بمباران مناطق جنوبی لبنان در آستانه دور بعدی مذاکرات با میانجیگری کاخسفید انجام شد که قرار است اوایل ماه آینده میلادی در شهر رم برگزار شود.
در همین راستا، دفتر ریاستجمهوری دولت بیروت در بیانیهای اعلام کرد عون «حملات جاری اسرائیل» به جنوب لبنان و همچنین «نقض مکرر توافق چارچوبی و حقوق بینالملل درباره حمایت از غیرنظامیان را که به کشته شدن اعضای یک خانواده در روستای انصار انجامید» محکوم کرده است. در ادامه بیانیه آمده که «این نقضهای آتشبس، پیامی روشن درباره روند مذاکرات هستند.»
ارتش اشغالگر قدس پیشتر ادعا کرده بود که در واکنش به حملهای علیه نیروهایش، زیرساختهای تدافعی جنبش حزبالله را هدف قرار داده است. گزارشها حاکی از آن است که در حملات اسرائیل دستکم ۹ نفر شهید شدهاند. استمرار بدمستی صهیونیستها در خاک لبنان همزمان با انفعال دولت، شکستی مضاعف برای ائتلاف ۱۴ مارس در حراست از تمامیتارضی کشور است.
طرح تل آویو برای کوچ اجباری
با توجه به الگوی حملات نظامی و کارشکنی دیپلماتیک مقامات تصمیمساز در رژیمصهیونیستی، بحث درباره سرنوشت جنوب لبنان بیشتر از چند ماه اخیر رنگوبوی جنگی به خود گرفته است. در راستای همین روند، صدور دستورهای گسترده تخلیه، ایجاد مناطق خالی از سکنه، فشار بر جمعیت غیرنظامی و تبدیل بخشهایی از جنوب کشور به منطقهای با حضور یا کنترل نظامی اسرائیل، بهعنوان مؤلفههایی مشابه «طرح ژنرالها» در باریکه غزه توصیف شدهاند. طرح ژنرالها در اصل مربوط به نوار غزه، بهویژه شمال این باریکه است و این طرح در سال ۲۰۲۴ از سوی گروهی از ژنرالهای ذخیره ارتش اسرائیل، با محوریت ژنرال بازنشسته گیورا آیلند، مطرح شد و هدف آن محاصره شمال غزه، وادار کردن ساکنان به ترک منطقه و قطع دسترسی نیروهای حماس به غذا و سایر نیازهای اساسی تا زمان تسلیم شدن عنوان شد.
دور باطل مذاکرات با اسرائیل
تحرکات تجاوزکارانه رژیمصهیونیستی، تداوم اشغال خاک لبنان و امتناع تلآویو از هرگونه عقبنشینی، حتی جزئی، حمایت عمومی لبنانیها از ادامه مذاکرات مستقیم دولت با اسرائیل را تضعیف کرده است. رژیمصهیونیستی همزمان میکوشد خود را طرفدار روند دیپلماسی نشان دهد اما با تأکید مکرر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر تلآویو و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ وی بر عدم عقبنشینی از لبنان، عملا مذاکرات را به ابزاری برای پیشبرد اهداف امنیتی خود تبدیل کردند و در چنین شرایطی، دولت لبنان بزرگترین بازنده روند مذاکرات قلمداد میشود. از سوی دیگر، رفتار کابینه جنگ صهیونیستی، تلاشهای دیپلماتیک بیروت را از محتوای واقعی خود تهی کرده و مذاکرات را در چرخهای از خواستههای فزاینده اشغالگران گرفتار میکند که پس از هر دور، به نقطه آغاز بازمیگردد. تداوم این وضعیت اعتماد شهروندان لبنان به روند مذاکره را کاهش میدهد و زمینه بیشتری برای تقویت دیدگاه جنبش حزبالله درباره ضرورت حفظ سلاح فراهم میکند. در نتیجه، شکست مذاکرات علاوه بر آنکه یک ناکامی دیپلماتیک برای دولت عون، بهمعنای تداوم اشغال جنوب و ناتوانی مقامات لبنانی در گسترش حاکمیت خود بر سراسر خاک کشور خواهد بود، در نهایت، روایت حزبالله درباره ضرورت حفظ توانمندهای دفاعی را تقویت کرد.
