فوتبال جهان در هفتههای اخیر در آستانه یکی از جدیترین بحرانهای مدیریتی تاریخ فیفا قرار گرفته است. تنها چند هفته پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ جایگاه جیانی اینفانتینو رئیس سوئیسی ایتالیایی فیفا، که تا همین اواخر تقریباً برای انتخاب مجدد در سال ۲۰۲۷ تضمینشده به نظر میرسید با یکی از بزرگترین چالشهای دوران ریاستش مواجه شده است.
بحران از طرح بحثبرانگیز فیفا برای ورود سرمایهگذاران خصوصی به بخشی از حقوق تجاری جام جهانی آغاز شد اما اکنون موضوع بسیار فراتر از یک اختلاف تجاری است. مخالفان اینفانتینو مسئله اصلی را تمرکز قدرت فقدان شفافیت، تصمیمگیری یکجانبه و نحوه اداره فیفا میدانند و خواستار تغییر در ساختار قدرت فدراسیون جهانی فوتبال شدهاند.
در مقابل اینفانتینو هنوز از حمایت هایی در آفریقا آمریکای جنوبی و بخشی از آسیا برخوردار است و برخی کشورهای عربی نیز صراحتاً از ادامه ریاست او حمایت کردهاند. بنابراین سؤال اصلی این است که آیا ائتلاف مخالفان میتواند این مخالفت را به اکثریت انتخاباتی تبدیل کند؟
طرح ۴.۲ میلیارد دلاری
پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶، اینفانتینو طرحی را برای ایجاد یک ساختار تجاری جدید در فیفا مطرح کرد که بر اساس آن قرار بود حدود ۲۰ درصد از حقوق تجاری مجموعهای از مسابقات از جمله جام جهانی در اختیار سرمایهگذاران خصوصی قرار گیرد.
ارزش این معامله حدود ۴.۲ میلیارد دلار برآورد شده بود.
استدلال فیفا این بود که جذب سرمایه خصوصی میتواند منابع جدیدی برای توسعه فوتبال در سراسر جهان ایجاد کند اما طرح بدون اجماع گسترده میان کنفدراسیونهای قارهای مطرح شد و خیلی سریع با مخالفت شدید مواجه شد.
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا)، کنفدراسیون فوتبال آسیا ای اف سی و کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب کونکاکاف در یک موضعگیری کمسابقه اقدام اینفانتینو را نقض اعتماد و نمونهای از تصمیمگیری بدون مشورت کافی دانستند.
سرانجام فیفا طرح را کنار گذاشت، اما عقبنشینی اینفانتینو نتوانست بحران
را متوقف کند. برعکس، مخالفان گفتند مسئله اصلی دیگر خود طرح نیست، بلکه نحوه تصمیمگیری رئیس فیفا است.
ائتلاف بیسابقه علیه اینفانتینو
مهمترین تحول هفتههای اخیر، شکلگیری ائتلافی میان سه کنفدراسیون بزرگ یعنی یوفا، AFC و کونکاکاف است.
این ائتلاف از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است زیرا این سه کنفدراسیون مجموعاً نماینده بخش بزرگی از ۲۱۱ عضو فیفا هستند و در صورت هماهنگی انتخاباتی میتوانند معادلات انتخابات ریاست فیفا را تغییر دهند.
آنها خواستار بررسی مستقل عملکرد فیفا، شفافیت بیشتر و تغییر در نحوه اداره فدراسیون جهانی شدهاند و برخی از آنها صراحتاً گفتهاند که اینفانتینو باید پیش از انتخابات سال ۲۰۲۷ از ریاست کنار برود.
یوفا حتی بحث تحریم یا عدم حضور در برخی مسابقات فیفا را مطرح کرده است؛ اقدامی که اگر عملی شود میتواند به یکی از بزرگترین بحرانهای نهادی تاریخ فوتبال جهان تبدیل شود.
نخستین درخواست رسمی برای استعفا
در میان فدراسیونهای ملی، نروژ یکی از نخستین کشورهایی بود که بهطور رسمی خواستار استعفای فوری اینفانتینو شد.
لیزه کلاونِس، رئیس فدراسیون فوتبال نروژ، اعلام کرد که اعتماد به اینفانتینو از بین رفته است و خواستار بازنگری در ساختارهای مدیریتی و اخلاقی فیفا شد.
نروژ همچنین از بررسی موضوعات دیگری از جمله طرح سرمایهگذاری خصوصی، اعطای جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ و رفع محرومیت «فولارین بالوگان» بازیکن آمریکایی در مسابقات جام جهانی ابراز نگرانی کرده است.
این تحول از آن جهت اهمیت داشت که مخالفت با اینفانتینو را از سطح اختلاف میان مدیران کنفدراسیونها به سطح فدراسیونهای ملی منتقل کرد.
