شناسهٔ خبر: 79358237 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» از تصويب كليات طرح جديدي براي مقابله با جاسوسي گزارش مي‌دهد

عليه نفوذ

صاحب‌خبر -

گروه گزارش

 مجلس دوازدهم روز گذشته با كليات «طرح مقابله با نفوذ سرويسهاي اطلاعاتي و دولتها يا نهادهاي بيگانه در كشور» موافقت كرد. اين تصميم با آراي قاطع ۱۸۳ نماينده موافق در برابر تنها ۴ راي مخالف و ۵ راي ممتنع (از مجموع ۲۵۸ نماينده حاضر در صحن) به تصويب رسيد تا شاكله اصلي   ساز وكاري جديد براي مهار تهديدات نرم و ساختاري عليه كشور شكل بگيرد. وزن سنگين آراي موافق در صحن علني، پيام واضحي از سوي قوه مقننه به فضاي سياسي و امنيتي كشور صادر كرد: خروج از حالت انفعال در برابر شيوههاي نوين نفوذ و تبديل تجربههاي اخير در يك سال گذشته به قواعد الزامآور قانوني. نقطه عطف و بستر مفهومي اين طرح را ميتوان در سخنان حسن قشقاوي، سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس جستوجو كرد. وي در دفاع از كليات طرح، دست روي نقطهاي گذاشت كه سالها محل بحث محافل حقوقي و امنيتي بوده است: تفكيك ميان «جاسوسي سنتي» و «نفوذ مدرن».  به گفته سخنگوي كميسيون امنيت ملي، در حوزه حقوق كيفري و قوانين موجود، جرمانگاري مشخص و ناظر بر رفتارهاي جاسوسي (نظير سرقت اسناد، انتقال اطلاعات طبقهبندی شده و همكاري مستقيم با سرويسهاي متخاصم) وجود دارد، اما مساله نفوذ كه به شكل پيچيده و تحت پوششهاي موجه صورت ميگيرد تا به امروز از يك «خلأ قانوني» ملموس رنج ميبرده است. قشقاوي با تاكيد بر لزوم رفع اين خلأ قانوني و جامه عمل پوشاندن به تاكيدات و راهبردهاي رهبر شهيد در خصوص مقابله با رخنه بيگانگان، روشن ساخت كه اين طرح نه يك متمم ساده، بلكه بازتعريف نسبت قانون با تهديدات ناهمگون و نوظهور است. بنابراين تصويب كليات اين طرح نشان ميدهد كه قانونگذار با درك تغيير شيوه منازعات اطلاعاتي در جهان معاصر، دست به كار تدوين چارچوب جديدي شده است.  در شيوههاي كلاسيك، سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه صرفا به دنبال گردآوري داده بودند؛ اما در دكترين نفوذ در دنياي جديد، هدف اصلي تغيير محاسبات مسوولان، انحراف در كانونهاي تصميمگيري و اثرگذاري نرم بر افكار عمومي يا نهادهاي كليدي است. اين همان نكتهاي است كه عباس عراقچي نيز در مصاحبه اخير خود بهآن اشاره كرد و درباره آن هشدار داد.  عدم وجود تعريف دقيق قانوني از نفوذ در نظام حقوقي تا پيش از اين، دست دستگاههاي قضا و امنيت را براي پيشگيري و برخورد با شبكه متداخل نفوذ ميبست. اكنون، مصوبه جديد مجلس با هدف پر كردن همين شكاف تدوين شده تا مرز ميان فعاليتهاي مدني، ديپلماتيك يا پژوهشي مشروع با تحركات سازمانيافته بيگانگان تحت پوششهاي موجه، ارزيابي و ضابطهمند شود. ورود مجلس به اين حوزه، نقطه آغازي بر تدوين رژيم حقوقي جديدي است كه ميكوشد امنيت ملي را از سطح واكنش به سطح بازدارندگي ارتقا بدهد.

