شناسهٔ خبر: 79380418 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

پشت پرده یک آمار جالب‌؛ آیا کافه‌نشینی تهرانی‌ها، «بی‌دغدغگی» آنهاست؟

نوشیدنِ وقت!

 اظهار نظر  اخیر استانداری تهران درباره این‌که «روزانه بیش از ۴۵۰ هزار نفر ساعت» از وقت جوانان پایتخت در کافه‌ها سپری می‌شود، در نگاه نخست آماری بزرگ و قابل توجه به نظر می‌رسد.  اظهار نظر اخیر استانداری تهران درباره این‌که «روزانه بیش از ۴۵۰ هزار نفر ساعت» از وقت جوانان پایتخت در کافه‌ها سپری می‌شود، در نگاه نخست آماری بزرگ و قابل...

صاحب‌خبر -
 
براساس این اظهارنظر، حدود ۳۰۰۰ کافه در سطح استان تهران فعالند و این میزان حضور نیز «به‌دقت محاسبه شده است» اما پرسش مهم اولیه دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود: این عدد چگونه محاسبه شده است؟ جدای از نحوه محاسبه هم پرسش‌های دیگری شکل می‌گیرد، مهم‌ترین آنها این است که آیا این میزان حضور در کافه‌های تهران معنایی درباره یک سبک زندگی دارد؟
   عدد ۴۵۰ هزار نفر ساعت از کجا آمده است؟
در متن اظهارنظر استانداری، روش محاسبه، جامعه آماری، دوره زمانی بررسی، تعداد کافه‌های نمونه و میانگین مدت حضور هر مشتری اعلام نشده است. بنابراین نمی‌توان با استناد به همین عبارت، گفت ۴۵۰ هزار نفر ساعت یک آمار حاصل از سرشماری واقعی است یا برآوردی آماری. 
هر چند قید «بررسی دقیق» از سوی او احتمالا به این معناست که این عدد با بررسی و محاسبه دقیق به دست آمده است.
اما برای مثال، اگر این رقم را میان ۳۰۰۰ کافه تقسیم کنیم، به‌طور متوسط حدود ۱۵۰ نفر ساعت در روز برای هر کافه به دست می‌آید. اگر فرض کنیم هر مشتری به‌طور متوسط یک ساعت در کافه بماند، یعنی هر کافه روزانه حدود ۱۵۰ مراجعه‌کننده داشته باشد. اگر میانگین حضور دو ساعت باشد، این تعداد به حدود ۷۵ مشتری در روز می‌رسد و با در نظر گرفتن سه ساعت، حدود ۵۰ مشتری روزانه  لازم است.
همین محاسبه ساده نشان می‌دهد که دانستن «میانگین زمان حضور» برای فهم این آمار حیاتی است اما در اطلاعات منتشرشده، مشخص نیست این میانگین چگونه به دست آمده است‌؛ آیا مأموران یا پژوهشگران در کافه‌ها زمان حضور مشتریان را اندازه گرفته‌اند؟ آیا اطلاعات صندوق و تعداد سفارش‌ها بررسی شده؟ یا عدد مذکور براساس یک نمونه آماری و سپس تعمیم آن به کل استان محاسبه شده است؟ در نتیجه، عبارت «به دقت محاسبه شده» بدون انتشار روش محاسبه، امکان ارزیابی مستقل عدد را 
دشوار می‌کند. 
   کافه‌هایی که فقط قهوه نمی‌فروشند
کافه ایرانی در سال‌های اخیر از یک محل ساده برای نوشیدن چای و قهوه فاصله گرفته و به نوعی به «فضای تجربه» تبدیل شده است. دکور متفاوت، نورپردازی، موسیقی، فضای مناسب عکاسی، وای‌فای، امکان کار با لپ‌تاپ و برگزاری رویدادهای کوچک، از ابزارهایی هستند که کافه‌ها برای ماندگار کردن مشتری به کار می‌گیرند. حتی طراحی منو نیز به یک ابزار بازاریابی تبدیل شده و کافه‌ها تلاش می‌کنند آیتم‌های سودآور را برجسته‌تر کنند. 