ضرورت مقاومت مسلحانه
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل جنبش حزبالله لبنان روز جمعه بهمناسبت سالگرد پیروزی مقاومت اسلامی بر متجاوزان صهیونیستی طی جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، صراحتا گفت: «رژیمصهیونیستی فقط زبان زور میفهمد؛ دولت لبنان تحت قیمومیت و فشارهای خارجی، بهجای بازداشتن دشمن از نقض عهد، تمام تمرکز خود را بر مسأله سلاح مقاومت معطوف کرده است.» به عبارت دیگر، مقامات رسمی بهجای پافشاری بر مسیر نادرست، پیش از آنکه برایشان گران تمام شود به دامان ملت بازگردند.
مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) در سال ۲۰۲۵ شمار نیروهای حزبالله را تاحدود ۴۰ هزار رزمنده برآورد کرد و همزمان از برخورداری این جنبش از ذخایر قابلتوجه موشکی و سامانههای متنوع پدافند هوایی خبر داد. از سوی دیگر، برآوردهای چند سال اخیر از وجود بیش از ۱۵۰ هزار موشک و راکت حکایت دارد. بهرغم دو پیکار سخت با دشمن صهیونی، حزبالله همچنان به موشکهای کوتاهبرد و میانبرد، موشکهای ضدزره، پهپادها و موشکهای دقیق مجهز است که کابوسی دائمی برای ساکنان شمال اراضی اشغالی قلمداد میشود.
بنبست استراتژیک واشنگتن
آمریکا در پرتو استراتژی دیرینه خود از سال ۱۹۹۱، خواهان خلعسلاح جنبشهای مسلح آزادیخواه و اسلامی منطقه است. براساس نگاه استراتژیستهای واشنگتن، ایدئولوژیزدایی فراملی از خاورمیانه (غرب آسیا) به معنای تقویت نظام دولت ــ ملت خواهد بود. در نگاه نخست، چنین طرحی معقول و منطقی جلوه کرده اما در پسپرده اتکا بر نهادهای دولتی لرزان منطقه، ادامه کنترل بر تصمیمگیری کشورهای منطقه همسو با منافع کاخسفید است. در اوایل قرن جدید، توماس فریدمن، ستوننویس نیویورکتایمز نسبت به ناکارآمدی دول متحد آمریکا در منطقه و انفجار جمعیتی جوانان خشمگین هشدار داده و در تبیین استدلال خود چنین آورده است: «اگر ما به تحول این دولتهای عرب که با انفجار جمعیت نیز مواجه هستند کمک نکنیم تا تمام مشکلاتشان را به گردن دیگران نیندازند، هرگز شاهد کاهش پرورش نیروهای مهارناپذیر در این جوامع نخواهیم بود.» با توجه به نکات فوق، دولت ترامپ امیدوار است با دستاوردسازی برای دولت ناتوان عون، زمینه تضعیف سیاسی و خلع سلاح حزبالله با بهرهگیری از عناصر ملی نظیر ارتش را تحقق ببخشد. مسلما، تل آویو با ترکیب حاکمان فعلی متعهد به آرمان «اسرائیل بزرگ» هرگونه معماری امنیتی جایگزین در منطقه خاورمیانه را غیرقابل پذیرش ارزیابی میکنند؛ فارغ از آنکه نظامیان اشغالگر بیشاز همتایان آمریکایی نسبت به ضعف بنیادین قوای مسلح لبنان در نقش آفرینی موثر درون طرح خلع سلاح واقف هستند. بنابراین رژیمصهیونیستی با تخطی آمرانه از توافق آتش بس، بر مسیر اقناعسازی مجدد واشنگتن برای تثبیت اشغالگری جنوب لبنان تاکید دارد.
