«همه ما در فضای مجازی رانندگی میکنیم بدون اینکه گواهینامه گرفته باشیم.» به نظر شما این تعبیر سام واینبرگ، پژوهشگر حوزه سواد اطلاعاتی، از وضعیت ما در عصر دیجیتال چقدر درست است!؟
در واقع ما هر روز با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو میشویم. اما لزوماً مهارت لازم برای تشخیص اطلاعات معتبر از جعلی را نداریم. مشکل هم فقط به کمبود سواد رسانهای یا ناآگاهی درباره منابع خبری محدود نمیشود. بعضی اوقات، حتی افراد تحصیلکرده و باهوش نیز در مواجهه با یک خبر جعلی فریب میخورند. فریبی که با کمک خود مغز انسان انجام میشود.
آسیبپذیری ما هم در زمینه تشخیص اخبار جعلی از واقعی روز به روز بیشتر میشود. در دنیای آنلاین، جایی که خبرها در چند ثانیه منتشر و هزاران بار بازنشر میشوند، این آسیبپذیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. یک تیتر هیجانانگیز پیش از آنکه فرصت بررسی منبع یا شواهد را پیدا کنیم، توجه و قضاوت ما را تحت تأثیر قرار میدهد. در ادامه ترفندهای مغز را که باعث آسیبپذیری ما در برابر اخبار منفی میشود، بررسی میکنیم.
اخبار جعلی؛ فراتر از یک دروغ ساده
ناتوانی ما در تشخیص حقیقت از دروغ در اینترنت، فقط یک خطای بیاهمیت روزمره نیست. «اخبار جعلی» و پدیدههای مرتبط با آن پیامدهای جدی برای جامعه دارند. مهمترین پیامدهای اخبار جعلی عبارت است از:
- تضعیف اعتماد عمومی: گسترش اخبار جعلی اعتماد مردم به رسانهها، نهادهای عمومی و حتی منابع معتبر خبری را کاهش میدهد و تشخیص حقیقت را دشوارتر میکند.
- تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تشدید قطبیشدن: اخبار جعلی، بهویژه در زمان بحرانها و اختلافات سیاسی و اجتماعی، با تحریک ترس، خشم و سردرگمی بر تصمیمهای مردم اثر میگذارند و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکنند.
- تهدید سلامت و امنیت عمومی: اطلاعات نادرست درباره بیماریها، واکسنها، درمانها یا رویدادهای بحرانی، بعضی را به سمت تصمیمهای خطرناک سوق میدهند.
- آسیب به افراد، سازمانها و اقتصاد: انتشار اطلاعات نادرست به اعتبار افراد و سازمانها لطمه میزند، به کسبوکارها و بازارها آسیب میرساند و زمینه نفرتپراکنی یا حتی خشونت را فراهم کیکند.
- تقویت چرخه انتشار اطلاعات نادرست و کلاهبرداری: بازنشر بدون بررسی، حتی با نیت نقد یا افشا، یک ادعای نادرست را بیشتر در معرض دید قرار میدهد. اخبار جعلی همچنین گاهی برای کلاهبرداری مالی، تبلیغات دروغین و فیشینگ به کار میروند.
آیا صرفا افراد سادهلوح، فریب اخبار جعلی را میخورند؟
بسیاری فکر میکنند که تنها افراد کمسواد و سادهلوح فریب اخبار جعلی را میخورند. باوری که از اساس اشتباه است. در دنیای امروزی، مدارک تحصیلی و بهرهی هوشی بالا هم زره نفوذناپذیری در برابر اخبار جعلی نیستند.
امروزه یک فرد معمولی هم ساعات زیادی از روز را در اینترنت میگذراند. او همزمان با محتواهای زیاد، اعلانهای متعدد و پیامهای گوناگون سروکار دارد. بنابراین احساس میکند که برای خواندن و بررسی دقیق هر خبر وقت ندارد و به تیترها بسنده کند. همچنین او اجازه میدهد که انگیزهها و عادتهای ذهنیاش قدرت قضاوتش را تحت تاثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، ما موجوداتی اجتماعی هستیم و میل به دریافت لایک و تأیید دیگران گاهی صدای هشدار درونیمان را خاموش میکند. باورهای سیاسی نیز گاهی ما را به سمت پذیرش آسانتر اطلاعاتی سوق میدهند که با دیدگاههای قبلیمان سازگارند. و در نهایت همهی این عوامل دست در دست هم میدهند تا ما فریب اخبار جعلی را بخوریم.
در ادامه مهمترین ترفندهایی را که باعث فریب خوردن مغز ما با اخبار جعلی میشود، بررسی میکنیم.
وقتی تکرار، دروغ را باورپذیر میکند!
