شناسهٔ خبر: 79346034 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: میزان | لینک خبر

وضعیت بحرانی بیماران در غزه

وضعیت بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه با ادامه محاصره و بمباران‌ها در مسیر وخامت فزاینده حرکت می‌کند. وضعیت بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه با ادامه محاصره و بمباران‌ها در مسیر وخامت فزاینده حرکت می‌کند.

صاحب‌خبر -
خبرگزاری میزان -

با اتمام دارو در غزه تحت محاصره رژیم صهیونیستی و اختلال در مراقبت‌های بهداشتی، بیماران دیالیزی و سرطانی در این منطقه محاصره‌شده به حال خود رها می‌شوند تا به آرامی بمیرند.

روایت‌هایی از رنج بیماران در غزه

ابراهیم؛ کوچک‌ترین بیمار دیالیزی در غزه

ابراهیم عبدالله ۵ ساله، ۴ روز در هفته ۳ کیلومتر از چادر خانواده‌اش در المواصی تا بیمارستان ناصر در خان‌یونس سفر می‌کند، جایی که تقریبا ۴ ساعت را به دستگاه دیالیز متصل است؛ او کوچک‌ترین بیمار دیالیزی در غزه است.

این سفر بیشتر روز را در بر می‌گیرد؛ والدین ابراهیم به نوبت وی را همراهی می‌کنند، چراکه باید مراقب ۳ دختر دیگرشان در چادر باشند؛ اگر شرایط امنیتی اجازه دهد و اتوبوس بیمارستان در دسترس باشد، از آن استفاده می‌کنند، در غیر این صورت، از هر وسیله نقلیه عمومی که پیدا کنند استفاده می‌کنند.

چند هفته پیش، ابراهیم به دلیل فشار خون بالا دچار خونریزی مغزی شد که سمت چپ بدنش را فلج کرد؛ او از آن زمان شروع به بهبودی کرده است، اما اکنون در کنار دیالیز و تزریق خون منظم، به توانبخشی عصبی نیاز دارد.

پدرش گفت: ابراهیم پیش از جنگ، کودکی پرانرژی بود که عاشق بازی با خواهر و برادر‌ها و دوستانش بود؛ او و خواهر نه ساله‌اش، هر ۲ از آتروفی ارثی کلیه رنج می‌برند، اما شرایط آن‌ها قابل کنترل بود؛ پیش از شروع نسل‌کشی در غزه غذای سالم و آب تمیز وجود داشت؛ پزشکان وضعیت آن‌ها را زیر نظر داشتند و امیدوار بودند که روزی اقدام‌های پزشکی مورد نیازشان، ازجمله پیوند کلیه را دریافت کنند.

برای ابراهیم، وخامت شدید اندکی پس از جنگ آغاز شد؛ دارو‌های مورد نیاز برای درمان سنگ کلیه تمام شد؛ در این شرایط سلامت ابراهیم به سرعت رو به وخامت گذاشت؛ او ۹ سنگ دفع کرد؛ سنگ‌ها بزرگ‌تر و بیشتر و باعث خونریزی و تورم و آسیب بیشتر به کلیه‌های ابراهیم شدند.

در همان زمان، عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در نزدیکی چادر‌های خانواده در المواصی بار‌ها مانع از رسیدن آن‌ها به بیمارستان‌ها یا درمانگاه‌ها شد؛ تا جولای ۲۰۲۵، وضعیت ابراهیم آنقدر وخیم شد که تا سپتامبر در بیمارستان بستری ماند؛ پزشکان می‌گویند که او به دفعات بیشتری به دیالیز نیاز دارد.

رئیس بخش نفرولوژی بیمارستان الرنتیسی، گفت که ابراهیم تقریبا هر روز باید دیالیز شود، اما کمبود‌ها تقریبا بر تمام جنبه‌های مراقبت از او تاثیر می‌گذارند؛ دارو‌های ضروری کلیه که برای درمان کم‌خونی در بیماران دیالیزی استفاده می‌شود، به همراه تجهیزات اولیه دیالیز، کمیاب هستند.

