خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ ابنا: در بسیاری از فرهنگها و حتی در برخی نگاههای رایج اجتماعی، گاهی مردی که موفقیت خود را مدیون حمایتهای همسرش میداند، از بیان این حقیقت خجالت میکشد. گویی اعتراف به نقش همسر در موفقیت مرد، از شأن و جایگاه او کم میکند؛ گویی مرد باید همیشه به تنهایی قهرمان داستان زندگی خود باشد و اگر زنی در مسیر موفقیت او نقشی داشته باشد، بهتر است این نقش پنهان بماند.
اما اگر بخواهیم از منظر اسلام و سیره اهلبیت(ع) به این مسئله نگاه کنیم، چنین تصوری نهتنها ضرورتی ندارد، بلکه با روح قدردانی و اخلاق اسلامی سازگار نیست.
اسلام مرد را به انکار زحمات همسرش دعوت نمیکند. اتفاقاً در تاریخ اسلام، یکی از درخشانترین نمونههای همراهی یک زن با موفقیت و رسالت یک مرد، زندگی پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه(س) است؛ زنی که نهتنها همسر پیامبر بود، بلکه ثروت، اعتبار، آرامش و تمام توان خود را در راه حمایت از رسول خدا(ص) و اسلام به کار گرفت.
اگر پیامبر اکرم(ص) از نقش حضرت خدیجه(س) سخن میگفت، آیا چیزی از عظمت ایشان کم میشد؟ هرگز.
بلکه عظمت پیامبر(ص) در این بود که حق همسرش را میشناخت، محبت و فداکاری او را فراموش نمیکرد و از بیان فضائل او ابایی نداشت.
حضرت خدیجه(س)؛ زنی که ثروتش را به نام خودش نگه نداشت
حضرت خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر اکرم(ص)، بانویی ثروتمند و از تاجران برجسته مکه بود. در منابع تاریخی، ثروت فراوانی برای ایشان نقل شده و از هوش و توانایی ایشان در تجارت سخن گفتهاند.
او میتوانست ثروتش را برای رفاه شخصی خود نگه دارد؛ میتوانست مانند بسیاری از ثروتمندان، تمام زندگیاش را صرف افزایش دارایی خویش کند؛ اما پس از ازدواج با پیامبر(ص)، نگاهش به ثروت تغییر کرد.
بر اساس گزارشهای تاریخی، حضرت خدیجه(س) اموال خود را در اختیار پیامبر(ص) قرار داد و پیامبر(ص) نیز آن را در راه خدا و حمایت از مسلمانان مصرف کرد.
این ثروت در سالهای سخت آغاز دعوت اسلامی، نقشی بسیار مهم داشت.
پیامبر(ص) با استفاده از امکاناتی که حضرت خدیجه(س) در اختیار ایشان گذاشته بود، به مسلمانان رسیدگی میکرد و از آنان حمایت مینمود. در دوران محاصره اقتصادی مسلمانان در شعب ابیطالب، دارایی حضرت خدیجه(س) کمک بزرگی برای مسلمانان بود.
حتی نقل شده است که در دوران محاصره، کالاها را چندین برابر قیمت واقعی خریداری میکردند تا بتوانند آنها را به محاصرهشدگان برسانند.
و سرانجام، آن ثروت عظیم تقریباً تمام شد.
زنی که روزی از ثروتمندترین زنان مکه بود، در راه حمایت از پیامبر(ص) و اسلام، دارایی خود را از دست داد.
این همان نقطهای است که باید از خود بپرسیم:
آیا پیامبر(ص) از اینکه بخشی از امکانات و پیشرفت نهضتش به حمایت مالی حضرت خدیجه(س) وابسته بود، احساس شرمندگی میکرد؟
نهتنها شرمنده نبود، بلکه سالها بعد نیز از خدیجه(س) با عظمت یاد میکرد.
پیامبر(ص): «هیچ مالی به من سود نبخشید، آنگونه که ثروت خدیجه سود بخشید»
از رسول خدا(ص) نقل شده است:
««ما نَفَعَنی مالٌ قَطُّ مِثلَ ما نَفَعَنی مالُ خَدیجَة.»»
یعنی:
«هیچ مالی مانند مال خدیجه(س) به من سود نبخشید.»
این جمله بسیار مهم است.
پیامبر اکرم(ص) میتوانست درباره این موضوع سکوت کند. میتوانست بگوید «من خودم همه کارها را انجام دادم» یا نقش حضرت خدیجه(س) را نادیده بگیرد تا تصویر یک مرد کاملاً مستقل را از خود ارائه کند.