انسانها خود را موجوداتی منطقی میدانند. اما تصمیمهای ما همیشه هم حاصل تحلیل دقیق نیست و گاهی تحت تأثیر احساسات و میانبرهای شناختی شکل میگیرد. روانشناسان به این روشهای ذهنی سریع، اکتشافها (Heuristics) میگویند؛ میانبرهایی که به ما کمک میکنند تا بدون صرف زمان و انرژی زیاد تصمیم بگیریم.
مثلاً بعید است که هنگام خرید، همه برندهای ماست را از نظر قیمت، کیفیت و ترکیبات با هم مقایسه کنیم. ذهن ما برای چنین تصمیمهایی از میانبرهایی مانند اثر آشنایی استفاده میکند؛ یعنی تمایل داریم چیزی را که قبلاً دیدهایم، صرفاً به دلیل آشنا بودن، معتبرتر تصور کنیم. این سازوکارها زمانی میتوانستند مفید باشند اما در محیط آنلاین گاهی به نقطهضعف ما تبدیل میشوند.
دیوید رند، دانشمند علوم شناختی دانشگاه MIT، در پژوهشی نشان داد که مواجهه قبلی با یک خبر جعلی باعث میشود که افراد بعداً آن را معتبرتر ارزیابی کنند. او تیترهای واقعی و جعلی را در قالبی شبیه پستهای فیسبوک به شرکتکنندگان نشان داد. سپس دریافت که آشنایی قبلی با یک تیتر جعلی، ادراک صحت آن را افزایش میدهد. به بیان ساده، تکرار یک ادعا آن را آشناتر و در نتیجه، باورپذیرتر کند.
این مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که خود ما به بازنشر چنین محتواهایی کمک کنیم. گاهی افراد یک خبر جعلی را با هدف مسخره کردن یا افشای آن به اشتراک میگذارند، اما همین بازنشر ادعای دروغین را بیشتر در معرض دید قرار میدهد و به ماندگاری آن در ذهن مخاطبان کمک میکند.
مغز ما هنوز با قواعد دنیای پیش از اینترنت فکر میکند!
بخشی از مشکل این است که ما هنوز برای ارزیابی اطلاعات آنلاین از همان میانبرهایی استفاده میکنیم که پیش از اینترنت آموختهایم. در کتابخانه، منابع و استنادهای یک کتاب که از فیلتر ناشر، ویراستار، داور علمی و کتابدار گذشته بود، نشانهای از اعتبار محسوب میشد. اما در اینترنت، هر فردی امکان تولید و انتشار محتوا را دارد. پس همانند کتابخانهها نمیتوانیم به هر محتوایی اعتماد کنیم.
روزنامهها نیز زمانی میان خبر و تفسیر مرز مشخصی میکشیدند. اما امروز در شبکههای اجتماعی، گاهی یک گزارش خبری، پست شخصی و اظهارنظر خشمگینانه در قالبی مشابه کنار هم قرار میگیرند. به گفته کلر واردل، پژوهشگر حوزه اطلاعات نادرست، وقتی همهچیز ظاهری مشابه دارد، تشخیص تفاوت میان انواع اطلاعات برای مغز دشوارتر میشود.
در چنین شرایطی، گاهی ارزیابی اطلاعات را به موتورهای جستوجو میسپاریم. در حالی که رتبه بالاتر یک صفحه در نتایج جستوجو لزوماً به معنای درستتر بودن محتوای آن نیست. موتورهای جستوجو نتایج را بر اساس عوامل مختلفی مانند ارتباط با عبارت جستوجوشده رتبهبندی میکنند، نه صرفاً صحت ادعا.
بنابراین، اگر درباره یک درمان اثباتنشده جستوجو کنید، ممکن است صفحاتی را ببینید که از آن دفاع میکنند؛ بدون اینکه موتور جستوجو صحت این ادعا را تأیید کرده باشد. به تعبیر ریچارد گینگراس، وظیفه موتور جستوجو پیدا کردن اطلاعات است، نه داوری درباره حقیقت.
گاهی نیز به تعداد لایکها و نظرات یک پست اکتفا میکنیم. همانگونه که حتما خودتان هم میدانید، این معیارها نیز برای تشخیص اخبار جعلی کاربردی ندارند.
وقتی احساسات جای حقیقت را میگیرند!
خلقوخوی و وضعیت عاطفی ما نیز در برابر اخبار جعلی آسیبپذیرمان میکند. وقتی یک خبر خشم، ترس، هیجان یا امید شدیدی در ما ایجاد میکند، احتمال اینکه پیش از بررسی صحت آن واکنش نشان دهیم، بیشتر میشود.
پژوهشها نشان دادهاند که حتی تشویق افراد به تکیه بر احساسات خود احتمال پذیرش اخبار جعلی را افزایش میدهد. زیرا در چنین شرایطی، احساس «درست به نظر رسیدن» یک ادعا ممکن است که جای بررسی شواهد و منبع را بگیرد.
