به قلم مریم فلاحتی
در تاریخ عاشورا، نامها و چهرههایی وجود دارند که هر یک بخشی از حقیقت کربلا را با خود حمل میکنند. اگر امام حسین(ع) را قهرمان ایستادگی و شهادت بدانیم، حضرت زینب(س) را نماد صبر و روشنگری پس از عاشورا بخوانیم و امام سجاد(ع) را ادامهدهنده نهضت در شرایط دشوار پس از کربلا بشناسیم، حضرت سکینه(س) نیز یکی از چهرههایی است که نام او با رنج، معرفت، ادبیات و روایت عاشورا پیوند خورده است.
وفات حضرت سکینه(س)، فرصتی برای بازخوانی زندگی بانویی است که بخش مهمی از عمر خود را در سایه سنگین واقعه کربلا گذراند؛ دختری از خاندان پیامبر(ص) که کودکی و جوانیاش با یکی از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام گره خورد و پس از عاشورا، خاطره کربلا را در میان جامعه مسلمانان زنده نگه داشت.
البته درباره تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت سکینه(س)، محل دفن ایشان و پارهای از جزئیات زندگی آن حضرت، در منابع تاریخی اختلافهایی وجود دارد و نمیتوان همه گزارشهای متأخر را با یک درجه از اعتبار نقل کرد. همین نکته ضرورت بازخوانی مستند و تاریخی زندگی ایشان را دوچندان میکند. خاندان امام حسین(ع) در کربلا شاهد فروپاشی نظمی اخلاقی و سیاسی بودند که در آن، فرزند پیامبر(ص) و یارانش به شهادت رسیدند و زنان و کودکان خاندان ایشان به اسارت رفتند.
حضرت سکینه(س) در چنین شرایطی حضور داشت. بنابراین، وقتی از ایشان سخن میگوییم، نباید صرفاً با شخصیتی عاطفی و سوگوار مواجه شویم؛ بلکه با یکی از اعضای خاندان امام حسین(ع) روبهرو هستیم که تجربه مستقیم و نزدیک از عاشورا داشت.
اهمیت این موضوع در فهم تاریخ عاشورا بسیار زیاد است. بخش مهمی از آنچه امروز از کربلا میدانیم، فقط از میدان نبرد به دست نیامده است. روایت کربلا پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش، بهوسیله بازماندگان آن کاروان نیز منتقل شد؛ زنانی که خود شاهد حادثه بودند و پس از عاشورا در کوفه و شام با جامعهای مواجه شدند که باید حقیقت آنچه را که رخ داده بود، میشنید.
یکی از خطاهای رایج در نگاه به عاشورا، محدودکردن این واقعه به روز دهم محرم است، در حالیکه کربلا با شهادت امام حسین(ع) پایان نیافت. پس از عاشورا، مرحله دیگری آغاز شد؛ مرحلهای که میتوان آن را نبرد روایتها نامید. حاکمیت اموی میتوانست تلاش کند حادثه کربلا را به شکلی که خود میخواهد، به جامعه معرفی کند؛ اما کاروان اسیران این امکان را از بین برد. سخنان حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع) و دیگر بازماندگان، روایت رسمی قدرت را به چالش کشید.
در این میان، حضرت سکینه(س) نیز در مقام یکی از بازماندگان خاندان امام حسین(ع)، بخشی از حافظه انسانی عاشورا بود. اهمیت چنین شخصیتهایی در این است که عاشورا را از حادثهای نظامی به حقیقتی تاریخی و اخلاقی تبدیل کردند.
کربلا اگر فقط در میدان جنگ باقی میماند، ممکن بود در میان انبوه حوادث تاریخ گم شود؛ اما روایت بازماندگان، آن را به حافظه تاریخی مسلمانان منتقل کرد. نام حضرت سکینه(س) در حافظه فرهنگی مسلمانان با شخصیت زنی آگاه، صاحبنظر و برخوردار از جایگاه اجتماعی و فرهنگی پیوند خورده است.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تصویری که گاهی از زنان خاندان اهل بیت(ع) ارائه میشود، آنان را صرفاً در جایگاه افراد مصیبتدیده و سوگوار قرار میدهد. در حالیکه تاریخ اهل بیت(ع)، زنان دانشمند، خطیب، راوی و اثرگذاری به جامعه اسلامی معرفی میکند که نقش آنان در انتقال فرهنگ اهل بیت(ع) بسیار مهم بوده است.
