گروه حوادث: برای بسیاری از اهالی قروه که ابوالفضل عزتی را میشناختند، باورکردنی نیست که او به قتل رسیده باشد؛ پسر نوجوان ۱۵ سالهای که هم در کابینتسازی پدرش کار میکرد و هم به تحصیلش در مدرسه ادامه میداد. او تنها فرزند خانواده بود و پدر و مادرش حالا داغدار پسری هستند که تمام امید زندگیشان بود.
به گزارش همشهری آنلاین،آنطور که عموی ابوالفضل میگوید، شب جنایت ۴ خانواده از اقوامشان که خانواده ابوالفضل هم بین آنها بود، با هم قرار گذاشتند تا برای صرف شام به پارک رضوان در قروه بروند. آن شب همگی جمع شدند و بچهها از جمله ابوالفضل هم کمی دورتر از آنها با یکدیگر مشغول بازی شدند، اما جنایتی هولناک در انتظار پسر نوجوان بود.
سیلی خوردن و عذرخواهی مقتول
عموی ابوالفضل درباره جنایتی که در آن شب رخ داد توضیح میدهد: «تا جایی که اطلاع دارم، بچهها در فاصله ۵۰ تا ۷۰متری خانوادهها مشغول بازی بودند که ساعت ۱۱ شب برادرم با ابوالفضل تماس گرفت و گفت کجایی بابا. وسایل را جمع کردهایم و میخواهیم به خانه برگردیم. ابوالفضل هم گفت نزدیک هستم. آن زمان پسر خواهرم (حسین) نیز کنارش بود.
اینکه در آن لحظه بین ابوالفضل و متهم به قتل چه اتفاقی افتاده مشخص نیست، اما هرچه بود قتل در زمان بازی بچهها رخ داده. متهم به قتل که روی بدنش تتو هم داشته، ابتدا یک سیلی به ابوالفضل میزند و پس از آن به ابوالفضل میگوید برو به همه بگو فلانی مرا زد.
ابوالفضل همان لحظه دور شد، اما پس از مدتی دچار ترس و وحشت شد. به پسر خواهرم گفت حسین جان این پسر اگر در شهر مرا ببیند، بلایی سرم میآورد و باید از او عذرخواهی کنم. ابوالفضل دوباره برگشت و به متهم به قتل گفت درست است که به من سیلی زدی و هیچ کاری نکردم، اما از تو عذرخواهی میکنم.به محض اینکه ابوالفضل این جمله را گفت، متهم به قتل با استفاده از چاقو به طور عمقی شاهرگ برادرزادهام را برید، طوری که پزشکان میگفتند تیغه چاقو تمام رگهای شریانی را قطع کرده بود.
مقتول پای پیاده به بیمارستان رفت
پس از جنایت، ابوالفضل دستش را روی گردنش گذاشت و چون بیمارستان نزدیک پارک بود، حسین او را به بیمارستان رساند. ابوالفضل آنقدر حجب و حیا داشت که وقتی جلوی درب اورژانس رسید، با اینکه شرایط وخیمی داشت، نگران بود اورژانس خونآلود شود. برای همین سرش را مقابل سطل زباله گرفت تا خونهای گردنش درون آن بریزد و سپس وارد بیمارستان شود. شدت خونریزی آنقدر زیاد بود که روی دیوار اورژانس هم خون پاشیده بود.
حسین از کادر درمان کمک خواست و پرستاران نیز بهسرعت دستشان را روی شاهرگ ابوالفضل قرار دادند و در همان حال برادرزادهام از حال رفت.»وضعیت جسمی ابوالفضل بهقدری وخیم بود که باید به یک مرکز درمانی مجهزتر اعزام میشد. به گفته عموی ابوالفضل، او پس از مراجعه به بیمارستان و پانسمان اولیه، ساعت ۳بامداد با آمبولانس به سنندج اعزام شد، اما با وخیمتر شدن حال او، دوباره به قروه برگشتند.
اعزام هوایی مقتول پیش از مرگ به سنندج
ساعت ۴ بامداد دوباره ابوالفضل برای اعزام به سنندج آماده شد، اما مجددا حال ابوالفضل رو به وخامت گذاشت و دوباره به بیمارستان قروه مراجعه کردند. تمام تلاشها در شرایطی صورت میگرفت که از همان لحظات اولیه وقوع جنایت یعنی ساعت ۱۲ نیمه شب، کادر مجهز درمان در بیمارستان کوثر سنندج منتظر ورود ابوالفضل بودند تا جان او را نجات دهند.
عموی ابوالفضل در ادامه میگوید: ساعت حوالی ۷/۵ صبح، سرانجام ابوالفضل را با آمبولانس هوایی به بیمارستان کوثر سنندج منتقل شد و پزشکان متخصص درمان را آغاز کردند. جا دارد از پرسنل بیمارستان بسیار تشکر کنم که نهایت تلاش خود را بهکار بردند تا جان ابوالفضل را نجات دهند.
آنها چند ساعت بالای سر برادرزادهام بودند و تلاش کردند جانش را نجات دهند. آنها در حالی از اتاق عمل خارج شدند که همگی خیس عرق بودند تا به هر نحو ممکن برادرزادهام را نجات دهند، اما متأسفانه نشد که ابوالفضل زنده بماند.
