سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: وقتی صحبت از کلاسیکهای معمایی به میان میآید، نام ویلکی کالینز و شاهکار او، «زن سفیدپوش»، همچون نمادی از دلهره و راز است؛ داستانی که در آن مرز میان واقعیت و توهم، در میان جادههای مهآلود لندن و عمارتهای قدیمی کامبرلند، گم میشود.
«زن سفیدپوش»، کالبدشکافی دقیقی از وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان در قرن نوزدهمی است که در آن هویت و استقلال زنان، در چنگال قوانین سختگیرانه مردان در حال خرد شدن بود.
انتشارات نیلوفر بهتازگی این اثر درخشان را با ترجمهای تازه از آذرمیدخت کاوهخوری و پروین قائمی روانه بازار کرده است. ترجمه اثری با این حجم از جزئیات و لایههای اجتماعی، نیازمند نگاهی دقیق به بافت تاریخی و فرهنگی دوران ویکتوریاست. در این مصاحبه، با یکی از مترجمان این اثر، پروین قائمی، همراه شدهایم تا از چالشهای بازگردانی این ملودرام درخشان بگوییم و بررسی کنیم که چرا پس از گذشت سالها، «زن سفیدپوش» همچنان یکی از تاثیرگذارترین آثار در تاریخ ادبیات جهان است و چگونه مترجم توانسته است صدای آن زن وحشتزده و سراپا سفیدپوش را به زبان امروز ما بازگرداند.
با توجه به تحصیلات حقوقی ویلکی کالینز و تاثیر آن در ساختار رمان (مانند استفاده از چندین راوی)، شما در ترجمه چطور توازن میان زبان حقوقی و جذابیت داستانی اثر را حفظ کردید؟
ویلکی کالینز از چهرههای درخشان ادبیات انگلیس است که متاسفانه قدر و قیمتش آنگونه که باید و شاید شناخته نشده و به خصوص در ایران ناشناخته است. به گمان من توانایی و صلابت قلم کالینز و دقت حیرتانگیزی در توصیف شخخصیتها و موقعیتها بسیار برجستهتر از دوستش چارلز دیکنز است، با این تفاوت که دیکنز تمام توانایی و قدرتش را در خدمت تشریح مسائل و ابتلائات عصر و خلق شخصیتهای فوقالعاده تاثیرگذار و ماندگاری نظیر اولیور تویست کرده و به این ترتیب نقش مهمی در اصلاحات اجتماعی داشته، در حالی که آثار کالینز حول محور احوال شخصی شکل گرفته و در آنها کمتر نشانهای از دغدغههای غیرشخصی وجود دارد و این همواره جزو افسوسهای من در مواجهه با هنرمندان استثنایی بوده است.
ترجمه اثری از عصر ویکتوریا چالشهای خاص خود را دارد؛ سختترین بخش انتقال فضای اجتماعی و فرهنگی قرن نوزدهمی انگلیس به زبان فارسی برای شما چه بود؟
در ترجمه این اثر تلاش کردیم در عین حفظ روانی و سلاست زبان فارسی، زبان خاص فاخر او را پیدا کنیم و خوشبختانه در بسیاری از بخشها موفق شدیم. بیتردید تسلط همکارم خانم کاوه بر ادبیات و تاریخ آن دوران نقش اساسی را در انتقال مفاهیم مستتر در رمان ایفا کرد. بدون اشراف بر این نکات، ترجمه این کتاب به این صورت ممکن نبود، ازجمله تسلط ایشان بر نکات حقوقی مخصوصا ارث.
توصیف اولیه زن سفیدپوش بسیار مرموز و وهمآلود است؛ در ترجمه این بخشها، سعی کردید چه حسی (ترس، کنجکاوی یا دلسوزی) را به خواننده منتقل کنید؟
در ترجمه این اثر نهایت سعی خودمان را کردیم که حس نویسنده را به تمامی منتقل کنیم و چیزی از خودمان اصافه نکنیم. بنابراین آنچه میبینید منظور و مقصود نویسنده است و ما نقشی در ایجاد حسی نداشتیم. ما سعی کردیم صادقانه و دقیق همهچیز را بازگویی کنیم.

با توجه به نزدیکی کالینز با چارلز دیکنز و انتشار اولیه کتاب در نشریه او، ردپای سبک دیکنز در نثر این رمان از دیدگاه شما به عنوان مترجم کجاها بیشتر دیده میشود؟
من در آثار کالینز ردی از سبک دیکنز ندیدم. کالینز کاملا یک نویسنده مستقل و صاحب سبک منحصربهفرد هست. آثار این دو چه از لحاظ موضوعی چه نگارش کاملا متفاوت هستند و اگر روی دوستی این دو نفر تاکید نشده بود، بیتردید نمیشد از روی آثارشان به این دوستی پی برد. کالینز بسیار شخصی و جزیینگر مینویسد، اما آثار دیکنز کل جامعه و دردهایش را نشانه میروند. من البته آرزو میکردم این دو ویژگی با هم در یک نویسنده ترکیب میشد، ولی معمولا کمتر پیش میآید.
بسیاری «زن سفیدپوش» را پیشگام رمانهای کارآگاهی میدانند؛ آیا در حین ترجمه، متوجه نکاتی شدید که نشان دهد کالینز آگاهانه در حال پیریزی تکنیکهای پلیسی مدرن بوده است؟
بله این طور به نظر میرسد. با دقت کالینز هیچ بعید نیست که در اندیشه پیریزی چنین بنایی بوده باشد. بههرحال سبک کار او، آثارش را از آثار بسیار فراوان و دمدستی دنیا جدا میکند و در جایگاهی بسیار فراتر از آنها مینشاند.
با توجه به جایگاه این رمان در فهرستهای معتبر جهانی و تمجید کسانی مثل تی.اس. الیوت، چه ویژگی خاصی در این اثر شما را جذب کرد تا ترجمه آن را بر عهده بگیرید؟
برای من دقت نظر و پرداخت دقیق شخصیتها، موقعیتها و احوال افراد بسیار جذاب بود. البته ترجمه این اثر به توصیه خانم کاوه صورت گرفت که آثاری از این دست و مخصوصا آثار کالینز را با دقت مطالعه کرده بودند. من تا قبل از این اثر کالینز را نمیشناختم و این ژانر ادبی برایم جذابیت خاصی نداشت.
زندگی شخصی ویلکی کالینز بسیار پیچیده و عجیب بود؛ به نظر شما این تضادها و پیچیدگیهای زندگی او، چه تاثیری بر خلق شخصیتها و روابط انسانی در این رمان داشته است؟
قطعا نویسندگان و هنرمندان بزرگ تحتتاثیر عوامل محیطی و خانوادگی به خلق آثارشان میپردازند آثار بزرگ غالبا حاصل تجارب و رنجهای شخصی هستند. کالینز هم از این قاعده مستثنی نیست. هنرمند واقعی کسی است که میتواند از رنجها و ناامیدیها و بنبستهای زیسته خودش برای مخاطبان امیدهای واقعی بیافریند و کالینز این کار را میکند.