پس از آن، کشورهای دیگری نیز موضع خود را تغییر دادند.
خروج ایرلند و نیوزیلند از صف حامیان رییس
یکی از مهمترین اتفاقات روزهای اخیر، پس گرفتن حمایت فدراسیون فوتبال ایرلند از نامزدی اینفانتینو بود.
ایرلند پیشتر نامه حمایت از انتخاب مجدد او را امضا کرده بود، اما اکنون با استناد به نگرانی درباره حکمرانی، شفافیت و فقدان مشورت کافی حمایت خود را پس گرفته است. نیوزیلند هم اعلام کرد حمایت خود از انتخاب مجدد اینفانتینو را پس میگیرد و خواستار بررسی مستقل طرح سرمایهگذاری شکستخورده فیفا شد.
این اتفاق از نظر سیاسی مهم است؛ زیرا نشان میدهد حمایتهایی که چند ماه پیش برای اینفانتینو تقریباً قطعی به نظر میرسیدند، الزاماً تا روز انتخابات پابرجا نخواهند ماند.
با وجود تمام این اتفاقات، صحبت از سقوط قریبالوقوع اینفانتینو میتواند گمراهکننده باشد.
در ژوئیه گذشته و پیش از این اتفاقات بیش از ۲۰۰ فدراسیون از ۲۱۱ عضو فیفا نامه حمایت از انتخاب مجدد او را امضا کردهبودند.
البته این نامهها الزام انتخاباتی ایجاد نمیکنند و برخی فدراسیونها بعداً موضع خود را تغییر دادهاند.
علاوه بر این، کنفدراسیون فوتبال آفریقا همچنان پشت سر اینفانتینو ایستاده و از او حمایت میکند.
پاتریس موتسپه، رئیس CAF، در روزهای اخیر تأکید کرده که آینده اینفانتینو باید در انتخابات ۲۰۲۷ توسط ۲۱۱ عضو فیفا تعیین شود و نه از طریق فشار سیاسی برای برکناری او.
این موضع عملاً یک پیام سیاسی روشن دارد: آفریقا حاضر نیست به ائتلاف اروپایی برای کنار گذاشتن اینفانتینو بپیوندد.
حمایت کشورهای عربی؛ شکاف در آسیا
در روزهای اخیر شش فدراسیون عربی شامل قطر، مصر، لبنان، مراکش، سودان و موریتانی نیز حمایت خود از اینفانتینو را اعلام کردند.
قطر و مراکش اهمیت ویژهای دارند؛ قطر میزبان جام جهانی ۲۰۲۲ بوده و مراکش یکی از میزبانان جام جهانی ۲۰۳۰ است.
این کشورها عملکرد اینفانتینو در توسعه جهانی فوتبال و حمایت از فوتبال کشورهای در حال توسعه را مثبت ارزیابی کردهاند.
با این حال، آسیا اکنون به یکی از میدانهای اصلی نبرد انتخاباتی تبدیل شده است.
از یک سو AFC در صف منتقدان اینفانتینو قرار گرفته و از سوی دیگر تعدادی از اعضای آسیایی همچنان از او حمایت میکنند.
حتی قطر اخیراً نسبت به اقدام AFC در امضای نامه انتقادی علیه اینفانتینو اعتراض کرده و گفته است که این اقدام بدون مشورت با فدراسیون فوتبال قطر انجام شده است.
این تحول نشان میدهد که AFC خود نیز در مورد آینده اینفانتینو یکپارچه نیست.
در این میان، عربستان سعودی اهمیت ویژهای دارد.
فدراسیون فوتبال عربستان در ماه آوریل رسماً حمایت خود را از نامزدی اینفانتینو برای دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱ اعلام کرده بود.
اما با توجه به تحولات اخیر، نقش عربستان در انتخابات میتواند بسیار مهمتر شود.
اگر عربستان همچنان در اردوگاه اینفانتینو باقی بماند، بخش قابل توجهی از آرای آسیایی و عربی در کنار او قرار خواهد گرفت.
و از سویی اگر ریاض موضع خود را تغییر دهد، میتواند نشانهای جدی از تغییر موازنه قدرت در آسیا باشد.
به همین دلیل، در هفتهها و ماههای آینده موضع عربستان یکی از مهمترین شاخصهای سنجش آینده سیاسی اینفانتینو خواهد بود.
اینفانتینو در کنگره فیفا در ونکوور در ماه می رسماً اعلام کرد که برای دوره بعدی ریاست نامزد خواهد شد.
انتخابات قرار است در ۱۸ مارس ۲۰۲۷ در رباط مراکش برگزار شود.