اما چنین نکرد.
پیامبر(ص) حقیقت را گفت.او از نعمت و حمایتی که خداوند از طریق حضرت خدیجه(س) در اختیارش قرار داده بود، سخن گفت.
این برای همه مردان یک درس بزرگ است:اگر همسرت در موفقیت تو نقش داشته، اعتراف به این نقش، تو را کوچک نمیکند؛ بلکه بزرگواری تو را نشان میدهد.
«او با مالش مرا یاری کرد»
در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
««والله ما أبدلنی الله خیراً منها؛ آمنت بی إذ کفر بی الناس، وصدقتنی إذ کذبنی الناس، وواستنی بمالها إذ حرمنی الناس...»»
مضمون روایت این است:
«به خدا سوگند، خداوند بهتر از خدیجه را نصیب من نکرد؛ هنگامی که مردم به من کفر ورزیدند، او به من ایمان آورد؛ هنگامی که مردم مرا تکذیب کردند، او مرا تصدیق کرد؛ و هنگامی که مردم مرا محروم کردند، او با مالش مرا یاری کرد.»
به این جملات دقت کنیم.
پیامبر(ص) موفقیت خود را انکار نکرد، اما نقش خدیجه(س) را نیز پنهان نکرد.
او نگفت:«من به تنهایی همه این مسیر را طی کردم.»
بلکه فرمود:«او با مالش مرا یاری کرد.»
این همان چیزی است که امروز بسیاری از مردان باید یاد بگیرند.
اگر زنی در سختترین روزهای زندگی کنار همسرش ایستاده، سرمایهاش را در اختیار او قرار داده، آرامشش را به او بخشیده، تشویقش کرده، در مشکلات همراهش بوده و حتی به قیمت از دست د
ادن آسایش خودش باعث پیشرفت خانواده شده است، مرد نباید از گفتن این حقیقت خجالت بکشد.
موفقیت یک مرد، همیشه فقط حاصل تلاش خودش نیست گاهی مردی را میبینیم که امروز به جایگاه خوبی رسیده است.خانهای دارد، شغلی دارد، کسبوکاری دارد، تحصیلاتی دارد، اعتبار اجتماعی دارد یا در زمینهای به موفقیت رسیده است.
اما پشت این موفقیت، زنی قرار دارد که سالها در سکوت تحمل کرده است.زنی که شاید از خواستههای خودش گذشته باشد.زنی که شاید سرمایهاش را وارد زندگی کرده باشد.
زنی که شاید در روزهای شکست، تنها کسی بوده که به شوهرش گفته:«تو میتوانی.»
زنی که شاید فرزندان را بزرگ کرده تا مرد بتواند کار کند.زنی که شاید در شرایط دشوار اقتصادی، از امکانات خودش برای پیشرفت خانواده استفاده کرده باشد.زنی که شاید بارها همسرش را از نظر روحی سرپا نگه داشته باشد.
آیا چنین زنی شریک موفقیت نیست؟اگر هست، چرا باید نامش پنهان شود؟چرا مرد باید از گفتن این جمله خجالت بکشد:
«من هرچه دارم، بخشی از آن را مدیون همسرم هستم.»
این جمله ضعف نیست.این جمله نشانه معرفت است.
اسلام زن را وسیلهای برای افتخار مرد نمیداند؛ او را امانت الهی میداند
پیامبر اکرم(ص) درباره حقوق زنان سخنان بسیار مهمی بیان کردهاند.
در روایتی که در منابع حدیثی آمده، پیامبر(ص) درباره حقوق زنان سفارش میکنند و میفرمایند که جبرئیل(ع) آنقدر درباره زنان سفارش میکرد که پیامبر(ص) گمان کرد ممکن است حتی گفتن «اُف» به زن نیز جایز نباشد.
در ادامه، مضمون روایت چنین است که زنان به عنوان امانتهای الهی در اختیار مردان قرار گرفتهاند و مردان موظفاند با آنان با رحمت و شفقت رفتار کنند، آنان را مورد اجبار و اکراه قرار ندهند و آنچه به آنان دادهاند، بدون رضایتشان پس نگیرند.
