گروه حوادث
پنجم مردادماه جاري، خانواده يكي از افراد داراي معلوليت ذهني در شهرستان قروه واقع در استان كردستان با تماسي از سوي مركز نگهداري محل اقامت فرزندشان مواجه ميشوند؛ تماسي كه مضمون آن وخامت وضعيت جسمي فرزندشان و ضرورت مراجعه خانواده به بيمارستان بوده است. خانواده اين فرد خود را به بيمارستان ميرسانند، اما آنچه در بيمارستان مشاهده ميكنند با آنچه مسوولان اين مركز گفته بودند، متفاوت بوده است؛ به گفته خانواده، آثار كبودي، سوختگي و همچنين شكستگيهايي بر بدن فرزندشان مشهود بوده؛ موضوعي كه براي آنان اين پرسش را ايجاد كرده كه دقيقا چه اتفاقي افتاده است؟
همان روز حراست بيمارستان موضوع را به مديركل بهزيستي استان اطلاع ميدهد؛ بر اساس اطلاعات مطرح شده از سوي خانواده، حراست بيمارستان پس از مشاهده وضعيت فرد، موضوع را گزارش داده و مديركل بهزيستي استان به اين مركز نگهداري مراجعه كرده و با بررسي فيلم دوربينهاي مداربسته گزارشي مبني بر اين موضوع ثبت و پس از آن دستور پلمب اين مركز صادر شده است. به گفته «حسين رسولي»، مديركل بهزيستي استان كردستان هيات بازرسي و نظارت تشكيل و پس از بررسي دوربينها و تحقيقات مرتبط در كميسيون ماده ۲۶ بهزيستي مبني بر نظارت بر اماكن و موسسات غيردولتي، قصور مركز محرز و راي بر پلمب و تعطيلي آن داده شده است. پس از اين اتفاق، خانواده اين فرد شكايت خود را ثبت كردهاند. با اين حال پزشكي قانوني هنوز نظر نهايي خود را اعلام نكرده، اما اين خانواده با ابهامات زيادي درباره وضعيت فرزند معلول خود مواجه شدهاند؛ يكي از مهمترين ابهامات اين پرونده توضيحي است كه به گفته خانواده از سوي كاركنان مركز درباره علت آسيبها داده شده است؛ برادر متوفي در همين راستا به «اعتماد» ميگويد: «عوامل اين مركز به آنان گفتهاند كه فرزندشان از روي تخت افتاده است.» اما همين توضيح، پرسشهاي بيشتري براي خانواده ايجاد كرده است؛ اگر علت حال بد متوفي سقوط از تخت بوده چرا آثار سوختگي و شكستگيهاي متعدد روي بدن او وجود داشته است؟ ارتفاع تخت چقدر با آسيبهاي مشاهده شده مطابقت دارد؟ و مهمتر از همه چرا خانواده زماني در جريان حال فرزندشان قرار گرفتهاند كه وضعيت جسمي او وخيم و به بيمارستان منتقل شده است؟
با اين حال پلمب يك مركز نگهداري به اين معنا نيست كه مسووليت كيفري اشخاص يا علت وقوع حادثه اثبات شده است، اما از منظر نظارتي، نشان ميدهد موضوع به اندازهاي جدي بوده كه اين تصميم گرفته شده است. اگر بررسيها نشان دهد كه حادثه صرفا يك اتفاق ناخواسته بوده بايد علت وقوع آن به خانواده اطلاعرساني شود، اما اگر تحقيقات قضايي به وجود رفتار مجرمانه يا قصور منجر شود، افكار عمومي انتظار دارد با عامل يا عوامل آن مطابق قانون برخورد شود.
حدود هفت، هشت نقطه از بدن متوفي
شكسته شدهاند
برادر «ارسلان محمدي» فرد ۴۰ سالهاي كه در مركز نگهداري معلولان به دلايلي ناشناخته جان خود را از دست داده به «اعتماد» ميگويد: «نزديك 15سال بود كه برادرم را به خاطر معلوليت ذهني در يك مركز نگهداري خصوصي زيرنظر سازمان بهزيستي در شهرستان قروه سپرده بوديم تا اينكه ششم مردادماه از مركز نگهداري با ما تماس گرفتند و گفتند برادرم حالش خوب نيست و دربيمارستان بستري شده است. خودمان را به بيمارستان رسانديم، اما حال جسمي برادرم مساعد نبود. آثار كبودي و شكستگي روي بدنش مشخص و دچار ضعف و بيحالي شديد بود. برادرم 2روز بعد در بيمارستان جانش را از دست داد. آثار شكستگي روي انگشتان، دستان، قفسه سينه و... وجود داشت؛ حدود هفت، هشت نقطه از بدن برادرم شكسته شده بودند. كبودي و سوختگي نيز روي بدن او نمايان بود. برادرم حالش خيلي بد بوده، اما كسي زودتر موضوع را پيگيري نكرده است. ما تقاضاي كالبدشكافي دادهايم و منتظر نتيجه پزشكي قانوني هستيم؛ ميخواهيم بدانيم برادرم با مرگ طبيعي فوت شده يا شخص يا اشخاصي مقصر هستند. رييس اين مركز نگهداري به ما گفته ارسلان از روي تخت افتاده است؛ تختهايي كه در اين مركز هستند يك متر ارتفاع دارند؛ چگونه برادرم از اين ارتفاع افتاده و دچار اين تعداد شكستگي شده! قبلا هم آثار كبودي روي بدن ارسلان وجود داشته؛ ما در سال يكي، دو ماه وظيفه داشتيم ارسلان را به خانه بياوريم؛ در مدتي كه خانه بود جاي كبوديها و خراشهاي كوچك روي بدنش مشخص بودند.»