كالبدشكافي حقوقي طرح

تعريف «نفوذ» و جرمانگاري نوين

تلاش قانونگذار در طرح «مقابله با نفوذ سرويسهاي اطلاعاتي و دولتها يا نهادهاي بيگانه» فراتر از يك اصلاحيه ساده در چارچوب قوانين جزايي موجود، گامي بلند به سوي بازتعريف معماري كيفري - امنيتي كشور محسوب ميشود. نگاهي دقيق به متن و مفاد اين طرح نشان ميدهد كه هسته اصلي تمركز آن، پر كردن شكاف عميقي است كه سالها ميان «جاسوسي به معني سنتي» و «فرآيندهاي نفوذ ساختاري» وجود داشته است. در نظام حقوقي و مجازات اسلامي ايران، تعاريف ناظر بر جاسوسي عمدتا مبتني بر رفتارهاي فيزيكي، ملموس و داراي ماهيت گردآوري يا انتقال اطلاعات طبقهبندی شده (ماده ۵۰۱ تا ۵۱۰ قانون مجازات اسلامي) بوده است. در آن چارچوب كلاسيك، عنصر مادي جرم معمولا شامل «سرقت اسناد»، «تصويربرداري از مراكز حساس» يا «ارتباط مستقيم و خائنانه با عامل سرويس بيگانه براي مبادله داده» تعريف ميشد. اما شاكله حقوقي طرح جديد بر اين فرض استوار است كه سرويسهاي اطلاعاتي متخاصم در عصر حاضر، به جاي اتكا بر جمعآوري ساده دادهها، به سمت «دستكاري در كانونهاي تصميمگيري»، «تغيير محاسبات مسوولان» و «ايجاد شبكههاي نفوذ نرم» شيفت كردهاند؛ رفتارهايي كه در قوانين قبلي عنوان مجرمانه مشخصي نداشتند يا اثبات ارتباط مستقيم آنها با سرويسهاي بيگانه از نظر اثباتي در دادگاه بسيار دشوار بود. طرح تصويبشده در كليات، دست به جرمانگاري نوين زده است. متن طرح با وسعت دادن به مفهوم «همكاري و وابستگي» رفتارهايي نظير تسهيل ورود پوششي عناصر بيگانه، زمينهسازي براي جهتدهي به سياستگذاريهاي عمومي زير لواي پروژههاي پژوهشي يا مشاوره و دريافت تمكن مالي يا اعتباري از موسسات وابسته به نهادهاي امنيتي خارجي را هدف قرار داده است. در واقع، قانونگذار با هوشمندي سعي كرده «عنصر معنوي» و «عنصر مادي» جرم نفوذ را مجزا از جرم جاسوسي بازنويسي كند. در جرم نفوذ، خروج سند يا افشاي اسرار دولتي شرط لازم براي وقوع جرم نيست، بلكه «اقدام سازمانيافته براي بسترسازي جهت مداخله بيگانه در فرآيندهاي تصميمسازي و تصميمگيري كشور» به عنوان ماهيت مجرمانه شناخته ميشود. با اين حال، بررسي متن نشان ميدهد كه صراحت و مرزبندي دقيق در برخي تعاريف، چالش كليدي اين مصوبه در مرحله بررسي جزييات خواهد بود. عباراتي نظير «نهادهاي وابسته به بيگانگان» يا «جهتدهي به محاسبات مسوولان» اگر به دقت و با قيدهاي شفاف حقوقي احصا نشوند، خطر تفسير متوسع (گسترده) را در حوزه اجراي قضايي به همراه خواهند داشت. قانونگذار در متن طرح سعي كرده با پيشبيني مجازاتهاي تعزيري درجهبنديشده، تناسب ميان جرم و مجازات را رعايت كند تا ميان «غفلت و خطاي محاسباتي» با «اقدام عامدانه و سازمانيافته در شبكه نفوذ» تمايز قائل شود. تكيه حقوقي طرح بر ايجاد يك رژيم جامع ممانعت و بازدارندگي است. متن قانون با مكلف ساختن نهادهاي امنيتي به شناسايي بسترهاي پوششي و ملزم كردن دستگاههاي اجرايي به رعايت پروتكلهاي جديد استعلام و تبادل اطلاعات، سعي دارد ماندگاري و نفوذپذيري سيستمهاي حاكميتي را به حداقل ممكن برساند و ضمانتهاي اجرايي محكمي براي متخلفان وضع كند.