این نگاه بسیار مهم است.همسر، ملک شخصی مرد نیست.همسر، انسانی دارای کرامت است.زنی که در زندگی مشترک در کنار مرد قرار گرفته، ابزار موفقیت او نیست؛ شریک زندگی اوست.پس اگر این شریک، در موفقیت خانواده نقش داشته، مرد باید به جای پنهان کردن این واقعیت، با افتخار از او یاد کند.
حقوق زن و مرد، یکطرفه نیست
گاهی برای دفاع از جایگاه مرد در خانواده، فقط برخی روایتها درباره وظایف زن مطرح میشود؛ در حالی که در منابع اسلامی، درباره مسئولیتهای سنگین مرد در برابر همسر نیز تأکید فراوان شده است.در همان مطالبی که درباره حقوق زن و مرد نقل شده، آمده است که جبرئیل(ع) پیامبر(ص) را درباره زنان سفارش میکرد و پیامبر(ص) نیز مردان را نسبت به آنان به تقوا و رعایت حقوقشان فرا میخواند.این مسئله نشان میدهد که خانواده در نگاه اسلام، میدان سلطه یک نفر بر دیگری نیست؛ بلکه مجموعهای از حقوق و مسئولیتهای متقابل است.درست است که زن در برخی زمینهها وظایفی در برابر شوهر دارد، اما مرد نیز وظایف مشخص و سنگینی بر عهده دارد.
از جمله:
- تأمین نفقه و نیازهای متعارف همسر
- پرداخت مهریه
- رعایت حقوق همسر
- رعایت کرامت و حرمت زن
- تأمین هزینههای فرزندان
- رفتار شایسته با همسر
- پرهیز از ظلم و آزار
حتی در مسائل مالی، زن استقلال مالی دارد و اگر ثروتمند باشد، اصل بر این نیست که ثروتش را برای تأمین زندگی شوهر هزینه کند؛ در حالی که مرد موظف به تأمین نفقه همسر و فرزندان است.
بنابراین اگر زنی با میل و محبت، سرمایه خود را برای پیشرفت همسرش هزینه میکند، این کار را نباید تبدیل به وظیفهای اجباری برای زنان کرد.فداکاری زن، دلیل نمیشود که مرد آن را حق مسلم خود بداند. بلکه باید آن را نعمتی بداند که شایسته قدردانی است.
درباره روایت «زن حتی یک درصد هم بر مرد حق ندارد»
یکی از مطالبی که گاهی برای اثبات برتری مطلق مرد در خانواده مطرح میشود، روایتی است که در آن زنی درباره حقوق زن نسبت به شوهر سؤال میکند و پاسخی با این مضمون میشنود که زن حتی به اندازه یک درصد نیز حقی بر شوهر ندارد.
اما نکته بسیار مهم این است که حتی در تحلیل این روایت نیز گفته شده که ظاهر آن با مجموعهای از آیات و روایات درباره حقوق زنان سازگار نیست.
بنابراین نمیتوان یک روایت را جدا از مجموعه آموزههای اسلامی معنا کرد.
اگر قرار بود زن هیچ حقی بر مرد نداشته باشد، چگونه در منابع اسلامی برای زن حق مهریه، نفقه، همخوابگی، کرامت، امنیت، رفتار شایسته و دیگر حقوق مطرح شده است؟
چگونه ممکن است زنی که حتی ثروتمند است، حق داشته باشد هزینههای متعارف زندگی خود را از شوهر مطالبه کند، اما هیچ حقی نداشته باشد؟
بنابراین فهم درست متون دینی نیازمند توجه به مجموعه آموزههای اسلام است، نه استفاده گزینشی از یک عبارت برای تحقیر زن.
اسلام دین عدالت است و حقوق خانواده را بر اساس مسئولیتها و نیازهای واقعی اعضای خانواده تنظیم کرده است.
حضرت خدیجه(س) به ما چه میآموزد؟
حضرت خدیجه(س) فقط یک زن ثروتمند نبود.او زنی بود که سرمایهاش را در خدمت هدفی بزرگ قرار داد.او میتوانست بگوید:«این ثروت، حاصل سالها تلاش من است و متعلق به خودم است.»اما در کنار پیامبر(ص) ایستاد.
در روزهایی که بسیاری از مردم پیامبر(ص) را تکذیب میکردند، او تصدیقش کرد.در روزهایی که دیگران او را تنها گذاشتند، خدیجه(س) همراهش بود.در روزهایی که جامعه پیامبر(ص) و مسلمانان را تحت فشار قرار داد، خدیجه(س) از امکانات خود برای کمک به آنان استفاده کرد.
