شناسهٔ خبر: 79383966 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

میرطالبی در گفتگو با مبلغ مطرح کرد: به هیچ‌وجه قبول ندارم که جوان امروز با خدا قهر کرده است

جوان امروز با خدا قهر کرده یا ما راه ارتباط با خدا را اشتباه نشان داده‌ایم؟ / میرطالبی:‌ آن‌قدر از جهنم گفتیم که یادمان رفت از رفاقت با خدا بگوییم

محسن میرطالبی، روانشناس مذهبی و استاد دانشگاه در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ اظهار داشت: انسان همیشه در درون و خلوت خودش یک رابطه عمیق با خالقش داشته است و تنها چیزی که در همه حال می‌تواند باعث آرامش دل انسان شود، ارتباط با ذات لایتناهی خداوند است. بنابراین من به هیچ‌وجه معتقد نیستم که میان جوان امروز و خداوند قهر و گسست واقعی ایجاد شده باشد.

صاحب‌خبر -

مبلغ - محمد عارف معزی: نسل جدید را گاهی نسلی می‌دانیم که از خدا و دین فاصله گرفته و حتی تعبیر «قهر با خدا» را برای توصیف بخشی از رفتار و نگرش جوانان به کار می‌بریم؛ اما آیا واقعاً مسئله، فاصله گرفتن از خودِ خداست یا آنچه تغییر کرده، نسبت جوانان با نهادهای دینی، روایت‌های سنتی از دین و تصویری است که از خدا به آنها ارائه شده است؟ از سوی دیگر، نمی‌توان نقش تغییر سبک زندگی، گسترش شبکه‌های اجتماعی، تحولات فرهنگی و اجتماعی و همچنین عملکرد خانواده، مدرسه و نهادهای دینی را در شکل‌گیری این فاصله نادیده گرفت.

در این میان، پرسش مهم‌تر آن است که چرا بسیاری از جوانانی که با دین رسمی یا برخی آموزه‌های دینی مسئله دارند، همچنان به دنبال معنا، آرامش و نوعی تجربه معنوی در زندگی خود هستند؟ آیا این وضعیت بیش از آنکه نشانه بی‌خدایی باشد، بیانگر تغییر نیازهای معنوی نسل جدید و ناکارآمدی شیوه‌های پیشین در پاسخگویی به این نیازهاست؟ و اگر چنین فاصله‌ای شکل گرفته، چگونه می‌توان این رابطه را بازسازی کرد؟

محسن میرطالبی، روانشناس مذهبی و استاد دانشگاه در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی میرطالبی با مبلغ را می‌خوانید؛

رابطه و پیوند انسان با خداوند کاملاً فطری و ذاتی است

یکی از گرایش‌های فطری بشر، خداجویی و خداپرستی است که امری کاملاً فطری و ذاتی محسوب می‌شود. انسان فطرتاً به دنبال پیوند و ارتباط با ذات لایتناهی الهی است. اگر امروز این فاصله گرفتن از خداوند و خداجویی را در میان برخی جوانان می‌بینیم، به نظر من ناشی از عملکرد غلط ماست. ما نتوانسته‌ایم برای سؤالات جوانان پاسخ‌های صحیح و قانع‌کننده‌ای ارائه کنیم و گاهی پاسخ‌هایی را که ساخته ذهن و برداشت خودمان بوده، به خداوند نسبت داده‌ایم؛ در حالی که بسیاری از این پاسخ‌ها اشتباه بوده است.

برای مثال، گفته‌ایم «خواست خداوند این بوده» یا اینکه «تو حق نداری از خداوند درباره چرایی آفرینش سؤال کنی». در حالی که در بسیاری از موارد می‌توانستیم پاسخ‌های صحیح‌تر، روشن‌تر و سالم‌تری به جوانان و نوجوانان بدهیم، به جای اینکه از کنار سؤال آنها عبور کنیم یا پاسخی غیرقانع‌کننده ارائه دهیم. متأسفانه همین پاسخ‌های نادرست گاهی باعث شده ارتباط جوان با خداوند ضعیف شود و حتی اشتباه و خطای خودمان را به امر الهی نسبت بدهیم.