او همچنين در مورد گزارش بيمارستان به مركز بهزيستي ميگويد: «همان روز كه ارسلان را از سوي مركز نگهداري به بيمارستان منتقل كردند حراست بيمارستان با مديركل بهزيستي استان تماس گرفته و ماجرا را براي او تعريف كرده است. ما خودمان نيز موضوع را به ايشان منتقل كردهايم. مديركل بهزيستي استان هم بعد از اين گزارش به اين مركز نگهداري رفته و فيلم دوربينهاي مداربسته را بررسي كرده است. پس از بررسيهاي ايشان دستور پلمب مركز صادر شده و بعد از مدتي بهزيستي عوامل خود را به اين مركز فرستاده و در حال حاضر آنها آنجا حضور دارند. پرسنل بيمارستان و عوامل كلانتري معتقد هستند ارسلان نياز به حمايت داشته به همين خاطر از همان ابتدا تمامي موارد را مدنظر گرفتهاند. ما فيلم دوربينهاي مداربسته را نديدهايم و از جزييات آن بيخبر هستيم، اما منتظريم تا واقعيت مشخص شود. ما پس از اين حادثه شكايتي مبني بر اين موضوع هم در كلانتري و هم در دادگستري ثبت كردهايم.»
دستكم 9 مورد مشابه طي چهار سال
طي چهار سال گذشته دستكم 9 مورد از ضرب و شتم افراد دچار معلوليت ذهني و جسمي منتشر شده كه در بعضي موارد اين افراد بر اثر اين شكنجهها فوت شدهاند. «اعتماد» به چندين مورد از اين اخبار اشاره كرده است.
آبان ماه ۱۴۰۴، بهزيستي مازندران در تاييد خبري مبني بر ضرب و شتم يك كودك معلول اعلام كرد: «در پي اين خبر بر اساس بازبيني فيلمهاي دوربينهاي مداربسته و بررسيهاي ميداني كارشناسان بهزيستي شهرستان و همچنين بازپرس دادگستري، مواردي از ضرب و شتم نسبت به يك كودك كه داراي معلوليت جسمي و ذهني خفيف بود، از سوي مديرعامل موسسه مشاهده و تاييد شد. اين موضوع باعث شد كودك به بيمارستان منتقل و موسسه متخلف منحل شود.»
اسفندماه ۱۴۰۴، مديركل بهزيستي خراسان رضوي از ضرب و شتم يك مددجوي ۳۰ساله داراي معلوليت شديد جسمي حركتي در مركز شهيد فياضبخش مشهد خبر داد و گفت: «مددكار متهم با ۲۵سال سابقه كار بركنار و پرونده براي رسيدگي به مراجع قضايي ارجاع شد؛ پس از وقوع اين اتفاق مركز شهيد فياضبخش مشهد، موضوع را به اداره كل بهزيستي خراسان رضوي اطلاعرساني كرد و بلافاصله بررسيها آغاز شد. آثار خشونت به صورت كبودي در ناحيه چشم مددجو مشاهده شد كه طبق تصاوير ويديويي موجود، احتمال وارد شدن ضربه از سوي مددكار وجود دارد، هرچند خود فرد خاطي منكر انجام ضرب و شتم شده است. اين رفتار به هيچ عنوان قابل اغماض نيست و فرد متخلف فعلا از محيط كار كنار گذاشته و ممنوعالكار شده است. همچنين فيلم مربوطه براي بررسي دقيقتر به مرجع قضايي ارسال شده است.»
مرداد ماه ۱۴۰۴، پايگاه خبري سبزوار، تصاويري تكاندهنده از ضرب و شتم يكي از نوجوانان كم توان و معلول ذهني در سبزوار منتشر كرد و نوشت: «اين ويديو كه صحنههايي از رفتار خشونتآميز و غير انساني عليه نوجواني است كه از نظر ذهني كمتوان است؛ رفتاري كه از سوي كاربران شبكههاي اجتماعي بهشدت محكوم شده و احساسات بسياري را جريحهدار كرده است. انتشار اين تصاوير باعث شد تا درخواستهاي گستردهاي از سوي شهروندان براي شناسايي عاملان اين اقدام صورت گيرد. مردم خواهان ورود نيروهاي انتظامي ودستگاه قضايي به پرونده و اجراي سريع عدالت شدهاند.»