چرا اين طرح تدوين شد؟

براي درك علل موافقت قاطع ۱۸۳ نماينده مجلس با كليات اين طرح، بايد زمينهها، بسترهاي تاريخي و ضرورتهاي ساختاري شكلگيري آن را واكاوي كرد. تحولات حوزه امنيت ملي طي دو دهه اخير نشان ميدهد كه ابزارها و دكترينهاي مواجهه خصمانه با كشور، دچار تغييري بنيادين شدهاند. اظهارات حسن قشقاوي، سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در صحن علني، به روشني بر همين نقطه آسيبپذيري دست گذاشت: وجود يك «خلأ قانوني» آسيبزا در مواجهه با شيوههاي نوين رخنه بيگانگان. قانونگذار ايراني تا پيش از اين، با متون قانوني مربوط به دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به جنگ تهديدات نرم و پيچيده عصر حاضر ميرفت؛ قوانيني كه صرفا ابزارهاي سنتي جرمانگاري را در اختيار دستگاه قضايي و امنيتي قرار ميدادند. ضرورت اصلي تصويب اين طرح، حاصل تجربه پرهزينهاي است كه كشور از محل نفوذ غيرمستقيم و بسترسازيهاي پوششي پرداخت كرده است. سرويسهاي اطلاعاتي متخاصم در سالهاي گذشته دريافتند كه هزينه و ريسك «جاسوسي مستقيم» (مانند جذب نيرو در درون نهادهاي حساس براي سرقت اسناد) بسيار بالا و امكان كشف آن زياد است. در مقابل، استراتژي خود را به سمت «نفوذ ساختاري و پوششي» تغيير دادند؛ شيوهاي كه در آن از قالبهاي موجهي نظير سازمانهاي مردمنهاد (NGOها) موسسات پژوهشي بينالمللي، تورهاي گردشگري تخصصي، همايشهاي علمي و پروژههاي مشترك محيطزيستي يا اقتصادي استفاده ميشد. عناصر نفوذ در اين مدل، لزوما اسناد طبقهبنديشده را خارج نميكردند، بلكه با ارائه دادههاي دستكاريشده، جهتدهي به افكار عمومي يا مشاوره دادن به تصميمگيرندگان، محاسبات حاكميت را دچار انحراف ميساختند. در متون قانوني گذشته، ضابطان قضايي و دستگاههاي اطلاعاتي در مواجهه با چنين پروندههايي با بنبست حقوقي مواجه ميشدند. اگر فردي در قالب يك موسسه خيريه يا انجمن علمي، مبالغي را از موسسات وابسته به سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه دريافت ميكرد و اهداف آنها را در كشور پي ميگرفت، اثبات جرم «جاسوسي» عليه او در دادگاه بسيار دشوار بود؛ زيرا نه سندي رد و بدل شده بود و نه ارتباط مستقيم فرد با يك افسر اطلاعاتي شناساييشده به اثبات ميرسيد. اين خلأ قانوني، دادگاهها را در موقعيت بلاتكليفي قرار ميداد و گاه سبب ميشد مجرمان امنيتي به دليل عدم تطبيق رفتارشان با عناوين جزايي كلاسيك، از مجازات بگريزند يا بالعكس، اتهامات سنگينتري متوجه آنان شود كه چالشهاي حقوق بشري و رسانهاي ايجاد ميكرد. از سوي ديگر، تأكيدات مكرر حاكميت و رهبري در سالهاي اخير مبني بر لزوم هوشياري در برابر نفوذ، ضرورت تبديل اين «راهبردهاي كلان امنيتي» به «قواعد الزامآور قانوني» را دوچندان ساخت. فرمانها و تدابير حاكميتي براي اجرا در دستگاههاي اجرايي و قضايي، نيازمند پايهاي محكم در قانون عام كشور بودند. طرح جديد كميسيون امنيت ملي دقيقا با هدف ترجمه اين تدابير به مواد قانوني شفاف تدوين شد تا دستگاههاي اجرايي، آموزشي و اقتصادي كشور ملزم به رعايت چارچوبهاي بازدارنده شوند. بنابراين تصويب اين طرح يك اقدام انفعالي لحظهاي نيست، بلكه پاسخ ساختاري مجلس به تحول در دكترين جنگ اطلاعاتي عليه كشور است. قانونگذار با درك اين واقعيت كه رخنه در لايههاي تصميمسازي، خطري به مراتب مهلكتر از سرقت اسناد معمولي دارد، درصدد برآمد تا يك «سپر دفاعي حقوقي» براي كشور ايجاد كند؛ سپري كه منافذ رخنه نرم را مسدود كرده و دست نهادهاي امنيتي و قضايي را براي پيشگيري و برخورد ضابطهمند باز ميگذارد.