بنابراین، هرگز نمی‌توان گفت رابطه حقیقی بشر با خالق خودش از اساس دچار ابهام شده است. به نظر من این اشتباهات عمدتاً سهوی بوده و خدای ناکرده عمدی در کار نبوده است. ما از دیدگاه خودمان به سؤالات جوانان پاسخ‌های ناصحیح داده‌ایم و همین مسئله باعث کمرنگ شدن این ارتباط شده است؛ وگرنه رابطه و پیوند انسان با خداوند کاملاً فطری و ذاتی است.

انسان همیشه در درون و خلوت خودش یک رابطه عمیق با خالقش داشته است و تنها چیزی که در همه حال می‌تواند باعث آرامش دل انسان شود، ارتباط با ذات لایتناهی خداوند است. بنابراین من به هیچ‌وجه معتقد نیستم که میان جوان امروز و خداوند قهر و گسست واقعی ایجاد شده باشد. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، ممکن است این ارتباط در مقاطعی کمرنگ شده باشد و این کمرنگی بیشتر ناشی از اشتباهات و خطاهای گاه‌وبیگاه ما در ایجاد و حفظ این ارتباط بوده است.

به جای تلاش برای دفع، به دنبال جذب باشیم

این مسئله به این بازمی‌گردد که ما نتوانسته‌ایم ارتباط را به‌درستی و با شیوه صحیح برقرار کنیم. تصحیح رفتار ما می‌تواند این بازگشت‌پذیری را سرعت ببخشد. به جای رفتارهای گاها تند باید رفتار مهربانانه داشته باشیم و به جای تلاش برای دفع، به دنبال جذب باشیم. البته این کار به صبر، تحمل و بردباری نیاز دارد.

یک نمونه روشن در این زمینه، سخنان سردار شهید سلیمانی درباره دختران و زنان جامعه است. وقتی ایشان تأکید می‌کردند که همه دختران این سرزمین، دختران ما و فرزندان ما هستند؛ چه باحجاب و چه بی‌حجاب، این نگاه تأثیر شگفتی در جامعه داشت. بعد از انتشار این سخنان دیدیم که رویکرد اجتماعی نسبت به این مسئله تا حدی تغییر کرد و رابطه‌ای که به سمت تقابل رفته بود، می‌توانست دوباره به سمت ارتباط صحیح حرکت کند.

چرا؟ چون ما همیشه در این مسائل جبهه‌گیری کرده و نگاه تندی نسبت به بخشی از جوانان و نوجوانان، به‌ویژه دختران کم‌حجاب یا بی‌حجاب داشته‌ایم. وقتی نگاه و رفتارمان را اصلاح کردیم، نتیجه متفاوتی هم دیدیم. نمونه آن را در همان اجتماعات و مراسم‌هایی مشاهده کردیم که در ایام شهادت رهبر شهیدمان برگزار شد و هم از نزدیک و هم از قاب تلویزیون شاهد آن بودیم.

همان جوان و همان دختر نوجوان و جوانی که ممکن است از نظر ظاهری حجاب مورد انتظار ما را نداشته باشد، در این مراسم‌ها صمیمانه حضور پیدا کرد، اشک ریخت و با اندوه و احساس در کنار دیگران ایستاد. این مسئله نشان می‌دهد که نباید ظاهر و رفتار یک فرد را به معنای قطع رابطه او با دین و خداوند بدانیم. این اتفاق می‌تواند برای ما یک درس باشد که در بسیاری از موارد، مسئله اصلی مخالفت با اصل دین نیست، بلکه اعتراض به عملکرد و رفتار ماست.

هرجا خشونت و بدرفتاری وجود داشته باشد، جبهه‌گیری و مقاومت هم ایجاد می‌شود

امر خداوند برای مؤمن مطاع است، اما مسئله مهم این است که من این آموزه را چگونه بیان کنم. آیا باید با زبان نرم، صبر، تحمل، حسن اخلاق و مهربانی صحبت کنم یا با تهاجم و تندی؟ طبیعی است هر جا خشونت و بدرفتاری وجود داشته باشد، جبهه‌گیری و مقاومت هم ایجاد می‌شود. اگر قرار است آموزه‌ای را به جوان و نوجوان منتقل کنیم، این آموزه باید با زبان نرم، مهربانی، صبر و تحمل همراه باشد.