و وقتی محاصره اقتصادی فرا رسید، دارایی او برای مسلمانان هزینه شد.پس اگر مردی به خاطر کمک مالی همسرش موفق شده باشد، نباید از این موضوع خجالت بکشد.اگر زنی سرمایهاش را برای پیشرفت همسرش خرج کرده، مرد نباید بگوید:«نمیخواهم کسی بفهمد که من با پول همسرم موفق شدم.»
بلکه باید بگوید:
«خدا را شکر که در زندگی من زنی بود که در سختترین روزها کنارم ایستاد.»
مردی که از گفتن نام همسرش خجالت میکشد، در حقیقت از نعمت خودش خجالت میکشد
گاهی مشکل از اینجا آغاز میشود که مرد تصور میکند اگر بگوید:
«همسرم کمکم کرد»
دیگران خواهند گفت:
«پس خودش چیزی نداشته.»
در حالی که این نگاه، تعریف اشتباهی از مردانگی است.
مردانگی به این نیست که انسان زحمات دیگران را انکار کند.
مردانگی به این است که وقتی کسی دستت را گرفت، دستش را فراموش نکنی.
وقتی کسی در شکستهایت کنارت ایستاد، در موفقیتهایت او را پنهان نکنی.
وقتی زنی سرمایهاش را برای زندگی مشترک هزینه کرد، آن را به حساب «وظیفه زن» نگذاری.
وقتی همسرت باعث شد تو بتوانی رشد کنی، نترسی که بگویی:
«او در موفقیت من نقش داشت.»
این نه تحقیر مرد است و نه برتری زن.
این یعنی قدردانی.
جمله «هرچه دارم از همسرم دارم» میتواند زیباترین جمله یک مرد باشد
البته منظور از این جمله این نیست که مرد تمام تلاشهای خودش را انکار کند.
ممکن است مرد سالها زحمت کشیده باشد، درس خوانده باشد، کار کرده باشد، شکست خورده باشد و دوباره بلند شده باشد.
اما در تمام این مسیر شاید همسرش نیز نقش داشته باشد.
بنابراین وقتی مرد میگوید:
«هرچه دارم از همسرم دارم»
میتواند معنایش این باشد:
«اگر امروز توانستم، او در کنارم بود.»
«اگر امروز موفق شدم، او روزهای شکست من را تحمل کرد.»
«اگر امروز توانستم سرمایهگذاری کنم، او بخشی از سرمایهاش را در اختیار زندگیمان گذاشت.»
«اگر امروز توانستم با آرامش کار کنم، او بخشی از مسئولیتهای زندگی را بر دوش کشید.»
«اگر امروز ایستادهام، او روزهایی که من میخواستم زمین بخورم، کنارم ایستاد.»
این حرف نه تنها چیزی از مرد کم نمیکند، بلکه شخصیت او را بزرگتر نشان میدهد.
«پشت هر مرد موفق، یک زن ایستاده است»؛ اما با یک تفاوت مهم
این جمله معروف اگر درست فهمیده شود، بسیار زیباست.
اما زن نباید فقط «پشت مرد» باشد.
در یک خانواده سالم، زن و مرد در کنار یکدیگر هستند.
گاهی مرد تکیهگاه زن است.
گاهی زن تکیهگاه مرد.
گاهی مرد از نظر مالی خانواده را حمایت میکند.
گاهی زن با سرمایه، دانش، آرامش یا فداکاری خود به خانواده کمک میکند.
گاهی مرد در مسیر موفقیت همسرش سرمایهگذاری میکند.
گاهی زن باعث میشود شوهرش به آرزوهایش برسد.
این همان معنای زندگی مشترک است:دو انسان، یکدیگر را به سمت بهتر شدن میبرند.پیامبر(ص) خدیجه(س) را فراموش نکرد، شاید یکی از زیباترین بخشهای زندگی پیامبر(ص)، وفاداری ایشان به حضرت خدیجه(س) پس از رحلت او باشد.
خدیجه(س) از دنیا رفت، اما جایگاهش در قلب پیامبر(ص) باقی ماند.پیامبر(ص) محبت و فداکاری او را فراموش نکرد.این رفتار به ما یاد میدهد که نعمت را تا زمانی که در اختیار داریم قدر بدانیم.
نه اینکه وقتی زن در کنارمان است، زحماتش را عادی بدانیم و بعد از سالها تازه متوجه شویم چه کسی در زندگیمان چه نقشی داشته است.مرد باید در زمان حضور همسرش از او تشکر کند.