مردادماه ۱۴۰۳، نيز كمپين معلولان در كانال تلگرامي خود از كشته شدن يك پسر جوان در مركز نگهداري پيام در كرج خبر داد و عنوان كرد: «پسر ۲۴ساله در مركز نگهداري شبانهروزي پيام احسان محمدشهر كرج بر اثر بسته شدن با زنجير چرخ و خفگي شديد كشته شد.» ساعاتي پس از انتشار اين خبر، روابط عمومي بهزيستي استان البرز آن را تاييد كرد و خبر از تعطيلي اين مركز و بازداشت مدير و بهيار مركز داد.
آذرماه ۱۴۰۳، دادستان مركز استان همدان از برخورد با فردي كه اقدام به ضرب و جرح و مرگ يك معلول شده بود، خبر داد و گفت: «بلافاصله پس از وصول خبري مبني بر ضرب و جرح يكي از مددجويان مركز نگهداري معلولان در همدان توسط كاركنان اين مركز و فوت او، با صدور دستور فوري و ويژه پرونده قضايي در اسرع وقت تشكيل و براي رسيدگي به شعبه بازپرسي ارجاع و دستور جلب متهمان فعلا با عنوان ايراد ضرب و جرح عمدي صادر شد. در بررسي اوليه توسط پزشكي قانوني، آثار ضرب و جرح تاييد شد، اما علت تامه مرگ را ناشي از صدمات مذكور ندانسته و اعلام نظر نهايي را منوط به كالبد شكافي و آزمايشات لازم اعلام كرد. متهمان پس از تحمل يك شب بازداشت با صدور قرار وثيقه توسط بازپرس پرونده تا اعلام نظر نهايي پزشكي قانوني آزاد شده و قرار نظارت قضايي مبني بر عدم اشتغال در مشاغل مرتبط نيز براي آنان صادر شده است.»
مردادماه ۱۴۰۲، خبرگزاري تسنيم در مورد مرگ يك نوجوان در مركز توانبخشي شرق تهران نوشت: «رسيدگي به پرونده مرگ مشكوك يك پسر معلول حدود ۱۹ساله با شكايت پدرش در دستور كار قاضي وحيد ناصري، بازپرس ويژه قتل شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران قرار گرفت. پدر اين نوجوان در اظهارات خود گفته كه پسرش معلول بوده و از چند سال قبل او را در يك مركز توانبخشي خصوصي در شرق تهران بستري كرده؛ روز حادثه ناگهان حال فرزندم بد شده و چند روز پس از انتقال به بيمارستان به گفته پزشكان به دليل ايست قلبي و تنفسي جان خود را از دست داده است. همچنين آثار كبودي و زخم بستر روي بدن فرزندم مشهود بوده، به همين دليل از مدير مركز براي كمكاري در جريان نگهداري پسرم داخل مركز توانبخشي شكايت دارم. پس از ثبت شكايت از سوي پدر متوفي، مسوولان حقوقي و مدير مركز توانبخشي براي ارايه توضيحات احضار و مورد تحقيق قرار گرفتند.»
مرداد ماه ۱۴۰۲، كمپين معلولان با انتشار ويديويي كه حاوي تصاوير خشونتآميز بود، نوشت: «براساس فيلم بيست دقيقهاي و گزارشات رسيده به كمپين در مركز نگهداري و توانبخشي نيلوفران آبي بوشهر، معلولان مورد ضرب و جرح، اذيت و آزار و بدرفتاري وحشتناك و همچنين سوءتغذيه و وضعيت بد بهداشتي قرار دارند. هنوز مسوولان سازمان بهزيستي هيچ توضيحي در اين باره ندادند.» چند روز پس از انتشار اين خبر، معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان بوشهر از دستگيري عامل اصلي ضرب و جرح معلولان در مركز نيلوفران آبي خبر داد.
ارديبهشتماه ۱۴۰۱، نماينده گرمسار در مجلس درباره ضرب و شتم يك معلول در سمنان گفت: «خانواده محمد، معلول شاهرودي مستقر در يكي از مراكز خصوصي توانبخشي در سمنان اعلام كردند كه روز بيست و هفتم ارديبهشت از مركز نگهداري معلولان با آنها تماس گرفتند و اعلام كردند كه فرزند آنها كمي ناخوش احوال است، اما در كمال تعجب با وضعيتي روبهرو شدند كه آثار جراحت بر سر و صورت او نمايان بود.»
تيرماه ۱۴۰۱، خبرگزاريها از ضرب و شتم يك معلول ذهني در مركز توانبخشي گچساران خبر دادند و نوشتند: «مادرِ خانواده بيمار و مسن است و پدر هم كارگر و از ايثارگران جنگ تحميلي، به دليل مشكلات بسياري كه داشتهاند، فرزند معلول خود را به يكي از مراكز توانبخشي گچساران جهت نگهداري سپردند، اما زماني كه به ملاقات فرزند معلولشان رفتند آثار انواع آزار جسمي را در بر بدن او ديدند.» پس از انتشار خبر ضرب و شتم اين معلول ذهني، مديركل بهزيستي استان كهگيلويه و بويراحمد به همراه معاون مشاركتهاي مردمي و دبير كميسيون نظارت استان با حضور در شهر سوق از توابع شهرستان كهگيلويه با خانواده اين معلول ذهني ديدار و از او دلجويي كرد.