آرامبخش را نخواهیم شنید. اما هنوز چقدر تازه است. فکر میکنم: کاش خداحافظی نکند.
نمیدانم چرا مجری درباره چهلم متن میخواند، درحالیکه ۱۷۰ روز از شهادت رهبر گذشته است. پس ذهنم درگیر خروج نیروهای آمریکایی است و تازه متوجه میشوم مبدأ را روز خاکسپاری رهبری در جوار امام رضا(ع) گذاشتهاند.
کم است؛ و کمش بسیار بسیار زیاد از غم.
زیاد است؛ و زیادش بسیار بسیار کم برای گرفتن نتیجهای به بزرگی خروج نیروهای آمریکایی از خلیج فارس.
صدایشان در مغزم میپیچد که بارها بر ضرورت خروج آمریکا از منطقه، به زبانهای مختلف، تأکید کرده بودند. حالا شاید این هدف که برای ما بیشتر شبیه آرزو بود، در حال تحقق باشد.
۴۰ روز از خاکسپاری رهبر شهید گذشته و مردم هنوز کف خیاباناند؛ هر شب و به هر بهانهای یاد آقا میکنند. هنوز خیلیها مشکیشان را درنیاوردهاند و گاهی یکی را میبینی که در خیابان زل زده به یک بیلبورد از آقا و بغض کرده است.
غم هنوز تازه است و هر بهانه کوچکی ناگهان سیلش را از چشمها روی دستها میریزد.
فاصله کمی است برای تحقق اهداف او...
و ما بعد از این، در کتابهای درسی تاریخ، خون او را تدریس خواهیم کرد؛ خونی که هرچند ایرانیها را در ماتم غرق کرد، اما ناوها و تادها و تاماهاکهای آمریکایی را هم به قعر تاریخ جنایت و سرافکندگی فرو برد.
همزمان با چهلمین روز تشییع رهبر شهید، در میان اندوهی که هنوز تازه است، خبر خروج امریکا از خلیج فارس به گوش میرسد
خون او، تضمین است
صاحبخبر -
∎