حال نعیمه، خواهر ۹ ساله ابراهیم، نیز رو به وخامت است؛ رئیس بخش نفرولوژی بیمارستان الرنتیسی گفت که او اکنون نیز به دیالیز نیاز دارد، اگرچه پزشکان سعی می‌کنند شروع آن را تا حد امکان به تاخیر بیندازند، زیرا تجهیزات پزشکی محدود را سهمیه‌بندی کرده و موارد فوری را در اولویت قرار می‌دهند؛ در نهایت، هر ۲ خواهر و برادر به پیوند کلیه نیاز خواهند داشت.

ابراهیم در دسامبر ۲۰۲۵ ارجاع پزشکی برای ترک غزه برای درمان دریافت کرد؛ ۸ ماه بعد، وی هنوز آنجاست.

وضعیت بحرانی بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه؛ انتظار در صف درمانی که هرگز فرا نمی‌رسد

باسل در انتظار مرگ تدریجی

باسل دحدوح ۴۷ ساله به‌عنوان بیمار دیالیزی، گفت: پیش از جنگ، سلامتی من خوب بود؛ اکنون به دلیل کمبود دارو حتی نمی‌توانم بدون کمک کارهایشخصی خود را انجام دهم.

باسل، پدر ۴ فرزند، در سال ۲۰۲۰ دیالیز را شروع کرد؛ غزه از قبل تحت محدودیت‌های شدیدی بود، اما در مقایسه با مراقبت‌های موجود امروز، وی سیستم قبل از جنگ را عالی به یاد می‌آورد.

سال‌ها بیماری، همراه با گرسنگی، آوارگی و شرایط سخت زندگی، از قبل عوارض قابل توجهی به بار آورده بود؛ باسل به سختی می‌توانست راه برود و به عصا وابسته بود؛ خونریزی شبکیه به بینایی‌اش به‌شدت آسیب رسانده بود.

وقتی نظامیان صهیونیست در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان ۱۴۰۲) به بیمارستان الشفاء حمله کردند، باسل در آنجا پناه گرفته بود؛ وی به یاد می‌آورد که بیماران بدون غذا، آب یا برق کافی رها می‌شدند و مجبور می‌شدند درمان‌های دیالیز را متوقف کنند.

باسل گفت: آن‌ها ما را کتک زدند؛ آن‌ها برق و غذا را قطع کردند؛ من هفته‌ها نمی‌توانستم دیالیز شوم؛ در آن دوره، وضعیت باسل وخیم شد؛ وی گفت که بدنش بیش از ۱۵ کیلوگرم مایع را در خود نگه داشته و موقتا بینایی خود را از دست داده است.

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ ICRC سرانجام وی را به بیمارستان الاقصی در دیر البلح منتقل کرد، جایی که باسل دیالیز را از سر گرفت و بینایی خود را به دست آورد.

۳ ماه بعد، وضعیت باسل به طرز چشمگیری رو به وخامت گذاشت، اما کاهش دیالیز تنها بخشی از بحران بود؛ در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴)، یک موش یکی از انگشتان پای باسل را در اردوگاه آوارگان گاز گرفت؛ زخم بهبود نیافت؛ خانواده‌اش این را به ترکیبی از دیابت، کمبود تجهیزات پزشکی، استریلیزاسیون ناکافی و شرایط دشوار بهداشتی در چادرشان نسبت دادند؛ زخم عفونی شد و به قانقاریای دیابتی تبدیل شد.

پزشکان یک انگشت پا، سپس انگشت دوم و سپس انگشت سوم را قطع کردند؛ با وجود این، عفونت گسترش یافت؛ در نهایت، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که پای باسل باید از زیر زانو قطع شود.