فیفا ۲۱۱ عضو دارد. بنابراین در یک رقابت دو نفره، برای پیروزی در دور نهایی به بیش از نیمی از آرای معتبر نیاز است؛ یعنی عملاً حداقل ۱۰۶ رأی.
طبق اساسنامه فیفا، در دور اول دو سوم آرای اعضای حاضر و واجد شرایط لازم است و اگر این اکثریت حاصل نشود، در دور بعدی اکثریت ساده کافی خواهد بود.
بنابراین، اگر مخالفان بتوانند حداقل ۱۰۶ رأی را حول یک نامزد واحد جمع کنند، اینفانتینو میتواند شکست بخورد.
اما مشکل اصلی مخالفان دقیقاً همینجاست:
آنها هنوز نامزد واحد و مورد توافق ندارند.
در حال حاضر نام چند شخصیت در محافل فوتبالی مطرح شده است، اما هیچکدام هنوز بهعنوان رقیب رسمی و قطعی اینفانتینو وارد رقابت نشدهاند.
ویکتور مونتالیانی رئیس کونکاکاف ناصر الخلیفی رئیس باشگاه پاریسنژرمن و شیخ سلمان بن ابراهیم آل خلیفه رئیس AFC از نامهایی هستند که در محافل مخالفان اینفانتینو مطرح شده، هرچند موضع نهایی و میزان تمایل آنها برای ورود به چنین رقابتی روشن نیست.
نکته مهم این است که مخالفان اینفانتینو فقط به دنبال تغییر رئیس فیفا نیستند.
گزارشهای اخیر حاکی از آن است که ائتلاف مخالفان در حال بررسی تغییر بنیادی ساختار ریاست فیفا است.
بر اساس ایدههایی که در محافل مخالفان مطرح شده، ریاست فیفا ممکن است از یک مقام بسیار قدرتمند اجرایی به یک سمت عمدتاً تشریفاتی و چرخشی تبدیل شود.
در یکی از سناریوهای مطرحشده، ریاست میتواند برای دورههای دو ساله میان قارهها چرخش داشته باشد و قدرت اجرایی اصلی در اختیار یک هیئت مدیریتی و یک مدیرعامل حرفهای قرار گیرد.
این پیشنهاد در صورت تحقق، تنها به معنای پایان دوران اینفانتینو نیست؛ بلکه میتواند به معنای پایان مدل ریاست قدرتمند در فیفا باشد؛ مدلی که از دوران ژائو هاوهلانژ و سپس سپ بلاتر شکل گرفته و در دوران اینفانتینو نیز تقویت شده است.
گزارشهای فساد
بحران فعلی فقط به طرح سرمایهگذاری خصوصی محدود نیست.
در هفتههای اخیر، برخی رسانهها درباره مسائل مربوط به دوران حضور اینفانتینو در یوفا، از جمله پرداختی به یک کارمند سابق، گزارشهایی منتشر کردند.
فیفا این اتهامات را رد کرده و آنها را بخشی از تلاش سازمانیافته برای تضعیف رئیس خود دانسته است. یوفا نیز اعلام کرده بود پرداخت مذکور مطابق مقررات آن زمان انجام شده است. بنابراین این موضوع در حال حاضر بیش از آنکه یک پرونده اثباتشده علیه اینفانتینو باشد.
همچنین استفاده اینفانتینو از هواپیمای خصوصی در سالهای نخست ریاستش بار دیگر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
یکی دیگر از ابعاد سیاسی بحران، رابطه نزدیک اینفانتینو با دونالد ترامپ است.
ترامپ در هفتههای اخیر آشکارا از رئیس فیفا حمایت کرده و نسبت به کنار گذاشتن او هشدار داده است.
منتقدان اینفانتینو استفاده بیش از حد از روابط سیاسی و نزدیک شدن فیفا به رهبران سیاسی خصوصا ترامپ را یکی دیگر از نشانههای مشکل حکمرانی در این سازمان میدانند.
در واقع اینفانتینو با تصمیمات غیر تخصصی سیاسی و اقتصادی فوتبال جهان را دگرگون کرده و باعث کاهش جذابیت فوتبال در جهان شده است. ۴۸ تیمی کردن جام جهانی، حمایت و تمجید از میزبانی نامناسب و کارشکنیهای ایالات متحده و بدعت جام صلح بیمعنی که به ترامپ داده شد یا ماجرای مضحک و بیسابقه بخشش بازیکن تیم ملی آمریکا به درخواست ترامپ ازجمله موارد و اتفاقات ناامیدکنندهای بوده که نشان میدهد رییس فیفا دشمن روح و جذابیت فوتبال است و دیگر صلاحیت ریاست در این نهاد را ندارد.
ائتلاف جهانى براى بركنارى اينفانتينو از رياست فيفا
دشمن فوتبال
صاحبخبر -
∎