∎
در همین راستا، دفتر ریاستجمهوری دولت بیروت در بیانیهای اعلام کرد عون «حملات جاری اسرائیل» به جنوب لبنان و همچنین «نقض مکرر توافق چارچوبی و حقوق بینالملل درباره حمایت از غیرنظامیان را که به کشته شدن اعضای یک خانواده در روستای انصار انجامید» محکوم کرده است. در ادامه بیانیه آمده که «این نقضهای آتشبس، پیامی روشن درباره روند مذاکرات هستند.»
ارتش اشغالگر قدس پیشتر ادعا کرده بود که در واکنش به حملهای علیه نیروهایش، زیرساختهای تدافعی جنبش حزبالله را هدف قرار داده است. گزارشها حاکی از آن است که در حملات اسرائیل دستکم ۹ نفر شهید شدهاند. استمرار بدمستی صهیونیستها در خاک لبنان همزمان با انفعال دولت، شکستی مضاعف برای ائتلاف ۱۴ مارس در حراست از تمامیتارضی کشور است.
طرح تل آویو برای کوچ اجباری
با توجه به الگوی حملات نظامی و کارشکنی دیپلماتیک مقامات تصمیمساز در رژیمصهیونیستی، بحث درباره سرنوشت جنوب لبنان بیشتر از چند ماه اخیر رنگوبوی جنگی به خود گرفته است. در راستای همین روند، صدور دستورهای گسترده تخلیه، ایجاد مناطق خالی از سکنه، فشار بر جمعیت غیرنظامی و تبدیل بخشهایی از جنوب کشور به منطقهای با حضور یا کنترل نظامی اسرائیل، بهعنوان مؤلفههایی مشابه «طرح ژنرالها» در باریکه غزه توصیف شدهاند. طرح ژنرالها در اصل مربوط به نوار غزه، بهویژه شمال این باریکه است و این طرح در سال ۲۰۲۴ از سوی گروهی از ژنرالهای ذخیره ارتش اسرائیل، با محوریت ژنرال بازنشسته گیورا آیلند، مطرح شد و هدف آن محاصره شمال غزه، وادار کردن ساکنان به ترک منطقه و قطع دسترسی نیروهای حماس به غذا و سایر نیازهای اساسی تا زمان تسلیم شدن عنوان شد.
دور باطل مذاکرات با اسرائیل
تحرکات تجاوزکارانه رژیمصهیونیستی، تداوم اشغال خاک لبنان و امتناع تلآویو از هرگونه عقبنشینی، حتی جزئی، حمایت عمومی لبنانیها از ادامه مذاکرات مستقیم دولت با اسرائیل را تضعیف کرده است. رژیمصهیونیستی همزمان میکوشد خود را طرفدار روند دیپلماسی نشان دهد اما با تأکید مکرر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر تلآویو و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ وی بر عدم عقبنشینی از لبنان، عملا مذاکرات را به ابزاری برای پیشبرد اهداف امنیتی خود تبدیل کردند و در چنین شرایطی، دولت لبنان بزرگترین بازنده روند مذاکرات قلمداد میشود. از سوی دیگر، رفتار کابینه جنگ صهیونیستی، تلاشهای دیپلماتیک بیروت را از محتوای واقعی خود تهی کرده و مذاکرات را در چرخهای از خواستههای فزاینده اشغالگران گرفتار میکند که پس از هر دور، به نقطه آغاز بازمیگردد. تداوم این وضعیت اعتماد شهروندان لبنان به روند مذاکره را کاهش میدهد و زمینه بیشتری برای تقویت دیدگاه جنبش حزبالله درباره ضرورت حفظ سلاح فراهم میکند. در نتیجه، شکست مذاکرات علاوه بر آنکه یک ناکامی دیپلماتیک برای دولت عون، بهمعنای تداوم اشغال جنوب و ناتوانی مقامات لبنانی در گسترش حاکمیت خود بر سراسر خاک کشور خواهد بود، در نهایت، روایت حزبالله درباره ضرورت حفظ توانمندهای دفاعی را تقویت کرد.