 منتقدان طرح چه ميگويند؟

با وجود ضرورتهاي انكارناپذير تصويب طرح مقابله با نفوذ، بزرگترين چالش پيشروي اين قانون در مرحله اجراي قضايي و اداري، مساله «تفكيك مرزهاي حقوقي» ميان رفتارهاي خائنانه سازمانيافته و ارتباطات علمي، ديپلماتيك و اقتصادي مشروع است. هر قانون امنيتي اگر از صراحت، شفافيت و قيدهاي حقوقي محكم برخوردار نباشد، ميتواند در مرحله عمل دچار آسيب «تفسير متوسع» (تفسير موسّع و گسترده) توسط ضابطان يا قضات شود؛ آسيبي كه آثار جانبي نامطلوبي بر حوزههاي مختلف كشور بر جاي ميگذارد. كشور براي توسعه علمي، جذب سرمايهگذاري خارجي و پيشبرد ديپلماسي عمومي، نيازمند تعامل و ارتباط مستمر با نهادها، دانشگاهها و كنفرانسهاي بينالمللي است. در شيوه نفوذ پوششي، دشمن دقيقا از همين بسترها براي پيشبرد اهداف خود استفاده ميكند. اما چالش ساختاري طرح زماني نمايان ميشود كه قانونگذار بخواهد مشخص كند چه سطحي از ارتباطات پژوهشي يا تبادلات تجاري «تعامل مشروع» تلقي ميشود و چه سطحي «زمينهسازي براي نفوذ بيگانه». اگر مرزبنديها در متن نهايي قانون شفاف نباشد، نوعي «خودسانسوري» و محافظهكاري شديد ميان نخبگان علمي، دانشگاهيان و فعالان اقتصادي شكل خواهد گرفت كه نتيجه آن انزواي علمي و كند شدن چرخهاي توسعه كشور خواهد بود. يكي ديگر از ابعاد آسيبشناختي اين طرح، احتمال برخوردهاي سليقهاي يا جناحي در تشخيص عناوين مجرمانه است. عبارتهايي نظير «جهتدهي به محاسبات مسوولان» يا «همكاري با نهادهاي بيگانه» در صورت عدم احصاي دقيق مصاديق، ممكن است به ابزاري براي تسويهحسابهاي سياسي يا برچسبزني به منتقدان و كارشناسان مستقل بدل شود. اگر نقد تخصصي يك پژوهشگر در حوزه اقتصاد يا سياستگذاري عمومي، به اشتباه به عنوان «تلاش براي انحراف در تصميمگيري مسوولان» تفسير شود، فضاي نقد كارشناسي در كشور دچار انسداد شده و كانونهاي تصميمگيري از ايدههاي اصلاحي محروم ميشوند. براي جلوگيري از اين چالشها، قانونگذار در مرحله بررسي جزييات طرح بايد چند ساز و كار حمايتي و شفافساز را تعبيه كند: نخست تعريف شفاف و احصاي مصاديق به اين معني كه تعاريف دقيق و محدود از «نهاد بيگانه متخاصم» و «اقدام نفوذ» بايد ارائه شود تا راه براي تفاسير شخصي بسته شود. دوم احراز عنصر معنوي جرم است يعني الزام دستگاه قضايي به اثبات «سوءنيت عام و خاص» و آگاهي متهم از اهداف بيگانه؛ تا خطاهاي محاسباتي يا عدم اطلاع فرد با جرم نفوذ سازمانيافته يكسان انگاشته نشود. سومين و شايد مهمترين مساله توجه به موضوع مرجعيت تخصصي استعلام است يعني تعيين يك مرجع متمركز و هوشمند امنيتي براي ارائه مرزهاي شفاف به نخبگان و مسوولان، جهت پيشگيري از ابهام در روابط بينالمللي. شفافسازي اين مرزها نه تنها از تضييع حقوق عامه و آسيب به ديپلماسي عمومي جلوگيري ميكند، بلكه قدرت اجرايي خود قانون را نيز ارتقا ميدهد؛ چرا كه قوانين شفاف و عادلانه از مشروعيت عمومي و دقت اجرايي به مراتب بالاتري در نظام قضايي برخوردار خواهند بود.