اگر بخواهیم از منظر تاریخی به واقعه عاشورا نگاه کنیم، زنان حاضر در کربلا را باید بخشی از شبکه انتقال پیام عاشورا بدانیم. در آن روز، شمشیرها تعیینکننده بودند؛ اما پس از آن کلمات تعیینکننده شدند. امام حسین(ع) و یارانش با شهادت خود حقیقتی را در میدان ثبت کردند و بازماندگان با روایت آن حقیقت، اجازه ندادند این واقعه در روایت قدرت گم شود.
حضرت زینب(س) در کوفه و شام سخن گفت، امام سجاد(ع) در فرصتهای مختلف به تبیین حقیقت پرداخت و زنان و کودکان کاروان نیز با حضور و روایت خود، شاهدان زنده جنایتی شدند که تلاش میشد فراموش یا تحریف شود. در این میان، حضرت سکینه(س) را میتوان یکی از حلقههای این حافظه تاریخی دانست؛ بانویی که کودکی خود را با فقدان پدر، برادران و یاران خاندانش پیوند زد و باقی عمرش با خاطره آن حادثه سپری شد.
یکی از نکات مهم در زندگی حضرت سکینه(س)، تبدیلشدن رنجی شخصی به بخشی از حافظه جمعی شیعه است. کودکی که در کربلا پدرش را از دست داد، بعدها به بخشی از تاریخ فرهنگی عاشورا تبدیل شد. این موضوع نشان میدهد که تاریخ را فقط فاتحان میدانها نمینویسند؛ گاهی بازماندگان یک حادثه نیز با حفظ خاطره آن، معنای تاریخی واقعه را برای نسلهای بعدی تعیین میکنند. از این منظر، حضرت سکینه(س) را باید فراتر از شخصیتی صرفاً عاطفی دید. زندگی او با حافظه گره خورده است؛ حافظهای که اجازه نمیدهد عاشورا به حادثهای مربوط به سال ۶۱ هجری محدود شود.
کربلا به روایت سکینهها زنده ماند
عاشورا فقط با عاشورائیان ماندگار نشد؛ با راویان عاشورا نیز ماندگار شد. اگر کربلا در میدان باقی میماند، تاریخ شاید آن را یکی از شورشها و درگیریهای سیاسی قرن نخست ثبت میکرد؛ اما روایت خاندان امام حسین(ع) اجازه نداد چنین اتفاقی رخ دهد.
حضرت سکینه(س) و دیگر زنان و کودکان بازمانده، بخشی از این روایت انسانی بودند؛ نسلی که داغ کربلا را با خود حمل و به جامعهای منتقل کرد که بعدها عاشورا را به یکی از مهمترین سرچشمههای هویت دینی و اخلاقی خود تبدیل کرد.
امروز، بزرگداشت حضرت سکینه(س) یادآوری این حقیقت است که در تاریخ، گاهی کسانی که در ظاهر بازمانده حادثهای هستند، درواقع حاملان اصلی پیام آن حادثه میشوند. کربلا با روایت زنده ماند و حضرت سکینه(س) در کنار دیگر بازماندگان کاروان حسینی، بخشی از همین روایت ماندگار بود. شاید بتوان گفت مهمترین درس زندگی ایشان برای امروز همین باشد: حقیقت اگر روایت نشود، ممکن است در هیاهوی تاریخ فراموش شود؛ اما اگر با صداقت و آگاهی روایت شود، از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد و این همان راز ماندگاری کربلاست؛ حادثهای که در یک روز رخ داد، اما روایتش قرنها ادامه یافت.
انتهای پیام