در معرفی خداوند نیز دو شیوه را می‌توان مطرح کرد؛ شیوه خوف و شیوه رجا. شیوه خوف بیشتر بر ترس و دلهره تأکید می‌کند و شیوه رجا بر امید. متأسفانه در آموزه‌های دینی ما در بسیاری از موارد بیشتر از شیوه خوف استفاده شده و کمتر به شیوه رجا توجه کرده‌ایم. در حالی که نوع معرفی خداوند و دین بسیار مهم است.

در تبلیغات مسیحیت، محبت یکی از مفاهیم اصلی و محوری است. اینکه بر محبت کردن و محبت به دیگران تأکید می‌شود، طبیعتاً می‌تواند یک گرایش مثبت ایجاد کند. ما هم می‌توانستیم از این روش استفاده کنیم، چراکه دین خود ما نیز بر محبت استوار است و در قرآن و تعالیم اهل‌بیت بر محبت، ارتباط، صبر، حوصله، تحمل و پذیرش تأکید شده است.

البته این را هم باید بگویم که نمی‌توان از این مسئله نتیجه گرفت که همه آنچه در مسیحیت وجود دارد درست یا بدون اشکال است و نقدهایی به آموزه‌های تحریف‌شده انجیل وارد شده است. بحث من درباره روش تبلیغ و نوع معرفی دین است. وقتی یک مفهوم مانند محبت به عنوان محور ارتباط معرفی می‌شود، طبیعتاً می‌تواند در جذب مخاطب مؤثر باشد.

از سوی دیگر، در رسانه‌های جهانی و شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه درباره اسلام، تصویری ارائه شده که اسلام را مساوی خشونت، تروریسم و خشونت‌طلبی معرفی می‌کند؛ در حالی که این تصویر نادرست و واهی است. البته گاهی رفتارهای خود ما نیز به این تصویر دامن زده است. نوع برخوردهایی که با جوانان داشته‌ایم، در برخی موارد به جای جذب، باعث دفع آنها شده و این رفتار غلط را نمی‌توان نادیده گرفت.

جوان امروز با خدا قهر کرده یا ما راه ارتباط با خدا را اشتباه نشان داده‌ایم؟ / میرطالبی:‌ آن‌قدر از جهنم گفتیم که یادمان رفت از رفاقت با خدا بگوییم

ما گاهی سلیقه شخصی خودمان را جایگزین رفتار دینی کرده‌ایم

ما گاهی سلیقه شخصی خودمان را جایگزین رفتار دینی کرده‌ایم و بعد همان رفتار را به عنوان رفتار خداپسندانه معرفی کرده‌ایم. در حالی که باید میان حکم دین و سلیقه شخصی خودمان تفاوت قائل شویم. وقتی با نوجوانی مواجه می‌شویم که نسبت به یک مسئله آگاهی کافی ندارد یا درباره آن دچار اشتباه شده، به جای اینکه با آرامش و صبر و حوصله با او صحبت کنیم و تفکرش را اصلاح کنیم، گاهی با تندی برخورد می‌کنیم و بعد می‌گوییم «دین این را می‌گوید». در حالی که دین چنین چیزی را نگفته و این رفتار، سلیقه شخصی ما بوده است.

طبیعی است که آن جوان هم وقتی چنین رفتاری را به نام دین می‌بیند، تصور می‌کند این رفتار بخشی از تعالیم دینی است. در نتیجه، اشتباه ما به حساب دین گذاشته می‌شود. بنابراین باید مراقب باشیم که رفتار شخصی خودمان را به خدا و دین نسبت ندهیم.

بحث مهم دیگر، فضای مجازی است. فضای مجازی مانند چاقوی دولبه است؛ هم می‌تواند رابطه جوان با دین را تقویت کند و هم می‌تواند آن را تضعیف کند. اگر ما نتوانیم محتوای خوب، صحیح و جذابی تولید کنیم، طبیعتاً دیگران این خلأ را با محتوای منفی و سمی پر خواهند کرد؛ همان‌طور که تاکنون هم چنین اتفاقی افتاده است.