تحول در دكترين امنيتي

تغيير فرمان از پاسخ به بازدارندگي

تصويب كليات طرح مقابله با نفوذ را نبايد صرفا يك اقدام تقنيني ساده در حوزه حقوق جزاي بينالملل يا امنيت داخلي دانست؛ بلكه اين مصوبه نشاندهنده يك تغيير پارادايم عميق در دكترين دفاعي و امنيتي كشور است. در الگوي سنتي مواجهه با تهديدات اطلاعاتي، مبناي عمل بر «پاسخ پسيني» يا اصطلاحا واكنش متعاقب وقوع و كشف جرم استوار بود. در اين ساختار كلاسيك، دستگاههاي امنيتي و قضايي منتظر ميماندند تا رفتاري مجرمانه نظير خروج سند، افشاي سرّ دولتي يا وقوع يك اقدام خرابكارانه رخ بدهد و سپس با اتكا به مواد قانوني موجود، فرآيند كشف، تعقيب، دستگيري و مجازات عاملان را آغاز ميكردند. اين الگوي پاسخدهي اگر چه براي مواجهه با جاسوسي كلاسيك تا حدي كارآمد جلوه ميكرد، اما در برابر راهبردهاي پيچيده، لايهلايه و نوين سرويسهاي اطلاعاتي متخاصم دچار كندي و ناكارآمدي ساختاري ميشد. دكترين نوين امنيت ملي كه شاكله اصلي اين طرح بر آن بنا شده، متكي بر ارتقاي قدرت بازدارندگي پيشيني و انسداد منافذ آسيبپذيري پيش از شكلگيري جرم است. تحولات نبردهای اطلاعاتي در سطح جهاني نشان ميدهد كه در جنگهاي تركيبي، سرويسهاي جاسوسي بيگانه بهجاي تخريب فيزيكي يا جمعآوري دادههاي طبقهبنديشده، تمركز اصلي خود را بر تغيير ساختار محاسباتي تصميمگيران، انحراف در اولويتهاي ملي و فلجسازي نرم در كارآمدي نظام قرار دادهاند. در چنين فضايي، اگر نظام امنيتي بخواهد منتظر بروز آثار عيني و ملموس نفوذ بماند، هزينه متحملشده براي امنيت ملي غيرقابل بازگشت خواهد بود؛ زيرا تصميم اشتباه يا سياستگذاري نادرستي كه تحت تأثير يك شبكه نفوذ پوششي اتخاذ ميشود، ميتواند خساراتي به مراتب سنگينتر، عميقتر و ديرپاتر از افشاي يك سند محرمانه ساده به بار آورد. طرح جديد مجلس با درك درست اين نقطه شيفت تاريخي، رژيم حقوقي كشور را از حالت انفعالي به حالت فعال و پيشگيرانه ارتقا ميدهد. قانونگذار با ايجاد تكاليف بازدارنده براي دستگاههاي اجرايي و ضابطهمند كردن بسترهاي ارتباطي مشكوك، محيط عملياتي سرويسهاي بيگانه را ناامن و هزينهبر ميسازد. در اين چارچوب تحليل، ابعاد تحول در دكترين امنيتي كشور را ميتوان در چند سير پيوسته واكاوي كرد. نخستين بعد اين تحول، ارتقاي رصد هوشمند و بستربسترپژوهي است؛ به اين معنا كه نهادهاي حاكميتي مكلف ميشوند پوششهاي علمي، خيريهاي، محيطزيستي و پژوهشي بيگانگان را پيش از تثبيت شبكه نفوذ شناسايي كرده و اجازه ندهند رفتارهاي پوششي به زيرساختهاي تصميمسازي كشور نفوذ كند. بعد دوم، ناامنسازي كانالهاي مالي و اعتباري غيرشفاف است كه در قالب آن شريانهاي تمكن مالي غيراستاندارد ورود كرده تحت لواي پروژههاي مشاوره، جوايز بينالمللي يا كمكهاي بشرپرورانه، كاملا مسدود و شفافسازي ميشوند تا بستر اصلي جذب نيرو براي بيگانگان خشكيده شود. در نهايت، بعد سوم به ايجاد مصونيت حقوقي و آگاهيبخشي در كانونهاي تصميمگيري اختصاص دارد؛ ساز و كاري كه مانع از حضور و مشاوره دادن افراد بيشناسنامه يا مرتبط با كانونهاي خارجي به مسوولان ارشد شده و سطح دسترسيها را كاملا ضابطهمند ميسازد. در حقيقت، اين طرح كوشيده است با مجهز كردن نظام قضايي و امنيتي به تعاريف و ابزارهاي نوين، قدرت بازدارندگي حقوقي كشور را همپاي تهديدات نرم ارتقا بدهد. انتقال تمركز از مجازات پس از وقوع آسيب به مديريت منافذ و پيشگيري هوشمندانه، مهمترين گامي است كه اين مصوبه در راستاي مقاومسازي ساختار حكمراني برداشته است و ميتواند امنيت ملي را در برابر تكانههاي ناشي از جنگهاي اطلاعاتي جديد واكسينه كند.

