شناسهٔ خبر: 79369434 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: باشگاه خبرنگاران جوان | لینک خبر

چرا رنج مردان دیرتر دیده می‌شود؟

شاید این تجربه برای بسیاری از ما آشنا باشد. پدر، برادر و یا همسر ما در مواجهه با مشکلات روزمره یا فشار‌های سنگین اقتصادی ظاهراً استوارند.

صاحب‌خبر -

 
باشگاه خبرنگاران جوان - مردان کمتر گله می‌کنند، اصلاً نمی‌گریند و همه‌چیز را با یک «چیزی نیست، درست می‌شود» ساده پشت سر می‌گذارند.اما همان فرد ناگهان سر موضوعی کوچک از کوره درمی‌رود، به رفتارهای پرخطر روی می‌آورد، خود را غرق در کار بی‌وقفه می‌کند یا در سکوتی سنگین و مطلق فرو می‌رود.این تناقض از کجا می‌آید؟ آیا مردان کمتر از زنان رنج می‌برند یا ابزار ابراز آن را در اختیار ندارند؟
 
پاسخ روان‌شناسی تحلیلی و جامعه‌شناختی چندان ساده نیست. مسئله این نیست که مردان در برابر دردهای روانی مقاوم‌تر هستند، بلکه مسئله این است که آن‌ها رنج کشیدن را به گونه‌ای دیگر آموخته‌اند؛ گونه‌ای که اغلب پشت نقاب‌هایی متفاوت پنهان می‌شود.

واقعیت پنهان افسردگی در مردان

در آمارهای رسمی ابتلا به افسردگی، تعداد زنان ثبت‌شده معمولاً دو برابر مردان است. اما روان‌شناسان بر این باورند که این شکاف، نشان‌دهنده سلامت روانی بیشتر مردان نیست، بلکه از پدیده‌ای به نام «افسردگی پنهان» نشأت می‌گیرد.خیلی از مردها از ترس قضاوت شدن یا برچسب ضعف خوردن، علائم خود را اصلاً گزارش نمی‌دهند. آن‌ها رنج خود را در درون سرکوب می‌کنند و به همین دلیل، عدد رسمی فقط بخش کوچکی از واقعیت را نشان می‌دهد. رنج آن‌ها در هیچ دفتر رسمی ثبت نمی‌شود تا زمانی که فشار روانی، کنترل زندگی‌شان را به‌طور کامل از دستشان خارج کند.

افسردگی مردانه چه شکلی است؟

کلیشه‌های رایج، افسردگی را همواره با غمگینی مستمر، بی‌حوصلگی و گریه تعریف می‌کنند. اما ساختار روانی مردان، هیجانات منفی را به مجراهای دیگری هدایت می‌کند. افسردگی در مردان اغلب شکل دیگری دارد و خود را با رفتارهای زیر نشان می‌دهد:
 
خشم و بدخلقی ناگهانی: فرد بدون دلیل قانع‌کننده‌ای عصبانی می‌شود، پرخاشگری کلامی نشان می‌دهد یا هنگام رانندگی رفتارهای تهاجمی‌تری بروز می‌دهد.
پناه بردن به افراط در کار: او بیش از حد کار می‌کند تا از مواجهه با افکار و احساسات درونی خود فرار کند.
انزوا و رفتارهای پرخطر: از خانواده و دوستان فاصله می‌گیرد، رفتارهای پرخطر انجام می‌دهد یا مصرف سیگار و مواد مخدر را افزایش می‌دهد.جامعه معمولاً این نشانه‌ها را فقط به حساب «بدخلقی» یا «بداخلاقی» می‌گذارد، اما در واقع این رفتارها همان فریاد پنهان افسردگی هستند.

سکوت آموخته‌شده و تنهایی ساختاری

اصلی‌ترین ریشه‌ پنهان کردن رنج را باید در الگوهای تربیتی و ساختار اجتماعی جدید جست‌وجو کرد. از دوران کودکی به بسیاری از پسرها یاد داده‌اند که «گریه نکن»، «مرد باش» و «همیشه قوی بمان». این آموزش‌های مداوم سبب بروز «سکوت آموخته‌شده» در مردان می‌شوند؛ آن‌ها فرامی‌گیرند که احساساتشان را سرکوب کنند و توانایی نام‌گذاری یا بیان شفاهی دردهای روانی خود را از دست بدهند. این سکوت از سر بی‌تفاوتی نیست، بلکه محصول یک فرآیند جامعه‌پذیری سخت‌گیرانه و عادت‌یافته است.از سوی دیگر، مردان امروزی بیش از هر زمان دیگری دچار «تنهایی ساختاری» شده‌اند.
 