متأسفانه چون توجه کافی به فضای مجازی نداشته‌ایم، امروز حجم زیادی از محتوای دروغ و ضد دینی در آن منتشر می‌شود. دوستانی که در حوزه فضای مجازی و رسانه فعالیت می‌کنند باید تولید محتوای صحیح و جذاب دینی را جدی بگیرند؛ محتوایی که بر اساس قرآن، تعالیم اهل‌بیت و آموزه‌های دینی باشد و بتواند جوان و نوجوان را با محتوای درست آشنا کند و در برابر روایت‌های نادرست، قدرت اقناع داشته باشد.

امروز در شبکه‌های اجتماعی حتی توهین‌هایی که به شکل زیرکانه نسبت به دین مطرح می‌شود، به راحتی ترویج پیدا می‌کند. وقتی این محتواها مرتب تکرار می‌شوند، به‌تدریج چشم و گوش مخاطب به آنها عادت می‌کند و حساسیتش کاهش می‌یابد. اگر ما تولید محتوای درست و جذاب داشته باشیم، می‌توانیم جایگزین مناسبی ارائه کنیم؛ اما اگر این کار را انجام ندهیم، دیگران این فضا را پر خواهند کرد.

در همین فضا، برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند اسلام را دینی همراه با خشونت، ترس و مناسک صرفاً عزادارانه معرفی کنند؛ دینی که با جشن، شادی و نشاط بیگانه است. این تصویر در بسیاری از موارد تکرار شده و طبیعی است که بخشی از جوانان نیز تحت تأثیر آن قرار بگیرند. بنابراین تولید محتوای دینی باید هم صحیح و هم جذاب باشد تا بتواند با چنین روایت‌هایی مقابله کند.

به جای اینکه همیشه از شیوه خوف استفاده کنیم، باید از شیوه رجا هم بهره بگیریم

نحوه پاسخ دادن ما، شیوه ارتباط با نسل جوان و توجه به نیازهای امروز آنها بسیار مهم است. صمیمیت در گفتار، رفاقت، ارتباط مهربانانه و تلاش برای جذب جوانان و نوجوانان، می‌تواند در تقویت رابطه روحی و معنوی انسان با خالق خود مؤثر باشد.

ما می‌توانستیم در سال‌هایی که از انقلاب گذشته، بیشتر از روش رجا استفاده کنیم؛ کمتر درباره جهنم، عذاب و مجازات سخن بگوییم و بیشتر درباره دوستی با خدا، رفاقت با خدا و ارتباط با خداوند صحبت کنیم. به جای اینکه همیشه از شیوه خوف استفاده کنیم، باید از شیوه رجا هم بهره بگیریم و خداوند و دین را همان‌گونه که هستند معرفی کنیم. اگر این اتفاق می‌افتاد، قطعاً نگاه بسیاری از جوانان به دین می‌توانست متفاوت باشد.

بحث مهم دیگر، آموزش و پرورش و محتوای کتاب‌های درسی است. ما از دوران ابتدایی برای دانش‌آموزان قرآن قرار داده‌ایم و حتی سوره‌های سنگین قرآن را آموزش داده‌ایم، اما بعد از دوازده سال، وقتی دانش‌آموز به دیپلم و دانشگاه می‌رسد، گاهی نمی‌تواند حتی نصف صفحه قرآن را به‌درستی بخواند. این نشان می‌دهد که باید در روش آموزش بازنگری کنیم.

در مورد زبان عربی نیز همین مسئله وجود دارد. دانش‌آموز چندین سال عربی می‌خواند، اما در پایان مدرسه حتی توانایی یک گفت‌وگوی ساده عربی را ندارد. درباره زبان انگلیسی هم تا حدی با همین مسئله مواجهیم. بنابراین باید بپرسیم اشکال کار در روش و محتوای کتاب‌های درسی کجاست و چرا بعد از سال‌ها آموزش، نتیجه مطلوب حاصل نشده است.

در مورد قرآن نیز آیت‌الله قرائتی تأکید می‌کردند که قرآن بخوانید، اما کم بخوانید و با تدبر بخوانید. منظور این نیست که قرآن فقط خوانده شود؛ باید در آن تفکر کرد و آن را سرلوحه مسیر زندگی قرار داد و از آموزه‌هایش در زندگی استفاده کرد. بنابراین صرفاً افزایش حجم مطالب قرآنی در کتاب‌های درسی لزوماً به معنای ایجاد علاقه و اثرگذاری بیشتر نیست.