تغيير تكاليف و اختيارات جديد دستگاههاي اطلاعاتي و قضايي در طرح جديد مجلس

تحقق اهداف بازدارنده طرح مقابله با نفوذ، نيازمند ترسيم يك نقشه راه عملياتي، دقيق و بدون تداخل وظايف ميان نهادهاي امنيتي، انتظامي و قوه قضاييه است. تصويب كليات اين طرح، گامي اساسي در جهت اعطاي ابزارهاي حقوقي جديد به دستگاههاي اطلاعاتي محسوب ميشود، اما همزمان تكاليف جديدي را نيز بر دوش اين نهادها قرار ميدهد كه مديريت صحيح آنها نيازمند هماهنگي بيندستگاهي و نظارت دقيق قضايي است. در ساختار امنيتي كشور، نهادهاي متعدد اطلاعاتي (ازجمله وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه) به عنوان ضابطان خاص دادگستري در جرايم امنيتي فعاليت ميكنند. يكي از ابعاد كليدي طرح جديد مجلس، ضابطهمند كردن فرآيند شناسايي و گزارشدهي پروندههاي نفوذ است. تا پيش از اين، به دليل عدم وجود تعريف قانوني واحد از نفوذ، گاه موازيكاري يا اختلافنظر در تشخيص مصاديق ميان دستگاههاي امنيتي رخ ميداد. طرح جديد با ايجاد يك چارچوب حقوقي يكسان، معيارهاي سنجش رفتارهاي مشكوك را شفاف كرده و اختيارات ضابطان را در حوزه رصد هوشمند، كالبدشكافي شبكههاي پوششي و انسداد بسترهاي مالي نامشروع گسترش ميدهد. در سوي ديگر اين معادله، قوه قضاييه و دادسراهاي امنيتي قرار دارند كه مسووليت سنگين انطباق گزارشهاي امنيتي با موازين قانوني و اصالت ادله را بر عهده دارند. قانونگذار در اين طرح، قضات را مجهز به عناوين مجرمانه جديدي كرده است تا بتوانند بدون نياز به ارجاع پروندهها به عناوين نامرتبط، رأي عادلانه و متناسب صادر كنند. با اين حال، افزايش اختيارات ضابطان امنيتي در كشف «نفوذ نرم» نيازمند تقويت نظارت قضايي بر تمامي مراحل تحقيقات مقدماتي است. از آنجا كه خط فاصل ميان فعاليتهاي پژوهشي يا صنفگرايانه مشروع با تحركات سازمانيافته بيگانه بسيار باريك است، مقام قضايي بايد با استقلال و دقت كارشناسي كامل، ادله ارائهشده از سوي ضابطان را ارزيابي كند تا از صدور قرارهاي جلب به دادرس بر اساس تفاسير سليقهاي جلوگيري شود. همچنين طرح جديد تكاليف ويژهاي را در حوزه «پيشگيري اداري و ساختاري» بر عهده دستگاههاي اطلاعاتي گذاشته است. اين نهادها ديگر صرفا مرجع صادركننده پاسخ استعلامات يا ضابط پروندههاي كيفري نيستند؛ بلكه مكلف شدهاند پروژههاي آموزش صيانت اداري، ارزيابي مخاطرات امنيتي در دستگاههاي اجرايي و شناسايي منافذ نفوذپذير را به صورت مستمر اجرا كنند. ايجاد اين موازنه ميان «اختيارات امنيتي براي كشف شبكه» و «تكاليف قانوني براي صيانت و نظارت» شاكله اجرايي قانون جديد را شكل ميدهد؛ ساز و كاري كه اگر با نظارت دقيق دادستانها و نهادهاي نظارتي درونسازماني همراه شود، ميتواند به الگويي كارآمد در مواجهه با تهديدات نرم تبديل شود.