پس از قطع عضو، باسل تقریبا یک هفته را تحت نظر در بیمارستان صحرایی وابسته به جمعیت هلال احمر فلسطین، گذراند؛ کمبود شدید دارو‌های مسکن در غزه، روند بهبودی را دشوارتر کرد.

در همین حین، بشرا، خواهر ۵۷ ساله باسل، پس از ماه‌ها لرزش و خونریزی مکرر بینی مربوط به یک بیماری زمینه‌ای، درگذشت؛ کمی قبل از شروع جنگ، وی مجوز دریافت کرده بود که در خارج از غزه تحت درمان قرار گیرد و قرار بود در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ (۲۱ مهر ۱۴۰۲) آنجا را ترک کند، اما هرگز زنده نماند.

 

وضعیت بحرانی بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه؛ انتظار در صف درمانی که هرگز فرا نمی‌رسد

اکنون خانواده باسل از سرنوشت مشابهی برای وی می‌ترسند؛ آن‌ها نمی‌دانند که پس از ترک بیمارستان، چگونه با آن کنار خواهند آمد؛ حتی قبل از قطع عضو، رساندن باسل به دیالیز به معنای هل دادن ویلچرش در امتداد جاده‌های ویران غزه بود.

باسل مانند همه بیماران دیالیزی، نیز به یک رژیم غذایی کاملا کنترل‌شده، با محدودیت‌هایی در مصرف پتاسیم، فسفر، سدیم و مایعات و همچنین دسترسی مطمئن به آب آشامیدنی تمیز نیاز دارد؛ برای یک خانواده آواره برآورده کردن این نیاز‌ها تقریبا غیرممکن است.

قبل از جنگ، باسل با خانواده‌اش در خانه‌ای بزرگ در بیت‌لاهیا زندگی می‌کرد؛ این خانه در ماه‌های اول جنگ در حمله هوایی رژیم صهیونیستی ویران شد؛ وی اکنون در چادری بدون توالت در محاصره موش‌ها و در معرض گرمای طاقت‌فرسا زندگی می‌کند.

باسل می‌گوید ترجیح می‌دهد بمیرد تا اینکه به این زندگی ادامه دهد.

تضاد بین زندگی باسل قبل از جنگ و زندگی فعلی وی نشان می‌دهد که چگونه بیماری در غزه از آوارگی و محرومیتی که بیماران مجبور به تحمل آن هستند، جدایی‌ناپذیر شده است.

بیماران دیالیزی به هیچ‌وجه تنها نیستند؛ بیماران سرطانی غزه با همان فروپاشی مراقبت‌های پزشکی پایدار، در میان کمبود شدید دارو‌های شیمی‌درمانی، دارو‌های مسکن و دیگر درمان‌های ضروری، مواجه هستند.

داستان مایسا زیر سایه اشغال

مایسا، ۳۹ ساله، سرطان پیشرفته‌ای دارد که از فک بالایی شروع شده و از آن زمان به سینه راست و ریه‌هایش گسترش یافته است؛ یکی از تومور‌ها در ریه‌های وی به ۱۸ سانتی‌متر رسیده است.

وی اکنون در چادری در نزدیکی ساحل غربی شهر غزه زندگی می‌کند، زیرا حمله هوایی رژیم صهیونیستی خانه‌اش را ویران کرد؛ وی همسر، پسر و ۲۸ نفر از اقوامش را در جنگ از دست داد.

مایسا تاکنون ۳ جلسه شیمی‌درمانی در بیمارستان الشفاء دریافت کرده است، اما از ۱۴ جولای (۲۳ تیر)، هیچ جلسه‌ای دریافت نکرده است؛ وی گفت: پزشکان به من گفتند که به دلیل محدودیت‌های مرزی، هیچ داروی شیمی‌درمانی وجود ندارد.