باید بگوید:«ممنونم که کنارم بودی.»
«ممنونم که به من ایمان داشتی.»
«ممنونم که در سختیها تنهایم نگذاشتی.»
و اگر موفق شد، باید بدون خجالت بگوید:
«همسرم در این موفقیت سهم بزرگی دارد.»
اسلام با تشکر از زن مخالف نیست؛ بلکه ناسپاسی را نمیپسندد
در یک زندگی مشترک، زن و مرد نباید حسابوکتاب محبتهایشان را مانند یک دفتر بدهکار و بستانکار نگه دارند.
اما این به معنای نادیده گرفتن فداکاریها هم نیست.اگر همسر تو سالها از تو حمایت کرده، قدرش را بدان.اگر سرمایهاش را وارد زندگی کرده، قدرش را بدان.اگر در روزهای سخت کنارت بوده، قدرش را بدان.اگر برای موفقیت تو از خواستههای خودش گذشته، قدرش را بدان.
و مهمتر از همه:از اینکه دیگران بدانند همسرت در موفقیت تو نقش داشته، خجالت نکش.
و چه زیباست مردی که میگوید:
«من به تنهایی به اینجا نرسیدم.»
این جمله شاید یکی از زیباترین نشانههای بلوغ یک مرد باشد.مرد بالغ میداند که موفقیت، محصول تلاش یک نفر نیست.او از خدا تشکر میکند.از پدر و مادرش تشکر میکند.از استادان و دوستانش تشکر میکند.
و از همسرش نیز تشکر میکند.او نمیترسد که بگوید:«همسرم در موفقیت من نقش داشته است.»و حتی اگر نقش همسرش بسیار پررنگ بوده، با افتخار میگوید:«اگر امروز چیزی دارم، بخشی از آن را مدیون همسرم هستم.»
این جمله نشانه ضعف نیست.نشانه وابستگی ناسالم نیست.نشانه شکست مردانگی نیست.نشانه این است که آن مرد، قدرشناس است.
حضرت خدیجه(س) به ما نشان داد که زن میتواند در بزرگترین تحولات تاریخ نقش داشته باشد، بدون آنکه ارزش و جایگاه مرد از بین برود.
پیامبر اکرم(ص) نیز به ما نشان داد که مرد بزرگ، مردی نیست که نقش زنان را انکار کند؛ بلکه مردی است که حق آنان را میشناسد و از فداکاریشان با افتخار یاد میکند.
اگر مال خدیجه(س) در سختترین روزها به یاری اسلام آمد، پیامبر(ص) آن را پنهان نکرد.
اگر خدیجه(س) در روزهای تکذیب پیامبر(ص)، او را تصدیق کرد، پیامبر(ص) این حقیقت را فراموش نکرد.
اگر خدیجه(س) در روزهایی که دیگران پیامبر(ص) را تنها گذاشتند با مال خود به یاری او شتافت، رسول خدا(ص) سالها بعد نیز از او با احترام و محبت یاد کرد.
پس مرد امروز نیز اگر همسرش باعث پیشرفت او شده، نباید سرش را پایین بیندازد و از گفتن آن خجالت بکشد.
اتفاقاً باید با افتخار بگوید:
«من به تنهایی موفق نشدم.»
«همسرم در موفقیت من سهم دارد.»
«در روزهایی که کسی به من ایمان نداشت، همسرم کنارم بود.»
و اگر حقیقتاً چنین بوده است، حتی میتواند بگوید:
«من هرچه دارم، از خداست؛ اما خداوند بسیاری از این نعمتها را از مسیر همسرم به من رساند.»
این جمله نه تنها از عظمت مرد کم نمیکند، بلکه نشان میدهد او انسانی است که نعمت را میشناسد، محبت را فراموش نمیکند و حق همسرش را انکار نمیکند.
و شاید بهترین الگوی چنین مردی، همان پیامبر اکرم(ص) باشد که درباره حضرت خدیجه(س) فرمود:
««هیچ مالی مانند مال خدیجه به من سود نبخشید.»»
و درباره او فرمود:
««هنگامی که مردم مرا تکذیب کردند، او مرا تصدیق کرد و هنگامی که مردم مرا محروم کردند، با مالش مرا یاری کرد.»»
این یعنی یک مرد بزرگ، از گفتن نام زنی که در موفقیت او نقش داشته، خجالت نمیکشد.
او به چنین زنی افتخار میکند.
نویسنده: فاطمه پورعباس