شناسهٔ خبر: 79376474 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: باشگاه خبرنگاران جوان | لینک خبر

راز فرار دختر جوان تا اسارت شیطانی

دختر جوان فکر نمی‌کرد بعد از فرار از خانه در دام شیطانی مردان جوان گرفتار شده و به‌اسارت گرفته می‌شود. سه متهم در این رابطه بازداشت شده و بقیه تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.

صاحب‌خبر -

باشگاه خبرنگاران جوان - روز‌های پایانی بهار امسال مردی با حضور در شعبه دهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران شکایت کرد دختر ۲۵‌ساله اش از خانه بیرون رفته و ناپدید شده است. پرونده با دستور قضایی احسان شکیب‌نژاد، بازپرس جنایی در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

در این مرحله با تحقیق از خانواده شاکی معلوم شد دخترشان از خانه بیرون رفته و بازنگشته است. بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی را هم جست‌و‌جو کردند، اما اطلاعی از سرنوشت دخترشان به‌دست نیاوردند. تحقیقات ادامه داشت تا این‌که با گذشت بیش از دو ماه از این ماجرا ماموران سرانجام در تماس مردمی متوجه شدند دختری جوان در خانه‌ای قدیمی که سه مرد جوان در آن زندگی می‌کنند، زندانی شده است. چند روز پیش ماموران با هماهنگی قضایی به محل مذکور اعزام شدند. بعد از محاصره خانه قدیمی در جنوب شهر وارد ساختمان شدند و ابتدا دو مرد را شناسایی و بازداشت کردند. یکی دیگر از همراهان آنها با دیدن ماموران قصد فرار داشت که در جریان تیراندازی پلیسی زخمی و در ادامه بازداشت شد. ماموران در حال بازرسی از این خانه قدیمی بودند که متوجه شدند سر‌و‌صدای و کمک‌خواهی از زیر‌زمین آنجا شنیده می‌شود. وقتی قفل در را شکستند با صحنه عجیبی رو‌به‌رو شدند. دختر جوان گمشده را که در زیر‌زمین محبوس و زندانی شده بود یافتند. طناب دست‌ها و پا‌های او را باز کردند و وی آزاد شد. او همراه متهمان بازداشت‌شده به پلیس آگاهی تهران انتقال پیدا کرد.

دختر جوان در تشریح ماجرا گفت‌: با خانواده دچار اختلاف شده و تصمیم به فرار از خانه‌مان در یکی از محله‌های تهران گرفتم. ساعاتی در محله‌های تهران سرگردان بودم تا این‌که در بازارچه‌ای در تجریش تهران با پسری جوان که آنجا کار می‌کرد، آشنا شدم. شب جایی برای ماندن نداشتم که مرا به خانه اش دعوت کرد. فریب حرف‌هایش را خوردم و غافل از این‌که چه نقشه‌ای در سر دارد، با او همراه شدم و به خانه اش رفتم.

وی افزود‌: دو نفر دیگر از همکارانش هم بودند و وقتی متوجه نیت شوم آنها شدم، خواستم فرار کنم که آنها مانع شدند؛ به‌شدت کتکم زدند و هر سه نفر مرا به زور مورد تجاوز قرار دادند. آنها سه شبانه‌روز مرا در آن خانه زندانی کردند و به غل‌و‌زنجیر کشیدند. روز چهارم یکی از آنها دلش به حالم سوخت و آزادم کرد که متواری شدم. سرگردان در خیابان‌های شهر تهران با اتفاق شومی که برایم رخ داده بود، جرات رو‌به‌رو‌شدن با خانواده‌ام را نداشتم و نتوانستم به خانه بازگردم. همین‌طور در بوستان‌ها سرگردان بودم و سر از پاتوق‌های افراد معتاد و خلافکار در آوردم و آنجا می‌ماندم و غذا و جای خواب می‌گرفتم.

دختر جوان ادامه داد: آنها می‌خواستند مرا در دام کار‌های خلاف گرفتار کنند که از این پاتوق‌ها به‌طور مداوم فرار می‌کردم. سرانجام در بوستانی در جنوب شهر با مردی جوان آشنا شدم. قول داد شرایط زندگی‌ام را درست کند تا بتوانم نزد خانواده‌ام بازگردم. فریب او را خوردم و به خانه‌ای قدیمی که در آن ساکن بود، رفتم. او با دو نفر دیگر آنجا بودند. آنها نیز افراد درستی نبودند و مرا در دام خود گرفتار کردند. مرا در زیرزمین ساختمان قدیمی زندانی کردند و دست‌ها و پاهایم را بستند و به من تجاوز کردند. دو‌هفته در آن زیرزمین که اسارتگاه بود، زندانی و محبوس شدم. اگر پلیس سر‌نمی‌رسید معلوم نبود چه بر سرم می‌آمد و شاید این آدم‌ربا‌های آزارگر مرا به قتل می‌رساندند. سه متهم بازداشت‌شده در جریان تحقیقات به ضد‌و‌نقیض‌گویی پرداختند و مدعی شدند دختر جوان خودش به آنجا آمده و آزار و اذیتی در کار نبوده است، اما چون سر‌و‌صدا می‌کرده در زیرزمین محبوسش کردند.

متهمان در بازداشت به‌سر می‌برند و تحقیقات از آنها برای روشن‌شدن دیگر ابعاد پرونده در‌حالی ادامه دارد که بقیه متهمان نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.

منبع: روزنامه جام جم