به نظر من محتوای کتاب‌های دینی پیش از انقلاب، در بسیاری موارد جذاب‌تر بود. افرادی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی و شهید باهنر در تدوین و نظارت بر محتوای دینی مدارس نقش داشتند و تلاش می‌کردند مفاهیم را کوتاه، روان، اخلاقی و حتی داستان‌گونه بیان کنند؛ به گونه‌ای که با رفتار اجتماعی و زندگی روزمره دانش‌آموز ارتباط پیدا کند.

امروز اما بخشی از محتوای کتاب‌های دینی سنگین و پیچیده شده است؛ به شکلی که نه‌تنها کشش و جذابیت ایجاد نمی‌کند، بلکه ممکن است در نوجوان احساس اجبار و مقاومت به وجود آورد. محتوای دینی باید متناسب با آموزه‌های قرآن و تعالیم اهل‌بیت، اما در عین حال متناسب با سن، زبان و نیاز مخاطب ارائه شود.

همین عدم استفاده از روش‌های صحیح دینی باعث شده است به‌تدریج فاصله‌ای میان برخی جوانان و نوجوانان با معارف دینی ایجاد شود. با این حال، من معتقدم این فاصله همیشه به معنای مخالفت با اصل دین نیست. گاهی خود جوان به این نتیجه می‌رسد که اگر رفتار من غلط است، این رفتار شخصی من است و نباید آن را به دین نسبت داد.

نمونه آن را در حضور جوانان و نوجوانان، چه دختر و چه پسر، در اجتماعات و مراسم‌هایی که در ایام جنگ و پس از آن برگزار شد دیدیم. همان دختر یا پسری که ممکن است از نظر ظاهری با معیارهای مورد انتظار ما فاصله داشته باشد، در این مراسم‌ها صمیمانه حضور پیدا کرد و برای شهادت رهبر شهیدمان اشک ریخت. این اتفاق نشان می‌دهد که در درون بسیاری از این جوانان، آن فطرت و گرایش دینی همچنان وجود دارد و آنها لزوماً دین را آن چیزی نمی‌دانند که گاهی ما به اشتباه معرفی کرده‌ایم.

محتوای دینی مدارس نباید تا این اندازه پیچیده، فلسفی و غیرجذاب باشد

بنابراین محتوای دینی مدارس نباید تا این اندازه پیچیده، فلسفی و غیرجذاب باشد. اگر متن دینی احساس سختی، اجبار و زور ایجاد کند، نمی‌توان انتظار داشت نوجوان با آن ارتباط برقرار کند. جذابیت محتوا باید متناسب با آموزه‌های قرآن و تعالیم اهل‌بیت باشد.

در همین زمینه، در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «خدا رحمت کند شیعیان ما را که از زیادی گل ما آفریده شده‌اند و به آب محبت ما خمیر شده‌اند؛ از غم ما غمگین و در شادی ما شادمانند.»

این نگاه را باید در رسانه ملی نیز مورد توجه قرار دهیم. وقتی ایام عزاداری است، تقریباً تمام شبکه‌های تلویزیونی به عزاداری می‌پردازند، اما در زمان جشن و سرور چنین تمرکزی وجود ندارد. محتوای دینی باید ترکیبی از هر دو باشد؛ در جای خود عزاداری و در جای خود جشن و سرور. در هر دو حالت نیز باید تعادل رعایت شود و از افراط و تفریط پرهیز کنیم.

در ذهن بخشی از جامعه این تصور شکل گرفته که محتوای دینی فقط برای عزاداری و گریه است

همان‌قدر که به مراسم و مناسک عزاداری توجه می‌کنیم، باید به مراسم و مناسک جشن و شادی نیز توجه داشته باشیم. متأسفانه در ذهن بخشی از جامعه این تصور شکل گرفته که محتوای دینی فقط برای عزاداری و گریه است و دین با خنده، جشن و سرور روی خوشی ندارد؛ در حالی که واقعیت چنین نیست.