پزشکان برای محافظت از استخوان‌های مایسا، تسکین درد و کمک به حفظ تحرک وی، دارویی تجویز کردند که این دارو گاهی در داروخانه‌های غزه یافت می‌شود.

۶ ماه پیش، مایسا یک ارجاع پزشکی فوری برای ترک غزه دریافت کرد؛ پزشکان گفتند که برای برداشتن تومور‌ها از ریه راست و سینه‌اش به جراحی نیاز دارد؛ مایسا هنوز منتظر است.

حتی زمانی که شیمی‌درمانی در دسترس بود، رسیدن به درمان می‌توانست ساعت‌ها طول بکشد؛ مایسا حدود ساعت ۷ صبح چادر خود را ترک می‌کرد و به دنبال وسیله نقلیه می‌گشت؛ اگر نمی‌توانست کسی را پیدا کند، باید ۳ ساعت تا بیمارستان پیاده‌روی می‌کرد؛ وقتی به آنجا می‌رسید، پزشکان ابتدا باید مشخص می‌کردند که آیا بدنش به اندازه کافی برای دریافت شیمی‌درمانی قوی است یا خیر.

وی گفت: پزشکان می‌دانند که من بدون غذا خوردن به جلسه‌ها می‌روم، بنابراین قبل از شروع درمان، ۲ ساعت به من محلول تغذیه‌ای داخل وریدی می‌دهند.

شلوغی بیش از حد در بیمارستان مشکل دیگری ایجاد می‌کرد.

وضعیت بحرانی بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه؛ انتظار در صف درمانی که هرگز فرا نمی‌رسد

مایسا گفت: ما بیماران سرطانی حق داریم در غزه تحت درمان قرار بگیریم، یا حداقل با ارجاع پزشکی خود تخلیه شویم، تحت درمان قرار بگیریم و سپس برگردیم؛ ما در شرایط سخت در چادرها، بدون نظافت یا نیاز‌های اولیه زندگی زندگی می‌کنیم؛ من هر روز هزار بار می‌میرم.

وی اظهار کرد: دلیل همه رنج‌های ما اشغال اسرائیل است که ما را از حقوق اصلی خود محروم کرد و اجازه نداد مانند افراد عادی زندگی کنیم.

مرگ سنا در صف درمان

برای سنا ۵۸ ساله اهل رفح، آوارگی، گرسنگی و فقدان در نهایت ویرانگر بود؛ وی پیش از جنگ به سرطان کبد مبتلا شده بود و برای درمان به مصر سفر کرد و ۸ ماه را صرف آماده شدن برای پیوند کبد کرد؛ پسر ۳۹ ساله‌اش، محمد، قصد داشت بخشی از کبدش را اهدا کند.

جابجایی‌های مکرر و کمبود غذا خیلی زود رژیم غذایی تجویزشده را برای سنا غیرممکن کرد؛ ظرف چند ماه، دارو‌هایی که از مصر آورده بودند تمام شد.

با گسترش سرطان، سنا ارجاع پزشکی دیگری دریافت کرد و در فهرست انتظار برای ترک غزه برای درمان قرار گرفت، اما هرگز اجازه خروج از غزه داده نشد.

۲ پسر سنا در سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریوز ۱۴۰۴)، درپی حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند؛ این فقدان، سنا را به‌شدت تحت تاثیر قرار داد؛ با بدتر شدن وضعیت جسمی‌اش، به نظر می‌رسید که وی اراده‌اش را برای زندگی از دست داده است.

در نهایت، سرطان در دستگاه گوارش سنا گسترش یافت و کلیه‌هایش شروع به از کار افتادن کردند؛ پزشکان تشخیص دادند که وی به دیالیز نیاز دارد و یک جلسه در بیمارستان ناصر تحت درمان قرار گرفت.

سنا روز بعد درگذشت؛ یک هفته بعد، سازمان جهانی بهداشت با محمد تماس گرفت تا به وی بگوید که باید برای سفر به منظور درمان آماده شود.

