شناسهٔ خبر: 79344333 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

پرسش‌هایی پس از پایان پاکسازی آلودگی نفت در ساحل قشم

نفتی که دیگر نمی‌بینیم، کجاست؟

مردم دیگر همان‌های سابق نیستند. ماهواره از بالا می‌‌بیند، تلفن همراه از پایین ثبت می‌‌کند و داده، دیر یا زود، روایت را به محک واقعیت می‌‌زند. برای فهم این تغییر کافی است به خوزستان نگاه کنیم؛ مردمی که سال‌‌ها شعله فلرها را دیده‌‌اند، بوی صنایع نفتی را استشمام کرده‌‌اند و درباره نسبت نفت با هوا، توسعه، آب و سلامت خود پرسیده‌‌اند.

صاحب‌خبر -

مردم دیگر همان‌های سابق نیستند. ماهواره از بالا می‌‌بیند، تلفن همراه از پایین ثبت می‌‌کند و داده، دیر یا زود، روایت را به محک واقعیت می‌‌زند. برای فهم این تغییر کافی است به خوزستان نگاه کنیم؛ مردمی که سال‌‌ها شعله فلرها را دیده‌‌اند، بوی صنایع نفتی را استشمام کرده‌‌اند و درباره نسبت نفت با هوا، توسعه، آب و سلامت خود پرسیده‌‌اند. آنها حقیقتی را زودتر از بسیاری از ما تجربه کرده‌‌اند: ثروت نفت دیده می‌‌شود، همه هزینه‌‌های آن نه. قشم اکنون همین تناقض را روی ماسه نوشته است؛ بیل می‌‌تواند ماسه سیاه را بردارد، لودر می‌‌تواند ساحل را زیرورو کند و چند هفته دیگر شاید آخرین لکه هم از مقابل دوربین‌‌ها ناپدید شود، اما سؤال درست از جایی آغاز می‌‌شود که تصویر دوباره زیبا شده است: نفتی که دیگر نمی‌‌بینیم، کجاست؟ و تکلیف غرامت چه می‌شود؟ نفت الزاما ناپدید نمی‌‌شود؛ تغییر مکان و ماهیت می‌‌دهد؛ بخشی تبخیر، بخشی پراکنده یا تجزیه و بخشی در رسوبات محبوس می‌‌شود. برخی ترکیبات نفتی می‌‌توانند وارد بافت زیستمندان شوند و رسوبات آلوده نیز در شرایطی به مخزن ثانویه آلودگی بدل شوند. از همین‌جا دو تعریف از «پاکسازی» در برابر یکدیگر قرار می‌‌گیرند: تعریف نخست می‌‌گوید ساحل زمانی پاک است که سیاهی دیده نشود و تعریف دوم می‌‌پرسد آب، رسوب، ماهی، نرم‌‌تن و شبکه غذایی چه می‌‌گویند؟ فاصله میان این دو تعریف، فاصله میان پاکسازی و مدیریت است. جهان این فاصله را ارزان نیاموخته است. پس از «اکسون والدز» در آلاسکا، آمریکا یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های پاکسازی زمان خود را انجام داد، اما با رفتن نیروهای پاکسازی پرونده بسته نشد. پژوهشگران سال‌ها رسوبات و زیستمندان را پایش کردند و نفت باقی‌مانده بسیار دیرتر از پایان عملیات ظاهری در برخی نقاط مشاهده شد. سپس حادثه از ساحل وارد سیاست شد؛ ارزیابی خسارت منابع طبیعی، برنامه‌های احیا و سرانجام تسریع در تصویب قانون آلودگی نفتی ۱۹۹۰. آمریکا فقط یک لکه نفتی را پاک نکرد؛ یک فاجعه را به اصلاح قانون تبدیل کرد. اروپا پس از «پرستیژ» مسیر دیگری از همین تجربه را پیمود. نفت سنگین از سواحل اسپانیا جمع‌آوری شد، اما عملیات به برداشتن ماسه آلوده محدود نماند؛ پاکسازی تخصصی، مدیریت پسماند و ترمیم محیط‌های آسیب‌‌دیده ادامه یافت و در سطحی بالاتر، حادثه به تشدید مقررات ایمنی دریایی و تسریع کنارگذاشتن نفتکش‌های تک‌بدنه کمک کرد. پرسش اروپا دیگر فقط این نبود که این نفت را چگونه جمع کنیم؟ پرسش مهم‌تر این بود که چه چیزی در سیستم باید تغییر کند تا دوباره مجبور به جمع‌کردن چنین نفتی نباشیم؟ کره جنوبی پس از «هبی اسپیریت»، بُعد دیگری از ماجرا را آشکار کرد. نفت ابتدا با تجهیزات مکانیکی، مواد جاذب، شست‌‌وشوی کنترل‌شده و نیروی انسانی جمع شد و سپس کارشناسان برای ارزیابی شیلات، آبزی‌پروری، گردشگری و خسارت اقتصادی ماندند. بیش از صد هزار مطالبه خسارت ثبت شد و نفت از پرونده محیط‌ زیست وارد پرونده معیشت شد. کره‌ای‌‌ها فهمیدند نفت فقط روی ماسه نمی‌نشیند؛ روی درآمد یک خانواده هم می‌نشیند. ژاپن پس از حادثه «ناخودکا» در سال ۱۹۹۷ حلقه دیگری به این زنجیره افزود. پاکسازی تمام شد، اما پژوهشگران بازگشت اجتماعات جانوری مناطق بین‌ کشندی را در سال‌های بعد دنبال کردند. معیار پایان بحران دیگر فقط مقدار نفت جمع‌آوری‌‌شده نبود؛ بازگشت حیات بود. چهار حادثه و یک منطق مشترک: بیل، ابتدای پاکسازی بود، نه انتهای آن. تجربه چین در دریای «بوهای»، روسیه در تنگه «کرچ» و میراث طولانی آلودگی نفتی پیرامون باکو نیز همین هشدار را تکرار می‌کند: عمر اکولوژیک نفت می‌‌تواند بسیار طولانی‌‌تر از عمر خبری آن باشد. خطرناک‌ترین مرحله آلودگی شاید زمانی آغاز شود که جامعه دیگر آن را نمی‌‌بیند. در جهان امروز، چرخه مدیریت نشت نفت تقریبا روشن است؛ مهار، پاکسازی، پایش شیمیایی و زیستی، احیای اکوسیستم، محاسبه خسارت، جبران اقتصادی، تعیین مسئولیت و در نهایت اصلاح مقررات. حذف هر حلقه یعنی نیمه‌‌تمام‌‌گذاشتن بحران. و حالا قشم! سخنگوی وزارت امور خارجه‌ پرسش مهمی را مطرح کرده است: چه کسی باید خسارت‌های واردشده به زیست‌‌بوم منطقه را جبران کند و طرف‌هایی که از کشتیرانی و انرژی این آبراه منتفع می‌‌شوند، چه مسئولیتی در برابر هزینه‌‌های محیط‌‌زیستی آن دارند؟ این پرسش از منظر اقتصاد سیاسی جدی است: چرا منفعت می‌تواند منطقه‌ای یا جهانی باشد، اما خسارت محلی باقی بماند؟ اما پاسخ به این پرسش ابتدا به علم نیاز دارد. منشأ نفت باید اثبات، آلوده‌‌کننده شناسایی، خسارت اندازه‌گیری و مسئولیت حقوقی تعیین شود. بدون منشأ، مسئولیت مبهم است. بدون مسئولیت، خسارت قابل مطالبه نیست و بدون اندازه‌گیری، اصل «آلوده‌کننده می‌پردازد» چیزی بیش از یک عبارت اخلاقی نخواهد بود. اینجاست که سخنان مدیران محیط‌‌زیستی ایران نیز باید با همان معیاری سنجیده شود که جهان برای خود ساخته است؛ از جمع‌آوری حداکثری آلودگی، مراحل پایانی پاکسازی و آسیب‌ندیدن انسان. به هر حال، این خبرها امیدوارکننده‌ ‌هستند، اما آیا با سخنان مدیران، صورت‌مسئله نیز پاک می‌‌شود؟ پاکسازی کدام آلودگی؟ آنچه چشم می‌بیند یا آنچه آزمایشگاه اندازه می‌گیرد؟ اگر فردا آخرین ماسه سیاه برداشته شود، آیا رسوبات دوباره آزمایش خواهند شد؟ آیا ماهی‌‌ها و نرم‌تنان پایش می‌‌شوند؟ آیا نتایج آزمایش‌‌ها عمومی خواهد شد؟ آیا چند ماه دیگر کسی برای اندازه‌گیری دوباره هیدروکربن‌‌ها به همین ساحل بازخواهد گشت؟ آیا برنامه‌ای برای پاکسازی آنچه دیده نمی‌شود نیز وجود دارد؟ چقدر تجربیات جهانی لحاظ شده؟ و چه کسی، بر‌اساس کدام شاخص علمی، حق دارد اعلام کند بحران تمام شده است؟ اینجا مرز میان مدیریت تصویر بحران و مدیریت خود بحران آشکار می‌‌شود. اولی می‌‌پرسد چند متر ساحل پاک شد؟ دومی می‌پرسد لکه‌های نفت کجا رفتند؟ اولی با رفتن لودر پایان می‌یابد و دومی ممکن است سال‌‌ها ادامه داشته باشد. چند هفته دیگر شاید ساحل قشم دوباره روشن شود، دوربین‌ها بروند و خبر از تیترها پایین بیاید، اما چهار پرونده باید همچنان باز بماند: آزمایشگاه، برای آنچه در طبیعت باقی مانده؛ سلامت، شاید برای آنچه جامعه انسانی را نشانه گرفته؛ اقتصاد، برای آنچه جامعه از دست داده و سیاست، برای اینکه معلوم شود چه کسی باید هزینه را بپردازد. صورت‌مسئله را می‌‌توان از تیترها پاک کرد، اما از طبیعت و سلامت جامعه نه. دریا گزارش عملکرد نمی‌خواند، با مصاحبه احیا نمی‌شود و با اعلام پایان عملیات، حافظه شیمیایی‌‌اش پاک نمی‌‌شود. در واقع همان‌طور که دریا را با بیل نمی‌شود پاک کرد، با کلمات هم هرگز نمی‌توان روی «خشونت آهسته» ‌که بر طبیعت و جامعه تحمیل می‌شود، سرپوش گذاشت. حداقل در خوزستان که نشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.