شناسهٔ خبر: 79359340 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

نوش‌داروی «ترام» بعد از مرگ رویاهای ترامپ

سامانه‌ بازآماده‌سازی موشک‌های دریایی موسوم به «ترام» که از نام رئیس جمهور جنایتکار آمریکا گرفته شده، نتوانست به ارتش تروریستی آمریکا در جنگ منطقه‌ای ایران کمک کند.

صاحب‌خبر -

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: پنتاگون در گذشته خود گرفتار شده و حالا یک آسیب‌پذیری حیاتی در ناو‌های جنگی آمریکا، آنها را در رویارویی با ایران دچار چالش‌های فراوانی کرده است. تاریخ، عملیات‌های نظامی ناموفق بسیاری را به خود دیده که نه به دلیل ضعف در میدان نبرد، بلکه به خاطر مسائلی جزئی همچون انحراف از مسیر، طوفان شن، سرمای ناگهانی یا اتمام مهمات به نتیجه‌ای فاجعه‌بار ختم شده‌اند و حالا نوبت به نیروی دریایی ارتش تروریستی آمریکا رسیده که یکی از همین جنس مشکلات باعث درهم شکستنش در مقابل ایران شود.

سامانه ترام

نبود سامانه‌های بازآماده‌سازی موشک‌های دریایی موسوم به «ترام» مانع بزرگی پیش پای نیروی دریایی ارتش تروریستی آمریکا در جنگ منطقه‌ای ایران گذاشته است. نام‌گذاری این سامانه که از نام رئیس جمهور تروریست آمریکا وام گرفته شده در نوع خودش جالب است، اما این سامانه پرطمطراق نتوانست کمکی به ارتش تروریستی آمریکا در جنگ منطقه‌ای ایران کند، چرا که هنوز بر روی هیچ‌یک از ناو‌های جنگی آمریکا نصب نشده است.

مقام‌های نظامی آمریکا اعلام کرده‌اند که این سامانه تا سال ۲۰۲۷ به آمادگی عملیاتی می‌رسد. بدون تردید، آمادگی این سامانه در سال ۲۰۲۷ مصداق نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب بوده و هیچ کمکی به نیروی دریایی ناکام و زخم‌خورده آمریکا نخواهد کرد.

سامانه ترام در اصل مجموعه‌ای از تجهیزات، شامل یک گاری با جرثقیل باربری و یک جفت ریل است که امکان بازآماده‌سازی سامانه‌های پرتاب موشک را در دریای آزاد فراهم می‌کند، نبود این سامانه به این معناست که ناو‌ها برای تکمیل مهمات خود باید مسافت‌های طولانی تا پایگاه‌های ساحلی را طی کنند که گاه هزاران کیلومتر تا خط مقدم فاصله دارند.  

تناقض ماجرا در این است که غرب همواره در طراحی فناوری‌های بارگیری دقیق عمل کرده و سعی داشته سیستم‌ها را مدولار و قابل بازآماده‌سازی سریع طراحی کند، برای نمونه سامانه موشکی هایمارس آمریکا می‌تواند بدون نیاز به خودروی بارگیری ویژه، محفظه موشک را مستقیم از زمین برداشته و نصب کند، اما در مورد نیاز‌های نیروی دریایی این کشور باید گفت که آمریکا از دهه ۱۹۷۰ سکوی پرتاب عمودی «ام‌کی۴۱» را طراحی کرد که یک مکانیزم بارگیری داشت، اما پس از چند آزمایش ناموفق در دریای آزاد، این طرح ناکارآمد شناخته شده و مکانیزم بارگیری آن کنار گذاشته شد تا فضای آن به سلول‌های اضافی برای سه موشک دیگر اختصاص یابد.

از آنجا که این سامانه در اواخر جنگ سرد نصب شد، توسعه مکانیزم بارگیری متوقف گردید، چراکه عملیات‌های نظامی آمریکا پس از آن عمدتاً علیه دشمنان ضعیف‌تر بود و ناو‌ها پس از مصرف مهمات، به راحتی به پایگاه‌های متعدد در منطقه خلیج فارس بازمی‌گشتند، اما در جریان جنگ منطقه‌ای ایران، آمریکایی‌ها امکان تأمین امنیت لجستیکی در مناطق نزدیک به خلیج فارس را از دست داده و رسانه‌های غربی به این مشکل اشاره کرده‌اند که ناو‌ها مجبورند مدت زمان بیشتری در دریا بمانند و این باعث خستگی خدمه و نارضایتی آنها می‌شود.

گرچه آمریکایی‌ها این مشکلات را پیش‌بینی و توسعه سامانه ترام را آغاز کرده بودند، اما این سامانه نتوانست به موقع آماده شده و خود را به عرصه جنگ منطقه‌ای ایران برساند. از سوی دیگر، وقوع این جنگ باعث شد که آمریکایی‌ها پیشاپیش در کارآمدی سامانه رونمایی نشده خود نیز دچار تردید شوند، چرا که این سازه به صورت داخلی تعبیه نشده و هر بار باید بر روی عرشه نصب شود و با توجه به اینکه بارگیری هر سلول حدود نیم ساعت طول می‌کشد و هر ناو حداقل ۳۲ سلول پرتاب دارد، چرخه کامل بازآماده‌سازی می‌تواند تا دو روز به طول انجامد.

از همین رو این سوال مطرح است که آیا این راه‌حل ارزش هزینه‌کرد فعلی آمریکا را دارد؟ هرچند این روش با تمامی نقص‌های خود به مراتب ساده‌تر و ارزان‌تر از نوسازی کامل تمام ناو‌های مجهز به سکوی‌ام‌کی۴۱ با یک سامانه بارگیری جدید است، اما آمریکا به این نتیجه رسیده است که در نبرد‌های نامتقارن همچون جنگ منطقه‌ای ایران، این راهکار نیز عملیاتی نبوده و کمکی به ارتش تروریستی آمریکا نخواهد کرد.

در بحث ناکامی‌های آمریکا در برابر ایران، معمولاً بر کمبود موشک‌های پدافندی یا دوربرد تأکید می‌شود، اما به نظر می‌رسد مسائل پیش‌پاافتاده‌تری نیز وجود دارند که به همان اندازه بر روند جنگ تأثیر می‌گذارند و این خود تأکیدی بر این اصل است که در جنگ، هیچ چیز جزئی نیست.

انتهای پیام/ 999