ضرورت مقاومت مسلحانه
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل جنبش حزبالله لبنان روز جمعه بهمناسبت سالگرد پیروزی مقاومت اسلامی بر متجاوزان صهیونیستی طی جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، صراحتا گفت: «رژیمصهیونیستی فقط زبان زور میفهمد؛ دولت لبنان تحت قیمومیت و فشارهای خارجی، بهجای بازداشتن دشمن از نقض عهد، تمام تمرکز خود را بر مسأله سلاح مقاومت معطوف کرده است.» به عبارت دیگر، مقامات رسمی بهجای پافشاری بر مسیر نادرست، پیش از آنکه برایشان گران تمام شود به دامان ملت بازگردند.
مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) در سال ۲۰۲۵ شمار نیروهای حزبالله را تاحدود ۴۰ هزار رزمنده برآورد کرد و همزمان از برخورداری این جنبش از ذخایر قابلتوجه موشکی و سامانههای متنوع پدافند هوایی خبر داد. از سوی دیگر، برآوردهای چند سال اخیر از وجود بیش از ۱۵۰ هزار موشک و راکت حکایت دارد. بهرغم دو پیکار سخت با دشمن صهیونی، حزبالله همچنان به موشکهای کوتاهبرد و میانبرد، موشکهای ضدزره، پهپادها و موشکهای دقیق مجهز است که کابوسی دائمی برای ساکنان شمال اراضی اشغالی قلمداد میشود.
بنبست استراتژیک واشنگتن
آمریکا در پرتو استراتژی دیرینه خود از سال ۱۹۹۱، خواهان خلعسلاح جنبشهای مسلح آزادیخواه و اسلامی منطقه است. براساس نگاه استراتژیستهای واشنگتن، ایدئولوژیزدایی فراملی از خاورمیانه (غرب آسیا) به معنای تقویت نظام دولت ــ ملت خواهد بود. در نگاه نخست، چنین طرحی معقول و منطقی جلوه کرده اما در پسپرده اتکا بر نهادهای دولتی لرزان منطقه، ادامه کنترل بر تصمیمگیری کشورهای منطقه همسو با منافع کاخسفید است. در اوایل قرن جدید، توماس فریدمن، ستوننویس نیویورکتایمز نسبت به ناکارآمدی دول متحد آمریکا در منطقه و انفجار جمعیتی جوانان خشمگین هشدار داده و در تبیین استدلال خود چنین آورده است: «اگر ما به تحول این دولتهای عرب که با انفجار جمعیت نیز مواجه هستند کمک نکنیم تا تمام مشکلاتشان را به گردن دیگران نیندازند، هرگز شاهد کاهش پرورش نیروهای مهارناپذیر در این جوامع نخواهیم بود.» با توجه به نکات فوق، دولت ترامپ امیدوار است با دستاوردسازی برای دولت ناتوان عون، زمینه تضعیف سیاسی و خلع سلاح حزبالله با بهرهگیری از عناصر ملی نظیر ارتش را تحقق ببخشد. مسلما، تل آویو با ترکیب حاکمان فعلی متعهد به آرمان «اسرائیل بزرگ» هرگونه معماری امنیتی جایگزین در منطقه خاورمیانه را غیرقابل پذیرش ارزیابی میکنند؛ فارغ از آنکه نظامیان اشغالگر بیشاز همتایان آمریکایی نسبت به ضعف بنیادین قوای مسلح لبنان در نقش آفرینی موثر درون طرح خلع سلاح واقف هستند. بنابراین رژیمصهیونیستی با تخطی آمرانه از توافق آتش بس، بر مسیر اقناعسازی مجدد واشنگتن برای تثبیت اشغالگری جنوب لبنان تاکید دارد.