این اثر در شبکههای اجتماعی حتی پررنگتر است. پژوهشگران دریافتهاند که افزودن تنها یک واژه با بار اخلاقی یا عاطفی به پستهایی درباره موضوعات بحثبرانگیز، میزان انتشار آنها را تا حدود ۲۰ درصد افزایش دهد. دلیل آن روشن است: محتوایی که خشم، ترس، همدلی یا احساس عدالت را برمیانگیزد، بیشتر توجه ما را جلب میکند و انگیزه بیشتری برای واکنش و اشتراکگذاری ایجاد میکند. در چنین فضایی، یک خبر هیجانانگیز و نادرست بسیار سریعتر از یک گزارش دقیق و خنثی منتشر میشود.
مشکل اینجاست که برانگیخته شدن احساسات، توجه ما را از پرسشهای مهمتر منحرف میکند: این خبر را چه کسی منتشر کرده؟ منبع اصلی کجاست؟ آیا این رسانه سابقه قابل اعتمادی دارد؟ آیا شواهد مستقلی برای این ادعا وجود دارد؟
بسیاری از کاربران در لحظهای که یک محتوا احساساتشان را برمیانگیزد، بهجای بررسی این پرسشها، مستقیماً واکنش نشان میدهند. حتی ممکن است که بعد از مدتی، خودِ منبع خبر را فراموش کنند و فقط ادعایی را که شنیدهاند، به خاطر بسپارند.
به همین دلیل، یکی از مهمترین مهارتها در مواجهه با اخبار آنلاین این است که احساس خود را از اعتبار خبر جدا کنیم. اینکه یک خبر ما را عصبانی، خوشحال یا نگران میکند، هیچ تضمینی برای درست بودن آن نیست. گاهی درست در همان لحظهای که یک خبر بیش از همه ما را تحت تأثیر قرار میدهد، باید یک قدم عقب برویم و بپرسیم: «چه چیزی در این خبر باعث شده چنین احساسی پیدا کنم؟ آیا واقعاً شواهدی برای باور کردنش وجود دارد؟»
وقتی باورهایمان حقیقت را فیلتر میکنند!
علاوه بر خطاهای حافظه و میانبُرهای ذهنی، باورهای سیاسی و تعلقات گروهی نیز ما را در برابر اخبار جعلی آسیبپذیر میکنند. انسانها معمولاً اطلاعاتی را راحتتر میپذیرند که با دیدگاهها و باورهای قبلیشان سازگار باشد. به همین دلیل، گاهی یک خبر نادرست را صرفاً به این دلیل باور میکنیم که با موضع سیاسی مورد قبول ما همخوان است. اما اگر همین ادعا از سوی جناح مقابل مطرح شود، احتمالاً با تردید بیشتری به آن نگاه خواهیم کرد.
این مسئله فقط به «باور کردن» محدود نمیشود؛ انتخاب و به اشتراک گذاشتن اخبار نیز تحت تأثیر همین گرایش قرار میگیرد. ما در شبکههای اجتماعی فقط به دنبال اطلاعات نیستیم، بلکه به دنبال ارتباط، تأیید و احساس تعلق به یک گروه نیز هستیم. وقتی محتوایی دیدگاه گروه مورد علاقهمان را تأیید میکند، به اشتراک گذاشتن آن، این احساس را تقویت میکند که در حال حمایت از «خودمان» و همفکرانمان هستیم. در چنین شرایطی، دقت و صحت خبر به اولویت دوم تبدیل میشود.
در واقع، میان دو نیاز انسانی تعارضی شکل میگیرد: میل به دانستن حقیقت و میل به تعلق داشتن به یک گروه. اگر خبری احساس هویت، وفاداری یا تعلق ما را تقویت کند، برای پذیرفتن آن به شواهد کمتری نیاز داریم. به همین دلیل، یکی از دشوارترین بخشهای مقابله با اخبار جعلی از این واقعیت ناشی میشود که ما دوست داریم بعضی اطلاعات درست باشند.
و در پایان
ما برای سادهتر کردن جهان ساخته شده است؛ برای تشخیص سریع، تصمیمگیری و پیدا کردن میانبُر. همین توانایی که در بسیاری از موقعیتها به کمکمان میآید، در دنیای پرسرعت و پرهیاهوی اینترنت به نقطهضعف ما تبدیل میشود.
اخبار جعلی دقیقاً از همین نقاط ضعف استفاده میکنند: از آشنایی، احساسات، باورهای قبلی، میل به تعلق و اعتماد ما به نشانههایی که زمانی معتبر بودند. بنابراین راه مقابله با آنها فقط داشتن اطلاعات بیشتر نیست؛ باید آهستهتر فکر کنیم. پیش از باور کردن یا به اشتراک گذاشتن یک خبر، منبع آن را بررسی کنیم، به تیتر اکتفا نکنیم، به احساسات خود مشکوک باشیم و بپرسیم: «چه شواهدی از درست بودن این ادعا پشتیبانی میکنند؟»