در این زمینه باید به عملکرد خودمان نیز نگاه کنیم. از یک طرف درباره مسیحیت گفته می‌شود که تبلیغاتش بر محبت استوار است، اما از طرف دیگر، تاریخ غرب نیز شاهد جنگ‌های جهانی و کشتار میلیون‌ها انسان بوده است. شهید مطهری نیز در کتاب «حق و باطل» به این تناقض اشاره کرده است که جنگ‌های جهانی را همان جوامعی راه انداختند که خود را مسیحی و پیرو محبت می‌دانستند.

اما آنچه در رسانه‌های جهانی تبلیغ می‌شود، معمولاً به این بخش‌ها توجه نمی‌کند و در عوض اسلام را دینی همراه با تندی و تروریسم معرفی می‌کند. به همین دلیل ما باید رفتار خودمان را اصلاح کنیم و مراقب باشیم سلیقه شخصی ما به نام دین معرفی نشود.

به هیچ‌وجه قبول ندارم که جوان امروز با خدا قهر کرده است

خداوند در قرآن، پیامبر را به عنوان الگوی مؤمنان معرفی می‌کند. ما باید رفتار پیامبر و اهل‌بیت را الگوی خود قرار دهیم. اگر چنین کنیم، بسیاری از تبلیغات منفی علیه اسلام در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی نیز با رفتار واقعی ما خنثی خواهد شد و آنچه حقیقت دین اسلام است، بهتر دیده می‌شود.

در نهایت، به هیچ‌وجه قبول ندارم که جوان امروز با خدا قهر کرده است. اگر مشکلی وجود دارد، بیشتر از نوع بیان و تبلیغ ماست. متأسفانه گاهی به جای پرداختن به محتوای صحیح دینی، سلیقه شخصی خودمان را وارد تبلیغ دین کرده‌ایم و در نتیجه مسیر را اشتباه رفته‌ایم.

آن‌قدر که به گناه، جهنم، سوختن، عذاب و مجازات پرداخته‌ایم، کمتر درباره محبت و رحمت الهی سخن گفته‌ایم

آن‌قدر که به گناه، جهنم، سوختن، عذاب و مجازات پرداخته‌ایم، کمتر درباره محبت، رحمت، عفو، بخشش و آمرزش الهی سخن گفته‌ایم. آن‌قدر به دفع کردن پرداخته‌ایم که از جذب کردن غافل شده‌ایم. در حالی که زبان نرم، محبت، توجه به دیگران و دستگیری از مردم، بخش مهمی از تعالیم دینی ماست.

خداوند در سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۹، به پیامبر می‌فرماید: «پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم‌خو شدی و اگر درشت‌خوی و سخت‌دل بودی، از پیرامونت پراکنده می‌شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد.»

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نیز برای اهل بهشت چهار نشانه بیان شده است: چهره گشاده، زبان نرم، قلب مهربان و دست باسخاوت. اینها باید برای ما الگو باشد.

به عنوان یک معلم، باید از خودم بپرسم چرا کاری کرده‌ام که رابطه‌ای که می‌توانست میان انسان و خداوند، رابطه‌ای رفاقتی و صمیمانه باشد، کمرنگ شود. اگر ما نگاه و روش خود را اصلاح کنیم و به همان چیزی برگردیم که در قرآن و کلام اهل‌بیت بر آن تأکید شده است؛ یعنی محبت، امید، ارتباط، صمیمیت، عفو، بخشش و رحمت الهی، قطعاً می‌توانیم این ارتباط را دوباره پررنگ کنیم.

اگر جوان امروز محبت و صمیمیت را بیشتر در رفتار جامعه دینی ببیند، بسیاری از تصویرهای منفی که در رسانه‌های غربی از اسلام ساخته شده نیز خنثی خواهد شد. آنچه اهمیت دارد این است که دین را همان‌گونه که هست معرفی کنیم؛ نه با سلیقه شخصی خودمان، بلکه بر اساس قرآن، رفتار پیامبر و تعالیم اهل‌بیت.

جوان امروز با خدا قهر کرده یا ما راه ارتباط با خدا را اشتباه نشان داده‌ایم؟ / میرطالبی:‌ آن‌قدر از جهنم گفتیم که یادمان رفت از رفاقت با خدا بگوییم