در منوی بسیاری از کافه‌ها نیز ترکیبی از اسپرسو، لاته و کاپوچینو در کنار نوشیدنی‌های سرد، ماکتیل، دسر، کیک و غذاهای سبک دیده می‌شود. در کنار آن، استفاده از منوی دیجیتال و کیوآرکد، فعالیت جدی در شبکه‌های اجتماعی، تخفیف، باشگاه مشتریان و پیامک‌های تبلیغاتی نیز به بخشی از رقابت کافه‌ها تبدیل شده است. 
به بیان دیگر، کافه موفق دیگر فقط فروشنده یک فنجان قهوه نیست‌؛ زمان، فضا، حس و امکان معاشرت را نیز می‌فروشد. 
   نسل جدید و تغییر تعریف اوقات فراغت
افزایش کافه‌نشینی را نمی‌توان صرفا با «نداشتن تفریح» مساوی دانست. بخشی از ماجرا به تغییر سبک زندگی شهری مربوط است. کافه برای بسیاری از جوانان، محل ملاقات دوستان، گفت‌وگو، مطالعه، کار با لپ‌تاپ و حتی تولید محتوای شبکه‌های اجتماعی است. رشد تعداد کافه‌ها در تهران نیز این تغییر را تأیید می‌کند. گزارش‌های صنفی و رسانه‌ای طی سال‌های گذشته از افزایش قابل توجه تعداد کافه‌های پایتخت خبر داده‌اند. نایب‌رئیس اتحادیه کافی‌شاپ‌های تهران نیز سال ۱۴۰۳ گفته بود حدود ۲۰ هزار کافه در ایران وجود دارد و افزایش ارتباط ایرانیان با فرهنگ قهوه و کمبود فضاهای متفاوت برای دیدار و معاشرت، به رشد تقاضا کمک کرده است. بنابراین، کافه‌نشینی را باید ترکیبی از تغییر سبک زندگی، نیاز به فضای اجتماعی و محدودیت یا گرانی برخی گزینه‌های دیگر تفریحی دانست. 
   ۴۵۰ هزار نفر ساعت چقدر  پول می‌سازد؟
برای محاسبه گردش مالی این حجم حضور، یک داده مهم دیگر لازم است: متوسط هزینه هر مشتری. اگر فرض کنیم هر مشتری در هر مراجعه فقط یک سفارش داشته باشد، باید بدانیم میانگین فاکتور چقدر است. 
برای نمونه، اگر ۴۵۰ هزار نفر ساعت را معادل
 ۴۵۰ هزار مراجعه یک‌ساعته فرض کنیم و متوسط خرید هر نفر را ۲۰۰ هزار تومان بگیریم، گردش مالی روزانه حدود ۹۰ میلیارد تومان می‌شود‌؛ یعنی در مقیاس سالانه حدود ۳۲ هزار میلیارد تومان اما اگر میانگین حضور دو ساعت باشد، تعداد مراجعه نصف می‌شود و برآورد نیز تغییر می‌کند.
پس نمی‌توان رقم دقیقی را فقط از آمار استانداری استخراج کرد. با این حال، نایب‌رئیس اتحادیه کافی‌شاپ‌های تهران در اسفند ۱۴۰۳ گردش مالی کل کافه‌های ایران را بیش از یک میلیارد دلار اعلام کرده بود. 
   آیا کافه‌نشینی یعنی مردم دغدغه‌ای ندارند؟
شاید مهم‌ترین نکته در این ماجرا همین باشد. دیدن عدد ۴۵۰ هزار نفر ساعت و تفسیر آن به‌عنوان نشانه رفاه یا بی‌دغدغه بودن مردم، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. 
حتی داده‌های بازار نیز تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. گزارش بازار کافه و رستوران سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد درآمد این بازار ۳۳درصد افزایش یافته اما تعداد سفارش‌ها حدود ۹درصد کاهش داشته؛ یعنی رشد درآمد الزاما به معنای افزایش مصرف واقعی نیست و تورم نقش مهمی در آن داشته است. 
از این منظر، ممکن است یک جوان چند ساعت در کافه بنشیند اما این الزاما به معنای برخورداری از زندگی بدون دغدغه نیست. کافه می‌تواند ارزان‌تر یا در دسترس‌تر از بسیاری از گزینه‌های تفریحی باشد و همزمان فضایی برای فرار موقت از فشارهای روزمره فراهم کند.