دستگیری قاتل فراری در تهران
به گفته عموی ابوالفضل، گویا متهم به قتل پس از ارتکاب جنایت ابتدا به روستاهای اطراف کردستان و سپس به تهران گریخته، اما ماموران آگاهی که در جریان این جنایت قرار گرفته بودند، موضوع را پیگیری و اقدام به دستگیری متهم به قتل کردند و او را در اختیار آگاهی شهرستان قروه قرار دادند.
∎
به گزارش همشهری آنلاین،آنطور که عموی ابوالفضل میگوید، شب جنایت ۴ خانواده از اقوامشان که خانواده ابوالفضل هم بین آنها بود، با هم قرار گذاشتند تا برای صرف شام به پارک رضوان در قروه بروند. آن شب همگی جمع شدند و بچهها از جمله ابوالفضل هم کمی دورتر از آنها با یکدیگر مشغول بازی شدند، اما جنایتی هولناک در انتظار پسر نوجوان بود.
سیلی خوردن و عذرخواهی مقتول
عموی ابوالفضل درباره جنایتی که در آن شب رخ داد توضیح میدهد: «تا جایی که اطلاع دارم، بچهها در فاصله ۵۰ تا ۷۰متری خانوادهها مشغول بازی بودند که ساعت ۱۱ شب برادرم با ابوالفضل تماس گرفت و گفت کجایی بابا. وسایل را جمع کردهایم و میخواهیم به خانه برگردیم. ابوالفضل هم گفت نزدیک هستم. آن زمان پسر خواهرم (حسین) نیز کنارش بود.
ابوالفضل همان لحظه دور شد، اما پس از مدتی دچار ترس و وحشت شد. به پسر خواهرم گفت حسین جان این پسر اگر در شهر مرا ببیند، بلایی سرم میآورد و باید از او عذرخواهی کنم. ابوالفضل دوباره برگشت و به متهم به قتل گفت درست است که به من سیلی زدی و هیچ کاری نکردم، اما از تو عذرخواهی میکنم.به محض اینکه ابوالفضل این جمله را گفت، متهم به قتل با استفاده از چاقو به طور عمقی شاهرگ برادرزادهام را برید، طوری که پزشکان میگفتند تیغه چاقو تمام رگهای شریانی را قطع کرده بود.
مقتول پای پیاده به بیمارستان رفت
پس از جنایت، ابوالفضل دستش را روی گردنش گذاشت و چون بیمارستان نزدیک پارک بود، حسین او را به بیمارستان رساند. ابوالفضل آنقدر حجب و حیا داشت که وقتی جلوی درب اورژانس رسید، با اینکه شرایط وخیمی داشت، نگران بود اورژانس خونآلود شود. برای همین سرش را مقابل سطل زباله گرفت تا خونهای گردنش درون آن بریزد و سپس وارد بیمارستان شود. شدت خونریزی آنقدر زیاد بود که روی دیوار اورژانس هم خون پاشیده بود.
حسین از کادر درمان کمک خواست و پرستاران نیز بهسرعت دستشان را روی شاهرگ ابوالفضل قرار دادند و در همان حال برادرزادهام از حال رفت.»وضعیت جسمی ابوالفضل بهقدری وخیم بود که باید به یک مرکز درمانی مجهزتر اعزام میشد. به گفته عموی ابوالفضل، او پس از مراجعه به بیمارستان و پانسمان اولیه، ساعت ۳بامداد با آمبولانس به سنندج اعزام شد، اما با وخیمتر شدن حال او، دوباره به قروه برگشتند.
اعزام هوایی مقتول پیش از مرگ به سنندج
ساعت ۴ بامداد دوباره ابوالفضل برای اعزام به سنندج آماده شد، اما مجددا حال ابوالفضل رو به وخامت گذاشت و دوباره به بیمارستان قروه مراجعه کردند. تمام تلاشها در شرایطی صورت میگرفت که از همان لحظات اولیه وقوع جنایت یعنی ساعت ۱۲ نیمه شب، کادر مجهز درمان در بیمارستان کوثر سنندج منتظر ورود ابوالفضل بودند تا جان او را نجات دهند.
عموی ابوالفضل در ادامه میگوید: ساعت حوالی ۷/۵ صبح، سرانجام ابوالفضل را با آمبولانس هوایی به بیمارستان کوثر سنندج منتقل شد و پزشکان متخصص درمان را آغاز کردند. جا دارد از پرسنل بیمارستان بسیار تشکر کنم که نهایت تلاش خود را بهکار بردند تا جان ابوالفضل را نجات دهند.
آنها چند ساعت بالای سر برادرزادهام بودند و تلاش کردند جانش را نجات دهند. آنها در حالی از اتاق عمل خارج شدند که همگی خیس عرق بودند تا به هر نحو ممکن برادرزادهام را نجات دهند، اما متأسفانه نشد که ابوالفضل زنده بماند.
دستگیری قاتل فراری در تهران
به گفته عموی ابوالفضل، گویا متهم به قتل پس از ارتکاب جنایت ابتدا به روستاهای اطراف کردستان و سپس به تهران گریخته، اما ماموران آگاهی که در جریان این جنایت قرار گرفته بودند، موضوع را پیگیری و اقدام به دستگیری متهم به قتل کردند و او را در اختیار آگاهی شهرستان قروه قرار دادند.