 بررسي مسير تصويب نهايي و جزييات صحن

تثبيت كليات طرح «مقابله با نفوذ سرويسهاي اطلاعاتي و دولتها يا نهادهاي بيگانه» در صحن علني مجلس با راي فوقالعاده ۱۸۳ نماينده موافق، تنها گام نخست از يك فرآيند پيچيده، چالشبرانگيز و تعيينكننده است. عبور اين طرح از مرحله كليات به معناي تاييد شاكله و ضرورت قانونگذاري در اين حوزه است، اما نقطه ثقل واقعي و سرنوشتساز اين قانون در جزييات آن نهفته است؛ جايي كه كلمات، عبارات و تبصرهها بايد در قالب مادههاي قانوني صريح و بدون ابهام پيكربندي شوند. بررسي افق پيشرو نشان ميدهد كه اين مصوبه در مسير تبديل شدن به قانون نهايي با چالشهاي حقوقي، رسانهاي، سياسي و بينالمللي متعددي مواجه خواهد بود. نخستين ايستگاه پيشرو، بررسي جزييات طرح در كميسيون تخصصي (امنيت ملي و سياست خارجي) و سپس بازگشت آن به صحن علني مجلس است. در اين مرحله، نمايندگان مجلس با طيف وسيعي از پيشنهادهای اصلاحي از سوي مركز پژوهشهاي مجلس، دستگاههاي اجرايي، قضايي و نخبگان حقوقي مواجه خواهند شد. چالش اصلي صحن علني در بررسي جزييات، ايجاد موازنه ظريف ميان «ارتقاي قدرت بازدارندگي امنيتي» و «حفظ حقوق عمومي و تعاملات بينالمللي كشور» است. اگر در جريان تصويب جزييات، تعاريف عملياتي مجزا و مشخصي براي عناوين مجرمانه ارائه نشود يا دايره شمول «نهادهاي بيگانه» بدون قيدهاي حقوقي رها شود، خطر دستاندازيهاي اجرايي و بروز ابهامات قضايي افزايش مييابد. از اين رو، انتظار ميرود صحن علني مجلس شاهد مناقشات كارشناسي فشرده بر سر واژهگزينيهاي قانوني باشد. پس از تصويب جزييات در مجلس، دومين آزمون حقوقي طرح در «شوراي نگهبان» رقم خواهد خورد. فقها و حقوقدانان شوراي نگهبان اين مصوبه را از دو زاويه كليدي يعني عدم مغايرت با «شرع مقدس» و «قانون اساسي» مورد كالبدشكافي قرار خواهند داد. در اين ميان، اصل ۹ قانون اساسي (كه تاكيد دارد هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزاديهاي مشروع را سلب كند) و اصول مربوط به حقوق عامه و اصل قانوني بودن جرايم و مجازاتها (اصل ۳۶)، شاخصهاي اصلي شوراي نگهبان در ارزيابي مصوبات امنيتي خواهند بود. شورا