 

وضعیت بحرانی بیماران دیالیزی و سرطانی در غزه؛ انتظار در صف درمانی که هرگز فرا نمی‌رسد

بحران درمان در غزه

به گزارش +۹۷۲، در سراسر غزه، افرادی که ادامه زندگیشان به مراقبت‌های پزشکی مداوم بستگی دارد، متوجه می‌شوند که حتی نمی‌توان روی درمان‌های معمول حساب کرد؛ در بحبوحه محاصره شدید رژیم صهیونیستی، دیالیز منظم به دلیل کمبود دارو، تجهیزات، آب تمیز و غذای کافی مختل شده است.

بیماران سرطانی برای دسترسی به شیمی‌درمانی و دیگر درمان‌های ضروری تلاش می‌کنند؛ بیمارستان‌ها ویران شده‌اند، خانواده‌ها بار‌ها آواره شده‌اند و دارو‌ها و لوازم پزشکی به اتمام رسیده‌اند.

رسیدن به یکی از معدود مراکز فعال می‌تواند یک مصیبت باشد؛ شرایطی که زمانی قابل درمان یا قابل کنترل تلقی می‌شدند، به‌طور فزاینده‌ای خطرناک شده‌اند.

بیماران دیالیزی و سرطانی غزه با فروپاشی مراقبت‌های پزشکی پایدار، در میان کمبود شدید دارو‌های شیمی‌درمانی، دارو‌های مسکن و دیگر درمان‌های ضروری، مواجه هستند.

رئیس مرکز سرطان غزه در بیمارستان ناصر، گفت که غزه اکنون فاقد خدمات حیاتی سرطان، ازجمله رادیوتراپی و آزمایش‌های تشخیصی پیشرفته است؛ نتیجه این امر، تاخیر در تشخیص و قطع درمان است.

وی گفت: در غزه ۶۰ درصد کمبود تجهیزات شیمی‌درمانی، دارو‌های حمایتی، دارو‌های کنترل درد و درمان‌های هدفمند وجود دارد.

با توجه به کمبود منابع، تیم‌های پزشکی مجبور شده‌اند تجهیزات را سهمیه‌بندی کنند و تصمیم بگیرند که کدام بیماران تحت درمان قرار گیرند؛ این مرکز از سازمان جهانی بهداشت WHO، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و دیگر سازمان‌های بین‌المللی درخواست کرده است تا ورود دارو‌ها و تجهیزات و تخلیه بیماران بدحال را تسهیل کنند.

رئیس مرکز سرطان غزه در بیمارستان ناصر، گفت: در حال حاضر حدود ۱۱ هزار نفر در غزه با سرطان زندگی می‌کنند و تقریبا ۲ هزار مورد جدید هر ساله تشخیص داده می‌شود؛ حدود ۴ هزار بیمار برای درمان به خارج از کشور ارجاع فوری دارند، اما همچنان قادر به ترک آنجا نیستند.

وی گفت: هر روز ۳ بیمار به دلیل عدم امکان دریافت شیمی‌درمانی و سفر به خارج از کشور برای درمان جان خود را از دست می‌دهند؛ بیماران سرطانی در غزه به چیزی بیش از دارو نیاز دارند؛ آن‌ها به مداخله بشردوستانه فوری نیاز دارند که دسترسی به درمان را تضمین کند.

رئیس مرکز سرطان غزه در بیمارستان ناصر از ضامن‌های آتش‌بس خواست تا به رژیم صهیونیستی برای صدور اجازه ورود نامحدود دارو‌ها و تجهیزات تشخیصی، ازجمله دستگاه‌های ماموگرافی، دستگاه‌های سونوگرافی، سی‌تی‌اسکن‌ها و سیستم‌های‌ام‌آر‌آی فشار بیاورند.

وی گفت: هر روز تاخیر، جان افراد بیشتری را می‌گیرد.

انتهای پیام/