داده‌ها نشان می‌دهند که مردان نسبت به سه دهه گذشته، دوست صمیمی بسیار کمتری دارند.بسیاری از آن‌ها تنها یک تکیه‌گاه عاطفی برای گفت‌وگو دارند که همان همسر‌شان است. وقتی رابطه دچار چالش یا سردی می‌شود، مرد می‌ماند و یک دنیا سکوت که هیچ راه خروجی ندارد و تمام شبکه‌ی حمایت روانی او یک‌باره فرو می‌ریزد.

نقش همسران در کاهش افسردگی مردان

همسران می‌توانند مهم‌ترین پناهگاه عاطفی برای عبور مرد از تاریکی افسردگی باشند. برای این کار، تغییر در شیوه رفتاری می‌تواند گره‌های بزرگی را باز کند:
 
جای سؤالات بازجویانه را به پرسش‌های همدلانه بدهید: به جای گفتن «چته دوباره؟»، در یک فضای آرام بپرسید «این روزها واقعاً حالت چطور است؟» و صبورانه منتظر جواب بمانید.
شنونده باشید و راهکار صادر نکنید: اول به حرف‌هایش گوش دهید، او را قضاوت نکنید و بلافاصله نصیحت یا راهکار ارائه ندهید. گاهی او فقط نیاز دارد که شنیده شود.
عصبانیت او را نشانه درد ببینید: خشم او را به جای مقصر دانستنش، به چشم یک علامت از خستگی یا دردی پنهان بررسی کنید.
فضا را برای سکوت راحت آماده کنید: گاهی فقط کنار او بنشینید و بدون هیچ حرفی همراهی‌اش کنید، زیرا همین حضور آرام‌بخش بیشتر از هزار سؤال کمک می‌کند.
کمک گرفتن را عادی‌سازی کنید: به او یادآوری کنید که مراجعه به روان‌شناس نشانه ضعف نیست. اگر لازم است، بگویید «می‌خواهی با هم پیش متخصص برویم؟» تا احساس تنهایی نکند.

چند توصیه برای مردان

اگر این نشانه‌ها و احساسات برای شما آشنا است، بدانید که نیازی نیست این بار سنگین را به تنهایی حمل کنید. شما می‌توانید با چند قدم ساده، مسیر بهبود خود را آغاز کنید:
 
پذیرش احساسات را تمرین کنید: بپذیرید که احساس غم، خستگی یا فرسودگی، بخش طبیعی از زندگی هر انسانی است. شما مجبور نیستید همیشه نقش یک فرد شکست‌ناپذیر را بازی کنید.
با یک فرد امن حرف بزنید: سکوت خود را بشکنید و احساساتتان را حداقل با یک دوست صمیمی، همسر یا متخصص در میان بگذارید. صحبت کردن احساس بار سنگین ذهنی شما را کم می‌کند.
سبک زندگی خود را کمی تغییر دهید: ورزش منظم، پیاده‌روی روزانه و کاهش ساعات کاری افراطی، سطح هورمون‌های استرس را در بدن شما به شدت کاهش می‌دهد.
از درخواست کمک ترسی نداشته باشید: درخواست کمک نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه عین شجاعت است. گاهی شجاعت درست از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که بگویید «من به تنهایی از پس این حال برنمی‌آیم.»رنج انسان‌ها همواره به یک شکل به چشم نمی‌آید و گاهی خشم، کار زیاد یا سکوت مطلق، همان فریاد کمکی است که در قالبی متفاوت بیان می‌شود. شکستن چرخه افسردگی پنهان در مردان، نیازمند یک آگاهی دوطرفه است؛ از یک‌سو جامعه و همسران باید نشانه‌های غیرکلامی رنج را بشناسند و بستری امن و بدون قضاوت برای گفت‌وگو فراهم کنند و از سوی دیگر خود مردان باید باور کنند که بیان درد و درخواست کمک، نه نشانه ضعف، بلکه بالاترین درجه از شجاعت و مراقبت از خود است.
 
منبع: فارس