به دقت بررسي خواهد كرد كه آيا عناوين مجرمانه پيشبينيشده در طرح، داراي شفافيت كافي هستند يا به دليل ابهام، ممكن است موجب تضييع حقوق شهروندان شوند. از منظر پيامدهاي داخلي، تصويب نهايي اين قانون دو اثر متضاد اما همزمان بر جاي خواهد گذاشت. از يك سو، با ايجاد يك رژيم حقوقي مشخص و رفع «خلأ قانوني» گذشته، قدرت دستگاههاي اطلاعاتي و قضايي براي پيشگيري از شبكهسازيهاي پوششي و خنثيسازي تحركات بيگانه بهشدت ارتقا مييابد و مصونيت ساختار حكمراني افزايش خواهد يافت. از سوي ديگر، كيفيت نگارش متن نهايي تعيين خواهد كرد كه آيا فضاي علمي، پژوهشي و ديپلماتيك كشور دچار انقباض و خودسانسوري خواهد شد يا خير؟ اگر قانون جديد مرز مشخصي ميان «نقد كارشناسي و تبادل علمي مشروع» با «نفوذ ساختاري» رسم كند، نخبگان جامعه با امنيت خاطر به فعاليت ادامه خواهند داد؛ اما اگر ابهام باقي بماند، ممكن است مراودات علمي بينالمللي و حوزههاي پژوهشي كشور با آسيب رواني و عملي مواجه شوند. در عرصه بينالمللي و منطقهاي نيز، تصويب اين قانون سيگنال سياسي و امنيتي مشخصي را به بيرون صادر ميكند. خروج ايران از حالت انفعالي و تدوين ساز و كار قانوني دقيق براي مقابله با نفوذ نرم، پيام روشن ارتقاي هوشياري حاكميتي در مواجهه با جنگهاي تركيبي است. سرويسهاي اطلاعاتي متخاصم كه پيش از اين از شكافهاي قانوني براي نفوذ پوششي بهره ميبردند، درخواهند يافت كه بستر عملياتي آنها ناامن و هزينهبر شده است. همزمان دستگاه رسانهاي و تبليغاتي غرب احتمالا تلاش خواهد كرد اين مصوبه را به عنوان محدودسازي فضاي مدني پوشش بدهد؛ موضوعي كه ضرورت هوشمندي دستگاه ديپلماسي و رسانههاي داخلي را براي تبيين ابعاد حقوقي و دفاعي اين قانون دوچندان ميسازد. در نهايت، افق پيشرو نشان ميدهد كه طرح مقابله با نفوذ، نقطهاي عطف در نظام تقنيني و امنيتي كشور است. موفقيت اين قانون در نيل به اهداف راهبردي خود، منوط به آن است كه مجلس در مرحله تصويب جزييات، با صلابت حقوقي و كارشناسي، متني شفاف، متوازن و بازدارنده ارائه بدهد كه در آن «امنيت ملي» و «قانونمداري» به متقنترين شكل ممكن به يكديگر گره خورده باشند.